نام و نام خانوادگی: بهاره فرکی
نام شهر ، استان: قم
پایه: دوازدهم تجربی
رتبه کنکور 1405: رتبه 772 منطقه-رشته تجربی (جسمیحرکتی)
سالهای حضور در کانون: 4 سال (دهم، یازدهم، دوازدهم و پس از فارغ التحصیلی)
تعداد آزمون: 131 آزمون در چهار سال
تعداد پیشرفت: 6بار از 17آزمون اصلی سال دوازدهم
میانگین تراز: 6657
تعداد پاسخ صحیح: 1682پاسخ

من هیچگاه نمیخواستم شرایطم تعریفکنندهی تمام زندگی من باشد.
مسیر من برای رسیدن به موفقیت در کنکور، مسیر سادهای نبود. من علاوه بر دغدغهها و فشارهای معمول دوران درس خواندن، با چالشهایی روبهرو بودم که شاید خیلیها حتی تصورشان را هم نکنند. گاهی شرایط جسمی، خستگی، درد، محدودیتهای حرکتی و نیاز به زمان و انرژی بیشتر برای انجام سادهترین کارها، درس خواندن را برایم سختتر میکرد. گاهی هم نگاه دیگران، ترحم یا حتی شک و تردیدشان نسبت به تواناییهایم، بیشتر از خودِ مشکلات جسمی آزارم میداد.
روزهایی بود که خسته میشدم. روزهایی بود که دلم میخواست همهچیز را رها کنم و با خودم میگفتم: شاید من نمیتوانم. اما هر بار به یک چیز فکر میکردم؛ اینکه اگر قرار باشد محدودیتها برای من تصمیم بگیرند، دیگر انتخابی برای ساختن آیندهام نخواهم داشت.
برای همین تصمیم گرفتم به جای اینکه مدام به چیزهایی که نمیتوانم انجام بدهم فکر کنم، روی چیزهایی تمرکز کنم که از عهدهشان برمیآیم.
موفقیت من در کنکور یکشبه به دست نیامد. پشت این نتیجه، ساعتهای زیادی درس خواندن، مرور کردن، تست زدن، شکست خوردن و دوباره شروع کردن بود. یاد گرفتم برای شرایط خودم برنامهریزی کنم؛ زمان استراحت و مطالعهام را بشناسم، از تواناییهایم بهترین استفاده را ببرم و وقتی شرایط سخت میشود، به جای سرزنش کردن خودم، راه دیگری برای ادامه دادن پیدا کنم.
در این مسیر، انگیزه همیشه به یک اندازه وجود نداشت. من هم مثل هر انسان دیگری روزهای ناامیدی داشتم. اما فهمیدم موفقیت فقط به این نیست که هیچوقت خسته یا ناامید نشوی موفقیت یعنی حتی وقتی خستهای، دوباره بلند شوی و یک قدم دیگر برداری.
خانواده، دوستان و کسانی که در این مسیر کنارم بودند نیز نقش بزرگی در موفقیتم داشتند. حمایت یک جمله ساده، یک تشویق، یک باور یا حتی حضور یک نفر در روزهای سخت میتواند انگیزهای باشد برای ادامه دادن.
امروز وقتی به مسیرم نگاه میکنم، متوجه میشوم بزرگترین موفقیت من فقط نتیجه کنکور نیست. بزرگترین موفقیت این است که یاد گرفتم محدودیت داشتن به معنی ناتوان بودن نیست. شاید مسیر من با دیگران متفاوت باشد، شاید برای رسیدن به یک هدف مجبور باشم بیشتر تلاش کنم و موانعی داشته باشم که دیگران ندارند؛ اما متفاوت بودن مسیر، به معنی غیرممکن بودن مقصد نیست.
من با تمام سختیهایی که داشتم، ادامه دادم و توانستم به موفقیتی که آرزویش را داشتم برسم.
اگر بخواهم از این مسیر یک پیام برای دیگران داشته باشم، این است:
هیچکس حق ندارد به خاطر شرایط جسمی، گذشته، مشکلات یا محدودیتهایش از آرزوهایش دست بکشد. شاید بعضی مسیرها سختتر باشند، شاید رسیدن به هدف زمان بیشتری بخواهد، اما تا وقتی برای رسیدن تلاش میکنیم، هنوز فرصت ساختن آینده وجود دارد.
در این بین از تلاش های بی دریغ خانواده معلمان و مشاور و کانون قلم چی که در موفقیتم تاثیر به سزایی داشت تشکر میکنم.
از بین کتاب ها کتاب های زرد قلم چی برای جمع بندی دوران کنکور برایم مفید بود؛ همچنین از کتاب های سه سطحی برای جمع بندی پایه استفاده کردم و شرکت در آزمون های تشریحی قلم چی به من کمک زیادی کرد تا در امتحانهای نهایی نمره خوبی کسب کنم.
من معلولیت را انکار نمیکنم آن بخشی از زندگی من است. اما اجازه نمیدهم تمام هویت من باشد.
من فقط یک فرد معلول نیستم من کسی هستم که با وجود تمام موانع، تلاش کرد، زمین خورد، دوباره بلند شد و در نهایت به موفقیت رسید و این، برای من، معنای واقعی موفقیت است.

