فائزه سرلک
شهر: الیگودرز (لرستان)
رتبه 102 تجربی منطقه 3، 737 کشور
میانگین تراز: 6715
سالهای حضور در کانون: 6 سال (از هفتم تا دوازدهم)
تعداد آزمون اصلی: 138 آزمون اصلی
شغل و تحصیلات پدر: دیپلم، آزاد
شغل و تحصیلات مادر: پنجم، خانهدار
خواهرت فاطمه کنکوری 1401 بود. 5 سال هم کانونی بود اما خیلی وقت است کامنتی ازش ندیدم. الان چهکار میکنه؟
بیشتر زمانش را به درسخواندن اختصاص داده است.
رتبهش چند بود؟ از انتخابی که کرد، راضی هست؟
الان ترم 9 است. رتبهش هم 2064 منطقه 3 بود و داروسازی قبول شد و خیلی از انتخابش رضایت دارد. برخلاف آن چیزی که بچهها بیان میکنند رشته داروسازی سخت نیست؛ همه فکر میکنند خیلی دروسش سخت است، اشباع شده، کار نیست...از طرفی یک عده فکر میکنند باید حتما برای کار تو این رشته باید سرمایه اولیه داشته باشیم که داروخانه تاسیس کنیم...ولی واقعا این دیدگاهها درست نیست. داروسازی مثل پزشکی شاخههای علمی و کاری زیادی دارد؛ مثلا علاوه برتاسیس داروخانه میتواند به عنوان یک داروساز در شرکتهای دارویی مشغول به کار شود، میتواند در سازمان دارو غذا کار کند.
فائزه یک رفتار سینوسی در حضور در سایت در سال دوازدهم داشتی! برخی اوقات کم میآمدی و برخی اوقات از صبح تا شب در صفحه مقطع بودی. داستان چه بود؟
این حضور من لطمهای به درسم نمیزد ولی همانطور که گفتید در یک مقطعی کنترلم بر فضای مجازی را از دست دادم و خیلی به سایت مراجعه میکردم و در صفحه مقطع حضور داشتم. ولی باید بپذیریم یکی از خوبیهای سایت کانون وجود فضای رقابتی در آن است که همیشه جاری است و خواهی نخواهی مجبورت میکند که درس بخوانی.
غیر از صفحه مقطع از کدام بخشهای دیگر سایت استفاده میکردی؟
از نمونه سوالات امتحانی استفاده میکردم، مصاحبه خیلی از رتبههای برتر را خواندهام، ترازها و نتایجشان را دنبال کردم، از کارنامههای جعبه ابزار کارنامه استفاده میکردم وکارنامه اشتباهات خیلی در دوران امتحانات به من کمک کرد.
کی با سایت کانون آشنا شدی؟
از زمانی که پایه ششم بودم
خب تو که از هفتم به کانون آمدی!
در پایه ششم وقتی در آزمونهای هدیه شرکت میکردم با سایت کانون آشنا شدم. البته کم در آن سالها به سایت میآمدم ولی از پایه دهم، پایه ثابت سایت بودم.

من رتبه تو رو همون عصر شنبه 17 مهر وقتی استوری کرده بودی متوجه شدم. خداقوت و خسته نباشید بابت این همه سختکوشی.
از پایه دوازدهمت بگو
اگر پایه دوازدهم را به دو بخش تقسیم کنیم، در بخش اول عالی تلاش میکردم اما در بخش دوم سال از خودم راضی نبودم. من 6 سال کانونی بودم؛ تا تابستان یازدهم به دوازدهم و اوایل سال تحصیلی دوازدهم هم خیلی خوب تلاش میکردم و تا دی ترازهایم نزدیک 7000 بود. در دی ماه افت کردم اما دوباره در بهمن خودم را بالا کشیدم ولی دوباره در اسفند ساعت مطالعه و ترازهایم افت کرد و این افت ادامهدار شد.
این افت باعث شد خودخوری کنم و درگیری ذهنی زیادی پیدا کرده بودم. حس میکردم تمام تلاشهایم در حال از دست رفتن است. در برخی آزمونها رتبهام به 700 هم رسیده بود و در آزمون جامع آخر به 350 رسید که با هدفگذاریهای من خیلی فاصله داشت ولی فکر کنم دلیل کسب این رتبه این بود که با تمام این افتها و افکار، تا روز کنکور ادامه دادم.
قبلا با هم در مورد انتخاب بین پزشکی و دندانپزشکی صحبت کرده بودیم. پس تصمیم نهایی تو دندانپزشکی شد؟
من از ابتدا به دندانپزشکی علاقه داشتم ولی با خانواده و با دوستان هم مشورت کردم ولی در نهایت تصمیم نهایی من همان دندان پزشکی شد. من آدم واقعبینی هستم و خودم را میشناسم. موضوع خوب یا بد بودن یک رشته نیست بلکه من بر اساس شناخت از خودم میدانستم نمیتوانم فضای بیمارستانی را طاقت بیاورم. برای انتخاب دندانپزشکی هم خیلی تحقیق کردم و در نهایت متوجه شدم که برای "من" دندانپزشکی مناسبتر است و این را هم باید در نظر بگیریم دوران تحصیل این رشته کوتاهتر از پزشکی است.
در این 6 سال در آزمونی غیبت نداشتی. از شرکت در این همه آزمون خسته نشدی؟
من آزمون شرکت میکردم تا نقاط قوت و ضعفم را بشناسم، مشکلاتم را بشناسم. چرا گاهی اوقات خسته هم میشدم ولی واقعا بهنظرم میارزید که این آزمونها را شرکت کنم. میتوانم بگویم من 6 سال در فضای رقابتی "حاضر" و "بهروز" بودم.
اکثر آزمونها را هم حضوری شرکت میکردی
کنکور حضوری است. جو و فضای آزمون حضوری خیلی با آنلاین متفاوت است؛ صدای ورقزدن دفترچهها میآید، دور و برمان دانشآموزان دیگر حضور دارند،...ولی داخل خانه فقط خودت هستی با یک صندلی و محیطی آرام. نه صدایی هست، نه کسی دور و برت هست. با آزمون آنلاین نمیشود شبیهسازی را درست انجام داد.

بعد 6 سال در کانون، بهنظرت مهمترین ویژگی کانون چیست؟
به نظرم برنامه راهبردی خیلی خوب بود و باعث میشد که نظم بگیریم و از طرف دیگر امکان حضوری شرکتکردن هم از نقاط قوت کانون است. اینکه در هر آزمون 3 سوال شبیه سوالات امتحانی بود هم فقط در کانون میتوان مشاهده کرد.
ساعت مطالعه و خوابت چگونه بود؟
من خیلی بازیگوش بودم و در متوسطه اول زمان مطالعه بالایی نداشتم اما از پایه دهم بهطور متوسط ساعت مطالعه روزانهام بین 4 تا 6 ساعت شد. در پایه دوازدهم هم بهصورت میانگین روزی 10 ساعت مطالعه داشتم (میانگین مدرسه و روزهای تعطیل). هر شب حداکثر ساعت 12 میخوابیدم و ساعت 7 صبح بیدار میشدم. البته در دوران جمعبندی ساعت خوابم کم شد و ساعت 5 صبح بیدار میشدم.
از چه پایهای جدی شدی؟
از پایه دهم
چه تغییری کردی؟
ساعت مطالعهام بیشتر شد. یکی از کارهایی که بیشتر از حد نرمال به برنامهام اضافه کردم، تستزدن و آزمون کارکردن بود.
از کدام یک از کتابهای کانون استفاده کردی؟
از کتاب ریاضی بنفش که خیلی خوب بود. تستهای این کتاب واقعا من را به چالش میکشید. این کتاب علاوه بر دارابودن تستهای ساده و متوسط، تتستهای چالشی مثل سوالات کنکور دارد. از کتابهای سه سطحی فیزیک و شیمی هم استفاده کردم؛ وقتی درسنامه و جزوه را میخواندم بلافاصله بعد از آن به سراغ سوالات سطح یک کتابهای سه سطحی میرفتم تا به تسلط برسم. وقتی به تسلط میرسیدم دو روز بعد به سراغ سوالات دو سطح سختتر این کتابها میرفتم.

چه نتایجی در امتحانات نهایی و کنکور کسب کردی؟
درصدهای کنکورم؛ زیستشناسی 69، فیزیک 88، شیمی 56، ریاضی 36، زمین 62 . ترازم هم 11010 شد.
نمرات امتحان نهایی؛ زیست و ریاضی و شیمی و دینی 20 شدم، زبان و فیزیک 19.75، ادبیات و سلامت و هویت 19.5 و عربی هم 19 شدم. معدل من 19.79 شد و تراز سوابق دوازدهم هم 10104 شد البته تراز سوابق یازدهم من 10154 بود
چه برنامهای برای امتحانات داشتی؟
من ادبیات و زبان را از اواخر تیر تابستان یازدهم به دوازدهم شروع کردم ولی از مهر بهطور جدی به عمومیها توجه میکردم. از مهر یک روز در میان زبان و ادبیات را در برنامهام گذاشته بودم. در هفته اول 30 درصد زمانم را به عمومیها و 70 درصد زمانم را به اختصاصیها، اختصاص داده بودم. در هفته دوم منتهی به آزمون، 10 درصد زمانم را به عمومیها و 90 درصد را به اختصاصیها میپرداختم. به اردیبهشت که رسیدیم من یک دور این 4 درس عمومی را تمام کرده بودم که سلامت و هویت را هم به برنامهام اضافه کردم. البته سلامت و هویت را از ابتدای مهر میخواندم ولی جدی نبود. یک کاری که نزدیک امتحانات برای اختصاصیها انجام دادم، حل سوالات امتحانات نهایی به میزان زیاد بود.
فیزیک را در کنکور 88 درصد زدی، در امتحانات هم 19.75 شدی. چگونه با این درس کنار آمده بودی؟
فیزیک نقطه ضعف من بود! من تا نزدیک به کنکور با این درس درگیر بودم و چالش داشتم. یکی از رتبههای برتر به من پیشنهاد داد که روش مطالعهام را عوض کنم. یکی از کارهای مفیدی که برای فیزیک کردم این بود که تستهای این درس را تیپبندی کردم. من برای مباحث تیتر و سرتیتر مینوشتم و قلقهای حل این تیپ سوالات را یادداشت میکردم. من هفته قبل از کنکور این نکات را به همراه نکات دفتر تحلیل آزمون را خواندم و برای فیزیک استفاده کردم. یکی دیگر از ایرادات من این بود که در دفترچه دوم زمان زیادی به شیمی میدادم و برای همین از فیزیک غافل میشدم که این موضوع را هم تصحیح کردم.
به دفتر تحلیل آزمون اشاره کردی. پس تحلیل آزمونها را جدی میگرفتی؟
خیلی. باور کنید من آزمون را به شوق تحلیل آزمون میدادم. بعد از آزمون را به استراحت اختصاص داده بودم. اگر شنبه به مدرسه نمیرفتم اولین کارم تحلیل آزمون بود و اگر مدرسه داشتم بعد از مدرسه تحلیل آزمون را انجام میدادم. من برای همه درسها دفتر تحلیل آزمون را تکمیل میکردم. من در تحلیل همه سوالات، چه درست، چه نزده و چه غلط را تحلیل میکردم و نکاتی را که بلد نبودم در دفتر تحلیل یادداشت میکردم.
فائزه تو دهم و یازدهم در آزمونهای هدفگذاری و مشابه پارسال شرکت میکردی. در پایه دوازدهم هم آزمونهای مشابه پارسال رو از دست ندادی.
با این آزمونها متوجه میشدم که چه روندی را در دو هفته طی کردم و به چه میزان تسلط دارم، نقاط ضعف و مشکلاتم را هم میفهمیدم تا بتوانم برای آزمون پیش رو مشکلاتم را برطرف کنم. من منتظر بارگذاری آزمون مشابه پارسال نمیشدم بلکه آزمونهای مشابه 3 سال قبل کانون را دانلود کرده و کار میکردم.

بزرگترین اشتباهت در سال کنکور چی بود؟
شب قبل کنکور نتوانستم بخوابم، هم هیجان داشتم هم استرس داشتم. فکر میکردم هیچی بلد نیستم و این باعث شد این اشتباه را با اشتباه دیگری تکمیل کنم! ساعت 4 صبح نشستم زیست را تورق کردم. کمی استرسم کنترل شد و صبح طوری در حوزه وانمود میکردم که خیلی خونسردم تا اینکه جمعیت دانشآموزان رو دیدم و دوباره روز از نو روزی از نو. دفترچه زیست با سوالاتی شروع شد که من کمترین تسلط را روی آنها داشتم، هی ورق میزدم اما انگار چیزی بهخاطرم نمیآمد، واقعا تورق 4 صبح اشتباه مهلکی بود. در 10 دقیقه اول فقط دو سوال زیست را زده بودم و من مانده بودم با 35 دقیقه زمان و 43 سوال باقیمانده. به خودم نهیب زدم و توانستم خودم را تا حدودی جمع و جور کردم اما این ذهنیتی که زیست را خراب کردم، تا پایان دفترچه دوم و سوم هم با من بود. اگر این اشتباهاات را نداشتم قطعا نتیجه کنکورم عوض میشد. من مدیریتی روی کنکورم نداشتم.
پ.ن.1: وقتی فائزه این بخش را تعریف میکرد من استرس گرفتم
پ.ن.2: اگر اشتباه نکنم 100 ها بار این موضوع مدیریت زمان را در مقالات آقای قلم چی و کامنتها خودم در سایت کانون تذکر داده بودیم؛ مثلا قرار بود ابتدا به سوالهای آسانی که بلد هستید پاسخ بدهید،...
اشتباه دیگری نداشتی؟
چرا، نقطه قوت من درس ریاضی بود ولی به خیال اینکه این نقطه قوت همیشه نقطه قوت میماند، زمان این درس را کم کرده و به تست و مطالعه سایر دروس اختصاص دادم. همین باعث شد در کنکور درصد نقطه قوتم، کمترین درصدم بشود.
زمان اعلام نتایج:
ساعت 15.30 شنبه 11 مهر تو خونه نشسته بودم که نوتیف اومد و متوجه شدم نتایج آمده است. به زور وارد سایت شدم و دیدم آیکون نتایج آمده و زدم روی آن. مُردم و زنده شدم تا صفحهم رو دیدم. اسکرول کردم و اول تراز سوابقم را دیدم. به خودم گفتم با معدل 19.79 چرا تراز سوابقم کم شده. رفتم پایین تر رتبهام را از شدت استرس برعکس خواندم، 201. و خیلی خوشحال شدم. بعد که کنترلم را بهدست آوردم متوجه رتبه 102 خودم شدم و طلبکار شدم که چرا دو رقمی نشدم!؛ من که انتظار چنین نتیجه خوبی را نداشتم ناراحت شدم که چرا دو رقمی نشدم.
فائزه باهوش بود یا سختکوش؟
قطعا سختکوش. من اعتقاد دارم همه باهوش هستند ولی یک عده از باهوشبودن خودشان در زمینه درسی و تلاش استفاده نمیکنند.
چه توصیهای برای بچهها داری؟
بچهها از همین اول سال امتحانات نهایی را جدی بگیرند
لطفا از گوشی برای موارد غیردرسی کمتر استفاده کنید، از حاشیهها و اخبار دور باشید
آزمون زماندار زیاد کار کنید و حضوری در آزمونها شرکت کنید
و در نهایت پیوستگی را از دست ندهید کاری که من با وجود افت آن را رها نکردم
