رتبه 2 منطقه-رشته انسانی
سیدماهان جعفری
از تهران
(کمبینا)
هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم
6 سال(106 آزمون)
موفقیت معمولاً نصیب کسانی میشود که آنقدر مشغول تلاش کردن هستند که فرصت تسلیم شدن ندارند!!!
مسیر کنکور برای من از ابتدا با یک هدف مشخص آغاز شد؛ هدفی که شاید در نگاه اول بلندپروازانه به نظر میرسید، اما از همان روزهای اول سعی کردم آن را برای خودم دستیافتنی و قطعی در نظر بگیرم. هدفم کسب رتبه تکرقمی بود. از طرفی، قبولی در رشته مورد علاقهام، از ابتدا برایم هدفی قطعی محسوب میشد و بنابراین بیشتر از اینکه دغدغه قبولی را داشته باشم، تلاش میکردم جایگاه بهتری به دست بیاورم و نتیجهای که میخواهم را رقم بزنم.
از نظر سطح درسی، پیش از سال کنکور وضعیت خوبی داشتم و در طول این سال نیز تلاش کردم همان سطح را حفظ کنم. شاید مسیر من داستان پیشرفت عجیب از یک نقطه بسیار ضعیف به یک نتیجه عالی نباشد؛ بلکه بیشتر داستان حفظ یک سطح مناسب، استمرار در مطالعه و جلوگیری از افت است. به نظرم همین موضوع یکی از مهمترین نکاتی است که دانشآموزان باید به آن توجه کنند. همیشه لازم نیست هر روز نسبت به روز قبل پیشرفت چشمگیری داشته باشید. گاهی حفظ کیفیت مطالعه و جلوگیری از پسرفت، خودش یک موفقیت است.
در بخش برنامهریزی نیز برنامهریزی را شخصاً انجام میدادم. نکتهای که برای من اهمیت زیادی داشت این بود که برنامهریزی را بیشتر بر اساس حجم مطالب انجام میدادم، نه صرفاً تعداد ساعت مطالعه. به جای اینکه فقط مشخص کنم امروز چند ساعت درس بخوانم، تعیین میکردم چه مقدار از یک مبحث یا چه تعداد صفحه و تست باید به پایان برسد. این شیوه باعث میشد برنامهام هدفمندتر باشد و در پایان روز دقیقتر بدانم چه مقدار از کارم انجام شده است.
میزان مطالعهام نیز در طول سال ثابت نبود و با توجه به شرایط تغییر میکرد. در دوران قبل از جنگ، در روزهایی که به مدرسه میرفتم حدود پنج ساعت و در روزهای تعطیل بین ده تا دوازده ساعت مطالعه میکردم. در دوران بعد از جنگ، میزان مطالعهام بیشتر شد و بسته به شرایط، از حدود ده ساعت تا شانزده ساعت در روز متغیر بود.
یکی از مهمترین تجربیاتی که در مسیر کنکور به دست آوردم، اهمیت بسیار زیاد کتاب درسی بود؛ بهخصوص برای رشته انسانی. به نظر من، چه در امتحانات نهایی و چه در کنکور، تأکید جدی بر کتاب درسی و تسلط بر مطالب آن اهمیت زیادی دارد. در درسهای رشته انسانی، صرفاً خواندن سطحی مطالب کافی نیست. باید مطالب کتاب را به خوبی بشناسید و تا حد امکان بر جزئیات آن مسلط باشید. به همین دلیل، بخش مهمی از مطالعه من بر مبنای کتاب درسی و حفظ دقیق مطالب آن بود.
در کنار مطالعه، آزمون دادن و تحلیل آزمونها نیز نقش مهمی در مسیر من داشت. برای من آزمون فقط محلی برای به دست آوردن یک رتبه یا درصد نبود. مهمتر از خود آزمون، تحلیل آن بود. با آزمون دادن و بررسی اشتباهات، تلاش میکردم میزان فراموشی مطالب را کاهش دهم و تسلط خودم را بیشتر کنم. هر آزمون برایم فرصتی بود تا متوجه شوم کدام مطالب را فراموش کردهام، در کدام قسمتها ضعف دارم و چه موضوعاتی نیاز به مرور بیشتری دارند. در واقع، به نظرم یکی از اشتباهاتی که ممکن است دانشآموزان مرتکب شوند این است که نتیجه آزمون را فقط با یک عدد یا رتبه ارزیابی کنند. رتبه و درصد میتواند برای سنجش وضعیت کلی مفید باشد، اما چیزی که در نهایت باعث پیشرفت میشود، استفاده درست از اطلاعاتی است که آزمون در اختیار شما قرار میدهد. اگر آزمون بدهید اما اشتباهات خودتان را بررسی نکنید، بخش مهمی از آزمون را از دست دادهاید.
شاید سختترین بخش مسیر برای من، دو هفته منتهی به کنکور بود. در آن زمان به شدت احساس خستگی میکردم و ادامه دادن مطالعه دشوار شده بود، اما سعی کردم روند خودم را متوقف نکنم. به نظرم این روزهای پایانی از حساسترین قسمتهای مسیر هستند؛ زمانی که ممکن است از نظر ذهنی و جسمی خسته باشید و اضطراب بیشتری را تجربه کنید. در چنین شرایطی، باور داشتن به خودتان و حفظ صلابت و آرامش اهمیت زیادی دارد.
روزهای نزدیک کنکور و خود روز کنکور طبیعتاً روزهای پرفشاری هستند. در چنین شرایطی، به نظرم یکی از مهمترین کارها این است که به تلاش خودتان اعتماد داشته باشید. اگر در طول سال به صورت منظم و مستمر تلاش کردهاید، نباید اجازه دهید فشار چند روز پایانی تمام اعتماد به نفستان را از بین ببرد. روحیه قوی در این مرحله به اندازه مطالعه اهمیت دارد.
اگر بخواهم مهمترین عوامل موفقیت خود را خلاصه کنم، سه مورد را مطرح میکنم: نظم، استمرار و برنامهریزی. داشتن برنامهای که بتوانید به آن پایبند بمانید، اهمیت زیادی دارد؛ اما داشتن برنامه به تنهایی کافی نیست. باید بتوانید آن را به صورت مداوم اجرا کنید. ممکن است بعضی روزها شرایط مطابق برنامه پیش نرود، اما مهم این است که یک روز ناموفق باعث نشود کل مسیر را رها کنید.
در نهایت، با وجود تمام فراز و نشیبهای مسیر، اگر به گذشته برگردم، فکر نمیکنم تغییر اساسی در روش خودم ایجاد کنم. از نظر خودم اشتباه قابل توجهی نداشتم و اگر دوباره در نقطه شروع قرار بگیرم، همین مسیر را با همین اصول طی خواهم کرد.

