گزیده‌ی نکات آزمون 26 آبان - ادبیات و زبان فارسی سوم انسانی

0

گزیده‌ی نکات آزمون 26 آبان - ادبیات و زبان فارسی سوم انسانی

زبان فارسي 3

درس چهارم: نمايش‌نامه فيلم‌نامه

نمايش‌نامه

نمايش‌نامه: نوشته‌اي که نمايش از روي آن اجرا مي‌شود.

دو بخش عمده دارد: ا- محتوا 2- فن

عوامل نوشتن نمايش‌نامه

اولين کار نوشتن نمايش‌نامه: گرفتن طرح ذهني(ايده) همه چيز مي‌تواند زمينه‌ساز نوشتن باشد.

ايجاد حوادث فرعي: ا- به گسترش طرح اصلي کمک مي‌کند. 2- طرح اصلي را استحکام مي بخشد.

عوامل مؤثر در گسترش طرح: 1-  ايجاد حوادث فرعي 2-  دادن اطلاعات به تماشاگر 3-  انتخاب زمان مناسب 4-  انتخاب مکان مناسب

صداها: نقش مهمي در نمايش نامه دارند. تدارک صداهايي جز صداي گفت‌و‌گوها به تأثير نمايش‌نامه کمک مي‌کند.

شخصيت‌ها: بايد شخصيت‌ها را از نظر ظاهري، خانوادگي، اجتماعي و روحي و اعتقادي و... به طور مستقيم  يا غير مستقيم از طريق واکنش ديگر شخصيت‌ها معرفي کرد.

گفت‌وگو: 1- عامل مهم ديگر در نمايش‌نامه است2- نمايش‌نامه نوعي هنر کلامي است. 3- کلمات يک گفت‌وگو ممکن است عالي يا فاخر، پست و سخيف يا ساده و معمولي باشند و زبان آن به فراخور نوع نمايش يکي از اين سه نوع يا هر سه نوع باشد.4- انواع نمايش‌نامه بر همين اساس :کمدي(خنده‌دار) يا تراژدي(مصيبت بار)

حرکت:1- عامل مهم ديگر نمايش‌نامه است. 2- حرکتِ بازيگران، شخصيت‌ها و پيام را روشن و واضح مي‌سازد.

3- مي‌توان با بيننده ارتباط برقرار کرد.انواع آن: 1 – نمايشي 2- تکنيکي

حرکت نمايشي: 1- مربوط به نويسنده 2- در متن نمايش داخل کمانک توضيح داده مي‌شود. 3- شامل دستور اجراي کليه‌ي حرکاتي است که به پيشبرد بهتر نمايش مي‌انجامد.

حرکت تکنيکي: 1- در روي صحنه براي ايجاد تنوع است. 2- دستور اجراي آن به کارگردان مربوط مي‌شود.

 

 

مراحل نوشتن يک نمايش‌نامه‌ي خوب

1-           مقدمه‌چيني: آمادگي براي شروع به کمک مهارت‌هاي مختلف، معرفي قهرمانان و ترسيم فضاي کلي نمايش

2-     گره‌افکني: ايجاد گره و ابهام در روند نمايش

3-     درگيري و ستيزه: قرارگرفتن شخصيت‌ها و عناصر متضاد نمايش در تقابل هم

4-     دلهره: ايجاد حالت انتظار و اضطراب در تماشاگر

5-     نقطه‌ي اوج: به اوج رسيدن هيجان و اضطراب تماشاگر به بالاترين حد خود

6-     گره‌گشايي: پايان ستيزه‌ها و درگيري‌هاي نمايش

7-     نتيجه‌ي نهايي: روشن‌شدن نتيجه‌ي تمام درگيري‌ها

پرده

پرده: 1- هر نمايش به چند قسمت تقسيم مي‌شود، به هر قسمت از نمايش يک پرده گفته مي‌شود. 2- هر قسمت با کشيده‌شدن پرده خاتمه و با کنار رفتن پرده، آغاز مي‌شود. 3- در هر پرده آرايش صحنه عوض مي‌شود.4- نويسنده مي‌تواند براي آرايش صحنه، محل قرار گرفتن لوازم و اشيا و حالت کلي صحنه را در متن نمايش قيد کند.

فيلم نامه

تعريف: نوشته‌اي که بر اساس آن فيلم ساخته مي‌شود.

تفاوت فيلم‌نامه با نمايش‌نامه :تمام حرکات بازيگران و نحوه‌ي حرکت دوربين فيلم‌برداري و ساير جزئيات را به‌طور دقيق در فيلم‌نامه مي‌نويسد.

نما يا پلان: به مدت زماني که دوربين حرکت مي‌کند تا از حرکت باز مي ايستد.

سکانس: قسمتي از فيلم که زمان در آن تداوم دارد.

کات: توقف دوربين از يک نما به نماي ديگر

آنشه: به تداخل تصوير در تصوير ديگر، چنان‌که تصوير اول به تدريج محو گردد و تصوير دوم واضح و نمايان‌تر شود.

 

 

 

درس پنجم: واژه واژگان در زبان

زبان چيست؟

نظام پيچيده‌اي است متشکل از سه بخش: 1- نظام آوايي 2- نظام دستوري 3- نظام معنايي

نظام دستوري به دو بخش تقسيم مي‌شود: 1- صرف(ساخت واژه) و نحو

علاوه بر نظام‌هاي يادشده، بخش ديگري هست که به آن واژگان مي‌‌گويند که حاوي کليه‌ي واژه‌هاي زبان همراه با همه‌ي عناصري است که مي‌توانند نقش واژه را به عهده بگيرند مثل گروه واژه‌ها از نوع «دست به سر کردن».

هر واژه از طريق تصريف به چندين صورت درمي‌آيد:

خوب(صورت پايه) ¬ خوب‌تر، خوب‌ترين(صورت تصريفي)

مرد(صورت پايه) ¬ مردان، مردها ، مردي(يک مرد) (صورت تصريفي)

رفتن(صورت پايه) ¬ رفتم، رفت، مي‌رود(صورت تصريفي)

صورت پايه: صورت رايج‌تر (مدخل اصلي در فرهنگ لغات همان صورت پايه است.)

صورت تصريفي: بقيه( غير از صورت رايج)

واژگان ذهني زبان

سخن‌گويان هر زباني، علاوه بر مجموعه‌ي نظام‌هاي آوايي، صرفي و نحوي و معنايي زبان خود، واژگان آن زبان را نيز در ذهن دارند. زبان‌شناسان از اين واژگان با عنوان واژگانِ ذهني زبان ياد مي‌کنند.

سه نوع اطلاع در آن ذخيره مي‌شود:

اطلاع آوايي: ناظر بر چگونگي تلفظ

اطلاع دستوري: ناظر بر چگونگي استفاده از آن در ساخت‌هاي دستوري

اطلاع معنايي: ناظر بر اين‌که واژه‌ي مزبور چند معني دارد و هر يک از اين معني‌ها از چه مؤلفه‌هايي ساخته شده است.

سطوح مطالعه‌ي زبان

واژگان‌شناسي: انواع روابط ساختاري، تاريخي و جامعه‌شناختي موجود ميان واژه‌ها

واژگان‌نگاري: به چگونگي گردآوري، تدوين و ضبط واژه‌ها در قالب يک واژگان يا يک فرهنگ لغات(به همين دليل به عنوان اصول فرهنگ‌نويسي ياد مي‌شود.)

اطلاعات واژگان در فرهنگ‌نويسي يا واژگان‌نگاري

املايي/ تلفظي/دستوري/معنايي(حاوي هر چند معنايي که از کلمه يافت مي‌شود از جمله معناهايي که به موقعيت‌هاي معين بستگي دارد.) /کاربردي : حاوي استعمال‌هاي خاص واژه/ سبکي /علمي/ تاريخي/ريشه‌شناختي

هرچه فرهنگ و تمدن يک جامعه‌ي زباني پرتحرک‌تر و زاياتر و پوياتر باشد، واژگان زبان آن جامعه هم به همان ميزان، بيشتر دستخوش ديگرگوني و تحول خواهند مي‌شود.

بياموزيم

به املاي واژگان دقت کنيد :

ازدحام، انزجار، انضباط، بحبوحه، برهه، ترجيح، تعيين، تغيير، توجيه، تهيه، ديدگان، موجّه، مزبور، مؤسّسه

قيد تأکيد

قيد تأکيد در جمله‌هايي که پيام آن‌ها آشکار و بديهي است، به‌کار نمي‌رود.

هنگام نوشتن مواظب باشيد تا کلمه‌هاي «قطعاً، بي گمان، بي‌ترديد، جداً، حقيقتاً، به درستي که و...» را در جايگاه مناسب به‌کار ببريم.

«بي‌شک قطره قطره‌‌‌ي باران و دانه دانه‌ي برف از ابرهاي آسمان فرومي‌ريزند.»

 

ادبيات فارسي 3

 

تاريخ ادبيات درس پنجم: «ديوار»

جمال ميرصادقي: نويسنده و منتقد ادبي معاصر

داستان ديوار: 1- ظاهراً موضوعي ساده و معمولي 2- در وراي زبان ساده و صميمي، بياني استعاري و نمادين 3- تصويرگر دنياي صادقانه‌ي کودکان 4- ديوار در اين داستان نماد سدي در برابر آزادي‌هاي کودکانه و نماد جدايي انسان‌ها و مانع تفاهم بشري و افزايش بيگانگي‌ها

آثار ديگر ميرصادقي در زمينه‌ي نقد: « ادبيات داستاني» و«عناصر داستان»

مجموعه داستان‌ها: «دوالپا»، «هراس» ،«ديوار»، «مسافرهاي شب»، «شب‌چراغ» و «چشم‌هاي من خسته»

نخستين مجموعه‌ي داستان‌هاي کوتاه او: شاهزاده خانم سبزچشم

تاب بنفشه

لغت:

طرّه: زلف، دسته موي پيشاني/ ملول: ناراحت، غمگين/ خرقه:جامه‌ي گشاد و بلند مخصوص درويشان / شاه‌نشين: پيشگاه، صَدر/عارض: صورت

اشاره به برخي آرايه‌هاي شعر«تاب بنفشه»

بيت اول: پرده‌ي غنچه ‌دريدن: کنايه از شکفته شدن/ رسواشدن

بيت دوم: «گل خوش نسيم» استعاره از «معشوق»/ «بلبل» استعاره از «عاشق»

بيت سوم: «عالم» مجاز از «مردم عالم»

بيت چهارم: «گدا بتواند گوشه‌ي تاج سلطنت را بشکند» تناقض

بيت ششم: واج‌ارايي (نغمه‌ي حروف): صامت«ش» و مصوت«-ِ»

بيت هشتم: «عارضت خوش چمني است» تشبيه

کنايه

به معناي پوشيده سخن گفتن است و به عباراتي گفته مي‌شود که داراي دو معني دور و نزديک هستند اما معناي دور آن‌ها مورد نظر است، به اين کاربرد کنايه گفته مي‌شود.

مثال1:تنها همان رتبه‌هاي بالا را وعده بگير و مابقي را نقداً خط بکش.

مثال2: هنوز از دهان بوي شير آيدش/ همي راي شمشير و تير آيدش  ¬منظور گوينده اين نيست که اگر دهان او را  ببوييم ، بوي شير مي‌دهد بلکه مقصودش آن است که«کودک است» بنابراين مي‌گوييم کنايه از کودک بودن.

برخي ابيات به کار رفته در کنکور سراسري با آرايه‌ي کنايه

دامن مفشان از من خاکي که پس از من/ زين در نتواند که برد باد غبارم (سراسري رياضي- 90)

دامن مفشان کنايه از دوري مکن

به مي‌پرستي از آن نقش خود زدم بر آب/ که تا خراب کنم نقش خودپرستيدن (سراسري زبان-90 )

نقش برآب زدن کنايه از از بين بردن، محو کردن

چو مشک ما همه کافور شد از سردي دنيا/ جوانان را ز ما دل‌سرد شد کو آن جواني‌ها (سراسري زبان- 89 )

دل‌سرد شدن کنايه از مأيوس شدن

خيمه‌ي انس مزن بر در اين کهنه رباط/ که اساسش همه بي‌موقع و بي‌بنياد است (سراسري زبان- 89 )

خيمه زدن کنايه از اقامت کردن

متناقض‌نما (تناقض، پارادکس)

تعريف: آوردن دو واژه يا دو معني متناقض است در کلام، به گونه‌اي که آفريننده‌ي زيبايي باشد.

 

برخي ابيات به کار رفته در کنکور سراسري با آرايه‌ي متناقض‌نما

·        طالع نگر که کشت اميدم ز آب سوخت/ در کشوري که برق هوادار خرمن است (سراسري رياضي- 90)

«سوختن کشت از آب» و« برق هوادار خرمن باشد» تناقض دارد.

·        کي شود اين روان من ساکن/ اين چنين ساکن روان که منم (سراسري رياضي- 90)

ساکن بودن روان، يعني يک چيز هم روان و هم ساکن باشد، تناقض دارد.

·        به هر غمي که رسد از تو خاطرم شاد است/ که بنده‌ي تو ز بند کدورت آزاد است (سراسري هنر- 89 )

با غم شاد بودن تناقض دارد.

·        حلاوت سخن تلخ را ز عاشق پرس/ ز ماهيان بطلب طعم آب دريا را (سراسري رياضي- 85)

شيرين‌بودن سخن تلخ (چگونه مي‌شود سخني هم تلخ و هم شيرين باشد.) تناقض دارد.

ايهام

آوردن واژه‌اي است با حداقل دو معني که يکي نزديک به ذهن و ديگري دور از ذهن باشد. مقصود شاعر معمولاً معني دور و گاه هر دو معني است.

توجه: زماني مي‌توانيم آرايه‌ي ايهام را دريابيم که از معاني مختلف واژه‌ها و عبارت‌ها آگاه باشيم.

مثال: به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم / به خواب عافيت آن‌گه به بوي موي تو باشم

«بو» ايهام به دو معنا دارد: 1- بوي خوش 2- آرزو

«بو» به معناي «رايحه و بوي خوش»: در جست‌وجوي بوي خوش موي تو هستم.(معني نزديک)

«بو» به معناي« آرزو»: براي رسيدن به تو اميدوار هستم.(معني دور)

 

برخي ابيات به  کار رفته در کنکور با آرايه‌ي ايهام

جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز/ باطل در اين خيال که اکسير مي‌کنند (سراسري تجربي- 90)

 

«قلب» ايهام دارد: 1- سکه‌ي تقلبي 2- دل که با هر دو معناي اين واژه بيت مفهوم دارد.

صبح محشر که من از خوابپ گران برخيزم/ به جمال تو چو نرگس نگران برخيزم (سراسري تجربي- 89)

 

«نگران» ايهام به دو معنا دارد: 1- مضطرب 2- در حال نگريستن که هر دو معني در بيت مصداق دارد و با آن جمله‌ي معناداري مي‌سازد:

اي دمت عيسي دم از دوري مزن/ من غلام آن که دورانديش نيست (سراسري رياضي- 89 )

«دورانديش نيست» دو معنا دارد: 1- به دوري و غربت نمي‌انديشد 2- عاقبت‌انديش و حازم نيست