شهر: کرمانشاه
محسن حیدری 3 تجربی منطقه 2 (5 کشور)
محمد حیدری 36 تجربی منطقه 2 (74 کشور)
سالهای حضور در کانون: 2 سال
من سمیرا کارخانه مادر دوقلوها و من جلیل حیدری پدر محسن و محمد هستم.
مادر: مشاوره بچهها در طی دوران تحصیل را پدرشان به عهده داشتند. کلا کنترل برنامه آموزشی را ایشان انجام میدادند؛ چگونه درس بخوانند، چند ساعت مطالعه کنند،...رشته تحصیلی ایشان به بحث آموزش هم مرتبط بود و به همین دلیل این موارد را ایشان پیگیری میکردند و این پیگیری تا کنکور هم ادامه داشت.

خانم کارخانه بچهها کدام ویژگی را از پدرشان یاد گرفتند؟
یکی از مهمترین ویژگیهایی که از پدرشان به ارث بردند، اراده قوی و سختکوشی است؛ بچهها برای رسیدن به اهداف تلاش میکنند.
فکر میکردید چنین رتبهای را کسب کنند؟
مادر: کلا در دوران مدرسه فعال بودند؛ از دیدن تلوزیون، گوش کردن به قصه، فوتبال بازی کردن،...من چون خودم شاغل بودم، دوقلوها را از 2 سالگی به مهد فرستادم و تا دوران پیش دبستانی تقریبا با حروف و اعداد آشنا شده بودند و یک سری کلمات را تشخیص میدادند. بچهها از همان ابتدا به مباحث زیست و شیمی علاقهمند بودند و به همین دلیل رشته تجربی را انتتخاب کردند. حدودا حدس میزدیم هر دوی بچهها رتبه زیر 100 بشوند ولی رتبه 3 و 36 ما را غافلگیر کرد. هر دوی بچهها هم به پزشکی علاقه دارند و اولویت آنها است.

آزمونها را حضوری شرکت میکردند؟
بچهها علاقهمند بودند که آزمونها را حضوری شرکت کنند و دلیلشان هم این بود که با آزمون حضوری میشود شرایط واقعی کنکور را تمرین کرد؛ با آزمون حضوری شبیهسازی بهتر انجام میشد. در هر آزمون هم من یا پدرشان در رفت و برگشت به حوزه، بچهها را همراهی میکردیم
چرا کانون را انتخاب کردید؟
جامعه آماری بالایی دارد و سوالات متنوع کانون باعث آشنایی بیشتر بچهها با تیپهای مختلف سوالات میشود

مهمترین ویژگی کانون از نظر شما چیست؟
پدر: نظمی که در برگزاری آزمون وجود دارد و تطابق برنامه راهبردی کانون با برنامه مدرسه از نظر ما جزو ویژگیهای خوب کانون است.
خواهر(پایه هشتم): تنوع در سوالات کانون زیاد است؛ هم سوال آسان، هم متوسط و هم سخت دارد (تعریف استانداردبودن).
برخی اوقات به شوخی به برادرهایم میگفتم که منم در موفقیت شما نقش داشتم. هر چه به کنکور نزدیکتر میشدند استرس بیشتری میگرفتند و کمی بیحوصله شده بودند؛ مثلا وقتی در خانه تستی را اشتباه میزدند، ناراحت میشدند و کمی از درس دور میشدند. به برادرهایم میگفتم" هیچ اشکالی ندارد" و فضا را آرام میکردم
کارنامه دوقلوها را میدیدید؟
پدر: وقتی افتی را در کارنامه میدیدم به آنها میگفتم که هیچ اشکالی ندرد و بهتر است کشف کنید که دلیل این افت چیست، بیدقتی یا مدیریت زمان یا موارد دیگر. من همیشه نتایج هر کارنامه را با کارنامه دفعه قبل مقایسه میکردم و میگفتم که نباید انتظار داشته باشید که پیشرفت شما زیاد باشد؛ کافیست یک پله بهتر شوید

کلام آخر
پدر: هیچوقت ناامید نشوید؛ اگر در یک یا چند آزمون افت کردید ناامید نشوید و سعی کنید در مسیر باقی بمانید.
