نام و نام خانوادگی: سپهر نصیری
شهر و استان:تهران
رشته و دانشگاه: دانشگاه آزاد علوم پزشکی تهران
سابقه پشتیبانی: 2سال
سابقه دانش آموزی کانون: سال دوازدهم
مصاحبه گر:حمیدرضا اکبریان
لطفاً خودتان را معرفی کنید؛ نام، رشته تحصیلی، دانشگاه و چند سال است که با کانون همکاری میکنید؟
سپهر نصیری دانشجو رشته علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد علوم پزشکی تهران ۲ سال است با کانون همکاری میکنم
به نظر شما شروع سال تحصیلی و ماههای ابتدایی پاییز چه اهمیتی در روند مطالعاتی دانشآموزان دارد؟
به نظر من، ماههای ابتدایی سال تحصیلی را باید یکی از مهمترین مقاطع برای شکلگیری سبک مطالعه دانشآموز دانست. در این دوره، دانشآموز از فضای تابستانی فاصله میگیرد و باید خودش را با شرایط جدید مدرسه، حجم تکالیف، برنامه آزمون و مطالعه شخصی هماهنگ کند. اگر بتواند در همین ماههای اول یک نظم مطالعاتی پایدار برای خودش ایجاد کند، در ادامه سال با فشار و انباشت مطالب مواجه نخواهد شد. از طرف دیگر، بسیاری از مباحثی که در پاییز تدریس و مطالعه میشوند، نقش پایهای برای مباحث بعدی دارند. بنابراین هدف فقط تمام کردن یکسری مباحث برای آزمون نیست؛ دانشآموز باید از همان ابتدا روی کیفیت یادگیری، مرور، تستزنی و استمرار مطالعه کار کند. به اعتقاد من، پاییز بیشتر از اینکه زمان نتیجهگیری باشد، زمان ساختن عادتهایی است که در ادامه مسیر تعیینکننده خواهند بود.
دانشآموزان در اولین آزمونهای سال تحصیلی باید روی چه موضوعاتی بیشترین تمرکز را داشته باشند؟
در آزمونهای ابتدایی، بهتر است دانشآموز نتیجه آزمون را تنها با عدد تراز و درصدها ارزیابی نکند. مهمترین اتفاقی که باید در این آزمونها رخ دهد، شناخت دقیقتر از وضعیت فعلی و پیدا کردن اشکالات موجود در شیوه مطالعه و آزمون دادن است. دانشآموز باید ببیند آیا زمان را درست مدیریت کرده، آیا در تشخیص سؤالات ساده و دشوار عملکرد مناسبی داشته، آیا به دلیل بیدقتی سؤال از دست داده و آیا در مباحثی که مطالعه کرده، به تسلط کافی رسیده است یا نه. در واقع آزمونهای اول میتوانند نقش یک نقطه شروع را داشته باشند؛ یعنی دانشآموز از طریق آنها متوجه شود برای بهتر شدن در آزمونهای بعدی دقیقاً باید چه چیزی را تغییر دهد.
با شروع مدرسه، دانشآموزان چگونه میتوانند بین درسهای مدرسه، برنامه آزمون و مطالعه شخصی تعادل ایجاد کنند؟
برای ایجاد این تعادل، دانشآموز نباید برنامه مدرسه و آزمون را دو مسیر جدا از هم در نظر بگیرد. بهتر است این دو برنامه در کنار هم دیده شوند و مطالعه روزانه بر اساس هر دو تنظیم شود. یکی از مهمترین کارها این است که مطالب تدریسشده در مدرسه بیش از حد روی هم انباشته نشوند؛ یعنی دانشآموز تا حد امکان همان روز یا در فاصله کوتاهی بعد از تدریس، آنها را مرور و تثبیت کند.در کنار این موضوع، باید برنامه راهبردی آزمون نیز بهصورت مستمر دنبال شود و مطالعه به روزهای نزدیک آزمون منتقل نشود. اگر دانشآموز از ابتدا حجم مطالعه را در طول هفته توزیع کند، هم برای مدرسه آمادگی بهتری خواهد داشت و هم بدون فشار مضاعف به برنامه آزمون میرسد. اصل مهم، ایجاد یک برنامه واقعبینانه و قابل استمرار است، نه برنامهای سنگین که بعد از چند روز کنار گذاشته شود.
اگر دانشآموزی با شروع سال تحصیلی چند روز از برنامه عقب افتاد، چگونه بدون ناامیدی دوباره به برنامه برگردد؟
اولین کاری که باید انجام دهد این است که عقبافتادگی چند روزه را به یک مسئله بزرگ و دائمی تبدیل نکند. خیلی از دانشآموزان زمانی که از برنامه عقب میافتند، تصور میکنند باید تمام مطالب گذشته را در مدت کوتاهی جبران کنند و همین موضوع باعث میشود از برنامه جاری هم فاصله بگیرند. بهتر است ابتدا مشخص کنند کدام مباحث واقعاً پیشنیاز مطالب جدید هستند و کدام موارد را میتوان در فرصتهای بعدی جبران کرد. اگر مطلبی پیشنیاز نیست، بهتر است برنامه جاری متوقف نشود و برای جبران آن یک زمان مشخص در نظر گرفته شود. قرار نیست چند روز عقبافتادگی یکشبه جبران شود. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، برگشتن به ریتم مطالعه و حفظ استمرار است. در این شرایط، سیستم ۵.۵ نیز میتواند به دانشآموز کمک کند تا با مدیریت بهتر زمان و استفاده هدفمند از فرصتهای مطالعه، بخشی از عقبافتادگی خود را بدون ایجاد فشار غیرمنطقی جبران کند.

به نظر شما دانشآموزان با انجام چه اقدامات عملی میتوانند در هر آزمون، تعداد پاسخهای درست خود را نسبت به آزمون قبلی افزایش دهند؟ لطفاً چند راهکار اجرایی و قابل انجام بیان کنید.
برای افزایش تعداد پاسخهای درست، دانشآموز باید بعد از هر آزمون دقیقاً مشخص کند چه چیزی مانع پاسخگویی بهتر او شده است. اولین نکته، مدیریت زمان در جلسه آزمون است؛ نباید زمان زیادی صرف یک سؤال دشوار شود و در نتیجه فرصت پاسخگویی به سؤالات سادهتر از دست برود. مرحله بعد، تحلیل آزمون است. هر سؤال غلط یا نزده باید علت مشخصی داشته باشد؛ مثلاً ضعف علمی، فراموشی، بیدقتی، ناتوانی در تشخیص روش حل یا کمبود زمان. بعد از مشخص شدن علت، باید برای آن اقدام مشخصی انجام شود. برای مثال، اگر مشکل علمی است، مرور و تمرین لازم است و اگر مشکل بیدقتی یا زمان است، باید در تمرینهای بعدی روی همان مهارت کار شود. همچنین پیشنهاد میکنم دانشآموز قبل از آزمون بعدی، مجموعهای از اشتباهات و نکات مهم آزمون قبلی را مرور کند. هدف این نیست که صرفاً تعداد تست بیشتری بزند؛ هدف این است که هر آزمون یک خروجی مشخص برای مطالعه بعدی داشته باشد. اگر دانشآموز بتواند از هر آزمون چند خطای مشخص را شناسایی و اصلاح کند، بهمرور تعداد پاسخهای درست او افزایش پیدا میکند.
با توجه به شروع مهر ماه، چرا ثبت ساعت مطالعه و تکمیل دفتر برنامهریزی اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
با شروع مدرسه، زمان در اختیار دانشآموز محدودتر و برنامه روزانه او متراکمتر میشود. به همین دلیل، دیگر صرفاً داشتن انگیزه برای مطالعه کافی نیست و مدیریت دقیق زمان اهمیت بیشتری پیدا میکند. ثبت ساعت مطالعه باعث میشود دانشآموز به جای اینکه بر اساس تصور خودش درباره میزان مطالعه قضاوت کند، یک تصویر واقعی از عملکردش داشته باشد. وقتی ساعت مطالعه و فعالیتهای انجامشده بهصورت مستمر ثبت شوند، دانشآموز میتواند متوجه شود کدام درسها زمان بیشتری گرفتهاند، کجاها زمان از دست رفته و آیا توزیع زمان بین درسها متناسب با نیازش بوده است یا نه. حتی افزایش ساعت مطالعه نیز باید بر اساس همین اطلاعات انجام شود، نه صرفاً با یک هدف عددی. دفتر برنامهریزی در واقع ابزاری برای شناخت و اصلاح عملکرد است، نه فقط محلی برای ثبت چند عدد.
رایجترین اشتباهی که دانشآموزان در تکمیل دفتر برنامهریزی انجام میدهند چیست و چگونه میتوان از آن جلوگیری کرد؟
یکی از رایجترین اشتباهات این است که دانشآموز ثبت فعالیتها را به پایان روز یا حتی چند روز بعد موکول میکند. در این حالت، معمولاً بخشی از اطلاعات فراموش میشود یا ساعت مطالعه به شکل تقریبی ثبت میشود و در نتیجه، دفتر برنامهریزی دیگر تصویر دقیقی از عملکرد واقعی دانشآموز ارائه نمیدهد. راهکار ساده این است که ثبت اطلاعات بلافاصله بعد از هر پارت مطالعاتی انجام شود. این کار زمان زیادی نمیگیرد، اما باعث میشود اطلاعات دقیق و قابل اتکایی در اختیار دانشآموز باشد. وقتی این موضوع به یک عادت روزانه تبدیل شود، دانشآموز میتواند در پایان هفته عملکرد خودش را دقیقتر بررسی کند و برای هفته بعد تصمیمهای منطقیتری بگیرد.
به نظر شما در آزمونهای ابتدایی سال تحصیلی، تحلیل آزمون مهمتر است یا فقط دیدن درصدها و تراز؟ چرا؟
تحلیل آزمون اهمیت بسیار بیشتری از صرفاً دیدن درصد و تراز دارد؛ چون درصد و تراز فقط نشان میدهند در نهایت چه نتیجهای به دست آمده، اما تحلیل آزمون مشخص میکند چرا این نتیجه به دست آمده است. ممکن است دو دانشآموز درصد یکسانی داشته باشند، اما دلیل عملکردشان کاملاً متفاوت باشد. یکی به دلیل ضعف علمی تعدادی از سؤالات را از دست داده باشد، دیگری به دلیل بیدقتی و نفر سوم به دلیل مدیریت نامناسب زمان. بنابراین یک عدد بهتنهایی نمیتواند مسیر اصلاح را مشخص کند. تحلیل درست باید به یک اقدام عملی منجر شود. یعنی دانشآموز بعد از تحلیل بداند کدام مبحث را باید دوباره مطالعه کند، چه نوع تستی را بیشتر تمرین کند و در آزمون بعدی روی کدام مهارت تمرکز داشته باشد. در این صورت، آزمون فقط یک ارزیابی نیست؛ بلکه تبدیل به ابزاری برای هدایت مطالعه میشود. به نظر من، ارزش واقعی هر آزمون زمانی مشخص میشود که نتیجه تحلیل آن وارد برنامه مطالعه دانشآموز شود.
اگر بخواهید یک توصیه مهم برای شروع پاییز و سال تحصیلی به دانشآموزان داشته باشید، چه میگویید؟
اگر بخواهم فقط یک توصیه داشته باشم، میگویم از همان ابتدای سال روی «استمرار» تمرکز کنید، نه روی کامل و بینقص بودن. قرار نیست دانشآموز از اولین آزمون بهترین نتیجه ممکن را بگیرد یا از همان روزهای اول هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. مهم این است که هر روز قدمی در جهت بهتر شدن بردارد و اجازه ندهد وقفههای کوتاه به توقف طولانی تبدیل شوند. آزمونها را جدی بگیرید، اما نتیجه آنها را پایان کار ندانید. هر آزمون باید به شما نشان دهد در چه بخشهایی نیاز به اصلاح دارید و مطالعه هفته بعدتان باید چه تغییری کند. اگر دانشآموز از ابتدای پاییز مطالعه منظم، ثبت عملکرد، تحلیل آزمون و اصلاح اشتباهات را به عادت تبدیل کند، در ادامه مسیر با آمادگی و تسلط بیشتری پیش خواهد رفت. در نهایت، در مسیر کنکور معمولاً چیزی که تفاوت ایجاد میکند فقط حجم مطالعه نیست؛ کیفیت و تداوم مطالعه در طول زمان اهمیت بسیار زیادی دارد.
