ه : نکات فصل اول – دستگاه ايمني
مقدمه
1) در پيرامون ما انواع ميکروب هاي بيماري زا وجود دارد ( باکتري ها ، قارچ ها ، ويروس ها و آغازيان )
2) دستگاه ايمني ما بيشتر اوقات مانع از فعاليت عوامل بيماري زا و بروز بيماري مي شود.
3) به دفاع بدن در مقابل عوامل بيگانه ايمني گفته مي شود.
4) دستگاه ايمني ، دستگاهي است که اجزاي تشکيل دهندهي آن در سراسر بدن پراکندهاند و به طور مداوم و هماهنگ با هم مولکول ها و سلولهاي بيگانه را شناسايي مي کنند و آنها را 1- يا از بين مي برند 2- يا بي خطر مي کنند.
مکانيسم هاي دفاع
5) بدن ما با دو روش 1- دفاع غير اختصاصي 2- دفاع اختصاصي از خود دفاع مي کنند.
دفاع غير اختصاصي
6) دفاع غير اختصاصي نخستين خط دفاعي در مقابل هجوم ميکروب ها به بدن است.
7) اين مکانيسم در برابر اغلب ميکروب ها يکسان عمل مي کند و نمي تواند ميکروب هاي مختلف را از يکديگر شناسايي کند (به همين جهت غير اختصاصي مي باشد)
8) دفاع غير اختصاصي خود شامل دو خط دفاعي است 1- نخست پوست و لايه هاي مخاطي 2- پاسخ التهابي ، پاسخ دمايي ، گلبولهاي سفيد و پروتئين ها
نخستين خط دفاع غير اختصاصي
9) لايه هاي شاخي پوست مانع از ورود بسياري از ميکروب ها به بدن مي شوند .
10) چربي و عرق پوست ، سطح پوست را اسيدي کرده و از رشد بسياري از ميکروب ها جلوگيري مي کنند.
11) آنزيم ليزوزيمي که در عرق وجود دارد ، ديوارهي سلولي باکتري ها را تخريب کرده و باکتري ها را از بين مي برد.
12) سطح داخلي لولهي گوارش ، مجاري تنفسي و مجراهاي ادراري لايه شاخي ندارند اما از لايهي مخاطي پوشيده شده اند.
13) مايعي مخاطي که از اين لايه ها ترشح مي شوند علاوه بر ليزوزيمي که دارند ، ميکروب ها را نيز به دام مي اندازند و مانع نفوذ آنها به بخش هاي عميق تر مي شود.
14) در مجاري تنفسي مايع مخاطي ميکروب ها را به دام مي اندازد به کمک مژک هاي سلول هاي مجرا را به سمت بالا يعني حلق مي راند که در آنجا يا از بدن خارج مي شود و يا اينکه بلعيده مي شود و در اثر شيرهي معده ميکروب ها از بين مي روند.
15) ليزوزيم موجود در اشک و يزاق ، ميکروب ها را از بين مي برد.
16) عطسه و سرفه ميکروب ها را دفع مي کند.
17) ميکروب ها از طريق دفع ادرار و مدفوع از بدن دور مي شوند.
دومين خط دفاع غير اختصاصي
18) اگر ميکروب ها به نحوي از خط اول دفاعي عبور کنند ، آنگاه با دومين خط دفاعي غير اختصاصي روبرو مي شوند.
19) دومين خط دفاعي 4 مکانيسم دارد : 1- پاسخ التهابي 2- پاسخ دمايي 3- گلبول هاي سفيد 4- پروتئين ها
20) پاسخ التهابي ، پاسخي است موضعي که به دنبال خراش يا بريدگي يا هر نوع آسيب بافتي ديگر بروز مي کند.
21) پاخ التهابي باعث سرکوب عفونت و تسريع بهبودي مي شود.
22) در پاسخ التهابي سلول هاي آسيب ديده مادهاي به نام هيستامين توليد مي کنند که موجب گشادي رگ ها و افزايش حجم خون در محل آسيب ديده مي شود.
23) غير از هيستامين ترکيبات شيميايي ديگري در محل آسيب توليد مي شود که برخي ازآنها گلبول هاي سفيد خون را متوجه خود ميکنند.
24) گلبول هاي سفيد به ويژه نوتروفيل ها طي دياپدز به محل عفونت مي روند.
25) نوتروفيل به همراه ماکروفاژهاي بافتي به عوامل بيماري زا حمله مي کنند و مي کوشند تا عفونت را سرکوب کنندو مانع از انتشار عوامل بيماري زا و آسيب ساير بافت ها مي شوند.
26) ماکروفاژها علاوه بر فاگوسيتوز ميکروب هاي مهاجم بدن را از سلول هاي مرده و اجزاي سلولي فرسوده پاکسازي مي کنند.
27) علائم التهاب عبارتند از قرمز ، متورم و گرم تر بودن محل آسيب ديده.
28) در برخي آسيب هاي بافتي و عفونت ها مايعي به نام چرک به وجود مي آيد که شامل گلبول هاي سفيد ، سلول ها و ميکروب هاي کشته شده است.
29) تب حالتي است که در آن دماي بدن بيشتر به دليل عواملي مانند عوامل بيماري زا يا مانند آنها افزايش مي يابد.
30) تب نشانه ي مبارزهي بدن در برابر عوامل بيماري زا است.
31) بسياري از عوامل بيماري زا در گرماي حاصل از تب نمي توانند به خوبي رشد کنند.
32) مهمترين بخش دفاع غير اختصاصي بدن در برابر ميکروب ها ، گلبول هاي سفيد هستند که فاگوسيت ناميده مي شوند.
33) نوتروفيل ها و ماکروفاژها دوگروه فاگوسيت ها قرار دارند.
34) فاگوسيت ها از طريق فاگوسيتوز (ذره خواري ) ميکروب ها را مي بلعند و متلاشي مي کنند.
35) فاگوسيتوز فرآيندي است که در آن ذرات خارجي و ميکروب ها توسط غشاي سلول احاطه و به صورت يک وزيکول وارد سلول مي شوند ، سپس در آنجا به کمک آنزيم هاي ليزوزومي هضم مي شوند.
36) انواعي از پروتئين ها در دفاع غير اختصاصي شرکت دارند که برخي از آنها پروتئين هاي مکمل ناميده مي شوند.
37) نام مکمل به خاطر اين است که کار بعضي از اجزاي دستگاه ايمني را تکميل مي کنند.
38) پروتئين هاي مکمل در خون هستند و توسط ماکروفاژها و سلول هاي پوششي روده و کبد ساخته مي شوند.
39) پروتئين هاي مکمل در برخورد با ميکروب ها فعال مي شوند و با کمک يکديگر ساختارهايي حلقه مانند ايجاد مي کنند ، اين ساختارها منافذي در غشاي ميکروب ها ايجاد مي کند در نتيجه باعث نشت مواد درون سلول ها به خارج از سلول و سرانجام مرگ سلول مهاجم مي شوند.
40) پروتئين ديگر اينترفرون است که توسط سلول هاي آلوده به ويروس توليد مي شود.
41) اينترفرون توليدي از تکثير ويروس ها در سلول هاي ديگر جلوگيري مي کند و موجب مقاومت سلول هاي سالم در برابر ويروس مي شود.
42) سلول هاي آلوده به ويروس که اينترفرون توليد مي کنند خود از بين مي روند.
43) اينترفروني که در پاسخ به يک نوع ويروس توليد مي شود سبب مقاومت کوتاه مدت در برابر بسياري از ويروس هاي ديگر نيز مي شود.
دفاع اختصاصي
44) ميکروب هايي که از تأثير دفاع اختصاصي در امان ماندهاند ، سرانجام با دفاع اختصاصي روبرو مي شوند.
45) در دفاع اختصاصي گروهي از گلبول هاي سفيد به نام لنفوسيت ها دخالت دارند .
46) لنفوسيت ها به طور اختصاصي عمل مي کنند ، يعني اينکه يک نوع ميکروب خاص را از ساير ميکروب ها شناسايي و با آن مبارزه مي کنند.
47) لنفوسيت ها از سلول هايي به نام سلول هاي بنيادي در مغز قرمز استخوان ها منشأ مي گيرند.
48) لنفوسيت ها در ابتدا نابالغ هستند و بعد از تکامل يافتن توانايي شناسايي و مقابله با عوامل بيماريزا را پيدا مي کنند.
49) عدهاي از لنفوسيت ها در مغز قرمز استخوان تکامل مي يابند و سلول هاي تخصص يافتهاي به نام لنفوست هاي B را به وجود مي آورند.
50) عدهاي ديگر از لنفوسيت هاي نابالغ از طريق خون به غدهاي در پشت جناغ سينه (در جلو ناي) به نام تيموس منتقل شده و در آنجا بالغ مي شوند و سلولهاي تخصص يافته اي به نام لنفوسيت هاي T را به وجود مي آورند.
51) در طي تکامل لنفوسيت ها
1- توانايي شناسايي مولکول ها و سلول هاي خودي را از مولکول ها و سلول هاي غير خودي کسب مي کنند.
2- در عين حال آمادگي لازم را براي شناسايي و مقابله با نوع خاصي از ميکروب ها ي بيماريزا و ساير عوامل بيگانه به دست ميآورند.
52) تعدادي از لنفوسيت هاي بالغ بين خون و لنف گردش مي کنند و عدهاي ديگر به گرههاي لنفي ، طحال ، لوزه ها و آپانديس منتقل شده و در اين اندام مستقر مي شوند.
53) در اين اندام (گرههاي لنفي ، طحال ، لوزه ها و آپانديس ) ماکروفاژهاي موجود نيز به نابودي عوامل بيگانه کمک مي کنند.
54) هر مادهاي که سبب بروز پاسخ ايمني شود آنتي ژن نام دارد.
55) اغلب آنتي ژنها ، مولکول هاي پروتئيني يا پلي ساکاريدي هستند که در سطح عوامل بيگانه قرار دارند.
56) مولکول هاي سطح سلول هاي سرطاني ، سم باکتري ها و دانه هاي گرده نيز انواعي از آنتي ژن ها هستند.
57) در سطح هر لنفوسيت ، پروتئين هايي به نام گيرنده هاي آنتي ژني وجود دارد.
58) گيرنده هاي آنتي ژني شکل خاصي دارند و به آنتي ژنهاي خاص که از نظر شکل مکمل آنها هستند متصل مي شوند.
59) به دليل اينکه هر لنفوسيت نوع خاصي از گيرندههاي آنتي ژني را دارد ، آنتي ژن خاصي را شناسايي و با آن مبارزه مي کند .(دفاع اختصاصي)
60) دفاع اختصاصي خود شامل 1- ايمني همورال و 2- ايمني سلولي است.
ايمني همورال
61) در ايمني همورال لنفوسيت هاي B نقش اصلي را دارند و در اين نوع ايمني پادتن توليد مي شود.
62) هنگامي که انفوسيت B براي نخستين بار با آنتي ژن مکمل گيرنده خود متصل مي شود ، رشد مي کند ، تقسيم مي شود و پس از تغييراتي تعدادي سلول به نام پلاسموسيت و سلول B خاطره به وجود مي آورد.
63) پلاسموسيت ها پروتئين هايي به نام پادتن توليد و ترشح مي کنند.
64) پادتن در خون محلول است و به همين دليل دفاع اختصاصي را که به کمک پادتن صورت مي گيرد ايمني همورال گويند ( همورال = مايعات بدن)
65) پادتن ها نيز مانند گيرندههاي آنتي ژن اختصاصي عمل مي کنند ؛ يعني هر نوع پادتن به آنتي ژن خاصي که مکمل آن است متصل مي شود.
66) پادتن به روش هاي مختلف آنتي ژن را غير فعال مي کند.
67) پادتن ها در ساده ترين روش به آنتي ژن هاي سطح ميکروب ها مي چسبند و مانع از اتصال و تأثير ميکروب ها بر سلول هاي ميزبان مي شوند.
68) اتصال پادتن به آنتي ژن موجب مي شود ماکروفاژها راحت تر آنتي ژن را ببلعند .
69) سلول هاي خاطره در حالت آماده باش هستند و در صورت برخورد مجدد با همان آنتي ژن (پاسخ ايمني ثانويه) با سرعت تقسيم مي شوند و تعداد بيشتري پلاسموسيت و تعداد کمي سلول خاطره توليد مي کنند.
70) در دومين برخورد (پاسخ ثانويه) پادتن بيشتري در برابر آنتي ژن توليد مي شود .
71) در دومين برخورد (پاسخ ثانويه) آنتي ژن سريعتر از نخستين برخورد شناسايي مي شود و با شدت بيشتري با آن مبارزه مي شود.
ايمني سلولي
72) در ايمني سلولي لنفوسيت هاي T فعاليت دارند .
73) لنفوسيت هاي Tپس از اتصال به آنتي ژن خاص خود ، تکثير پيدا مي کنند و انواعي از سلول هاي T از جمله تعدادي سلول T کشنده و سلول T خاطره توليد مي کنند.
74) سلول هاي T کشنده به طور مستقيم به سلول هاي آلوده به ويروس و سلول هاي سرطاني حمله مي کنند.
75) در اين حمله لنفوسيت هاي T با توليد پروتئين خاصي به نام پرفورين منافذي در اين سلول ها ايجاد و باعث مرگ آنها مي شوند.
76) به دليل حملهي مستقيم سلول هاي T به سلول هاي بيماري زا ، اين نوع ايمني ، به ايمني سلولي معروف است.
بيماري واگير
77) ميکروب هاي بيماري زا از راه هاي مختلف ( هوا- آب – غذا – حشرات – تماس ) منتشر مي شوند.
78) بيماري که بتواند از شخصي به شخص ديگر سرايت کند ، بيماري واگير دار نام دارد.
79) فردي که به يک بيماري واگير دار مبتلا مي شود ، معمولا پس از بهبود نسبت به ابتلاي مجدد به اين بيماري ايمن مي شود.
80) دليلي اين نوع ايمني وجود تعدادي سلول خاطره است که در بيماري اول توليد شده اند.
81) ايمني که پس از ابتلا به بيماري واگير و بهبودي پس از ان به وجود مي آيد ، ايمني فعال نام دارد.
82) نام ايمني فعال به اين جهت است که در طي آن دستگاه ايمني خود فرد نقش فعالي در مبارزه با عامل بيماري زا دارد.
83) واکسن ميکروب ضعيف شده يا کشته شده و يا سم خنثي شده ميکروب است که باعث ايجاد ايمني فعال مي شود.
84) هنگامي که در فردي پيوند عضو صورت مي گيرد ، ممکن است دستگاه ايمني بدن فرد گيرنده ، سلول هاي عضو پيوند شده را به عنوان يک عامل بيگانه شناسايي کرده و به آن حمله کند.
دستگاه ايمني و پيوند اعضا
85) دستگاه ايمني ما مي تواند حتي سلول هاي بدن ما را از سلول هاي بدن ساير افراد تشخيص دهد.
86) براي جلوگيري از رد عضو پيوندي :
الف) بايد از فردي عضو دريافت شود که پروتئين هاي سطحي سلول هاي وي شباهت بيشتري به پروتئين هاي سطحي سلولهاي فرد گيرنده داشته باشد.
ب) به فرد گيرندهي عضو داروهايي مي دهند که فعاليت دستگاه ايمني آنها را تا حدي کاهش دهند.
دستگاه ايمني و سلول هاي سرطاني
87) در سطح سلول هاي سرطاني مولکول هاي خاصي به نام آنتي ژن هاي سرطاني وجود دارد، بنابراين دستگاه ايمني به سلول هاي سرطاني حمله ميکند و به طور معمول آنها را از بين مي برد.
88) واضح است که آنتي ژن هاي سرطاني بر روي سلول هاي عادي وجود ندارند.
89) در مبارزه با سلول هاي سرطاني لنفوسيت هاي T ، به ويژه سلول هاي T کشنده و ماکروفاژها نقش اصلي را به عهده دارند .
90) در مبارزه با سلول هاي سرطاني پادتن از اهميت کمتري برخوردار است.
خود ايمني
91) در برخي از افراد دستگاه ايمني مولکول هاي خودي را بيگانه تلقي مي کند و همين امر موجب بروز بيماري به نام خود ايمني ميشود.
92) در خود ايمني ، دستگاه ايمني مولکول ها و يا سلول هاي خودي را نيز مورد حمله قرار مي دهد و در برابر آنها پاسخ ايمني ايجاد ميکند .
93) خود ايمني ممکن است در اثر توليد نابه جا و نامتناسب پادتن هايي باشد که عليه مولکول هاي سطحي سلول هاي بدن به وجود ميآيند.
94) در بيماري مالتيپل اسکلروزيس (MS) دستگاه ايمني ، پوشش اطراف سلول هاي عصبي مغز و نخاع را مورد تهاجم قرار مي دهد و به تدريج آنها را از بين مي برد.
95) در MS فعاليت سلول هاي عصبي اختلال پيدا مي کند و بر اساس محل و شدت تخريب علائم مختلفي مثل ضعف ، خستگي زودرس ، اختلال در تکلم ، اختلال در بينايي و عدم هماهنگي حرکات بدن ممکن است در بيمار مشاهده شود.
96) در برخي بيماران ممکن است پس از يک بار حملهي MS ، پوشش سلول هاي عصبي ترميم شده و علائم بيماري از بين بروند.
آلرژي
97) آلرژي يا حساسيت ، نوع ديگري از اختلال در دستگاه ايمني است.
98) پاسخ بيش از حد دستگاه ايمني در برابر برخي آنتي ژن ها آلرژي نام دارد .
99) آنتي ژني که موجب ايجاد آلرژي مي شود به آلرژن يا مادهي حساسيت زا معروف است.
100) گرد و غبار ، دانه هاي گرده ، مواد موجود در برخي از غذاها و دارو ها ، ممکن است براي بعضي از افراد ، آلرژن باشند.
101) در اولين برخورد فرد حساس با آلرژن ، بدن او نوع خاصي از پادتن توليد مي کند ، اين پادتن در سطح ماستوسيت هاي بافتي قرار مي گيرد.
102) اگر فرد بعد از مدتي دوباره در معرض همان آلرژن قرار بگيرد ، ماده ي آلرژن به پادتن سطح ماستوسيت ها متصل مي شوددر نتيجه اين سلول ها موادي مثل هيستامين توليد مي کنند و هيستامين باعث بروز علائم آلرژي مي شود.
103) ماستوسيت ها شبيه بازوفيل هاي خون هستند ولي در بافت ها وجود دارند.
104) علائم آلرژي ممکن است تورم ، قرمزي ، خارش چشم ها ، گرفتگي و آبريزش بيني و تنگي نفس باشد .
105) افراد مبتلا به آلرژي براي مقابله با اثرات شديد هيستامين از داروهاي ضد هيستامين ( آنتي هيستامين ) استفاده مي کنند.
ايدز – نقص ايمني اکتسابي
106) گاهي ممکن است در يک تا تعدادي از اجزاء دستگاه ايمني نقصي بروز کند.
107) نقص ايمني ممکن است مادرزادي باشد يا در اثر عوامل محيطي به وجود آيد ( اکتسابي )
108) ايدز AIDS مثال بارز نقص ايمني اکتسابي است .
109) ايدز در اثر ويروسي به نام HIV به وجود مي آيد .
110) اين ويروس ها گروه خاصي از لنفوسيت هاي T را که در دفاع نقش دارند مورد تهاجم قرار مي دهند ، در آنها تکثير مي شوند . آنها را از بين ميبرند.
111) در بيماري ايدز به مرور قدرت دفاعي بدن کم مي شود ، به ترتيبي که افراد مبتلا توانايي مقابله با خفيف ترين عفونت ها را ندارند و سرانجام در اثر ابتلا به انواعي از بيماري هاي باکتريايي ، قارچي ، ويروسي ويا سرطان مي ميرند.
112) از زمان آلوده شدن بدن به ويروس ايدز تا بروز علائم بيماري ممکن است 6 ماه تا 10 سال يا بيشتر طول بکشد.
113) در اين مدت اگر چه فرد به ظاهر سالم است اما ناقل بيماري است و مي تواند بيماري را به افراد ديگر انتقال دهد.
114) ويروس ايدز از سه راه به بدن منتقل مي شود:
115) تزريق خون يا فرآورده هاي خوني آلوده به ويروس
2- مادر آلوده ممکن است در دوران بارداري ، زايمان و يا شيردهي ويروس را به فرزند متقل کند.
3- از راه تماس جنسي
116) ايدز از راه هوا ، غذا ، آب ، نيش حشرات ، دست دادن ، صحبت کردن ، روبوسي ،بزاق ، اشک و ادرار منتقل نمي شود.
ايمني در بدن ساير جانداران
117) دفاع اختصاصي اساساً در مهره داران وجود دارد.
118) بي مهرگان از راه دفاع غير اختصاصي با عوامل بيماري زا مبارزه مي کنند.
نکات فصل دوم – سوم تجربي – دستگاه عصبي
مقدمه
1. دستگاه عصبي با ساختار و کار ويژهاي که دارد براي ايجاد هم آهنگي بين اعمال سلول ها و اندام هاي مختلف به وجود آمده و تکامل حاصل کرده است.
2. خواص ويژه ي دستگاه عصبي عبارتند از :
1- تأثير پذيري نسبت به محرک ها
2- ايجاد يک جريان عصبي که نتيجه اثر محرک است
3- هدايت جريان عصبي از يک نقطهي دستگاه به نقطه ي ديگر
4- انتقال پيام از يک واحد عصبي به يک واحد ديگر
تنظيم عصبي و انواع آن
3. فعاليت هاي عصبي جانوران به طور کلي در دو جهت انجام مي شود:
1- تنظيم فعاليت هاي دروني
2- تنظيم موقعيت جانور نسبت به محيط خارجي
4. مثال : در عمل خوردن غذا نياز به 1- کمک گيرنده هاي صورت که وجود غذا را در قسمت هاي مختلف دهان حس کنند. 2- اعصابي که اين خبر را به مراکز تنظيم کنندهي مغز ببرند. 3- اعصابي که از اين مراکز به عضلات و غدد گوارشي دستورها را برسانند.
5. در بسياري موارد ، هر دو نوع تنظيم عصبي داخلي و خارجي با هم کار مي کنند. مانند فرار گربه در اثر شنيدن صداي وحشتناک
ساختمان نورون
6. واحد ساختمان و عمل در دستگاه عصبي نورون نام دارد. (نورون = سلول عصبي )
7. نورون ها پيام هاي عصبي را به بافت ها و اندام هاي بدن مانند ماهيچه ها ، غده ها و نيز نورون هاي ديگر مي فرستند.
8. نورون ها انواع گوناگون داند اما اساس ساختاري همه ي آنها مانند يکديگر است.
9. ساختمان نورون داراي بخش هاي مختلف است که در شکل کتاب رسم و نامگذاري شده است.(ص 28 کتاب)
10. رشته هايي که از جسم سلولي نورون بيرون زدهاند دو دستهاند : 1- دندريت 2- آکسون
11. دندريت ها پيام را دريافت کرده و به جسم سلولي مي رسانند.
12. آکسون پيام عصبي را از جسم سلولي تا انتهاي خود هدايت مي کند.
13. انتهاي آکسون ، پايانهي آکسون نام دارد.
14. پيام عصبي از محل پايانهي آکسون از يک نورون به نورون ديگر يا يک سلول ديگر انتقال مي يابد.
نورون هاي ميلين دار
15.بسياري از نورون ها را لايه اي از جنس غشا ( پروتئين و فسفوليپيد) به نام غلاف ميلين پوشانده است.
16. ميلين 1- رشته هاي آکسون و دندريت را عايق بندي مي کند 2- ميلين همچنين باعث افزايش سرعت حرکت پيام عصبي مي شود.
17. ميلين را سلول هاي پشتيبان که آکسون و دنريت را احاطه کردهاند ، توليد مي کنند.
18. غلاف ميلين در قسمت هايي از رشته ي عصبي (دندريت يا آکسون ) قطع مي شود. به اين قسمت ها گره رانويه گفته مي شود.
19. در محل گره رانويه غشاي رشته ي عصبي در تماس با مايع اطراف سلول قرار مي گيرد.
20. هدايت پيام عصبي در رشته هاي داراي ميلين سريعتر است زيرا پيام عصبي از يک گره رانويه به گره ديگر جهش مي کند.
21. رشته هاي عصبي داراي قطر بيشتر پيام عصبي را سريعتر هدايت مي کنند.
22. وجود ميلين در نورون هايي که مربوط به حرکات سريع بدن هستند بسيار مفيد است.
انواع نورون ها
23. نورون ها از نظر عملي که انجام مي دهند 3 نوع هستند : 1- نورون هاي حسي 2- نورون هاي حرکتي 3- نورون هاي رابط
24. نورون هاي حسي اطلاعات را از اندام حسي مثل پوست به نخاع و مغز مي رسانند. در اين نورون ها طول دندريت بلندتر از آکسون است.
25. نورون هاي حرکتي فرمان هاي مغز و نغاع را به ماهيچه ها و اندام ديگر مي برند. در اين نورون ها طول آکيون بلندتر از دندريت است.
26. نورون هاي رابط ميلين ندارند و رابط بين يک نورون حسي و يک نورون حرکتي هستند . در اين نورون ها اندازهي آکسون و دندريت چندان تفاوتي با همديگر ندارد.
فعاليت نورون
27. بين دو سوي غشاي نورون اختلاف پتانسيل الکتريکي وجود دارد که به دو صورت
1- آرامش و 2- فعال مشاهده مي شود.
28. زماني که نورون در حال فعاليت عصبي نيست ، گفته مي شود که نورون در حال استراحت يا آرامش است.
29. اختلاف پتانسيل الکتريکي بين دو سوي غشا در حال استراحت نورون ، پتانسيل آرامش نام دارد.
30. در هنگام پتانسيل آرامش ، پتانسيل درون سلول نسبت به بيرون سلول عصبي ، منفي است.
31. به طور معمول غلظت سديم در بيرون سلول و نيز غلظت پتاسيم در درون سلول بيشتر است.
32. يون هاي سديم تمايل دارند که وارد سلول شوند و يون هاي پتاسيم تمايل به خروج از سلول را دارند.
33. در حالت استراحت ، نفوذپذيري غشا نسبت به پتاسيم بسيار بيشتر از نفوذپذيري آن نسبت به سديم است. در نتيجه درون سلول نسبت به بيرون آن منفي خواهد شد.
34. در صورت ادامهي روند نفوذ سديم و پتاسيم تعادل يوني سلول به هم مي خورد و سلول بايد به نحوي مانع به هم خوردن تعادل شود.
35. پروتئيني در غشا به نام پمپ سديم – پتاسيم با مصرف انرژي ATP ، يون هاي سديم را به خارج و يون هاي پتاسيم را به داخل سلول مي راند و باعث ايجاد و حفظ حالت تعادل مي شود.
36. پتانسيل عمل عبارت است از تغيير ناگهاني و شديد اختلاف پتانسيل در دو سوي غشا .
37. در طي پتانسي عمل در زمان بسيار کوتاهي پتانسيل داخل غشا نسبت به خارج آن مثبت تر مي شود و بلافاصله به حالت اول بر مي گردد.(منظور از حالت اول همان پتانسيل آرامش است)
38. چون پتانسيل عمل پس از توليد دريک نقطه از سلول عصبي ، در نقاط مجاور هم ايجاد مي شود و نقطه به نقطه در طول رشته ي عصبي سير مي کند ، به آن پيام عصبي گفته مي شود.
39. در منحني تغيير پتانسيل غشا ، در ابتدا پتانسيل داخل غشا مثبت شده (بخش بالا رو منحني ) و سپس منفي مي شود (بخش پائين رو منحني ) و سرانجام به حالت پتانسيل آرامش مي رسد.
40. علت مثبت تر شدن پتانسيل درون سلول (بالا رفتن منحني ) باز شدن کانال هاي دريچه دار سديمي و ورود ناگهاني يون هاي سديم به درون سلول است.
41. علت منفي شدن درون سلول (پائين رفتن منحني ) باز شدن کانال هاي درچه دار پتاسيمي و خروج ناگهاني يون هاي پتاسيم از سلول است.
42. در پتانسيل عمل در ابتدا کانال هاي دريچه دار سديمي باز مي شوند و بعد از بسته شدن آنها نوبت به باز شدن کانال هاي دريچه دار پتاسيمي مي رسد.
43. بعد از پايان پتانسيل عمل ، فعاليت بيشتر پمپ پمپ سديم – پتاسيم سبب مي شود که غلظت يون هاي سديم و پتاسيم در دو سمت غشا به حالت پتانسيل آرامش برگردد.
ارتباط نورون ها با يکديگر و با سلول هاي غير عصبي
44. وقتي پيام عصبي به پايانهي آکسون مي رسد ، مي تواند به سلول هاي ديگر منتقل شود.
45. محلي را که در آن يک نورون با يک سلول ديگر ارتباط برقرار مي کند ، سيناپس مي نامند.
46. در محل سيناپس ، نورون انتقال دهنده را نورون پيش سيناپسي و سلول دريافت کننده ، سلول پس سيناپسي خوانده مي شود.
47. وقتي جريان عصبي به پايانهي آکسون نورون پيش سيناپسي مي رسد، بايد فضاي سيناپسي را طي کند و به سلول پس سيناپسي منتقل شود. اين کار با آزاد شدن ماده اي که انتقال دهندهي عصبي نام دارد انجام مي شود.
48. نتقال دهنده هاي عصبي انواع گوناگوني دارند . مثلا انتقال دهنده ي عصبي در ماهيچه هاي آدمي استيل کولين است.
49. وقتي پيام عصبي به پايانه ي آکسون نورن پيش سيناپسي مي رسد ، وزيکول هاي محتوي انتقال دهنده ها با غشاي سلول آميخته مي شود و مولکول هاي انتقال دهنده به درون فضاي سيناپسي آزاد مي شوند و به سلول پس سيناپسي مي رسند.
50. انتقال دهندههاي عصبي پس از رسيدن به نورون پس سيناپسي ، سبب تغيير پتانسي الکتريکي آن مي شوند.
51. تغيير در نورون پس سيناپسي مي تواند در جهت فعال کردن يا مهار کردن نورون پس سيناپسي باشد.
اثر مواد مخدر
52. موادي که عملکرد دستگاه عصبي مرکزي را تغيير مي دهند ، مواد روان گردان ناميده مي شوند.
53. الکل ، نيکوتين ، کوکائين ، هروئين و کافئين ( در قهوه يا نوشابه ) از جملهي مواد روان گردان هستند.
54. همهي اين مواد مي توانند باعث وابستگي رواني مصرف کننده شوند و بيشتر آنها موجب وابستگي جسمي نيز مي شوند.
55. مواد مخدر عملکرد نورون ها را تغيير مي دهند.
56. اعتيد پاسخي فيزيولوژيک است که مصرف مکرر مواد مخدر باعث آن مي شود.
57. اعتياد عملکرد طبيعي نورون ها وسيناپس ها را تغيير مي دهد.
58. هنگامي که عملکرد نورون ، يا سيناپسي توسط مواد مخدر تغيير کرد از آن پس آن نورون ياسيناپس يه طور طبيعي کار نمي کند مگر در حضور آن مادهي مخدر.
59. شخص با مصرف مکرر ماده ي مخدر به آن معتاد مي شود و بدن او نسبت به آن ماده ي مخدر عادت مي کند.
60. شخص با گذشت زمان مقدار ماده ي مخدر مصرفي خود را افزايش مي دهد ، تا خواستهي بدنش تأمين شود.
اثرات نيکوتين
61. نيکوتين مادهاي اعتياد آور است که در برگ هاي گياه تنباکو يافت مي شود.
62. تنباکو يک مادهي سمي است که 60 ميلي گرم آن براي انسان کشنده و مرگ آور است.
63. نيکوتين سريعاً ورد جريان خون مي شود و در بدن به گردش در مي آيد .
64. عملکرد نيکوتين شبيه به عملکرد انتقال دهنده ي عصبي استيل کولين در بدن است.
65. نيکوتين به علت شباهت ساختاري با استيل کولين ،به محل مخصوصي در سلول هاي عصبي که به طور طبيعي محل گيرندههاي استيل کولين است متصل مي شود ، اين جايگاهها از مراکز کنترل مغز هستند که بسياري از فعاليت هاي مغزي را کنترل مي کنند.
66. اتصال نيکوتين به اين جايگاه ها باعث مي شود که بعد از مدتي دستگاه عصبي فرد سيگاري فقط در حضور نيکوتين به طور طبيعي کار کند و با حذف نيکوتين ، حالت طبيعي بدن مختل شود.
67. در اين حالت تنها راه براي برقراري و نگهداري حالت طبيعي بدن کشيدن سيگار است و به اين ترتيب مي گوئيم فرد ، به کشيدن سيگار معتاد شده است.
اثرات تنباکو
68. کشيدن سيگار با ابتلا به سرطان دهان و حنجره ارتباط مستقيم دارد و نيز امکان ابتلا به سرطان هاي پانکراس و مثانه را افزايش مي دهد.
69. همچنين امکان ايجاد ناراحتي هاي تنفسي مهلک در افراد سيگاري بيشتر است.
70. دود توتون باعث تحريک مخاط دهان ، بيني و گلو مي شود.
71. دود توتون در شش ها تجمع پيدا مي کند و مژه هاي دستگاه تنفسي را از کار مي اندازد .72. دود توتون بافت ريه را تيره مي کند و باعث کاهش ظرفيت تنفسي مي شود.
73. افرادي هم که به طور غير مستقيم در معرض دود سيگار قرار مي گيرند ، همانند افراد سيگاري در معرض همه ي عوارض مربوطه قرار ميگيرند.
74. احتمال سقط جنين و به دنيا آمدن جنين مرده درزنان سيگاري نيز زياد است.
دارو هاي روان گردان
75. داروهاي روان گردن نوعي مواد مخدرند که در تسکين درد ها و القاي خواب نقش دارند.
76. بسياري از اين داروها از گياهان تيرهي خشخاش به دست مي آيند.
77. مواد مخدري که از ترياک استخراج ميشوند شامل : مورفين ، هروئين ، و کدئين هستند.
78. پزشکان براي تسکين درد بيماران گاه از کدئين و گاه از مورفين استفاده مي کنند.
79. گيرنده هاي درد ، محرک ايجاد درد را شناسايي مي کنند .
80. نقش درد در بدن بسيار با اهميت است چون درد به ما مي گويد که يکي از بافت هاي ما آسيب ديده و يا زخمي شده است.
81. هنگامي که عضوي آسيب مي بيند از انتهاي اعصاب آسيب ديده ي آن پيام هايي انتقال مي يابد که باعث احساس درد مي شود.
82. پيام هاي عصبي حامل درد به نخاع و سپس به مغز انتقال مي يابند . پس از رسيدن پيام درد به طناب عصبي ، اين پيام توسط گروهي از انتقال دهندههاي عصبي به نام انکفالين ها سرکوب مي شود.
83. انکفالين از انتقال پيام عصبي از نخاع به مغز جلوگيري مي کند.
84. مواد مخدر عملکردي شبيه به انکفالين ها دارند و به گيرندههاي پروتئيني درد در طناب عصبي مي پيوندند و از انتقال پيام درد به مغز و احساس درد جلوگيري مي کنند.
نکات فصل دوم – سوم تجربي – دستگاه عصبي- ساختمان و کار دستگاه عصبي
مقدمه
1- وظايف دستگاه عصبي در ارتباط هاي متقبل بين نورون هاي آن وابسته است.
2- در دستگاه عصبي دو بخش اصلي وجود دارد: 1- دستگاه عصبي مرکزي 2- دستگاه عصبي محيطي
3- دستگاه عصبي مرکزي شامل مغز و نخاع است که مرکز نظارت بر اعمال بدن هستند.
4- دستگاه عصبي مرکزي اطلاعات دريافتي از محيط و درون بدن را تفسير کرده و به آنها پاسخ مي دهد.
5- دستگاه عصبي مرکزي از دو بخش 1- مادهي خاکستري و 2- مادهي سفيد تشکيل شده است.
6- ماده ي خاکستري بيشتر محتوي جسم سلولي نورون ها است و مادهي سفيد از اجتماع بخش هاي ميلين دار نورون ها تشکيل شده است.
7- دستگاه عصبي محيطي شامل تعداد زيادي عصب است.
8- هر عصب مجموعهاي از آکسون ها ، دندريت ها و يا هر دوي آنها است که دور آنها را غلافي پوشانده است.
9- به آکسون ها يا دندريت هاي بلند تار عصبي گفته مي شود.
10- اعصاب محيطي خود سه دسته اند :
1- اعصاب حسي که پيام هاي عصبي را از اندام ها به مغز مي برند.
2- اعصاب حرکتي که پيام هاي عصبي را از از مغز و نخاع به ماهيچه ها يا غده ها مي برند .
3- اعصاب مختلط که مجموعي از تارهاي حسي و حرکتي هستند.
مغز
11- مغز مرکز اصلي پردازش اطلاعات دربدن است.
12- مغز در حدود 100 ميليارد نورون دارد و به طور متوسط در يک فرد بالغ 5/1 کيلوگرم وزن دارد.
13- افکار ، عواطف ، رفتار ، ادراک ، احساس و حافظه از وظايف مغز هستند.
14- مغز شامل چند بخش است که عبارتند از 1- مخ 2- مخچه 3- ساقهي مغز
مخ
15- مخ بزرگترين بخش مغز است.
16- مخ توانايي يادگيري ، حافظه ، ادراک ، و عملکرد هوشمندانه را دارد.
17- مخ داراي يک لايهي خارجي چين خورده ، با برآمدگي ها و شيار هاي بسيار است که اين لايه قشر مخ ناميده مي شود.
18- يک شيار عميق و طولاني در وسط مخ ، آن را به دو نيمکرهي راست و چپ تقسيم مي کند.
19- نيمکره هاي مخ از طريق دستهاي از تارهاي عصبي به نام جسم پينهاي ، به يکديگر مرتبط مي شوند.
20- به طور معمول نيمکرهي چپ مخ اطلاعت حسي را از سمت راست بدن دريافت و حرکات آن را کنترل مي کند و بر عکس نيمکرهي راست ،اطلاعات حسي سمت چپ بدن را دريافت و حرکات آن را کنترل مي کند.
21- همچنين هر يک از نيمکره ها ، کارهاي مخصوص به خود نيز دارند.
22- بيشتر پردازش اطلاعات حسي و حرکتي در قشر خاکستري مخ انجام مي گيرد که لايهي خارجي چين خورده و نازک مخ است .
23- چين خوردگي هاي قشر مخ باعث افزايش سطح قشر مخ و در عين حال باعث مي شوند که مغز دردرون جمجمه جا بگيرد.
مخچه
24- مخچه در پشت ساقهي مغز قرار دارد و از د ونيمکره که در وسط آن بخشي به نام کرمينه قرار دارد تشکيل شده است.
25- مخچه مهمترين مرکز هماهنگي و يادگيري حرکات لازم براي تنظيم حالت بدن و حفظ تعادل است.
26- مخچه اطلاعات لازم براي انجام وظيفهي خود را از ماهيچه ها ، مفاصل ، پوست ، چشم ها و گوش و همچنين بخش هايي از مغز و نخاع که مربوط به حرکات بدن هستند دريافت مي کند.
27- مخچه با پيش بيني وضعيت بدن در لحظه ي بعد پيام هايي را براي مغز و نخاع مي فرستد و موجب تصحيح و يا تغيير حرکات بدن مي شود.
28- صدمه به مخچه باعث مي شود که فرد در هنگام راه رفتن تلو تلو بخورد و اعمال خود را به طور غير ماهرانه انجام دهد . اين فرد توانايي انجام حرکات دقيق را ندارد ؛ نمي تواند يک خط مستقيم رسم کند و يا باچکش بر روي ميخ بکوبد.
ساقهي مغز
29- ساقهي مغز در قسمت پائيني مغز قرار دارد و از يک سو به نخاع منتهي مي شود و از سوي ديگر ، به نيمکره هاي مخ و مخچه منتهي مي شود.
30- ساقهي مغز خود شامل سه بخش 1- مغز مياني 2- پل و 3- بصل النخاع مي باشد.
31- ساقهي مغز که اطلاعات را درون دستگاه عصبي مرکزي انتقال مي دهند ، نقش مهمي در تنظيم فعاليت هاي بدن بر عهده دارند.
تالاموس و هيپوتالاموس و دستگاه ليمبيک
32- در بالاي ساقهي مغز ، مراکز مهم تقويت و انتقال پيام عصبي وجود دارد که اطلاعات را در بخش هاي مختلف مغز رد و بدل مي کنند.
33- يکي از اين مراکز تالاموس است که در پردازش اطلاعات حسي نقش مهميدارد.
34- اطلاعات حسي از اغلب نقاط بدن در تالاموس ها گرد هم مي آيند ، تقويت مي شوند و به بخش هاي مربوطه در قشر مخ فرستاده مي شوند.
35- در زير تالاموس ، هيپوتالاموس قرار دارد که به همراه بصل النخاع بسياري از اعمال حياتي بدن مانند تنفس و ضربان قلب را تنظيم مي کند.
36- هيپوتالاموس همچنيني مرکز احساس تشنگي ، گرسنگي و تنظيم دماي بدن است و نيز اعمال غده هاي ترشح کنندهي هورمون ها را تنظيم مي کند.
37- تالاموس و هيپوتالاموس را شبکه ي گستردهاي از نورون ها ، به نام دستگاه ليمبيک به قسمت هايي ار قشر مخ ارتباط مي دهند .
38- دستگاه ليمبيک نقش مهمي در حافظه ، يادگيري و احساسات مختلف مانند رضايت ، عصبانيت و لذت بر عهده دارد.
نخاع
39- نخاع درون ستوان مهره ها از بصل النخاع تا کمر امتداد دارد.
40- نخاع مغر را به دستگاه عصبي محيطي متصل مي کند. همچنين نخاع مرکز برخي از انعکاس هاي بدن است.
41- انعکاس ، پاسخ ناگهاني و غير ارادي ماهيچه ها در پاسخ به محرک هاست.
42- 31 جفت عصب به نخاع متصل هستند.
43- هر عصب نخاعي يک ريشه ي پشتي و يک ريشه ي شکمي دارد.
44- ريشه هاي پشتي محتوي نورون هاي حسي اند که اطلاعات را از گيرنده هاي حسي به دستگاه عصبي مرکزي وارد مي کنند.
45- ريشه هاي شکمي محتوي نورون هاي حرکتي اند که پاسخ حرکتي را از دستگاه عصبي مرکزي به غدهها و ماهيچه ها ، منتقل مي کنند.
46- در برش عرضي نخاع دو بخش ديده مي شود 1- بخشي در وسط از جنس ماده ي خاکستري که شامل جسم سلولي نورون هاست و 2- بخشي از جنس مادهي سفيد که محتوي آکسون و دندريت نورون ها ايتو بخش خاکستري را در بر گرفته است.
47- در بخش خاکستري نخاع ، نورون هاي رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون ها با يکديگر مي شوند.
محافظت از دستگاه عصبي
48- دستگاه عصبي مرکزي مهره داران به چند طريق محافظت مي شود 1- استخوان هاي جمجمه و ستون مهره ها 2- مغز و نخاع را پرده اي سه لايه اي به نام مننژ حفاظت مي کند . 3- سد خوني - مغزي
49- استخوان هاي جمجمه و ستون مهره ها ، جعبه اي محکم و استخواني براي حفاظت مغز و نخاع به وجود مي آروند.
50- لايه هاي مننژ از خارج به سمت داخل عبارتند از 1- سخت شامه 2- عنکبوتيه 3- نرم شامه
51- سخت شامه از جنس بافت پيوندي محکم است.
52- لايه ي عنکبوتيه در زير ميکروسکوپ ظاهري شبيه با تارهاي عنکبوت دارد و سخت شامه و نرم شامه را به هم متصل مي کند.
53- لايه ي داخلي نرم شامه است که داراي مويرگهاي خوني فراوان است و بافت عصبي را تغذيه مي کند . همچنيني نرم شامه مايع مغزي – نخاعي را ترشح ميکند.
54- بين عنکبوتيه و نرم شامه فضايي وجود دارد که از مايعي به نام مايع مغزي نخاعي پر شده است.
55- مايع مغزي نخاعي نقش ضربه گير دارد و از برخورد مغز و نخاع به استخوان ها در حين حرکت ، جلوگيري مي کند.
56- سلول هاي پوششي ديواره ي مويرگ هاي مغزي ، فاقد منافذي هستند که دربافت هاي ديگر ديده مي شود . در نتيجه بسياري مواد که درمتابوليسم سلول هاي مغزي نقشي ندارند و نيز ميکروب ها معمولاً نمي توانند وارد مغزشوند. ( سد خوني – مغزي )
دستگاه عصبي محيطي
57- دستگاه عصبي محيطي ، مغز و نخاع را به قسمت هايديگر بدن ارتباط مي دهد و شامل 31 جفت عصب نخاعي و 12 جفت عصب مغزي است.
58- دستگاه عصبي محيطي شامل دو بخش حسي و حرکتي است.
59- بخش حسي ، اطلاعات اندام هاي حس را به دستگاه عصبي مرکزي هدايت مي کند.
60- بخش حرکتي ، ارسال پيام عصبي را به اندام هاي حرکتي بر عهده دارد.
61- بخش حرکتي دستگاه عصبي محيطي ، خود شامل دو دستگاه مستقل است 1- دستگاه عصبي پيکري 2- دستگاه عصبي خود مختار
62- دستگاه عصبي پيکري ، شامل نورون هاي حرکتي است که ماهيچه هاي اسکلتي را که تحت کنترل آگاهانه ما قرار دارند کنترل مي کنند.
63- انعکاس ها نيز جزء فعاليت هاي دستگاه عصبي پيکري هستند.
64- انعکاس ها بسيار سريع هستند زيرا درانجام آنها اغلب نخاع و دستگاه عصبي محيطي دخالت دارد و مغز نقشي ندارد.
65- نمونه ي انعکاس ها ، انعکاس زرد پي زير زانو در اثر ضربه است.
66- مکانيسم : ضربه ي وارد شده به زير زانو ، نورون حسي متصل به ماهيچه ي جلو ران را تحريک مي کند . نورون حسي پيام را به نخاع ارسال مي کند و نورون حرکتي مربوطه تحريک مي شود و در نتيجه ماهيچه ي جاو ران منقبض مي شود و پا به سرعت بالا مي آيد . نورون حسي همچنين يک نورون رابط را در نخاع تحريک ميکند و آن نورون ، نورون حرکتي مربوط به ماهيچه ي عقب ران را از فعاليت باز مي دارد.
67- پزشک ها ، از اين آزمايش براي بررسي سالم بودن مسير انعکاس و نيز ميزان اضطراب فرد استفاده مي کنند.
68- اعصاب حرکتي خود مختار ، خود به دو بخش 1- دستگاه عصبي سمپاتيک و 2- دستگاه عصبي پاراسمپاتيک تقسيم ميشوند.
69- اين دو دستگاه حالت پايدار بدن را حفظ مي کنند و عمل آنها به طور معمول بر خلاف يکديگر است.
70- عمل دستگاه پاراسمپاتيک باعث برقراي حالت آرامش دربدن مي باشد که در اين حالت فشار خون کاهش و ضربان قلب کم مي شود . اما فعاليت هاي گوارشي زياد مي شود.
71- بخش سمپاتيک در مواقع هيجان هاي رواني و ياجسمي بر پاراسمپاتيک غلبه دارد و بدن را در حالت آماده باش نگاه مي دارد.
72- در حالت آماده باش فشار خون افزايش مي يابد و تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس افزايش مييابد . همچنين جريان خون به سوي قلب و ماهيچه هاي اسکلتي هدايت ميشود.
دستگاه عصبي جانوران
73- هيدر که از کيسه تنان است ساده ترين دستگاه هاي عصبي را دارد .
74- دستگاه عصبي هيدر به شکل يک شبکه ي عصبي است که شامل شبکه اي از رشته هاي عصبي است که در تمام بدن جانور پخش شده است.
75- هيدر سر و مغز ندارد و تقسيم بندي مرکزي و محيطي در دستگاه عصبي آن معني ندارد.
76- شبکه ي عصبي براي ساختار بدني هيدر و نحوهي فعاليت آن کاملاً مناسب است.
77- در سر پلانارياکه از کرم هاي پهن است مغز کوچکي وجود دارد . اين مغز از گره هاي عصبي تشکيل شده است
78- پاناريا داراي دو طناب عصبي موازي است که همراه با مغزدستگاه عصبي مرکزي آن را تشکيل مي دهند.
79- از اين دو طناب عصبي اعصاب کوچکتري منشعب مي شوند که دستگاه عصبي محيطي آن را تشکيل مي دهند.
80- مغز حشرات از چند گره به هم جوش خورده تشکيل شده است.
81- طناب عصبي شکمي اين جانوران در هر قطعه از بدن ،داراي يک گره عصبي است که فعاليت ماهيچه هاي آن قطعه را کنترل مي کند.
82- دستگاه عصبي مهره داران تقريبا شبيه به دستگاه عصبي انسان است.
مقايسهي مغز مهره داران
83- مغز مهره داران در دورهي جنيني شامل سه بخش مغز جلويي – مغز مياني و مغز عقبي است.
84- در بين مهره داران ،اندازهي نسبي مغز پستانداران و پرندگان ( نسبت به وزن بدن ) از بقيه بيشتر است.
85- نيمکره هاي مخ نيز در پرندگان و پستانداران ، نسبت به سايرين رشد بيشتري داشته است.( دليل رفتار هاي پيچيده تر نسبت به ساير مهره داران)
86- در ميان مهره داران ، سطح قشر چين خوردهي مخ انسان نسبت به اندازه ي بدن ، بيشترين مقدار را دارد.
87- پس از انسان ، چين خوردگي هاي قشر مخ در وال و ساير پريمات ها بيشتر از ساير مهره داران است.
88- وال ها در زندگي اجتماعي خود داراي ارتباط هاي پيچيده اي از طريق ايجاد صدا هستند.است
89- بيشتر قشر مخ در وال ها ، احتمالا به پردازش اطلاعات در مورد صداها ، اختصاص يافته است.
