رتبه 643 منطقه-رشته انسانی
ریحانه دوجی
از شهر گمیشان استان گلستان
(کمبینا)
دوازدهم (7 آزمون)
«موفقیت نهایی نیست، شکست هم کشنده نیست؛ چیزی که اهمیت دارد، شجاعت ادامه دادن است.
اگر بخواهم از مسیر موفقیتم بنویسم، نمیتوانم آن را فقط در یک رتبه یا یک روز خلاصه کنم. برای من، این مسیر از سالهای دبیرستان شروع شد؛ از روزهایی که با هدفهای بزرگ درس میخواندم، در آزمونها شرکت میکردم، نتیجه میگرفتم و هر بار سعی میکردم یک قدم جلوتر بروم.
در طول این سه سال، معمولاً جزو دانشآموزان برتر مدرسه و آزمونهای کانون قلمچی بودم و این موضوع برایم هم انگیزه بود و هم مسئولیت. وقتی همیشه از خودم انتظار بهترین بودن داشته باشم، طبیعی است که برای رسیدن به آن تلاش زیادی کنم. بعضی روزها ساعتهای زیادی درس میخواندم و بعضی روزها هم خستگی یا حجم زیاد درسها باعث میشد آنطور که میخواستم پیش نروم؛ اما چیزی که برایم اهمیت داشت این بود که دوباره به مسیر برگردم.
البته مسیر من بدون نقطه ضعف نبود. بعضی درسها برایم راحتتر بودند و در آنها اعتمادبهنفس بیشتری داشتم؛ مثل عربی، فنون، جامعهشناسی و ریاضی. در مقابل، تاریخ، جغرافیا و فلسفه و منطق برایم چالش بیشتری داشتند. همین تفاوتها به من یاد داد که قرار نیست یک دانشآموز در همه درسها دقیقاً به یک اندازه قوی باشد. ممکن است کسی در درسی که برای من سخت است بسیار موفق باشد و من در درس دیگری نقطه قوت بیشتری داشته باشم. مهم این است که ضعف در یک درس را به معنی ضعف در تمام مسیر ندانم و برای بهتر شدنش تلاش کنم.
یکی از مهمترین چیزهایی که در این سالها یاد گرفتم، مقایسه نکردن خودم با دیگران بود. در محیط رقابتی کنکور، همیشه افرادی هستند که درصد یا رتبه بالاتری دارند و اگر آدم مراقب نباشد، ممکن است موفقیتهای خودش را فراموش کند و فقط به نتیجه دیگران نگاه کند. اما هرکس مسیر متفاوتی دارد. هرکدام از ما تواناییها، شرایط، نقاط قوت و ضعف خودمان را داریم. ضعیف بودن در یک درس، پایینتر بودن یک درصد یا حتی سختتر بودن یک بخش از مسیر، به این معنی نیست که کسی از بقیه عقب افتاده است. چیزی که اهمیت دارد، شناختن خود و تلاش برای بهتر شدن است.
ماههای منتهی به کنکور برایم ترکیبی از تلاش، استرس، خستگی و امید بود. گاهی یک آزمون خوب باعث میشد با انرژی بیشتری ادامه بدهم و گاهی یک نتیجه ضعیف یادآوری میکرد که هنوز جا برای پیشرفت دارم. به مرور یاد گرفتم به جای اینکه با یک نتیجه خوب بیش از حد مغرور و با یک نتیجه بد ناامید شوم، هر آزمون را فرصتی برای شناخت بهتر خودم ببینم.
در نهایت، وقتی نتیجه کنکور آمد و رتبه ۶۴۳ را دیدم، برایم فقط یک عدد نبود. پشت این رتبه سه سال درس خواندن، آزمون دادن، اشتباه کردن، جبران کردن، نگرانی، تلاش و دوباره شروع کردن قرار داشت. سهرقمی شدن رتبه برایم یک دستاورد ارزشمند بود و بیشتر از خود عدد، از اینکه توانستم تا پایان مسیر ادامه بدهم و نتیجه تلاشهایم را ببینم، خوشحال بودم.
حالا که به این مسیر نگاه میکنم، فکر میکنم موفقیت فقط این نیست که همیشه بهترین نتیجه را بگیریم. موفقیت یعنی هدفی داشته باشیم، برایش تلاش کنیم، نقاط ضعفمان را بشناسیم، از مقایسه خودمان با دیگران فاصله بگیریم و در روزهایی که مسیر سخت میشود، دست از تلاش نکشیم. این سه سال برای من فقط مسیر رسیدن به یک رتبه نبود؛ مسیری بود برای اینکه خودم را بهتر بشناسم و بفهمم که با استمرار و باور به تواناییهای خودم میتوانم به هدفهایی که زمانی دور به نظر میرسیدند، نزدیک شوم.

