حسین وفایینژاد
رتبه 9 انسانی سهمیه 5 درصد
شهر: ساری
سالهای حضور در کانون: 1 سال
تعداد آزمون: 33 آزمون
تعداد پاسخ صحیح: 2325 پاسخ
پدر: من غلامعلی وفایینژاد کارمند اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی مازندران هستم و دارای مدرک کارشناسی هستم.
مادر: من مهدیان هستم مادر حسین، خانهدار هستم اما جدیدا مشغول کارآفرینی هم شدهام. من 3 فرزند دارم که حسین فرزند آخرم میباشد؛ دخترم ارشد بالینی دارد، فرزند دوم خانواده، پسر دیگرم، دبیر هستند.

حسین چرا رشته انسانی را انتخاب کرد؟
مادر: حسین در تمام دوران تحصیلی شاگرد ممتاز بود و تمام کادر مدرسه از عملکرد او راضی بودند. بخش حفظی مطالب نقطه قوت حسین بود. حسین کلاس قرآن میرفت و حافظ بخشی از سورههای قرآن هم بود و تا همین الان هم هر شب یک صفحه از قرآن را قبل از خواب میخواند. همین علاقه باعث شد رشته انسانی را برای ادامه تحصیل انتخاب کند.
همیشه در تابستانها پدرشان به بچهها کتاب معرفی میکرد و میگفت برای اینکه انشای خوبی داشته باشید، روزی 2 صفحه از این کتاب را بخوانید و خلاصه و برداشت خودتان را در آخر شب به من ارائه بدهید. این باعث شد که انشای بچهها خیلی خوب بشود؛ مثلا فرزند دومم که دبیر است با این روش توانست انشا را به نقطه قوت خودش تبدیل کند.
پدر: حسین بسیار پیگیر بود و به کتاب و کتابخواندن خیلی علاقه داشت؛ مثلا من به همراه حسین در 90 درصد از نمایشگاههای کتاب که در استان برگزار میشد، شرکت میکردیم و حسین کتابهای مورد علاقهش را میخرید. همین الان در منزل مجموعهای از کتابهای خوانده شده توسط بچهها برای سنین مختلف وجود دارد.
از تاثیرات آموزشی پدرشان بگویید
مادر: حسین همیشه دوست دارد که با پدرشان همراه باشند. یکی از این موارد شرکت در آزمون بهصورت حضوری بود که همسرم همیشه رفت و برگشت به حوزه را با حسین بودند.
پدر: در مسیر رفت و برگشت به حوزه با حسین صحبت میکردم؛ یک سری تجربیات خودم از دوران دانشجویی را به حسین میگفتم و در مورد مسائل مختلف گفتوگو میکردیم.
چه نکات مثبتی از پدرشان یاد گرفتهاند؟
مادر: حسین جدیت در کار را از پدرشان به ارث بردهاند؛ کاری را که شروع میکنند تا انتها پیش میبرند و تمام میکنند.

آقای وفایینژاد کارنامه حسین را میدیدید؟ چه آزمون چه مدرسه؟
بله، لازم است بگویم من برای هر 3 فرزندم از اول دبستان تا سال کنکور عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسهشان بودم و از نزدیک در جریان کار فرزندانم قرار میگرفتم. در بخش همراهی هم این را بگویم که مثلا وقتی دخترم کلاس زبان میرفت هم همراه ایشان بودم.
مادر: من هم کارنامه آزمونها را نگاه میکردم و تشویقش میکردم و از کنار افتها میگذشتم به رویش نمیآوردم. من چون خانهدار بودم دوران ابتدایی خودم بچهها را میبردم و میآوردم و مسائل درسیشان را چک میکردم و با معلمها در ارتباط بودم.
چرا کانون؟
مادر: جاری من دبیر بودند (خانم حاجیاننژاد) و با ایشان در این مورد مشورت کردیم. از طرفی دختر بزرگم با پرسوجو تحقیق کانون را به ما پیشنهاد داد؛ گفتند سوالات کانون شبیه سوالات کنکور است و بهتر است حسین در آزمونهای کانون شرکت کند.
چرا آزمون حضوری؟
مادر: چون خیلی مهم بود در محیط آزمون قرار بگیرد؛ آزمون دادن در خانه خیلی متفاوتتر از محیط آزمون است. محیط آزمون حضوری بیشتر به شرایط کنکور نزدیک است.

کدام ویژگی کانون برای شما بیشتر نمود داشت؟
پدر: پیگیری و تماسهای دلسوزانه از نمایندگی کانون یکی از ویژگیهای مهم کانون است
نکته پایانی
مادر: به نظرم اگر اولیا، بالاخص مادران در آن چند ساله دوران ابتدایی نقش حمایتگری و همراهی را به خوبی ایفا کنند، بچهها یاد میگیرند که خودکار بشوند و در پایههای بعدی مشکل کمتری داشته باشند. بخش آموزش چه از طرف مدرسه و چه از طرف خانواده در دوران ابتدایی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
