داستان زیر نتیجه گفتوگوی کوتاهی است که همکارانم با دانشآموزان خود داشتند. داستان ترکیبی از ادبیاتِ مصاحبهگر و مصاحبهشونده است که در یک گفتوگو خلق شده است. پاسخها و توضیحات پیرامون موضوع و واژگان، علیرغم داشتن تجربیاتی متفاوت، از ریشهی مشترکِ تلاش و آموزش حکایت دارد. مصاحبهگر از نقشِ آزمون، کارنامه، روشهای مطالعاتی، منابع، ساعات مطالعه، تعادل مطالعاتی، نقش مدرسه و امتحان، چالشهای دوگانگی در برنامه و .... میپرسد تا دانشآموز همانگونه که خودش را شناخته داستان تلاشِ نیمسال اولش را بنویسد و با شروع نیمسال دوم فکر کند برای پیشرفت و برای بهترشدن کدام استراتژی را انتخاب خواهد کرد؟
داوود اکبری
امیرمحمد آمین، دوازدهم انسانی با میانگین تراز 5824 از هشتگرد
مصاحبهگر: مهدیه نوریزاده
حدود یک سال است که در آزمونهای کانون شرکت میکنم و تا امروز توانستهام به ۴۷۵ پاسخ صحیح برسم. میانگین تراز کل من ۵۸۲۴ است و مسیر رشدم در آزمونها برای خودم تجربهای آموزنده و قابل تأمل بوده است.آزمونها را بهصورت حضوری شرکت میکنم و پشتیبانم آقای معبودی هستند که با پیگیری منظم آزمونها و بررسی روند مطالعاتیام، نقش مؤثری در منظمترشدن مسیرم داشتهاند.
شروع جدی مطالعهی من از تابستان نبود؛ از مهرماه تصمیم گرفتم با تمرکز بیشتری درس بخوانم. اتفاقاً در آزمونهای مهر شروع نسبتاً خوبی داشتم و روند تراز رو به رشد بود، اما در آبانماه به دلیل همزمانی آزمونهای کانون با امتحانات میانترم مدرسه، با افت تراز مواجه شدم. این افت برایم ناامیدکننده نبود، بلکه به من نشان داد که هنوز در مدیریت زمان و جمعبندی ضعف دارم.یکی از چالشهای اصلی من در ابتدای مسیر، دقیقاً همین کمبود زمان برای مرور و جمعبندی بود. بهجای کنار گذاشتن برنامه، سعی کردم بعد از پایان امتحانات میانترم، تصمیمهای جدیتری بگیرم. تمرکزم را بیشتر روی درسهای مفهومیتر و عمیقتر مثل فلسفه و عربی گذاشتم و با برنامهریزی دقیقتر، توانستم دوباره روند تراز را اصلاح کنم؛ بهطوری که بعد از آزمونهای میانترم، ترازم به بیش از ۶۰۰۰ رسید این رشد برایم نشانهی درستی تصمیمها و استمرار در مسیر بود.مطالعهام طبق برنامهی راهبردی کانون پیش میرود و از کتابهای سهسطحی کانون برای تقویت دروس استفاده میکنم. بهطور میانگین روزانه حدود ۵ تا ۶ ساعت مطالعه دارم و تجربهام نشان داده که استمرار در همین بازهی زمانی، تأثیر بسیار بیشتری نسبت به مطالعههای پراکنده و هیجانی دارد. نقاط قوت و ضعفم را بهخوبی میشناسم. دروس حفظی نقطه قوت من هستند و معمولاً در آنها عملکرد بهتری دارم، اما ریاضی یکی از درسهای چالشی من بوده است. سعی کردهام بهجای فرار از این ضعف، آن را بپذیرم و با برنامهریزی و تمرین تدریجی، تسلطم را افزایش بدهم.
زمانهایی که انگیزهام افت میکند، معمولاً کمی از فضای درس فاصله میگیرم تا ذهنم آرام شود و بعد با تمرکز بیشتری برمیگردم. این فاصلهی کوتاه کمک میکند دچار فرسودگی نشوم و مسیر را ادامه بدهم. برای من رقابت با دیگران اهمیت زیادی ندارد؛ مهمترین رقابت، رقابت با خودم است. هر آزمون را فرصتی میبینم تا نسبت به آزمون قبلی بهتر شوم.
در آغاز نیمسال دوم، به نظرم مهمترین دستاورد من از آزمونهای کانون فقط پیشرفت درسی نبوده، بلکه منظمتر شدن، مسئولیتپذیری و رشد اخلاقی من بوده است. آزمونها به من یاد دادند که برای کارهایم برنامه داشته باشم و به مسیرم متعهد بمانم. مسیر من شاید پرسرعت نبوده باشد، اما پیوسته بوده است. یاد گرفتهام اگر هر روز کمی بهتر از دیروز باشم، در نهایت به نتیجهای میرسم که ارزش تمام تلاشها را دارد.
