نام و نام خانوادگی دبیر: عظیمه کیان فر
استان و شهر محل سکونت: استان بوشهر - بندر کنگان
عیار علمی: لیسانس روان شناسی
سابقه کار مشاوره : 5 سال
مصاحبه گر : عیسی گلابی
با توجه به تجربهی شما در پشتیبانی گروههای پایه و کنکوری، مهمترین تفاوت این دو نوع پشتیبانی را در چه میدانید و کدامیک نیازمند ظرافت بیشتری است؟
بهنظر من تفاوت اصلی پشتیبانی پایه و کنکور، بیشتر از اینکه در حجم درسها باشد، در «نوع دغدغهی ذهنی دانشآموز» است.
در پشتیبانی پایه، تمرکز اصلی روی ساختن عادتهای درست مطالعاتی است؛ یعنی آموزش نظم، برنامهریزی، روش صحیح درس خواندن و مهمتر از همه، ایجاد نگرش مثبت نسبت به درس و مدرسه. در این مقطع ما بیشتر «میسازیم» تا «اصلاح کنیم».
اما در پشتیبانی کنکوری، با دانشآموزی روبهرو هستیم که زمان برایش بسیار ارزشمند است و فشار روانی بیشتری را تجربه میکند. اینجا نقش پشتیبان فقط هدایت درسی نیست، بلکه مدیریت استرس، امید دادن، و حفظ انگیزه در مسیر فرسایشی کنکور اهمیت ویژهای پیدا میکند.
اگر بخواهم بگویم کدامیک ظرافت بیشتری میخواهد، قطعاً پشتیبانی کنکوری. چون کوچکترین اشتباه در لحن، زمانبندی یا تصمیمگیری میتواند روی روحیه و عملکرد دانشآموز اثر مستقیم بگذارد. در کنکور، گاهی یک جملهی درست در زمان درست، به اندازهی چند ساعت درس خواندن ارزش دارد.
بهعنوان پشتیبان برتر، مهمترین تصمیم اجرایی شما که بیشترین تأثیر را در پیشرفت دانشآموزانتان داشته چه بوده است؟
مهمترین تصمیم اجرایی من این بود که تحلیل آزمون را از یک کار فرعی به هستهی اصلی پشتیبانی تبدیل کنم.
در ابتدا متوجه شدم بسیاری از دانشآموزان فقط درصدها را نگاه میکنند و سریع سراغ آزمون بعدی میروند، بدون اینکه واقعاً بفهمند چرا پیشرفت کردهاند یا چرا افت داشتهاند. برای همین تصمیم گرفتم تحلیل آزمون را بهصورت ساختارمند اجرا کنم: نه فقط بررسی درصد، بلکه بررسی تعداد غلط، نزدهها، دلایل اشتباهات، وضعیت روحی، جسمی و حتی شرایط محیطی در روز آزمون.
نتیجه این تصمیم این بود که:
دانشآموزان بهتدریج از «درسخواندن هیجانی» فاصله گرفتند و به سمت مطالعهی آگاهانه و هدفمند رفتند. خیلی از آنها بعد از مدتی خودشان یاد گرفتند که اشتباهاتشان را ریشهیابی کنند، نه اینکه صرفاً تکرار کنند.
بهنظرم این تصمیم باعث شد نقش من از یک پشتیبان صرف، به یک همراهِ تحلیلی در مسیر پیشرفت تغییر کند؛ و این دقیقاً همان چیزی است که بیشترین اثر را در رشد پایدار دانشآموزانم داشته است.
معیار شما برای سنجش «پیشرفت تحصیلی» دانشآموزان پس از هر آزمون چیست و چگونه آن را ارزیابی میکنید؟
بهنظر من «پیشرفت تحصیلی» فقط در افزایش تراز یا درصد خلاصه نمیشود؛ هرچند اینها مهم هستند، اما کافی نیستند.
معیار من ترکیبی از شاخصهای کمی و کیفی است.
از نظر کمی، مواردی مثل:
مقایسه درصدها و تراز نسبت به آزمون قبلی ، کاهش تعداد غلطها و پاسخهای شانسی ، افزایش پاسخهای درست و مطمئن را بررسی میکنم.
اما بخش مهمتر برای من ارزیابی کیفی است؛ یعنی:
آیا دانشآموز نسبت به اشتباهاتش آگاهتر شده؟
آیا دلیل غلطها را میفهمد یا فقط اصلاح میکند؟
آیا برنامهاش واقعبینانهتر شده؟
و آیا بعد از آزمون، ناامید نمیشود بلکه به دنبال راه بهبود است؟
برای همین بعد از هر آزمون، علاوه بر تحلیل فنی، یک ارزیابی فردی هم انجام میدهم که در آن دانشآموز عوامل روانی، جسمی و محیطی مؤثر بر عملکردش را بررسی میکند و نقاط قوت و ضعف خود را مینویسد.
اگر دانشآموزی حتی با درصد ثابت، اما با درک بهتر از مسیر، آرامش بیشتر و تصمیمهای دقیقتر جلو برود، من آن را پیشرفت واقعی میدانم.
مهمترین کاری که شما به طور مستمر برای دانشآموزانتان انجام میدهید چیست و این کار چگونه منجر به پیشرفت درسی آنها میشود؟
مهمترین کاری که بهطور مستمر برای دانشآموزانم انجام میدهم، ایجاد یک جریان دائمیِ آگاهی، پیگیری و امید در مسیر تحصیلی آنهاست.
به این معنا که فقط به برنامه دادن یا بررسی کارنامه بسنده نمیکنم؛
بلکه بهصورت منظم:
✅روند مطالعهشان را پیگیری میکنم
✅دربارهی چرایی موفقیتها و افتها با آنها گفتوگو میکنم.
✅و کمک میکنم هر آزمون، برایشان تبدیل به «نقطهی یادگیری» شود، نه صرفاً یک عدد در کارنامه.
این کار باعث میشود دانشآموز بهتدریج از حالت منفعل خارج شود و به یک فرد تحلیلگر و مسئول نسبت به مسیر خودش تبدیل شود. وقتی دانشآموز بداند هر هفته کسی هست که هم عملکردش را میبیند، هم درکش میکند و هم راه نشان میدهد، طبیعی است که هم انگیزهاش بالاتر میرود و هم کیفیت درس خواندنش.
بهنظرم پیشرفت درسی زمانی پایدار میشود که دانشآموز احساس کند در این مسیر تنها نیست و من تلاش میکنم این حس همراهی و اعتماد را بهصورت مستمر برایشان بسازم.
شاخصترین پیشرفت یکی از دانشآموزان شما چه بوده و نقش پشتیبانی شما در آن چگونه تعریف میشود؟
یکی از شاخصترین پیشرفتهایی که همیشه در ذهنم مانده، مربوط به دانشآموزی است که در ابتدای مسیر، تراز و درصدهای نسبتاً پایینی داشت، اما مهمتر از آن، اعتماد به نفس بسیار کمی نسبت به تواناییهایش داشت.
در جلسات اولیه متوجه شدم مشکل اصلی او فقط علمی نیست بلکه بیشتر از آن، دچار ترس از اشتباه، مقایسهی منفی با دیگران و ناامیدی زودهنگام بود. بنابراین در کنار اصلاح روش مطالعه، تمرکز اصلی من روی بازسازی نگاه او به خودش و مسیر کنکور قرار گرفت. با تحلیلهای منظم آزمون، به او کمک کردم که بهجای سرزنش خودش، اشتباهاتش را «نشانههای رشد» بداند. کمکم یاد گرفت هر آزمون را نه بهعنوان قضاوت، بلکه بهعنوان ابزار یادگیری ببیند. نتیجه این فرآیند این شد که در طول چند آزمون متوالی هم درصدهایش رشد کرد، هم تعداد غلطهایش کاهش یافت و مهمتر از همه به نقطهای رسید که با آرامش و اعتماد به نفس بیشتری درس میخواند. نقش من در این مسیر، بیش از آنکه «حل مسئله به جای او» باشد کمک به دیدن درست مسئله و انتخاب مسیر صحیح بود و بهنظرم این دقیقاً همان جایی است که پشتیبانی میتواند یک تغییر واقعی ایجاد کند.
به نظر شما مهمترین عامل موفقیت دانشآموزان در آزمونهای کانون چیست؟
بهنظر من مهمترین عامل موفقیت دانشآموزان در آزمونهای کانون، تداوم هوشمندانه در مسیر درست است. خیلی از دانشآموزان برای مدتی انگیزه دارند، برنامه میگیرند و تلاش میکنند اما آنچه نتیجهی واقعی میسازد، ادامه دادنِ درست در طول زمان است، نه فقط شروع خوب.
تداوم هوشمندانه یعنی:
بعد از هر آزمون، تحلیل کنیم نه توجیه
اشتباهات را تکرار نکنیم، بلکه از آنها یاد بگیریم
در افتها ناامید نشویم و در موفقیتها مغرور نشویم
آزمونهای کانون بهخاطر نظم، جامعیت و استمرارشان یک فرصت طلایی هستند اما این فرصت زمانی تبدیل به موفقیت میشود که دانشآموز با صبر، حوصله و نگاه تحلیلی در این چرخه باقی بماند. من همیشه به دانشآموزانم میگویم موفقیت در کانون، بیشتر از آنکه نتیجهی جهشهای مقطعی باشد حاصل قدمهای کوچک اما مداوم و درست است.

شما چگونه سختیها و فشارهای پشتیبانی گروه کنکوری را مدیریت میکنید؟
پشتیبانی گروه کنکوری ذاتاً با فشار، استرس و مسئولیت بالایی همراه است ، چون ما فقط با درس و برنامه طرف نیستیم، بلکه با آینده، نگرانی و امید دانشآموزان سروکار داریم. برای مدیریت این فشارها، من چند اصل را همیشه برای خودم نگه داشتهام:
اول اینکه سعی میکنم بین همدلی و فرسودگی مرز قائل شوم؛
یعنی در کنار دانشآموز هستم، اما بار روانی او را بهطور کامل روی دوش خودم نمیگذارم. این کمک میکند هم مؤثرتر باشم، هم پایدارتر.
دوم اینکه نگاه من به مشکلات، «مسئله برای حل شدن» است نه «بحران برای ترسیدن».
وقتی افت یا بیانگیزگی پیش میآید، بهجای نگرانی هیجانی، به دنبال ریشهی آن میروم علمی است؟ روانی است؟ برنامهای است؟
همین نگاه تحلیلی باعث میشود فشارها تبدیل به مسیر اقدام شوند.
و نکتهی سوم، حفظ انگیزهی شخصی خودم است. دیدن رشد حتی تدریجی دانشآموزان، برای من بزرگترین منبع انرژی است و باعث میشود سختیهای مسیر معنا پیدا کند.
بهنظرم وقتی پشتیبان بداند چرا این مسیر را انتخاب کرده، فشارها دیگر فرساینده نیستند، بلکه سازنده میشوند.
پیگیری شما در فاصلهی بین دو آزمون چگونه است؟
پیگیری من در فاصلهی بین دو آزمون یک روند مستمر و چندلایه است و به هیچوجه به یک تماس ساده محدود نمیشود. ابتدا، هر دانشآموز را بهصورت فردی و شخصی پیگیری میکنم: وضعیت مطالعه، مشکلات درسی، و مسائل روانی یا انگیزشی او را بررسی میکنم. اما این تماس فردی، تنها بخشی از کار است. در کنار آن، کارگاههای آموزشی و تحلیلی دو بار در ماه برگزار میکنم تا دانشآموزان بتوانند یادگیریهای خود را مرور کنند، نکات آزمون را تحلیل کنند و از تجربه همدیگر بهرهمند شوند. همچنین، پیگیری در فضای مجازی بهصورت روزانه و تعاملی انجام میشود: یادآوریها، نکات کوتاه، پرسش و پاسخ و انگیزهبخشی مداوم، باعث میشود دانشآموزان حس کنند که مسیرشان دیده میشود و تنها نیستند. بهطور خلاصه، من معتقدم موفقیت دانشآموزان در فاصلهی بین آزمونها، حاصل پیگیری مستمر، ترکیبی از تماس فردی، کارگاههای گروهی و حمایت دیجیتال است و بسنده کردن به یک تماس، هرگز کافی نیست.

در مواجهه با افت انگیزه یا سردرگمی دانشآموز، اولین اقدام شما چیست؟
وقتی با افت انگیزه یا سردرگمی دانشآموز مواجه میشوم، اولین اقدامم این است که علت را دقیق شناسایی کنم، نه صرفاً تلاش برای رفع نشانهها.
در قدم اول با دانشآموز گفتوگو میکنم تا بفهمم:
آیا مشکل از حجم یا روش مطالعه است؟
آیا فشار روانی یا نگرانیهای بیرونی تأثیرگذار بوده؟
یا شاید فقط نیاز به یک انگیزه کوتاهمدت دارد؟
سپس با توجه به علت، راهکار مناسب ارائه میکنم:
ممکن است یک برنامه اصلاحی کوتاه، یک جلسه مشاوره فردی، یادآوری اهداف بزرگ یا حتی تکنیکهای حفظ حوصله باشد.
در کنار این، پیگیری مداوم دارم تا مطمئن شوم دانشآموز دوباره مسیرش را پیدا کرده و اعتماد به نفسش بازگشته است.
بهنظرم کلید موفقیت در چنین مواقعی، صبوری، گوش دادن واقعی و همراهی فعال است نه فشار آوردن یا راهحل فوری دادن، که اغلب نتیجهی عکس میدهد.

نقش خانواده را در مسیر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان چگونه میبینید؟
بهنظر من نقش خانواده در مسیر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان حمایتی و مکمل نقش پشتیبان است. خانواده میتواند با ایجاد محیط مناسب، همراهی روحی و تشویق به نظم و برنامهریزی، مسیر یادگیری را برای دانشآموز هموار کند. اما همزمان، خانواده باید مراقب باشد که فشار و انتظارات بیش از حد، انگیزه را تخریب نکند. در تجربهی من، وقتی خانواده در کنار دانشآموز قرار میگیرد و ارتباط سازنده و مثبت با پشتیبان برقرار میکند، اثر آن روی اعتماد به نفس، انگیزه و پیگیری دانشآموز چشمگیر است. مثلاً گاهی لازم است خانواده در اجرای برنامه یا رعایت زمانبندی مطالعه همراهی کند یا در مواقع افت انگیزه، پشتیبان را به عنوان راهنما باور داشته باشد و دانشآموز را تشویق کند. بهطور خلاصه، خانواده ستونی حمایتی است که وقتی درست در کنار دانشآموز و پشتیبان قرار گیرد، پیشرفت تحصیلی را به شکل قابل توجهی تسریع میکند.
نظر شما دربارهی منابع و کتابهای کانون چیست؟
به نظر من منابع و کتابهای کانون، یک ساختار منسجم و جامع برای یادگیری هدفمند دانشآموزان فراهم میکنند. این منابع نه تنها مطالب درسی را به شکل استاندارد و سازماندهی شده ارائه میدهند، بلکه با آزمونهای منظم و تحلیل دقیق، به دانشآموز کمک میکنند نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد و مسیر پیشرفت را ملموستر کند.
در تجربهی من، وقتی دانشآموز با کتابها و منابع کانون همراه با پشتیبانی حرفهای کار میکند، توانایی تحلیل، مدیریت زمان و مهارت پاسخدهی او به طرز چشمگیری افزایش مییابد. به همین دلیل همواره توصیه میکنم دانشآموزان منابع کانون را جدی بگیرند و آنها را ابزار مسیر رشد و نه فقط منبع مرور درسها ببینند.
دوران جمعبندی را چگونه تعریف میکنید؟
به نظر من، دوران جمعبندی مرحلهای است که دانشآموزان با تمرکز بر مرور، تثبیت و تحلیل نقاط قوت و ضعف خود، آمادهی آزمون نهایی میشوند. جمعبندی یعنی دیگر زمان یادگیری مطالب جدید به حجم زیاد نیست، بلکه تمرکز روی یادگیری هوشمند، مرور نکات مهم، تحلیل آزمونها و اصلاح اشتباهات گذشته است. این دوران همچنین فرصتی است برای تقویت اعتماد به نفس، مدیریت زمان و حفظ آرامش روانی، چون فشارها در این مرحله بیشتر است. در تجربهی من، دانشآموزانی که دوران جمعبندی را با برنامهریزی دقیق، استفاده از تحلیل آزمونها و پیگیری مستمر پشتیبان طی میکنند نتایج پایدارتری به دست میآورند و از استرس کمتری برخوردارند. بهطور خلاصه، جمعبندی یعنی تمرکز بر کیفیت مطالعه و اعتماد به مسیر طی شده، نه فقط افزایش ساعت مطالعه.
بهعنوان پشتیبان برتر شهر بندرکنگان، مهمترین توصیهی شما به دانشآموزان کنکوری سراسر کشور چیست؟
به دانشآموزان کنکوری سراسر کشور میگویم: موفقیت در کنکور نه نتیجهی شانس است، نه فقط تلاش مقطعی، بلکه حاصل مسیر مستمر، هدفمند و هوشمندانهای است که شما طی میکنید. توصیه من این است که:
برنامهریزی خود را با دقت و واقعبینی انجام دهید، نه تحت فشار دیگران.
بعد از هر آزمون، فقط به نتیجه نگاه نکنید، بلکه دلایل موفقیتها و اشتباهات خود را تحلیل کنید و از آنها درس بگیرید.
حفظ انگیزه و حوصله در مسیر کنکور اهمیت فوقالعادهای دارد؛ حتی وقتی شرایط سخت میشود، بدانید که پایدار ماندن در مسیر، بزرگترین سرمایهی شماست.
و مهمتر از همه، باور داشته باشید که هر قدم کوچک اما درست، شما را به هدف نزدیکتر میکند.
تجربه من در پشتیبانی دانشآموزان بندرکنگان نشان داده است که تمرکز روی مسیر، نه فقط روی نتیجه فوری، تفاوت دانشآموزان موفق با دیگران را رقم میزند.

