داستان زیر نتیجه گفتوگوی کوتاهی است که همکارانم با دانشآموزان خود داشتند. داستان ترکیبی از ادبیاتِ مصاحبه گر و مصاحبه شونده است که در یک گفتوگو خلق شده است. پاسخها و توضیحات پیرامون موضوع و واژگان، علیرغم داشتن تجربیاتی متفاوت، از ریشهی مشترکِ تلاش و آموزش حکایت دارد. مصاحبهگر از نقشِ آزمون، کارنامه، روشهای مطالعاتی، منابع، ساعات مطالعه، تعادل مطالعاتی، نقش مدرسه و امتحان، چالشهای دوگانگی در برنامه و .... میپرسد تا دانشآموز همانگونه که خودش را شناخته داستان تلاشِ نیمسال اولش را بنویسد و با شروع نیمسال دوم فکر کند برای پیشرفت و برای بهتر شدن کدام استراتژی را انتخاب خواهد کرد؟
داوود اکبری
تعهد به برنامه و استمرار را از عوامل اصلی پیشرفت خودم میدانم
گفتگو با روژان فرحناکی قهرمان پیوستگی دوازدهم انسانی از همدان
مصاحبه کننده: فاطمه بیگلری
از دوران ابتدایی به درس اهمیت می دادم، همیشه سعی داشتم نمرات خوبی بگیرم، یادم است سال دوم ابتدایی درس نخوانده بودم، یکی از معلم ها گفت "هیچی نمیشی" ، همین جمله برای من شروع تلاشی بود، که ثابت کنم که هم می توانم و هم توانایی این را دارم که به دیگران انگیزه بدهم، به همین دلیل مسیر خود را در رشته انسانی و دبیر شدن دیدم، دبیری که به بچه ها انرژی مثبت و انگیزه دهد، نه اینکه با جمله ای به روحیه آن ها آسیب برساند. در ادامه سال های تحصیل ، همچنان تلاش خود را ادامه دادم و از سال یازدهم در آزمون های کانون ثبت نام کردم، تراز من حدود ۴۰۰۰ و نهایت ۵۰۰۰ بود، مطالعهام نوسانی بود، اما با تمرکز روی امتحانات توانستم نمرات عالی کسب کنم. از تابستان مطالعهام را به ۸ ساعت رساندم و با افزایش ساعت مطالعه ترازم به ۶۰۰۰ رسید، در آزمون ها متوجه شدم که سبک مطالعه من کمی ایراد دارد، و با این تغییر بود که تغییر تراز داشتم و به ۶۲۰۰ رسیدم.
مشکل مطالعه من این بود که آزمون ها و تست زنی را تحلیل نمی کردم. اما مشاور مشکل کار من را بررسی کرد و تحلیل را از عناصر اصلی ساختار مطالعه قرار دادم. این نکته برای من خیلی کاربردی بود، چون من سعی داشتم تست های زمان دار بزنم و ساعت مطالعه خوبی داشتم، اما این کافی نبود.
برای امتحانات تشریحی نیز بعد از مطالعه کتاب، نمونه سوالات موضوعی حل می کردم و از نمونه سوالات سایت نیز استفاده کردم تا هم در تستی و هم تشریحی، همگام و همسو جلو روم . در نیم سال اول، به این نتیجه هم رسیدم که بهتر است خلاصه نویسی داشته باشم و این کار را در نیم سال دوم تکمیل خواهم کرد. در درس هایی مثل فلسفه منطق، این خلاصه نویسی به زبان خودم را بهتر می توانم مرور و جمع بندی کنم. تعهد به برنامه و استمرار و پایداری را از عوامل اصلی پیشرفت خودم می دانم که ادامه خواهم داد که دفتر برنامه ریزی در افزایش این تلاش کمک خیلی خوبی به من کرده است.
برای اینکه آرامش بیشتری داشته باشم و به خودم استرس ندهم میدانم که رقیب خودم، خودم هستم و همیشه سعی دارم نسبت به قبل خودم پیشرفت کنم. درس دیگری که از نیمسال اول گرفتم این بود که توقف نکنم، گاهی حس می کردم که زمان کمی دارم و همین حس باعث میشد شروع کردن را به تعویق اندازم اما حالا در هر لحظه برنامه را اجرا می کنم و استارت را به زمات خاصی وابسته نمی دانم. آزمون های هدفگذاری و مشابه پارسال دو گزینه مهمی هستند که باید قبل از آزمون اصلی تیک بخورندتا آزمون جمعه را نیز به خوبی به نتیجه برسانم و مسیرم را رسیدن به دبیری ادبیات با آزمون ها می سازم.
