فاطمه آخوندزاده
شهر: گلهدار(فارس)
رتبه 304 تجربی منطقه 3
رتبه 1719 تجربی کشور
شغل و تحصیلات پدر: آزاد، دیپلم
شغل و تحصیلات مادر: فرهنگی، کارشناسی ارشد
سالهای حضور در کانون: 3 سال
تعداد آزمونها: 47 آزمون
میانگین تراز : 6410
تعداد پاسخ صحیح در پایه دوازدهم: 2250 پاسخ صحیح
فاطمه متوجه شدم مدرسه دولتی میرفتی و تیزهوشانی نبودی. یعنی 12 سال به مدرسه دولتی رفتی؟
بله، گلهدار اصلا مدرسه تیزهوشان نداشت و من مدرسه فاطمیه میرفتم.
در سالهای تحصیل فکر نکردی چون تیزهوشانی نیستم و نمی توانم موفق بشوم؟
اصلا به این موضوع فکر نمیکردم. برادرهایم هم دولتی خوانده بودند
کانونی بودند؟
بله
چی قبول شدند؟
برادر بزرگم، امید، 1 سال کانونی بود و فرهنگیان، دبیری عربی قبول شد و برادرم محمدامین هم 3 سال کانونی بود و پزشکی بندرعباس قبول شدند.
از خانوادهت بیشتر بگو
سالی که برادرم محمدامین کنکور داشت، یک جمله را همیشه می گفت که" من کنکور ندارم بلکه خانواده ما کنکور دارند." ...
خانواده خیلی به من باور داشت، حتی در زمانهایی که افت داشتم. واقعا از تمام کمکها و حمایتهایشان متشکرم. برادرم محمدامین چون این مسیر را طی کرده بود، خیلی به من کمک میکرد؛ گاهی اوقات وقتی هم در دانشگاه بود، برای من وقت می گذاشت و نمونه سوال پیدا میکرد و برای من میفرستاد. کارنامههای من را هم در هر آزمون میدید و زنگ میزد و توصیههای لازم را میداد. وقتی بیمار بودم و نمیتوانستم درس بخوانم به من کمک میکرد که به دلیل از دستدادن زمان ناامید نشوم.
مامان و بابا کارنامه تو را میدیدند؟
مادرم که کارنامه را کامل میدید و پدرم بعد ارسال پیامک کانون به گوشیاش متوجه نتایجم می شد و آنها را برای من تحلیل میکرد.
اگر افت میکردی برخورد پدر و مادر چگونه بود؟
چیزی نمیگفتند و سرزنشم نمیکردند. بعد عید که افت کردم مادرم خیلی سعی کردند که با صحبتکردن من را به روال سابق برگردانند.

ماشالله تو سایت حضور پررنگی داری
بله، همه کامنتهایم هم تایید میشدند و بچهها به شوخی میگفتند تو کانون به بالاها وصلی که همه کامنتهایت تایید میشوند.
از همان پایه دهم در سایت حضور داشتی؟
بله. در پایه دهم و یازدهم با کاربری میآمدم و اما از پایه دوازدهم با صفحه شخصی
چرا کاربری؟
در پایه دهم و یازدهم از میانگین ترازم راضی نبودم و نمیخواستم کنار اسمم باشد. در پایه دهم 5500 و در پایه یازدهم 6000
خب تو از 5500 در پایه دهم در کانون شروع کردی، یازدهم 6000 و به میانگین تراز 6400 در پایه دوازدهم رسیدی. تازه بعضی از ترازهایت در پایه دوازدهم 7000 هم بود. چگونه رشد کردی؟
کمکم میزان حضورم در آزمونها از پایه دهم تا پایه دوازدهم رشد صعودی پیدا کرد. تعداد غیبتهایم در آزمونهای کانون هر پایه کمتر و کمتر شد. یعنی به مرور خیلی کم غیبت کردم، تحلیل آزمون را هم انجام میدادم و یاد گرفتم چگونه آزمون بدهم و از همه مهمتر یاد گرفتم چگونه هر درس را بخوانم.
بهتر خواندن یعنی چه؟
یکی از ایرادات من این بود که موقع مطالعه به جزییات توجه نمیکردم و دوست داشتم بیشتر پیشروی کنم و از آن مبحث عبور کنم. ولی بعد تغییر روش دادم و سرعتم پیشرویام را کم کردم و به مطالعهام عمق دادم. در پایه دهم آزمونها را کم تحلیل می کردم اما در پایه یازدهم و دوازدهم اکثر آزمونها را تحلیل کردم که این کارها باعث شد کم کم درصدهایم و ترازم رشد کند. بهترخواندن یعنی یادگیری بهتر که با این روشها و کارها نتیجه بهتری از مطالعه خودم میگرفتم.
این تغییر مثبت درصدها و ترازها در آزمونها آیا تاثیری بر دروس مدرسهات هم گذاشت؟
بله، نمرات نهایی من در پایه دوازدهم، بهتر از پایه یازدهم، و در پایه یازدهم، بهتر از پایه دهم شد. یعنی به مرور نمرات درسی مدرسه هم بهتر شد.
چه نتایجی در کنکور کسب کردی؟
درصدهایم؛ زیست 65، فیزیک 55، شیمی 45، ریاضی 32، زمین 7 و ترازم 9850 شد.
به ریاضی توجه نمیکردی؟
در پایه دهم و یازدهم در ریاضی کم کاری کردم و تستی برایش نمیزدم. یک سری مباحث را هم حذف کردم و نمیخواندم و خب ریاضی کنکور هم سخت بود. این کمکاریها و ریاضی سخت کنکور باعث شد که این درصد را کسب کنم.
در فاصله دو هفته چگونه برنامهریزی میکردی؟
من بر اساس برنامه راهبردی درسها را بین روزهای هفته چیدمان میکردم؛ میخواندم و بعد تست میزدم و معمولا به بودجهبندی هر آزمون هم میرسیدم. هفته اول آزمون هدفگذاری و هفته دوم هم آزمون مشابه پارسال را شرکت میگردم. برنامه من هم این بود که در هفته اول روی درسهای دوازدهم و هفته دوم روی درسهای دو پایه دهم و یازدهم طبق برنامه راهبردی، تمرکز کنم. یک مورد هم درباره برنامه بگویم که اگر زمان اضافه میآوردم، پیشروی میکردم.
تا میرسیدی به آزمون و تحلیل. جمعه آزمون را تحلیل میکردی؟
من روز جمعه بعد آزمون را به استراحت اختصاص داده بودم و شنبه تحلیل آزمون را انجام میدادم. من در تحلیل آزمون علاوه بر تمرکز روی اشتباهات و نزدههایم، روی سوالهای شکدار درستی که زده بودم هم تمرکز میکردم که شاید این سوالات را شانسی پاسخ داده باشم.

چه نتایجی در امتحان نهایی کسب کردی؟
نمراتم؛ فیزیک، شیمی، ریاضی، دینی و زبان 20، هویت، زیست و ادبیات 19.75، عربی و سلامت 19.25 و تراز سوابقم هم 10300 شد.
چون از ابتدای سال به امتحانات توجه کرده بودم و خوانده بودم مشکلی برای امتحانات پیش نیامد. در ایام امتحانات من خیلی نمونه سوال حل کردم.
از اول سال به چه برنامهای برای امتحانات آماده شدی؟
تا نوبت اول طبق برنامه مدرسه عمومی ها را می خواندم ولی بعد از آن طبق برنامه خودم میخواندم؛ مثلا در طول هفته روزی را مشخص میکردم و درس به درس به عمومیها توجه میکردم.
سال آخر چه مسیری را طی کردی؟
در تابستان چون احساس کردم دهم و یازدهم را خوب نبستهام، اولویت اولم را جمعبندی این دو پایه گذاشتم. بعد از شهریور پیشخوانی دروس پایه دوازدهم را استارت زدم.
خودت میخواندی یا کلاس میرفتی؟
زیست و شیمی را خودم میخواندم ولی برای ریاضی و فیزیک در کلاس شرکت کردم. از اول مهر هم دوباره مطابق برنامه راهبردی مطالب را پیش بردم و قبل اسفند تقریبا مطالب را به اتمام رساندم. در نیم ساال اول همراه دروس دوازدهم، دهم را میخواندم و در نیم سال دوم دروس یازدهم را به همراه دوازدهم میخواندم.
و رسیدیم به ایام جنگ
در ایام جنگ هم درسها را رها نکردم؛ مثلا اگر تا قبل آن روزی 10 ساعت درس میخواندم، در ایام جنگ ساعت مطالعهام به 9 ساعت رسید. سعی هم کردم اخبار و حواشی روی من تاثیری نداشته باشد.
از فروردین به بعد چه؟
افت کردم و دلیل این افت هم کمکاری خودم بود. البته این را بگویم با این که ساعت مطالعهم کم شد و به 6 تا 7 ساعت رسید ولی همچنان کجدار و مریز میخواندم و سعی کردم پیوستگیام را از دست ندهم. واقعیت افت ترازهایم باعث شد در این ایام ناامید بشوم.
چند ساعت مطالعه روزانه داشتی؟
در پایه دهم روزی 3 ساعت، در پایه یازدهم 4 ساعت در روزهای مدرسه و 7 ساعت در روزهای تعطیل و در پایه دوازدهم تا قبل از عید در روزهای مدرسه 5 ساعت و در روزهای تعطیل 10 ساعت که بعد عید میانگین 7 ساعت روزانه مطالعه داشتم که البته در زمان امتحانات نهایی این زمان بیشتر شد.
اشتباه تاثیرگذار دیگری در پایه دوازدهم داشتی؟
بله، ساعت خوابم به هم ریخته بود. زیاد هم از گوشی و فضای مجازی استفاده می کردم.
چطوری بود؟
ساعت 2 یا 3 می خوابیدم اما 6 و 7 بیدار می شدم. در ایام امتحانات هم که بدتر شد و گاهی اصلا برای یک امتحان نمی خوابیدم
گوشی خیلی وقتت را می گرفت؟
بله، مثلا در تمام زمان های استراحتم گوشی دستم بود و تمام آپلیکیشهای اجتماعی را هم داشتم. چون تفریح دیگری نداشتم و بیرون هم نمی رفتم، درگیر گوشی بودم.

تصمیمی در پایه دوازدهم گرفتی که تاثیرگذار باشد؟
بله، خیلی زیاد آزمون کار میکردم. با آزمون زدن مدیریت زمانم بهتر شد مثلا سر درس زیست وقت اضافه هم میآوردم (البته به سوالهایی که بلد نبودم جواب نمی دادم). یا مثلا بخاطر همین آزمون زیاد زدن و امتحان اینکه منطقی است من در دفترچه دوم، اول فیزیک را بزنم یا اول شیمی، تجربه کسب کردم و یاد گرفتم کدام کار برای "من" بهتر است.
تجربیات مدیریت زمان را هم در کنکور به کار بردی؟
بله
بعد 3 سال کانونی بودن، کدام مزیت کانون برای تو مفیدتر واقع شد؟
خیلی به کار من نظم داد، باعث مرورهای زیاد می شود و اینکه بهخاطر حضوری بودن، میتوانستیم شبیهسازی درستی داشته باشیم. همچنین جامعه آماری کانون هم نکته مثبتی بود.
آزمونها را حضوری شرکت میکردی؟
بله همه آزمونها را حضوری شرکت کردم.
در پایه دوازدهم غیبت داشتی؟
فقط دو آزمون غیبت کردم.
در آزمونهای مشابه پارسال و هدفگذاری هم شرکت میکردی؟
بله در تمام آنها شرکت کردم. آزمون هدفگذاری در هفته اول به من کمک میکرد که متوجه شوم مطالعه من درست است یا نه و یا کجاها ضعف دارم تا بتوانم در مدت باقیمانده آنها را برطرف کنم. آزمون مشابه پارسال به من کمک میکرد قبل از آزمون اصلی، یک بار آزمونی مشابه آن را بدهم و نقاط قوت و ضعفم را بشناسم. من آزمون مشابه پارسال را هم تحلیل میکردم.
فاطمه باهوش بودی یا سختکوش؟
هر دوتایش مهم است اما من فکر می کنم سختکوشی مهمتر باشد.
زیست 65 درصد در کنکور زدی و در امتحانات نهایی هم 19.75 شدی. روش مطالعه زیستت چگونه بود؟
من در پایه دهم و یازدهم گاهی درصدهای زیستم در آزمونها منفی میشد اما در پایه دوازدهم درصد این درس در برخی آزمونها به 87 و 90 درصد هم رسید. در پایه دوازدهم تغییر رویه دادم و روی متن کتاب و شکلها تمرکز کردم؛ مثلا اگر تستی را میدیدم میآمدم سراغ آن بخش در متن کتاب و شکل مربوط به آن تمرکز میکردم. بهنظرم توجه به خود کتاب زیست مدرسه باعث این تغییر شد و این درس تبدیل به نقطه قوتم شد.
چندبار یک بخش زیست را در فاصله هر آزمون میخواندی و دوره میکردی؟
اول مطلب زیست را در پایه دوازدهم میخواندم و بعد به سراغ دو پایه دیگر میرفتم، تست میزدم و دوباره برمیگشتم همه این موارد را دوباره میخواندم. یعنی میشود گفت 2 بار در فاصله هر آزمون هر بخش زیست را کار میکردم.
از کدام منابع کانون استفاده کردی؟
سه سطحی همه درسها را جز شیمی داشتم و برای شیمی از کتابهای آبی استفاده کردم. یک نکته جالب درباره کتاب سه سطحی علاوه بر دارا بودن سه سطح، دادن آمار برای هر سوال بود که متوجه می شدم چه تعدادی از دانش آموزان به این سوال درست جواب دادند که این آمار برای من کمککننده بود.
انتخاب نهایی تو چی شد؟
دندان پزشکی. من دو ساعت قبل از اتمام زمان ورود انتخاب رشته در سایت سنجش، انتخاب اولم را از پزشکی به دندان پزشکی تغییر دادم.
فکر می کنی کجا قبول شوی؟
دندان پزشکی بندرعباس. ان شاء الله به برادرم ملحق خواهم شد

سر کنکور که به مشکلی برنخوردی؟
همه چیز عادی بود تا این که متوجه شدم یک بخشی از پاسخبرگم سفید است. نگران شدم و متوجه شدم در دفترچه زیست سوالات یک صفحه را اصلا ندیدم؛ 5 دقیقه زمان داشتم و توانستم به 3 سوال از آن صفحه پاسخ بدهم. از طرفی در دفترچه دوم روی بعضی از سوالات فیزیک و شیمی وقت زیادی گذاشتم که قادر به پاسخ دادنشان هم نشدم. اشتباه از من بود چون می دانستم نباید در کنکور سراغ سوالاتی بروم که در آنها تسلطی ندارم اما وسوسه شدم برای همین اشتباهاتم در شیمی زیاد شد.
زمان اعلام نتایج
من بعد کنکور فکر می کردم که بین 300 تا 500 شوم. بعد که نتایج آمد و رتبهم را دیدم فقط برگشتم سمت مادرم و شروع به گریهکردن کردم.
چه توصیهای برای بچهها با توجه به تجربیاتت داری؟
حداقل در سال کنکور از فضای مجازی فاصله بگیرید، به زمینشناسی هم در برنامهریزی توجه کنید، آزمون زیاد کار کنید و تحلیل آزمون را جدی بگیرید. وقت را هدر ندهید و سعی کنید ساعت خواب منظمی داشته باشید و در نهایت نمونه سوال امتحانی زیادی کار کنید.
