نام و نام خانوادگی پشتیبان : سبحان ایمانی زاده
نام رشته و دانشگاه : آموزش ابتدایی ، فرهنگیان دزفول
مقطع پشتیبانی : کنکوری تجربی
عیار کانونی : 2سال
نام مدیر : علی ابراهیم زاده

مصاحبه گر : علی ابراهیم زاده
به نظر شما مهمترین دلیل پیشرفت نمره، تراز و رتبه دانشآموزانتان چه بوده است؟
به نظر من مهمترین عامل، ترکیب برنامهریزی دقیق، پیگیری مستمر و ارتباط مؤثر با دانشآموزان بوده است. برای هر دانشآموز، متناسب با سطح علمی، تواناییها، نقاط ضعف و شرایط فردی او برنامهای اختصاصی تنظیم میکردم و تلاش داشتم این برنامه کاملاً واقعبینانه و قابل اجرا باشد. علاوه بر این، پس از هر آزمون، کارنامهها را بهصورت تحلیلی بررسی میکردم و بر اساس نتایج بهدستآمده، تغییرات لازم را در برنامه اعمال میکردم. این روند باعث شد دانشآموزان بهصورت تدریجی اما پیوسته پیشرفت کنند و نتیجه این پیشرفت در افزایش نمره، تراز و رتبه آنها بهوضوح قابل مشاهده باشد.
چگونه دانشآموزان را به اجرای برنامه و پایبندی به آن ترغیب میکنید؟
برای پایبندی دانشآموزان به برنامه، ابتدا تلاش میکردم برنامهها کاملاً متناسب با توان واقعی آنها باشد تا احساس فشار یا ناتوانی ایجاد نشود. در تماسها، هدف هر بخش از برنامه را بهطور شفاف توضیح میدادم و ارتباط مستقیم آن را با نتیجه آزمونها بیان میکردم. همچنین پیشرفتهای کوچک دانشآموزان را پررنگ میکردم تا حس موفقیت در آنها شکل بگیرد. این رویکرد باعث شد دانشآموزان برنامه را نه بهعنوان یک اجبار، بلکه بهعنوان یک ابزار کمککننده برای موفقیت خود بپذیرند.
تماسهای شما با دانشآموزان چه ویژگیای داشت که مؤثر واقع شد؟
تماسها بهصورت منظم، برنامهریزیشده و هدفمند انجام میشد، اما در عین حال لحن آنها صمیمی و حمایتگرانه بود. در ابتدای هر تماس، ابتدا وضعیت روحی و شرایط کلی دانشآموز را بررسی میکردم و سپس وارد مسائل درسی میشدم. این موضوع باعث میشد دانشآموز احساس کند فقط عملکرد درسی او مهم نیست، بلکه شرایط روحیاش نیز مورد توجه قرار میگیرد. همین حس حمایت و درک شدن، نقش مهمی در افزایش همکاری و اثرگذاری تماسها داشت.
در جلسات مشاوره ای بیشتر بر چه موضوعاتی تمرکز داشتید؟
در کنار بررسی وضعیت درسی، تمرکز زیادی بر مهارتهایی مانند مدیریت زمان، روش صحیح مطالعه، اولویتبندی دروس، کاهش استرس در آزمون و افزایش اعتمادبهنفس داشتم و معتقدم بسیاری از مشکلات تحصیلی ریشه در ضعف مهارتهای فردی دارد، نه صرفاً ندانستن مطالب درسی. به همین دلیل تلاش میکردم دانشآموزان را از نظر ذهنی و روانی نیز برای مسیر آزمونها آماده ساخته تا بتوانند عملکرد بهتری داشته باشند.

چگونه نقاط ضعف دانشآموزان را شناسایی و برطرف میکردید؟
برای شناسایی نقاط ضعف، صرفاً به نمره کلی بسنده نمیکردم، بلکه نوع اشتباهات، مباحث مشکلدار و نحوه مطالعه دانشآموز را بررسی میکردم. پس از شناسایی دقیق ضعفها، راهکارهای عملی و مرحلهبهمرحله ارائه میدادم؛ مانند تغییر روش مطالعه، افزایش تمرین در مباحث خاص یا تنظیم زمان مرور. این شیوه باعث میشد دانشآموز بداند دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و از سردرگمی خارج شود.
چه عاملی باعث ایجاد ارتباط مؤثر بین شما و دانشآموزان شد؟
برخورد محترمانه، شنونده خوب بودن و پرهیز از قضاوت نقش بسیار مهمی در ایجاد ارتباط مؤثر داشت. سعی میکردم فضایی ایجاد کنم که دانشآموز بدون ترس از سرزنش، مشکلات خود را بیان کند. این اعتماد دوطرفه باعث شد دانشآموزان توصیهها را جدیتر بگیرند و ارتباط مشاورهای بهصورت پایدار شکل بگیرد.
نتایج این شیوه پشتیبانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
نتایج این شیوه پشتیبانی بهصورت کاملاً ملموس در کارنامههای دانشآموزان قابل مشاهده بود. بسیاری از دانشآموزان شاهد افزایش نمره، بهبود تراز و ارتقاء رتبه بودند. علاوه بر نتایج عددی، تغییر نگرش دانشآموزان نسبت به مطالعه، افزایش نظم مطالعاتی و تقویت اعتمادبهنفس در آنها از مهمترین دستاوردهای این شیوه پشتیبانی محسوب میشود.
سبک پشتیبانی خود را چگونه توصیف میکنید؟
سبک پشتیبانی من مبتنی بر توجه به تفاوتهای فردی، برنامهریزی شخصیسازیشده، پیگیری مداوم و ایجاد ارتباط انسانی مؤثر است. تلاش میکنم دانشآموزان را نهتنها از نظر درسی، بلکه از نظر ذهنی و انگیزشی نیز همراهی کنم تا بتوانند به بهترین نتیجه ممکن دست یابند.
در برخورد با دانشآموزان کمانگیزه یا ناامید چه رویکردی داشتید؟
در مواجهه با افت انگیزه، ابتدا تلاش میکردم علت اصلی آن را شناسایی کنم؛ اینکه مشکل درسی، روحی یا ناشی از فشارهای بیرونی است. سپس با یادآوری پیشرفتهای گذشته، مقایسه دانشآموز با عملکرد قبلی خودش و تعیین اهداف کوتاهمدت قابل دستیابی، انگیزه او را بهتدریج بازسازی میکردم. این رویکرد باعث میشد دانشآموز دوباره به مسیر مطالعه بازگردد.
چه نقشی در ایجاد نظم و تعهد مطالعاتی دانشآموزان داشتید؟
ایجاد نظم مطالعاتی یکی از اولویتهای اصلی من بود. با پیگیری منظم اجرای برنامه، بررسی گزارشهای هفتگی و گفتوگو درباره میزان تعهد به برنامه، به دانشآموزان کمک میکردم نظم را بهعنوان یک عادت پایدار در خود تقویت کنند. همچنین آنها را به خودارزیابی تشویق میکردم تا بهمرور به استقلال مطالعاتی برسند.
ارتباط شما با والدین دانشآموزان چگونه بود؟
در صورت نیاز، ارتباط مؤثر و سازنده ای با والدین برقرار میکردم و آنها را در جریان وضعیت کلی پیشرفت یا چالشهای دانشآموز قرار میدادم. تلاش میکردم نگرانی والدین را کاهش دهم و از آنها بخواهم نقش حمایتی و تشویقکننده داشته باشند. این همکاری سهجانبه نقش مهمی در بهبود عملکرد دانشآموزان داشت.
شیوه پشتیبانی شما چگونه بوده و به چه مواردی بیشترین توجه را داشتید؟
توجه اصلی در نگاه جامع و پیگیری مستمر بود. من فقط به ارائه برنامه درسی بسنده نمیکردم، بلکه روند اجرای برنامه، شرایط روحی، میزان انگیزه و بازخورد دانشآموز را بهطور مداوم بررسی میکردم. این رویکرد باعث میشد روش ها کاربردیتربوده و دانشآموزان احساس کنند بهصورت واقعی مورد حمایت قرار گرفتهاند.

