نام: برسام
نام خانوادگی: طلوعی
پایه: دوازدهم ریاضی
میانگین تراز : 6200
سال های حضور در کانون : 2
مصاحبه گر : دیاکو موسی پور
تابستان امسال را با چه رویکردی نسبت به درس و مطالعه آغاز کردی؟
تابستان امسال را با این دید شروع کردم که نباید زمان زیادی را بدون برنامه از دست بدهم. پایه دوازدهم برای من اهمیت زیادی دارد و میدانستم اگر از همان ابتدا مطالعه منظم داشته باشم، در ادامه سال شرایط بهتری خواهم داشت. البته هدفم این نبود که تمام روز را فقط درس بخوانم. تلاش کردم برنامهای داشته باشم که در آن مطالعه، استراحت و فعالیتهای شخصی در کنار هم قرار بگیرند. برای من مهم بود که از تابستان به عنوان فرصتی برای ایجاد عادتهای درست مطالعاتی استفاده کنم. سعی کردم آرامآرام ساعت مطالعه را افزایش دهم و بیشتر روی کیفیت مطالعه و یادگیری واقعی مطالب تمرکز داشته باشم.
برنامهریزی در تابستان چه تفاوتی با برنامهریزی در طول سال تحصیلی برایت داشت؟
در طول سال تحصیلی، زمان دانشآموز تا حد زیادی تحت تأثیر مدرسه، کلاسها و تکالیف قرار دارد، اما در تابستان اختیار بیشتری روی زمان خودم داشتم. همین موضوع از یک طرف فرصت خوبی بود و از طرف دیگر مسئولیت بیشتری ایجاد میکرد. باید خودم تصمیم میگرفتم چه زمانی مطالعه کنم و هر درس را چگونه پیش ببرم. تلاش کردم از این آزادی زمانی استفاده کنم و برنامهای متناسب با شرایط خودم داشته باشم. در تابستان بیشتر روی مباحث پایه و درسهایی که نیاز به تمرین بیشتری داشتم تمرکز کردم. به نظرم برنامهریزی تابستان باید انعطاف داشته باشد، چون شرایط هر دانشآموز با دیگری متفاوت است.
در رشته ریاضی، برای تقسیم زمان بین درسهای مختلف چه روشی داشتی؟
سعی کردم زمان مطالعه را فقط بر اساس تعداد درسها تقسیم نکنم، بلکه میزان نیاز خودم به هر درس را هم در نظر بگیرم. درسهای ریاضی و فیزیک به تمرین و حل سؤال بیشتری نیاز دارند و برای آنها زمان مشخصی را به حل تمرین و تست اختصاص میدادم. در کنار این درسها، برای شیمی و درسهای عمومی نیز زمان مطالعه و مرور در نظر میگرفتم. تلاش کردم برنامهام به شکلی باشد که در طول هفته همه درسها را ببینم و هیچ درسی برای مدت طولانی کنار گذاشته نشود. این تنوع کمک میکرد هنگام مطالعه خستگی کمتری داشته باشم و ارتباطم با مباحث مختلف حفظ شود.
چقدر به مرور مطالبی که قبلاً خوانده بودی اهمیت میدادی؟
مرور را یکی از بخشهای مهم برنامه تابستان میدانستم. احساس کردم اگر مطالب فقط یک بار مطالعه شوند، ممکن است بعد از مدتی بخش زیادی از آنها فراموش شود. برای همین در کنار مطالعه مباحث جدید، زمانهایی را برای برگشتن به مطالب قبلی اختصاص میدادم. بهخصوص در درسهای محاسباتی، مرور همراه با حل سؤال برایم مفیدتر بود، چون مشخص میکرد کدام قسمتها را واقعاً یاد گرفتهام. گاهی هنگام مرور متوجه میشدم مطلبی را در زمان مطالعه اولیه ساده تصور کرده بودم، اما در حل تست هنوز مشکل دارم. همین موضوع باعث میشد دوباره به سراغ آن مبحث بروم و اشکالم را برطرف کنم.
تستزنی در برنامه تابستانی تو چه جایگاهی داشت؟
تستزنی بخش مهمی از برنامهام بود، اما سعی کردم آن را فقط به عنوان وسیلهای برای سنجش خودم نبینم. بعد از حل تستها، پاسخها را بررسی میکردم تا متوجه شوم اشتباه من از کجا بوده است. در درسهای ریاضی و فیزیک، حل تست کمک میکرد روشهای مختلف حل مسئله را بهتر بشناسم و سرعت عملم را افزایش دهم. گاهی هم تستی را درست جواب میدادم، اما زمان زیادی برای آن صرف میکردم؛ این موضوع هم برایم یک نکته آموزشی بود. به نظرم تست زمانی ارزش بیشتری دارد که بعد از آن تحلیل انجام شود و دانشآموز از نتیجه آن برای بهتر کردن روش مطالعه خودش استفاده کند.
اگر در اجرای برنامه روزانه عقب میافتادی، چگونه برنامه را جبران میکردی؟
تلاش کردم جبران را به شکلی انجام دهم که فشار زیادی به روزهای بعد وارد نشود. قبلاً ممکن بود اگر یک روز برنامهام کامل انجام نمیشد، بخواهم تمام کارهای عقبافتاده را در یک روز جمع کنم، اما متوجه شدم این روش معمولاً باعث خستگی میشود. در تابستان سعی کردم ابتدا علت عقب افتادن را بررسی کنم؛ مثلاً ببینم زمانبندی واقعبینانه نبوده یا تمرکزم پایین بوده است. بعد بخشی از کار عقبافتاده را در روزهای بعد تقسیم میکردم. برایم مهم بود که یک روز ناموفق باعث نشود چند روز بعد هم از برنامه خارج شوم. ادامه دادن مسیر برایم اهمیت بیشتری از اجرای کاملاً بینقص برنامه داشت.
چگونه توانستی بین افزایش ساعت مطالعه و حفظ کیفیت درس خواندن تعادل ایجاد کنی؟
به مرور متوجه شدم که فقط زیاد شدن ساعت مطالعه نمیتواند هدف اصلی باشد. اگر چند ساعت پشت سر هم مطالعه کنم ولی تمرکز نداشته باشم، نتیجه مطلوبی نمیگیرم. برای همین سعی کردم بازههای مطالعه مشخصی داشته باشم و بین آنها استراحت کنم. درسهای سختتر را در زمانهایی قرار میدادم که احساس میکردم تمرکز بیشتری دارم. همچنین خواب کافی را جدی گرفتم، چون کمبود خواب روی تمرکز و یادگیری تأثیر مستقیم دارد. هدفم این بود که ساعت مطالعهام به شکل تدریجی افزایش پیدا کند و در عین حال کیفیت مطالعه حفظ شود. این روش برای من قابل ادامهتر بود.
نقش تلفن همراه و فضای مجازی را در برنامه تابستان چگونه مدیریت کردی؟
یکی از مواردی که نیاز به کنترل داشت، استفاده از تلفن همراه بود. اگر هنگام مطالعه دائماً تلفن را بررسی کنم، تمرکزم بهراحتی از بین میرود و زمان زیادی هم صرف میشود. برای همین در ساعتهای مطالعه سعی کردم تلفن را کنار بگذارم و استفاده از آن را به زمانهای مشخصی محدود کنم. البته تلفن همراه گاهی برای کارهای آموزشی یا ارتباط ضروری مورد نیاز بود، بنابراین حذف کامل آن را هدف قرار ندادم. مسئله اصلی برای من این بود که استفاده از تلفن را خودم مدیریت کنم، نه اینکه برنامه روزانهام تحت تأثیر آن قرار بگیرد. این کار در ابتدا آسان نبود، اما با گذشت زمان کنترل آن راحتتر شد.
آیا برای تفریح و استراحت هم در برنامه تابستانی خود زمانی در نظر گرفتی؟
بله، چون معتقدم استراحت بخشی از یک برنامه جدی و اصولی است. اگر دانشآموز از صبح تا شب فقط مطالعه کند، احتمال خستگی و کاهش تمرکز بیشتر میشود. من برای استراحت، تفریح و فعالیتهای مورد علاقهام زمان مشخصی در نظر گرفتم. این زمانبندی کمک میکرد وقتی مشغول درس خواندن هستم، ذهنم کمتر درگیر این باشد که چه زمانی میتوانم استراحت کنم. در واقع تلاش کردم تفریح و مطالعه در مقابل یکدیگر قرار نگیرند. وقتی زمان هر کدام مشخص باشد، میتوان بین آنها تعادل ایجاد کرد. به نظرم استمرار در مطالعه زمانی امکانپذیر است که دانشآموز به نیازهای جسمی و ذهنی خودش هم توجه داشته باشد.
در تابستان بیشتر روی افزایش ساعت مطالعه تمرکز داشتی یا تثبیت یک عادت مطالعاتی؟
برای من ابتدا تثبیت عادت مطالعاتی اهمیت بیشتری داشت. فکر میکردم اگر بتوانم هر روز در ساعت مشخصی مطالعه کنم و به برنامه پایبند باشم، افزایش ساعت مطالعه در ادامه راحتتر خواهد بود. نمیخواستم از همان ابتدا برنامه سنگینی برای خودم تعیین کنم که بعد از چند روز نتوانم ادامهاش بدهم. سعی کردم نظم ایجاد کنم و به تدریج میزان مطالعه را افزایش دهم. همچنین تلاش کردم مطالعه فقط به زمانی که انگیزه زیادی دارم محدود نشود. یاد گرفتم بعضی روزها ممکن است انگیزه کمتر باشد، اما داشتن یک برنامه مشخص کمک میکند کارم را ادامه بدهم و منتظر شرایط ایدهآل نمانم.
تابستان چه کمکی کرد تا نقاط قوت و ضعف خودت را بهتر بشناسی؟
وقتی برنامه مشخصی داشتم و عملکردم را بررسی میکردم، شناخت دقیقتری از وضعیت درسی خودم پیدا کردم. بعضی مباحثی که فکر میکردم در آنها مشکلی ندارم، هنگام تستزنی ضعفهایی نشان دادند و بعضی مباحث هم بهتر از انتظارم بودند. تحلیل آزمونها و تستها در این زمینه خیلی کمککننده بود. همچنین متوجه شدم در چه ساعتهایی تمرکز بیشتری دارم و چه زمانی برای مطالعه درسهای دشوار مناسبتر است. این شناخت باعث شد برنامهریزیام واقعیتر شود. به نظرم یکی از فایدههای برنامهریزی فقط انجام دادن کارها نیست؛ بلکه کمک میکند دانشآموز خودش را بهتر بشناسد و برنامه آینده را بر اساس تجربههای قبلی تنظیم کند.
خانواده چه نقشی در برنامه تابستانی تو داشتند؟
خانواده بیشتر نقش حمایتی داشتند و این حمایت برای من اهمیت زیادی داشت. داشتن یک محیط آرام برای مطالعه و درک شرایط دانشآموز باعث میشود اجرای برنامه راحتتر باشد. البته تلاش کردم برنامهریزی و مسئولیت مطالعه را خودم بر عهده بگیرم. به نظرم در پایه دوازدهم، دانشآموز باید بتواند تا حد زیادی خودش زمانش را مدیریت کند و مسئولیت تصمیمهایش را بپذیرد. خانواده میتوانند مشورت بدهند و همراه باشند، اما در نهایت خود دانشآموز باید انگیزه و نظم لازم را در خودش ایجاد کند. این استقلال به نظرم یکی از مهارتهایی است که در کنار درس خواندن باید در این دوره یاد بگیریم.
اگر بخواهی تجربه برنامهریزی تابستان را در یک جمله برای دانشآموزان پایه دوازدهم بیان کنی، چه میگویی؟
به نظرم مهمترین نکته این است که تابستان را جدی بگیریم، اما آن را با فشار غیرمنطقی شروع نکنیم. بهتر است هر دانشآموز ابتدا شرایط خودش را بشناسد و بعد برنامهای تنظیم کند که واقعاً بتواند آن را اجرا کند. مطالعه منظم، مرور، تستزنی، استراحت و خواب کافی باید در کنار هم دیده شوند. همچنین اگر یک روز برنامه طبق انتظار پیش نرفت، نباید کل مسیر را رها کرد. برنامهریزی زمانی نتیجه میدهد که ادامهدار باشد. من در تابستان بیشتر از هر چیز تلاش کردم نظم مطالعاتی ایجاد کنم و یاد بگیرم چگونه زمانم را مدیریت کنم. فکر میکنم همین تجربه میتواند در طول سال تحصیلی هم به من کمک کند.
