زهرا علیمحمدی
رتبه: 240 تجربی منطقه 3، 1434 کشور
شهر: مشکین شهر (اردبیل)
سالهای حضور در کانون: 5 سال
تعداد آزمون: 97 آزمون اصلی
میانگین تراز: 6880
شغل و تحصیلات مادر: فرهنگی، لیسانس
شغل و تحصیلات پدر: فرهنگی، لیسانس
6 سال خیلی سریع گذاشت. فضای صفحات مقاطع بعد کرونا (شاخص S.E.L این مطلب را نشان میدهد) در سایت کانون کلی عوض شده است. یک اتفاق جالبی که در سال 99 افتاده بود این بود که بچههای پایه ششم در آن سال بسیار فعال بودند. وقتی به صفحه پایه ششم مراجعه میکردم کامنتها زیاد بود؛ درس میخواندند، به هم کمک میکردند، شوخی میکردند...جالب این بود که هم بچههای پایه ششم و هم سایر مقاطع به صفحات هم مراجعه میکردند و کامنت میگذاشتند و به هم کمک میکردند و بخش های زیادی از مطلب شوخیهای کامنتی را از صفحه پایه ششم انتخاب میکردم.
زهرا از آن سالها برایمان بگو
غیر از مواردی که گفتید تعدادی از دوستان من از بچههای همان سال پایه ششم هستند که در صفحه مقطع با آن ها آشنا شدم؛ آنیل ایمانی، فائزه نیکوتبار،فاطمه بهرامی، ایلیا نریمانزاده،...
یک خاطره هم از آن سالها تعریف کنم که یک کاربری در صفحه پایه دوازدهم تجربی مشاوره میداد و الحق والانصاف مشاورههای خوبی هم میداد و بچهها استفاده میکردند و تشکر هم میکردند که بعدا متوجه شدیم که یکی از بچههای پایه ششمی است که یواشکی در صفحه مقطع حضور دارد. (به راه راست هدایت شد البته- اسمشان محفوظ)
امسال هم در سایت پررنگ بودی
من مدیریتشده به سایت میآمدم. سایت کانون تنها تفریح من در پایه دوازدهم بود. من سایت آمدن را جایزه درسی خودم تعیین کرده بودم؛ میگفتم اگر این درس را بخوانم حق دارم به سایت مراجعه کنم. بیشتر هم در صفحه مقطع به سوالات درسی بچهها پاسخ میدادم. این حضور بالاخص از زمان شروع جنگ باعث میشد در این رقابت سالم باقی بمانم و با دیدن تلاش بچهها، تلاش من هم بیشتر میشد.
من غیر از حضور در صفحه مقطع، از بخش مصاحبهها، شوخیهای کامنتی و مطالب تاثیرگذار خانم کیانی هم استفاده میکردم.
در ایام جنگ تلاشت کمتر نشد؟
من یک اعتقادی داشتم و میگفتم بالاخره امتحانات و کنکور، حتی با تعویق، برگزار میشود برای همین در این ایام هم دست از تلاش برنداشتم. اوایل جنگ من هم کمی شل شده بودم ولی چون نمیدانستم این شرایط تا چه زمانی ادامهدار خواهد بود، خودم را جمعوجور کردم و نشستم و ادامه دادم.
زهرا در مورد اولویت اول انتخاب رشته با هم صحبت کرده بودیم. تصمیمت به کجا رسید؟ پزشکی یا دندان؟
من در نهایت پزشکی را انتخاب کردم. یکی از دلایل این انتخاب خب این بود که از کودکی خودم را یک پزشک فرض میکردم و تصوری از رشته یا شغل دیگری نداشتم. به محیط بیمارستان علاقه زیادی دارم و دوست دارم که درمانگر باشم، از خون هم نمیترسیدم. یک موضوع دیگر هم بود؛ من به مطالعه علاقه زیادی دارم و دیدم که دندانپزشکی بخش عملی زیادتر از بخش مطالعه است و برای همین پزشکی اولویت بیشتری پیدا کرد. با خانواده هم مشورت کردم و در نهایت این تصمیم را گرفتم.

ششم دانشآموز کانون بودی، هفتم و هشتم نیامدی و دوباره از نهم کانونی شدی. چرا آن 2 سال را نیامدی؟
در پایه ششم به هفتم، تیزهوشان قبول شدم؛ من به آزمونها علاقه داشتم و حتی در آن 2 سال هم آزمونهای هدیه را شرکت میکردم و هر روز در سایت کانون بودم ولی الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم اشتباه کردهام که آن دو سال را از دست دادم.
آزموندادن باعث میشد من با نظم خاصی جلو بروم و رقبا را کنار بزنم. در پایه هفتم و هشتم که مصادف با کرونا شد، خوب درس نخواندم. کرونا که تمام شد دیدم اگر کانون نیایم به همین روال بینظمی ادامه خواهم داد و از پایه نهم دوباره در کانون ثبتنام کردم و تا کنکور پیوستگی خودم را از دست ندادم.
در این 5 سال اصلا غیبت نداشتی و جز دو آزمون، همه آزمونها را حضوری شرکت کردی
2 آزمون هم به دلیل اینکه مسافرت بودیم، آنلاین شرکت کردم. کنکور هم بهصورت حضوری برگزار میشود و بهنظرم آزمون آنلایندادن زیاد فایدهای ندارد. در خانه بدون استرس مینشینیم و کسی بالای سرت نیست و نتیجهای که میگیریم با نتیجه آزمون واقعی متفاوت خواهد بود.
بعد از 5 سال کانونیبودن، کدام ویژگی کانون برای تو نمود بیشتری داشت؟
جامعه آماری بالا، کارنامههای زیاد با جزئیات بالا و برنامه راهبردی کانون
مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردی؟
بله، ویژگی منحصر بهفرد برنامه راهبردی این بود که پیشروی مناسب ومنطقی داشت، پیشروی سریع پایه دوازدهم هم ایده خیلی خوبی است. من همیشه مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردم و با این انتخاب در هر لحظه میدانستم چه چیزی را خواندم و یا چه چیزی مانده است. با برنامه راهبردی سردرگم نمیشدم.
تابستان هم در آزمونها شرکت میکردی؟
بله، دقیقا از تابستان نهم به دهم تا آخرین تابستان قبل کنکور، در تمام آزمونهای تابستان حضور داشتم.
در تابستان یازدهم به دوازدهم چه برنامهای داشتی؟
من همیشه مطابق برنامه راهبردی پیش رفتم و در تابستان جمعبندی دو پایه را به همراه مطالعه نگاه به آینده را انجام دادم.

آزمونهای مکمل را چطور؟ شرکت میکردی؟
واقعیت آزمونهای هدفگذاری را گاهی شرکت میکردم چون دوست داشتم مباحث را تمام کنم و بعد شرکت کنم؛ یعنی هر وقت مباحث را تمام میکردم، شرکت میکردم اما همه آزمونهای مشابه پارسال را شرکت کردم. با شرکت در آزمون مشابه پارسال قبل از آزمون اصلی، با پیشتستها آشنا میشدم و اینکه متوجه میشدم قبل از آزمون رو کدام مباحث تسلط دارم یا ندارم. و یک مطلب دیگر اینکه من با آزمونهای مشابه پارسال مدیریت زمان را هم تمرین میکردم.
آزمونهای سال قبل را پس کار میکردی؟
من کلا با آزمونزدن زیاد موافقم، من حتی غیر از آزمونهای پارسال کانون، آزمونهای دو سال قبل کانون را نیز کار میکردم. با این کار با سوالات بیشتر و تیپهای بیشتر سوالات هم آشنا میشدم.
میانگین ساعت مطالعهات در این سالها به چه میزان بود؟
در پایه نهم روزانه میانگین 5 ساعت، دهم و یازدهم و دوازدهم در روزهای تعطیل 10 تا 11 ساعت و در روزهایی که به مدرسه میرفتم 6 ساعت درس میخواندم.
ساعت خواب؟
ابتدای پایه دوازدهم ساعت خواب منظمی نداشتم و گاهی اوقات 2 صبح میخوابیدم ولی به مرور این رفتار را تصحیح کردم؛ 12 میخوابیدم و 7 صبح بیدار میشدم. یک نکته را اضافه کنم که شاید من در روزهایی که ساعت خواب کمی داشتم به ساعت مطالعه هدفگذاریام میرسیدم اما ادامه این بیخوابیها باعث شد که بیمار بشوم و راندمانم کم شود.
دفتر برنامهریزی داشتی؟
بله داشتم، تکمیل این دفتر به من کمک کرد که بدانم چهکار کردهام، چه چیزی را خواندهام، چه چیزی را نخواندهام، چهقدر تلاش کردم و اگر تلاشم کم بود، ساعت مطالعهام را بیشتر کنم.

بهترین تصمیماتی که گرفتی که باعث شد رشد کنی، چه مواردی بودند؟
دو تصمیم به من کمک کرد؛ اول اینکه من هنگام درسخواندن، برای آن درس خلاصهنویسی و نکتهبرداری هم میکردم، یعنی برای 4 درس اختصاصی، 4 دفتر نکات داشتم؛ فرمولها، نکات حفظی، دامهای تستها...را یاداشت میکردم که این دفترها برای مرور و جمعبندی خیلی به من کمک کرد، مخصوصا هفته قبل از کنکور
کار دومی که تاثیرگذار بود این بود که من آزمون زیاد کار کردم؛ سعی میکردم تا دوشنبه هفته دوم مطالب را جمع کنم و بعد از آن هر چهقدر میتوانستم، آزمون کار میکردم. این کار باعث میشد مدیریت زمان و سرعت بهتری داشته باشم.
چه نتایجی در کنکور و امتحانات نهایی کسب کردی؟
درصدها؛ زیست و شیمی 60، فیزیک و ریاضی هم 50 و زمینشناسی 4 درصد. تراز کنکورم هم 10300 شد.
چرا 4 درصد؟
حتما این موضوع را به بچهها یادآوری کنید یکی از بزرگترین اشتباهاتم در سال کنکور، اهمیت ندادن به درس زمین شناسی بود. اوایل سال این درس را میخواندم اما کمکم به خودم گفتم حالا حالاها که وقت است و بعدا میخوانم که این بعدا هیچوقت نیامد و این اتفاق افتاد.
نمرات نهایی؛ فیزیک، زبان و دینی 20، زیست، ریاضی و هویت 19.75، سلامت 18.75، شیمی 19، ادبیات هم 19.75 . تراز دوازدهم من 9800 با معدل 19.69، تراز یازدهم من با 5 تا 20 و دینی 19.5، شد 10500. تراز کل هم شد 10000
چه برنامهای برای مطالعه عمومیها داشتی؟
از اول مهر به این درسها توجه داشتم؛ بالاتر گفتم من مطابق برنامه راهبردی کانون جلو میآمدم و برای عمومیها هم مطابق با برنامه راهبردی عمومیها حرکت کردم چون به مطالعه عمومیها نظم میداد. به برنامه نگاه میکردم و بر اساس آن حجم مربوطه را تا پنجشنبه قبل آزمون تمام میکردم و در روز پنجشنبه سوالات آن مباحث که در امتحانات نهایی آمده بود، حل میکردم. هیچوقت هم از این برنامه جدا نشدم.
برای ایام امتحانات چه کردی؟
یک ماه قبل از شروع امتحانات شروع به مطالعه تشریحی کردم. بعد که تعویق افتاد در آن فاصله بیشتر روی درسهای و مطالب حفظی مثل ادبیات و دینی از اول تمرکز کردم چون احساس میکردم یادم رفته است. برای دروس اختصاصی هم خیلی نمونه سوال حل کردم.
از کدام یک از کتابهای کانون استفاده کردی؟
من در متوسطه دوم برای هر 4 درس اختصاصی از کتابهای سه سطحی استفاده کردم و در پایه دوازدهم هم سه سطحی زیست را کار میکردم. ویژگی این کتابها اولا در کم حجم بودن آنها بود و ثانیا سوالات خیلی مفیدی داشت.

زیست 60 زدی و نمره امتحان نهایی هم 19.75. چگونه زیست را میخواندی؟
مهمترین کار و مهمترین منبع برای زیست، کتاب درسی است؛ اینقدر باید کتاب درسی را بخوانید تا واو به واو آن را یاد بگیرید؛ مثلا در امتحان نهایی زیست امسال آمده بودند از آخرین جمله آخرین صفحه کتاب درسی سوال داده بودند. برای همین من اینقدر صفحات کتاب زیست را ورق زده بودم که دیگر میدانستم کدام شکل در کدام صفحه کتاب زیست هست. علاوه بر خواندن، من برای زیست آزمون هم زیاد کار میکردم. تقریبا میشود گفت با خواندن و مرور در فاصله دو هفته، 4 بار یک مبحث را دوره میکردم.
خب چرا زیست را بیشتر نزدی؟
یکی از ایرادت دیگرم این بود که در کنکور به سوالات زیادی پاسخ دادم!؛ یعنی به شکدارها جواب دادم که اکثر آنها غلط از کار درآمد و درصدم افت کرد. اگر این کار را نمیکردم درصدم بالای 70 میشد.
پس اشتباهاتت زیاد بود
میدونستم که نباید به شکدارها پاسخ بدهم ولی در جلسه کنکور وسوسه شدم که حالا این یکی سوال را بزنم، آن یکی سوال را هم بزنم،...به جایی رسید به سوالاتی هم که بلد نبودم شانسی جواب دادم. از 45 سوال زیست من به 40 سوال جواب دادم.
در کنکور به مورد خاصی برخوردی؟
بله، درس شیمی ابتدا نقطه ضعف من بود و فکر نمیکردم بتوانم در کنکور به درصد 60 برسم. یکی از دلایلی که توانستم شیمی را 60 بزنم، مدیریت آزمون من بود؛ یاد گرفتم که در دور اول باید به کدام سوالات و مباحث پاسخ بدهم و در دور دوم به کدام مباحث. در کنکور در هنگام پاسخگویی به فیزیک حالم بد شد و استرس گرفتم و نتوانستم نتیجه خوبی بگیرم و زمان زیادی را روی آن گذاشتم چون در آزمونها 80 میزدم این انتظار را هم در کنکور داشتم. وقتی به سراغ شیمی رفتم، زمان کمتری داشتم و نگرانی فیزیک هنوز همراه من بود اما خودم را جمعوجور کردم و با روشی که گفتم، شیمی را 60 زدم.
منظورم از گفتن این مطلب این بود که بچهها دقت کنند اگر در آزمون یا کنکور نتوانستند درسی را خوب بزنند، نگران نشوند و استرس نگیرند چون باعث میشود روی پاسخگویی سایر دروس تاثیر منفی بگذارد.
زهرا باهوش بود یا سختکوش؟
سختکوش. به همین راحتی، مثلا من اگر درسی را درست نمیخواندم نمیتوانستم به سوالات آن درس پاسخ بدهم. طوری برای درس میخواندم، زحمت میکشیدم تا یاد بگیرم. من در ابتدا درصدهای 10 و 20 هم در آزمونها داشتم چون نمیخواندم و تلاش نمیکردم. با تلاش است که میشود موفق شد.
نمیخواهی از خانوادهات تشکر کنی؟
ما یک خانواده چهارنفری هستیم؛ یک برادر بزرگتر دارم که 3 سال کانونی بود و الان دانشجوی فیزیوتراپی همدان است. پدرومادرم همیشه من را حمایت کرده و میکنند؛ سال کنکورم تلوزیون را جمع کردند، هیچ مهمانی، عروسی،...نمیرفتند و واقعا من مدیون آنها هستم. من ازتمامی دبیرانم بالاخص دبیر ریاضیاتم آقای ولیاللهی تشکر میکنم و همینجا ممنون زحماتشان هستم.
زمان اعلام نتایج
من بعد کنکور درصد نگرفته بودم و حس میکردم خیلی خراب کردم و خودم را برای رتبه بالای 1000 آماده کرده بودم. بعد که نتایج را دیدم در اتاق تنها بودم و به راهرو رفتم و چنان جیغی از خوشحالی کشیدم که خانوادهام ترسیدند و فکر کردند اتفاقی افتاده است. خیلی هیجانزده بودم و خوشحال. یکی از بهترین روزهای زندگیام بود.
توصیهای برای بچهها داری؟
درگیر اخبار نشوند و هیچگاه ناامید نشوند. شما در همین سایت کانون میبینید که برخی بچهها ترازهای پایینتری دارند ولی با ادامهدادن و پیوستگی تا کنکور، نتایج خوبی کسب میکنند. به تلاشتان ادامه دهید و مطمئن باشید خدا نتیجه زحمات شما را بیجواب نمیگذارد.
