گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت علیرضا حیدری

مهم‌ترین تاثیری که باعث شد من به این موفقیت برسم این بود که سعی کردم خودم را بشناسم و این‌که آیا رسیدن به این رشته برای من آرزو است یا توانایی آن را دارم.

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت علیرضا حیدری

هر وقت خودمان را شناختیم، تغییر آغاز می‌شود


علیرضا حیدری در یک نگاه:

نام شهر، استان: ورامین، تهران

رشته و منطقه کنکور: تجربی منطقه‌ی 2

رتبه سال 1400 : 9500

رتبه سال 1401:  445 (420 زیرگروه 1)

سال های حضور در کانون: 5 سال، 112 آزمون

رشته‌ی قبولی: نیم‌سال دوم پزشکی دانشگاه تهران

تحصیلات و شغل مادر: کارشناسی پرستاری، خانه‌دار

تحصیلات و شغل پدر: فرهنگی، بازنشسته

درصدهای کنکور 1400:

ادبیات: 20   عربی: 60   دینی: 45   زبان: 70

ریاضی: 26   زیست: 29   فیزیک: 60   شیمی: 28

درصدهای کنکور 1401:

ادبیات: 52   عربی: 74   دینی: 64   زبان: 90

ریاضی: 50   زیست: 87   فیزیک: 70   شیمی: 70

 

خیلی از دانش‌آموزان رتبه قبولی رشته‌ای یا شرایطی مثل قطبی بودن یا بومی بودن رشته‌های انتخابی و شانس قبولی را نمی دادند. شما با رتبه 420 منطقه‌ی 2 توانستید در این دانشگاه قبول شوید.

با توجه به قانون بومی‌گزینی که وجود دارد توانستم رتبه قبولی در نیم‌سال دوم را کسب کنم. فکر کنم برای قبولی در نیم‌سال اول باید رتبه‌ی زیر 300 می‌آوردم.


انتخاب‌های بعدی شما چگونه بود؟

واقعیت می خواستم نیم سال اول را استراحت کنم و به همین دلیل بعد نیم سال دوم تهران نیم‌سال اول تهران، بعد نیم سال دوم و نیم سال اول بهشتی و بعد نیم سال دوم و نیم سال اول پزشکی ایران را زده بودم. بعد هم تمام دندان‌پزشکی‌های دانشگاه‌های تهران و بعد از آن پزشکی های تیپ ا، دندان پزشکی ها و داروهای نزدیک به تهران را انتخاب کرده بودم.


 وقتی از دانش‌آموزان  در سایت کانون می‌پرسیم که چرا پزشکی را می‌خواهند همه بدون استثنا علاقه را مطرح می کنند. این علاقه از نظر شما به چه معناست؟

اگر من به دنبال کسب درآمد و راحتی رشته بودم حتما دندان‌‍‌‌‎پزشکی را جزو اولویت‌های اول می‌گذاشتم. می دانیم که رشته‌ی پزشکی شاید تا 15 سال اول درآمدی نخواهد داشت. پس اولویت اول من درآمد نبود. به نظرم من شغلی که می‌شود بیشترین خدمت را به مردم داشت، پزشکی بود. حسی که در این رشته مثلا در کمک کردن به یک کودک به‌وجود می‌آورد، قابل وصف نبود. این رشته در رسیدن به این حس و حس کمک به همنوع خیلی پررنگ می‌باشد. من در هنگام انتخاب رشته سال نهم به دهم به این نتیجه رسیدم که خصوصیات من بیشتر به رشته‌ی پزشکی نزدیک است. می دانستم که صرفا از طریق رشته‌ی پزشکی می‌توانستم به آرزوهایی که در ذهنم دارم، برسم.

خب اگر اولویت پزشکی بود چرا در شهر تهران بعد پزشکی، دندان‌پزشکی‌ها را انتخاب کردید؟ شما که به راحتی می‌توانستید در شهر دیگری پزشکی قبول شوید؟

بالاتر گفتم اولویت اولم علاقه به پزشکی بود اما اولویت دومم این بود که حتما رشته‌ای را بخوانم که در شهر خودم باشد و در کنار خانواده خودم باشم. یعنی ترجیح دادم که حتی اگر پزشکی شهر دیگری قبول می‌شوم، دندان تهران را بخوانم.

پس به‌نظر شما این که رشته‌ی دانشگاهی را در شهر خودمان بخوانیم اولویت درستی می‌باشد؟

 من یک قاعده و قانون را برای خودم تعریف کرده بودم که ممکن است از نظر دیگران درست یا غلط باشد. به نظرم اگر فردی در شهر خودش دانشگاه تیپ3 داشته باشد و بتواند رتبه‌ی قبولی دانشگاه تیپ1 را بیاورد بهتر است به دانشگاه تیپ1 برود. ولی اگر شهر خودشان دانشگاه تیپ2 و 1 داشته باشد بهتر است حتی اگر تهران هم قبول می‌شود در شهر خودش بماند.

دلیل این استنباط شما چیست؟

مهم‌ترین دلیل این که در شهر خودتان خانواده همراه شماست. شما جایی را دارید که نخواهید خوابگاه بمانید. اگر چالشی حداقل در 7 سال پزشکی عمومی پیدا کردید، دوری از خانواده و مشکلات روحی و عاطفی به شما لطمه خواهد زد. ضمنا 7 سال تنها زندگی کردن بسیار سخت است و حتی در سطح سواد شما تاثیر خواهد گذاشت. من با در نظر گرفتن این ایتم ها ترجیح دادم که بعد پزشکی های تهران، دندان پزشکی های تهران را انتخاب کنم.


فکر می کنید مهم‌ترین عواملی که باعث شدند همان سال اول، 1400، قبول نشوید چه بودند؟

من بعد از کنکور 1400 در اواخر مهرماه که بار احساسی و غم قبول نشدنم کم شده بود یک لیست تهیه کردم که حدود 25 مورد از عواملی که باعث شده بودند به موفقیت نرسم را شامل می‌شد. عواملی که به طور مستقیم باعث شده بودند که من به هدف اصلی خودم نرسم. اولین و مهم‌ترین عامل عدم موفقینت من در کنکور اول، استفاده زیاد من از فضای مجازی بود. مثلا من 3 هفته مانده به کنکور اولم تا 8 ساعت در روز در فضای مجازی بودم. یک دانش‌آموز کنکوری حق ندارد بیشتر از نیم ساعت در روز از گوشی استفاده کند و حتی نزدیک به کنکور باید گوشی را کنار بگذارد. اپ‌های مختلف، بازی‌های داخل گوشی، فیلم و سریال...یعنی من هر کاری می‌کردم غیر از درس خواندن. موضوع استفاده نبود بلکه استفاده بی‌رویه از گوشی مهم‌ترین عامل عدم موفقیت من بود.

من در سال‌های پایه میانگین ترازی حدود 7هزار داشتم اما گوشی باعث شد که در سال دوازدهم کاملا از چیزی که بودم فاصله بگیرم. از دیگر عوامل می توانم به بی‌نظمی در درس‌خواندن، من از اردیبهشت به بعد اصلا زیست شناسی نخواندم، اشاره کنم. دنبال حل مسئله نبودم و صورت مسئله را پاک می کردم. فکر می‌کردم چون ریاضی و فیزیک خوبی دارم می‌توانم درصد پایین زیست را جبران کنم...


 سال 1400 را با چه ترازی شروع کردید و در نهایت به چه ترازی رسیدید؟

اتفاقا شروع من خوب بود. با 6500 شروع کردم که راضی کننده بود. اما با گذشت زمان حس کاذبی که من امسال هر چقدرم درس نخوانم با پایه قوی ای که دارم حتما رتبه‌ی زیر 2هزار را خواهم آورد، به سراغم آمد. حس غرور کاذب کم کم ملکه ذهنم شد. من تیزهوشان بودم و فکر می کردم به هر کجا که بخواهم می‌توانم برسم. این وضعیت باعث شد که تراز من در آزمونهای جمع‌بندی به 5هزار برسد.


مطالعه برای کنکور 1401 را از کی آغاز کردید؟

من دقیقا روز 3مهر 1400 اولین واحد مطالعاتی را شروع کردم. در روز اول 250 تست زدم و 10 ساعت مطالعه داشتم. با توجه به غروری که داشتم در انتخاب رشته  سال اولم تمام روزانه‌های پزشکی را انتخاب کرده بودم و اصلا پردیس و آزاد را هم انتخاب نکرده بودم. ساعت حدود 1 بامداد 3 مهر، اگر اشتباه نکنم، نتایج نهایی آمد و من تا ساعت 4 صبح بیدار بودم و با خودم فکر می‌کردم که آیا کوتاهی که در سال اول داشتم ارزش داشت؟ یک سال استفاده از گوشی واقعا ارزش داشت؟...پاسخم به تمام این سوالات نه بود. 


از 3مهر 1400 استارت مطالعه را زدید. چه مسیری را برای کسب این موفقیت طی کردید؟ چه تصمیماتی گرفتید؟

مهم‌ترین تاثیری که باعث شد من به این موفقیت برسم این بود که سعی کردم خودم را بشناسم و این‌که آیا رسیدن به این رشته برای من آرزو است یا توانایی آن را دارم. آیا می‌توانم در عرض یک سال پیوستگی خودم را حفظ کنم یا نه. این اولین موضوعی که به آن پرداختم. بالاتر هم گفتم دومین موضوعی که در سال آخر به آن توجه کردم رفع ایراداتی بود که نوشته بودم. اولین آن‌ها هم استفاده از گوشی و فضای مجازی بود. گوشی را کلا کنار گذاشتم و هر وقت احتیاجی به گوشی داشتم، مثلا آمدن به سایت کانون، از گوشی مادرم استفاده می‌کردم. البته عملا استفاده از گوشی موکول به پایان شب ها بود که بیشتر از نیم ساعت طول نمی‌کشید. با این که حس ناامیدی به همراهم بود ولی آرام آرام شروع به تلاش پیوسته کردم. شروع کردم و به این فکر نمی کردم که در کنکور چه رتبه ای خواهم گرفت...می دانستم اگر پشت کنکور نمانم و این مسیر را دوباره طی نکنم قطعا بعدها پشیمان و به خودم مدیون می‌ماندم.

با چه ترازی شروع کردید؟

اولین ترازم در آزمون اول، 23 مهر ترازم 6800 شد

شما با تراز 5هزار به کنکور 1400 رسیدید. چگونه توانستید در آزمون اول برای کنکور 1401 این تراز را کسب کنید؟

من احتیاج داشتم خودم را بشناسم و هم آن علیرضایی که سال دهم و یازدهم تراز بالای  7هزار بود را پیدا کنم. در بازه 3 هفته تا اولین آزمون به صورت کامل خواندم و هیچ استراحتی نداشتم. به طور میانگین هم روزی 11 ساعت مطالعه می‌کردم. به خودم ثابت شد اگر استارت خوبی داشته باشم و پیوستگی خودم را حفظ کنم، می‌توانم وضعیت خودم را هم در این بازه ترازی حفظ کنم. همین تراز باعث شد که به خودم ثابت کنم که می‌توانم. تا دی ماه همین حدود تراز را حفظ کردم و اولین جهش تراز من در آزمون 24 دی، جمع‌بندی نیم سال اول دوازدهم، اتفاق افتاد و به 7176 رسید. 

متاسفانه با گرفتن این تراز دوبار حس غرور به من دست داد به طوری که در آزمون بعدی که جمع‌بندی پایه نیم سال اول بود، افت کردم و به تراز 6400 رسیدم. بعد این تراز از وضعیت ثبات ترازی خارج شدم و در آزمون‌ها بین 6200 تا 6900 می‌شدم. تا به آزمون‌های دوران طلایی نوروز رسیدم. دوباره به ثبات رسیدم و تا دوران جمع‌بندی به ندرت تراز من زیر 7هزار می‌آمد.


خانواده با ماندن شما برای کنکور مجدد مشکلی نداشتند؟

به شدت مخالف بودند. توصیه می‌کردند که برای سال اول مثلا در انتخاب‌ها حتما دامپزشکی را هم بزنم. یا رشته‌ای دیگر را هم انتخاب کنم. می‌گفتم اگر من به رشته‌ی دیگری بروم شک نکنید نرسیده به ترم دوم انصراف می‌دادم چون علاقه‌ای غیر از 3 رشته‌ی تاپ نداشتم. نگران بودند که نتوانم با چالش‌های پشت کنکور ماندن کنار بیایم.


مهم‌ترین چالش تو در سال 1401 چه بود؟

بچه‌ایی که پشت کنکور می مانند و سال بعد رتبه‌ی خوبی می‌آورند اصلا چالشی با خود درس ها ندارند. بیشتر مشکل روانی و فشار روحی که دارند دست به گریبان هستند. به گذشته فکر می‌کردم که برخی از دوستانم در سال دهم و یازدهم ترازی کم تر از من داشتند و الان پزشکی می‌خوانند ولی من هنوز مانده‌ام. از طرفی وضعیت کنکور 1402 که مشخص شد و تاثیر مستقیم معدل نهایی دوازدهم در کنکور اعلام شد، به دلیل این که من سال دوازدهم خوبی نداشتم به مشکلات فکری من اضافه شد. من فردی نبودم که اگردوباره پشت کنکور بمانم. مجبور باشم رشته‌ی دیگری را بخوانم و اگر هم نروم باید به خدمت سربازی می‌رفتم. تمام این افکار در طول سال من را اذیت می‌کرد. البته همین افکار نتایج مثبتی هم داشتند و مثل یک سوخت اضافه و از ترس نرسیدن به هدف من را وادار می‌کردند به تلاش خودم ادامه بدهم و کم تر استراحت کنم.


در سال دومی که کنکور دادید در کدام درس تغییر رادیکال ایجاد کردی؟

زیست‌شناسی از 29درصد کنکور 1400 به 87درصد در کنکور 1401

من از همان سال دهم با این درس مشکل داشتم. جالب این بود فردی بودم که رشته‌ی تجربی را انتخاب کرده بودم و می‌دانستم برای قبولی در پزشکی باید این درس را خوب کار کنم. من از این درس می‌ترسیدم و از آن فرار می‌کردم. اینقدر در مورد ترسناک بودن درس زیست صحبت شده بود که من اصلا به سراغ این درس نمی رفتم. ولی واقعیت چیز دیگری بود.می دانیم سنگین‌ترین درس رشته تجربی زیست است و در آن شکی نیست. در درس زیست مهم‌ترین موردی که وجود دارد این است که کشف کنید که چگونه بر اساس ویژگی‌هایی که دارید این درس را مطالعه کنید. روش‌های مختلفی برای مطالعه و درک زیست وجود دارد ولی باید شما کشف کنید که چه روش مطالعه‌ای مناسب شما خواهد بود. چه روشی را در پیش بگیریم؟ چه آزمون‌هایی را کار کنیم، از چه منابعی استفاده کنیم، چگونه تست بزنیم...

در آزمون اول امسالم درصد زیست من 45درصد شد و تا اواخر دی‌ماه تغییر زیادی نداشتم. منتها صبر کردم و می دانستم روشی را که برای مطالعه انتخاب کرده‌ام بالاخره جواب خواهد داد. این قدر به این روش اطمینان داشتم که بعد تحلیل آزمون هم تغییرش ندادم. در آزمون  24 دی اولین تغییر رخ داد و درصد من در زیست به 85درصد رسید. من در دوران جمع‌بندی و در آزمون‌های جمع‌بندی درصد زیر 70 کسب نکردم.

بهترین روش مطالعه ای که برای من جواب داد این بود که ابتدا کل بخش را مطالعه می‌کردم تا ارتباطی که بین جملات و مفاهیم وجود دارد را متوجه شوم. با این کار یک پازل با ارتباط منطقی بین قطعات درست می‌کردم. برای بار دوم دوباره از اول، پاراگراف به پاراگراف و ریز به ریز مطالب را می‌خواندم. بار دوم توجه زیادی هم به شکل‌ها داشتم به طوری که از هر شکلی 10 تا 15 نکته در می‌اوردم. شاید خیلی از این نکات به نظر کم اهمیت برسند ولی در کنکور 1401 از همین موضوعات به ظاهر بی اهمیت سوال داده بودند. برای بار سوم هم دوباره یک مرور کلی برای ان بخش انجام می‌دادم. بعد این کار به سراغ تست‎های آموزشی و زماندار می‌رفتم. لازم به ذکر است که من این بخش ها را بارها و بارها تا کنکور دوباره دوره می‌کردم. من در سال دوازدهم جزوه ای داشتم که مطالب مرتبط هر بخشی را از سال دهم تا دوازدهم به صورت تفکیکی در آن نوشته بودم. مثلا یک بخش آن مربوط به گلبول قرمز، یک بخش مربوط به کبد...را نوشته بودم و این جزوه کمک کرد که من یک شفافیت ذهنی در مورد لینک کردن مطالب مشترک این 3 سال پیدا کنم. جالب این بود که من از سوالات مستقل بیشتر از سوالات ترکیبی می‌ترسیدم چون با این روش سوالات ترکیبی را به راحتی پاسخ می‌دادم. منبع دوم زیست من سه سطحی کانون بود و از آن به شدت راضی بود. سه سطحی باعث شد که در دی و بهمن به آن‌چیزی که انتظار داشتم برسم. از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به داشتن تست‌های مختلف و سطح‌بندی‌حرفه‌ای آن اشاره کرد و از طرفی سوالات اکثر مولفین در آزمون‌های گذشته در این کتاب موجود است.


سال آخر در تمام آزمون‌ها شرکت کردی؟

بله. در تمام آزمون‌ها جز یک آزمون در اردیبهشت ماه که کرونا گرفته بودم و حال خوبی نداشتم، شرکت کردم. البته بعد از غیبت خودم در همان یک آزمون پشیمان شدم. به نظرم شما حتی اگر درگیر چالش هستید یا حتی بیمار هستید نباید یک آزمون را از دست بدهید. شرکت کردن با هر حالی ممکن است باعث افت تراز شما شود ولی محاسن شرکت کردن بسیار بیشتر خواهد بود. شما با تست‌های بیشتری آشنا می‌شوید و حتی ممکن است خدای نکرده در کنکور بیمار باشید و بتوانید شرایط را به نفع خودتان  شبیه‌سازی کنید. من همان آزمون را بعدا در شرایط آزمونی کار کردم و متوجه شدم که ترازم آن‌چنان تغییری نمی‌کرد. 


تحلیل آزمون را چه زمانی آغاز می‌کردید؟

من از ساعت 6عصر روز آزمون تحلیل را آغاز می‌کردم. من نسبت به تک تک سوالات وسواس داشتم و حتی سوالاتی را هم که درست زده بودم بررسی می‌کردم. این تحلیل تا غروب روز شنبه طول می کشید.

برنامه‌ریزی دو هفته ای  را از همان عصر شنبه آغاز می‌کردی؟

من امسال کاملا مطابق برنامه‌ی راهبردی پیش می‌رفتم. برنامه‌ریزی برای آزمون‌ها کاملا شخصی می باشد. فردی ممکن است هفته اول دهم را کار کند و دوازدهم را هفته‌ی دوم. یک نفر ممکن است مباحث سخت را اول بخواند و بعد به سراغ مباحث آسان تر برود...برای من اینطور بود که چون دوازدهم خوبی نداشتم درس‌های سال دوازدهم را اولویت می‌دادم. تا حداکثر پنجشنبه هفته‌ی اول دوازدهم را جمع می‌کردم و تا سه شنبه دوم مطالب پایه را به همراه مرور آنها کار می‌کردم و چهارشنبه و پنجشنبه قبل آزمون آزمون مشابه سال قبل و سایر آزمون‌ها را کار کرده و مرور را انجام می‌دادم و در نهایت جمعه به استقبال آزمون می‌رفتم.


در سایت کانون بیشتر در کدام بخش‌ها فعال بودی؟

در صفحه‌ی شخصی به سراغ انواع کارنامه‌ها می‌رفتم. بعد از آن حتما به صفحه مقطع مراجعه می‌کردم. سوالاتی که بچه ها در صفحه مقطع دارند یا سوالاتی که خودم داشتم را در صفحه مقطع پاسخ می‌دادم یا جواب سوال خودم را می‌گرفتم. سوالات درسی بچه ها باعث می‌شد که من به سراغ بخش مورد نظر رفته و پاسخ آن را پیدا کنم. من در سایت حتما مصاحبه‌های قهرمانان پیشرفت را مطالعه می‌کردم.


فکر می‌کنی مهم‌ترین ویژگی شخصیتی که داشتی که باعث شد به این جایگاه برسی چیست؟

من خیلی پیگیر و سمج هستم. دوست دارم وقتی کاری را شروع می‌کنم تا به انتها آن را برسانم.


روش‌های مدیریت زمان را اجرا می‌کردی؟

یکی از بزرگترین چالش‌هایی که امسال داشتم همین مدیریت زمان آزمون بود. در آزمون‌های اول تا قبل از دی مشکل زمان داشتم. همیشه مجبور بودم برای پاسخگویی به زیست از زمان ریاضیاتم بزنم و این قضیه باعث شده بود که نگران باشم که مثلا سوال ریاضی را که بلد هستم نتوانم برسم و بزنم. تنها عاملی که باعث رفع این مشکل شد این بود که در آزمون‌های مختلف قضیه مدیریت آزمون را تمرین کردم. این تمرین استفاده از تکنیک‌هایی مثل ضربدرو منها و زمان‌های نقصانی باعث شد که من یاد بگیرم که ابتدا سوال‌های ساده را پاسخ دهم، سوال‌های متوسط در گام بعدی و سوال‌های سخت را اگر بلد بودم و زمان اضافه داشتم، کار کنم.


فکر می کردی چنین رتبه ای کسب کنی؟

تا قبل از عید فکر نمی‌کردم که رتبه‌ی زیر هزار بیاورم. شاید این حس کاذبی بود که در خودم نمی‌دیدم که چون سال گذشته حدود 10هزار گرفتم بتوانم زیر هزار بشوم. بعد از دوران عید ترازهایم بالاتر رفت. به خودم گفتم که ترازم که خوب است، خوب هم درس می‌خواندم پس چرا نباید رتبه‌ی زیر هزار بیاورم. روز قبل کنکور به این اطمینان رسیدم که رتبه‌ی زیر 500 را خواهم گرفت.

 

 خاطره لحظه اعلام نتایج را برای ما تعریف می کنی

من اصالتا زنجانی هستم و در روز اعلام نتایج در زنجان بودم. شام در خانه یکی از اقوام مهمان بودیم و بعد شام  به همراه پسرخاله‌ام آقای حامد فضللو که دانشجوی دندان تبریز هستند در ماشین بودیم. نتایج برترها آمده بود و چون تا آخر شب خبری از اعلام نتایج نشد به ایشان گفتم که بعید است که به این زودی نتایج اعلام شود. من حدود ساعت 30دقیقه بامداد سایت را رفرش کردم و دیدم خبری نیست ولی دوباره رفرش کردن را ادامه دادم که یک دفعه متوجه اعلام نتایج شدم. نمی توانستم نتایج را ببینم و از طرفی پسرخاله‌ام هم استرس داشت و به او هم نمی توانستم بگویم. گوشی را خاموش کردم و گفتم به خانه می‌رسم و آن جا نتایح را می بینم. پسرخاله‌ام نسبت به رفتار من شک کرد و متوجه اعلام نتایج شد. گفت اجازه بده خودم نتایج را چک کنم. در آن لحظه استرس وحشتناکی داشتیم. من احتمال آمدن نتایج را می‌دادم به همین خاطر لبتاب هم همراهم بود. هر چقدر با دو گوشی و لبتاب سعی کردیم نتوانستیم نتیجه را ببینیم. پسرخاله‌ام پیشنهاد داد که به مغازه دوستش که اینترنت پر سرعت داشت برویم. با استفاده از لبتاب و اینترنت مغازه وارد سایت سنجش شدیم و با یک بار رفرش نتیجه را دیدم. با دین رتبه‌ام وسط خیابان داد می‌زدم. هر کسی هم رد میشد لبخندی می‌زد و رد می‌شد. آن 15 دقیقیه شاید قشنگ‌ترین حس این سال‌ها را داشتم...

من از تمام افرادی که به من برای رسیدن به این جایگاه کمک کردند تشکر می‌کنم اما تشکر اصلی را از پدر و مادرم دارم، مخصوصا مادرم. علیرغم مشکلات و چالش های که داشتند در تمام این سال‌ها من را حمایت کردند. حس می کنم اگر چنین خانواده خوبی نداشتم امکان نداشت که چنین رتبه ای کسب کنم.


توصیه ای برای دانش آموزان دارید؟

من بیشتر برای دانش‌آموزان پشت کنکوری این توصیه را دارم. شمایی که با رتبه‌ی 8هزار، 10هزار،20هزار...پشت کنکور مادنده‌ای و فکر می‌کنید که شاید نتوانید رتبه 3 رقمی و 4 رقمی خوب بیاورید، شما اشتباه می‌کنید. شما خودتان برای خودتان از لحاظ ذهنی این محدودیت را ایجاد کرده‌اید. همه چیز به ذهنیت خودتان برمی‌گردد. سعی کنید این محدودیت را از ذهن خودتان بردارید. گام اول خودشناسی می‌باشد. خودتان را خوب بشناسید و بعد به دنبال رفع ایرادات خودتان باشید...قطعا شما هم می‌توانید موفق بشوید.


گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت هانیه نوبخت                        

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت نازنین پشت‌دار                        

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت محمدهادی خیِرپور                        

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت فاطمه عبداله‌پور                        

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت نوید صفوی                        

گفت و گوی حمیدآقالوئی با قهرمان پیشرفت بهار کاوه‌پور                        

Menu