نام: ابل انتونی
نام خانوادگی:پیازک
پایه:دوازدهم
سال های حضور در کانون: 1
میانگین ترار: ۴۸۰۰
شغل پدر:مهندس
شغل مادر:خانه دار
مصاحبه گر: مرتضی محمدی
تابستان امسال را با چه هدفی برای مطالعه و استفاده از زمان خود آغاز کردی؟
تابستان امسال برای من فرصتی بود تا بتوانم شیوه استفاده از زمانم را بهتر مدیریت کنم. تصمیم گرفتم روزهایم را بدون برنامه سپری نکنم و برای مطالعه، استراحت و فعالیتهای شخصی زمان مشخصی داشته باشم. هدفم این نبود که فقط ساعت مطالعه را افزایش بدهم، بلکه میخواستم نظم بیشتری در کارهایم ایجاد کنم. احساس میکردم اگر از تابستان عادتهای مطالعاتی مناسبی پیدا کنم، در طول سال تحصیلی هم ادامه دادن آنها برایم راحتتر خواهد بود. به همین دلیل سعی کردم برنامهام واقعبینانه باشد و در کنار مطالعه، زمان کافی برای استراحت و فعالیتهای مورد علاقهام نیز داشته باشم.
چرا برنامهریزی در تابستان را مهم میدانی؟
به نظرم وقتی زمان آزاد زیادی داریم، اگر برنامه مشخصی نداشته باشیم، ممکن است بخش زیادی از آن بدون استفاده بگذرد. تابستان به دلیل تعطیلی مدرسه، آزادی زمانی بیشتری دارد و همین موضوع میتواند هم یک فرصت باشد و هم باعث بینظمی شود. من تلاش کردم برای هر روز هدف مشخصی داشته باشم تا بدانم قرار است چه کاری انجام دهم. برنامهریزی باعث شد مطالعه برایم به یک کار روزانه تبدیل شود، نه کاری که فقط وقتی انگیزه داشتم انجامش بدهم. همچنین وقتی برنامه داشتم، زمان بیشتری برای استراحت و تفریح هم پیدا میکردم، چون میدانستم کارهای اصلی روز را چه زمانی باید انجام دهم.
برنامه روزانهات را چگونه تنظیم میکردی؟
ابتدا یک برنامه کلی برای هفته مشخص میکردم و بعد کارهای هر روز را بر اساس همان برنامه تنظیم میکردم. سعی میکردم درسها را در زمانهایی قرار بدهم که تمرکز بیشتری دارم و کارهای سبکتر را برای زمانهایی بگذارم که انرژی کمتری دارم. بین زمانهای مطالعه نیز استراحت کوتاه در نظر میگرفتم. برایم مهم بود که برنامه بیش از اندازه سنگین نباشد، چون اگر از همان ابتدا کارهای زیادی تعیین کنم، احتمال اینکه نتوانم همه آنها را انجام بدهم بیشتر میشود. در پایان روز هم نگاهی به عملکردم میکردم تا ببینم کدام بخشها انجام شده و کدام قسمتها نیاز به جبران یا تغییر دارند.
اگر یک روز برنامهات کامل اجرا نمیشد، چه واکنشی داشتی؟
سعی میکردم آن را یک شکست بزرگ در نظر نگیرم. ممکن است به دلایل مختلف یک روز نتوانیم تمام کارهایی را که برای خودمان تعیین کردهایم انجام دهیم. مهم این است که علت را پیدا کنیم و برای روز بعد راهحل داشته باشیم. اگر حجم برنامه زیاد بود، آن را کمی سبکتر میکردم و کارهای عقبافتاده را در چند روز تقسیم میکردم. به نظرم جبران کردن همه کارها در یک روز معمولاً باعث خستگی میشود و ممکن است دوباره برنامه را به هم بزند. یاد گرفتم که استمرار مهمتر از این است که برنامه هر روز بدون کوچکترین تغییر اجرا شود.
در برنامه تابستانی خود بیشتر روی مطالعه مطالب جدید تمرکز داشتی یا مرور مطالب گذشته؟
تلاش کردم بین این دو تعادل ایجاد کنم. مرور مطالب گذشته برایم مهم بود، چون بعضی مباحث اگر برای مدت طولانی کنار گذاشته شوند، به مرور فراموش میشوند. از طرف دیگر، تابستان فرصت مناسبی بود تا بعضی مباحث جدید را هم با آرامش بیشتری مطالعه کنم. برای همین بخشی از برنامه را به مرور و بخشی را به پیشخوانی یا مطالعه مباحث جدید اختصاص دادم. هنگام مرور هم فقط به خواندن دوباره مطالب اکتفا نمیکردم و سعی میکردم با حل سؤال یا تمرین میزان یادگیری خودم را بررسی کنم. این کار کمک میکرد بفهمم کدام مطالب را واقعاً یاد گرفتهام و کدام قسمتها هنوز نیاز به کار دارند.
تستزنی و تمرین چه جایگاهی در برنامه تابستان تو داشت؟
تمرین و تستزنی را مکمل مطالعه میدانستم. وقتی فقط مطلبی را میخوانیم، ممکن است تصور کنیم آن را کاملاً یاد گرفتهایم، اما هنگام حل سؤال متوجه میشویم بعضی قسمتها هنوز برایمان روشن نیست. به همین دلیل بعد از مطالعه بعضی مباحث، تمرین و تست حل میکردم. نکته مهم برای من تحلیل اشتباهات بود. اگر سؤالی را اشتباه جواب میدادم، سعی میکردم دلیل اشتباه را پیدا کنم؛ مثلاً بیدقتی، ندانستن مطلب یا اشتباه در روش حل. این کار باعث شد اشتباهاتم را بهتر بشناسم و در مطالعههای بعدی هدفمندتر عمل کنم.
چگونه بین درس خواندن و استراحت تعادل برقرار کردی؟
از ابتدا سعی کردم استراحت را هم جزئی از برنامه بدانم. اگر برنامه فقط شامل مطالعه باشد، بعد از مدتی خستگی ایجاد میشود و کیفیت کار پایین میآید. برای همین زمانهایی را برای استراحت، تفریح، ورزش یا بودن در کنار خانواده در نظر گرفتم. البته تلاش کردم این زمانها مشخص باشند تا بیش از حد طولانی نشوند. وقتی میدانستم بعد از یک بازه مطالعه زمان استراحت دارم، تمرکز بیشتری روی کارم میگذاشتم. به نظرم یک برنامه خوب برنامهای نیست که تمام ساعتهای روز را پر کند؛ بلکه باید به شکلی باشد که دانشآموز بتواند آن را برای مدت طولانی ادامه دهد و از نظر جسمی و ذهنی هم شرایط مناسبی داشته باشد.
استفاده از تلفن همراه و فضای مجازی را در تابستان چگونه مدیریت کردی؟
سعی کردم برای استفاده از تلفن همراه زمان مشخصی داشته باشم. متوجه شدم اگر تلفن کنار دستم باشد، حتی زمانی که قصد استفاده از آن را ندارم، ممکن است باعث حواسپرتی شود. بنابراین هنگام مطالعه تا حد امکان آن را کنار میگذاشتم و بعد از پایان کار به سراغش میرفتم. البته تلفن همراه همیشه هم یک عامل مزاحم نیست و گاهی برای جستوجوی مطالب آموزشی یا ارتباط با دیگران استفاده میشود. مسئله اصلی به نظرم مدیریت کردن آن است. اگر خودمان زمان استفاده را مشخص کنیم، بهتر میتوانیم بین فضای مجازی، مطالعه و سایر فعالیتهای روزانه تعادل ایجاد کنیم.
در تابستان چه چیزی بیشتر از همه به منظمتر شدن تو کمک کرد؟
فکر میکنم داشتن هدفهای مشخص و بررسی عملکرد روزانه بیشترین کمک را به من کرد. وقتی فقط میگفتم «امروز باید درس بخوانم»، هدفم خیلی کلی بود؛ اما وقتی مشخص میکردم چه مبحثی را بخوانم و چه مقدار تمرین انجام دهم، انجام دادن کار برایم راحتتر میشد. در پایان روز هم میتوانستم ببینم چقدر به هدفم نزدیک شدهام. همین بررسی باعث شد نقاط ضعف برنامهام را پیدا کنم. گاهی متوجه میشدم برای یک کار زمان زیادی در نظر گرفتهام یا برعکس، زمان کافی نداشتهام. با اصلاح تدریجی این موارد، برنامهام واقعیتر و قابل اجراتر شد.
آیا در تابستان روش مطالعه خودت را هم تغییر دادی؟
تا حدودی بله. تلاش کردم به جای اینکه فقط مدت زیادی کتاب را مطالعه کنم، بیشتر روی یادگیری و فهمیدن مطالب تمرکز داشته باشم. بعد از مطالعه بعضی مباحث، سعی میکردم آنها را برای خودم مرور کنم یا با حل سؤال میزان یادگیریام را بررسی کنم. همچنین متوجه شدم برای همه درسها نمیتوان از یک روش ثابت استفاده کرد. بعضی مطالب با مطالعه و خلاصهنویسی بهتر یاد گرفته میشوند و بعضی موضوعات نیاز به تمرین بیشتری دارند. این تجربه کمک کرد شناخت بهتری از روش مطالعه مناسب خودم پیدا کنم و زمانم را برای کارهایی که بازده بیشتری دارند، بهتر اختصاص بدهم.
خانواده در اجرای برنامه تابستانی تو چه نقشی داشتند؟
خانواده بیشتر نقش حمایتی داشتند. برای من مهم بود که در خانه شرایط مناسبی برای مطالعه داشته باشم و خانواده هم برنامهام را درک کنند. البته سعی کردم مسئولیت اصلی برنامهریزی و اجرای آن را خودم بر عهده بگیرم. به نظرم وقتی دانشآموز خودش برای زمانش تصمیم میگیرد و نتیجه انتخابهایش را میبیند، مسئولیتپذیری بیشتری پیدا میکند. خانواده میتوانند راهنمایی و حمایت کنند، اما در نهایت این خود دانشآموز است که باید به برنامه پایبند باشد. همراهی خانواده در کنار استقلال دانشآموز میتواند شرایط مناسبی برای یک تابستان منظم و مفید ایجاد کند.
در پایان تابستان، مهمترین چیزی که از برنامهریزی به دست آوردی چه بود؟
مهمترین چیزی که به دست آوردم این بود که متوجه شدم برنامهریزی فقط نوشتن یک جدول برای ساعتهای روز نیست. برنامهریزی یعنی هدف داشته باشیم، زمان خودمان را بشناسیم، عملکردمان را بررسی کنیم و در صورت نیاز روشمان را تغییر دهیم. فهمیدم لازم نیست برنامه همیشه کامل و بدون تغییر اجرا شود؛ مهم این است که بتوانیم دوباره به مسیر برگردیم. همچنین متوجه شدم نظم و استمرار در بسیاری از مواقع از مطالعه فشرده و کوتاهمدت نتیجه بهتری دارد. امیدوارم تجربهای که در تابستان به دست آوردم، در
طول سال تحصیلی هم ادامه پیدا کند و بتوانم از زمانم آگاهانهتر استفاده کنم.
اگر بخواهی تجربه تابستانت را به دانشآموز دیگری منتقل کنی، چه توصیهای داری؟
توصیه من این است که تابستان را نه کاملاً بدون برنامه بگذرانند و نه با یک برنامه سنگین و غیرقابل اجرا شروع کنند. بهتر است ابتدا هدف خودشان را مشخص کنند و بعد برنامهای متناسب با شرایطشان داشته باشند. مطالعه منظم، مرور، تمرین، استراحت و خواب کافی باید در کنار هم قرار بگیرند. اگر یک روز برنامه اجرا نشد، نباید به خاطر آن ادامه مسیر را رها کرد. به نظرم موفقیت در برنامهریزی بیشتر از اینکه به یک شروع بسیار پرقدرت وابسته باشد، به ادامه دادن و اصلاح کردن برنامه در طول زمان بستگی دارد. مهم این است که در پایان تابستان احساس کنیم زمانمان را آگاهانهتر مدیریت کردهایم و برای سال جدید آمادهتر هستیم.
