نام و نام خانوادگی: زلفا جرجانی
پایه: نهم
نام شهر و استان : آزادشهر( روستای قورچای) -گلستان
میانگین تراز : 5672
سال های حضور در کانون : سه سال(هفتم،هشتم،نهم )
تعداد آزمون های شرکت کرده در طول سه سال: ۵۷ آزمون
تعداد پیشرفت : 3 بار
تعداد پاسخ های صحیح : 765 پاسخ
شغل و تحصیلات پدر: کشاورز ، دیپلم
شغل و تحصیلات مادر :خانه دار، دیپلم
مصاحبه گر : تازه گل آقچه لی
آیا با اینکه در آزمون تیزهوشان قبول شدید و به مدرسهی تیزهوشان رفتید، پیوستگی خود را به آزمونها حفظ میکنید؟
بله، حتماً ادامه می دهم؛ چون آزمونها باعث میشوند مطالعهی من منظمتر و دقیقتر باشد و هر دو هفته یکبار خودم را ارزیابی کنم. از طرفی، قبولی در تیزهوشان را پایان مسیرم نمیدانم؛ بلکه آن را شروع یک مسیر جدید و جدیتر در زندگی و تحصیلم میدانم.
فکر میکنید مهمترین دلیل موفقیت شما در آزمون ورودی تیزهوشان چیست؟
به نظر من مهمترین دلیل موفقیتم این بود که برای رسیدن به هدفم بهصورت منظم و پیوسته تلاش کردم و همهچیز را به سال آخر موکول نکردم. من از سال هفتم و بهخصوص سال هشتم، جدیتر روی هدفم کار کردم و در این مسیر آزمونهای کانون هم خیلی به من کمک کردند. شرکت در آزمونها باعث شد مرتب خودم را ارزیابی کنم، نقاط ضعفم را بشناسم و برای بهتر شدنشان برنامه داشته باشم. فکر میکنم همین استمرار و شروع زودتر، یکی از مهمترین دلایل موفقیتم بود.
از نقش اولیای خود بگویید.
من واقعاً از پدر و مادرم تشکر میکنم، چون در تمام این مسیر پشتم بودند. مخصوصاً در شرایطی که استرس زیادی داشتم یا بعضی وقتها احساس خستگی و فشار میکردم، همیشه سعی میکردند از نظر روحی حمایتم کنند و بهم انگیزه بدهند. از طرفی تا جایی که میتوانستند شرایط مناسبی برای مطالعهام فراهم میکردند و هیچوقت باعث نمیشدند احساس کنم در این مسیر تنها هستم. همیشه به من اعتماد داشتند و من را تشویق میکردند که برای هدفم تلاش کنم و زود ناامید نشوم. فکر میکنم این حمایت خیلی مهم بود، چون وقتی آدم میداند خانوادهاش پشتش هستند، با آرامش و اعتمادبهنفس بیشتری میتواند برای هدفش تلاش کند. به همین دلیل واقعاً بخشی از این موفقیت را مدیون حمایت و همراهی پدر و مادرم میدانم.
برنامهی شما برای آزمونهای تابستان چیست؟
برنامهی من برای آزمونهای تابستان، استفاده از برنامهی راهبردی کانون است. به نظرم این برنامه خیلی کمککننده است، چون از یک طرف باعث میشود مطالب پایهی نهم را مرور کنم و قبل از ورود به دبیرستان، خیالم از مباحث دورهی اول متوسطه راحتتر باشد. از طرف دیگر، بخش «نگاه به آینده» این برنامه به من کمک میکند بعضی از مباحث پایهی دهم را پیشخوانی کنم تا وقتی سال تحصیلی شروع شد، در درسها آمادگی و تسلط بیشتری داشته باشم.
سال گذشته برنامهی موفق شما برای دوران تابستان چه بود و چه نتیجهای داشت؟
سال گذشته تمرکز اصلی من روی هدفم، یعنی قبولی در آزمون تیزهوشان بود. در تابستان، مطالب پایهی هشتم را بهطور کامل مرور کردم و سعی کردم طبق برنامهی راهبردی کانون پیش بروم. این کار باعث شد مطالبی که در طول سال یاد گرفته بودم، در ذهنم تثبیت شوند و با شروع سال نهم احساس آمادگی بیشتری داشته باشم. از طرفی، از همان تابستان بهصورت جدیتر در آزمونهای کانون شرکت میکردم و بعد از هر آزمون، تستها را تحلیل میکردم تا نقاط ضعف و قوتم را بشناسم. در کنار مرور پایهی هشتم، مقداری هم مباحث سال نهم را پیشخوانی کردم. فکر میکنم همین استمرار در تابستان باعث شد در طول سال نهم با آمادگی و هدف مشخصتری مسیر قبولی تیزهوشان را ادامه بدهم و در نهایت به هدفم برسم.
روش شما برای تحلیل آزمون چگونه است؟
من معمولاً سعی میکنم تحلیل آزمون را همان روز انجام بدهم و وقتی حدود ساعت پنج کارنامهام را دریافت میکنم، شروع به بررسی آزمون میکنم. اول سراغ سؤالهایی میروم که در جلسه دربارهی جوابشان شک داشتم؛ چون میخواهم دلیل تردیدم را پیدا کنم. بعد سؤالهای نزده را بررسی میکنم و در مرحلهی بعد سراغ سؤالهای غلط میروم. برای سؤالهای غلط، فقط به دیدن جواب صحیح اکتفا نمیکنم؛ سعی میکنم مبحث مربوط به آن سؤال را دوباره از کتاب پیدا کنم، مطالعه کنم و اگر نکتهی مهمی داشته باشد، یادداشتش کنم. در آخر هم یک مرور کلی روی سؤالهای درست دارم، مخصوصاً سؤالهایی که برایشان مطمئن بودم، تا مطمئن شوم روش حل و نکتهی آنها را بهخوبی یاد گرفتهام. به نظرم تحلیل آزمون برای من حتی از خود آزمون هم مهمتر است، چون باعث میشود از اشتباهاتم برای آزمون بعدی استفاده کنم.
دستاورد یا مهارت غیر درسی هم داشتید یا دارید؟
در این دو سال، در کنار پیشرفت درسی، مهارتهای زیادی هم به دست آوردم. یکی از مهمترین چیزهایی که یاد گرفتم این بود که نباید تمام زندگی و هدفهایم را فقط به یک هدف محدود کنم. قبولی در تیزهوشان برای من هدف مهمی بود، اما در کنارش دوباره ورزش را شروع کردم و زبان انگلیسی را هم بعد از یک وقفه ادامه دادم. از طرفی، مهارت برنامهریزیام خیلی بهتر شد؛ نه فقط اینکه بتوانم برای خودم برنامه بنویسم، بلکه یاد گرفتم به برنامهای که میریزم عمل کنم و آن را تا رسیدن به هدفم ادامه بدهم. فکر میکنم یکی دیگر از دستاوردهای مهمم افزایش اعتمادبهنفسم بود، چون وقتی میبینم میتوانم برای خودم هدف تعیین کنم، برنامه داشته باشم و به آن عمل کنم، اعتماد بیشتری به خودم پیدا میکنم. در واقع، این مسیر به من یاد داد که موفقیت فقط گرفتن یک نتیجهی خوب در یک آزمون نیست؛ مهارتهایی که در مسیر به دست میآوریم هم بخشی از موفقیت ما هستند.
برنامهی شما بعد از آزمونهای دوران طلایی نوروز تا آزمون تیزهوشان به چه صورت بود؟
در این دوره، تمرکز اصلی من روی جمعبندی درسها و آمادگی برای آزمون تیزهوشان بود. از آنجایی که در آن زمان کلاسها و بیشتر فعالیتها بهصورت آنلاین برگزار میشد، شرکت منظم در آزمونها خیلی به من کمک کرد که ریتم مطالعهام را حفظ کنم و از مسیرم خارج نشوم. آزمونها برای من مثل یک معیار بودند؛ هر بار میتوانستم پیشرفتم را ارزیابی کنم، نقاط ضعفم را پیدا کنم و برای برطرف کردن آنها برنامهریزی کنم. بهخصوص در روزهایی که نظارت و فضای مدرسه مثل قبل وجود نداشت، این آزمونها باعث میشد خودم را مسئول پیشرفت خودم بدانم و تا روز آزمون اصلی با انگیزه ادامه بدهم.
چگونه بین امتحانات پایان سال و مطالعه برای تیزهوشان تعادل برقرار میکردید؟
من سعی میکردم بین این دو هدف تفکیک ایجاد نکنم. اولویت من این بود که مطالب درسی را بهصورت کامل و مفهومی یاد بگیرم و پایهی هر درس را قوی کنم. وقتی مطمئن میشدم مطالب تشریحی را بهخوبی یاد گرفتهام، برای آمادگی تیزهوشان همان مباحث را به شکل تستی تمرین میکردم. به این ترتیب، مطالعهی امتحانات مدرسه خودش به آمادگی من برای تیزهوشان هم کمک میکرد و لازم نبود این دو را کاملاً جدا از هم ببینم. در روزهایی که امتحان مدرسه نزدیکتر بود، تمرکزم را بیشتر روی همان درس میگذاشتم و بعد از امتحان دوباره تستزنی و آمادگی تیزهوشان را ادامه میدادم.
برای دورهی امتحانات از چه منابعی استفاده میکردید؟ از نمونهسؤالهای سایت کانون استفاده میکردید؟
برای دورهی امتحانات، یکی از منابع اصلی من کتابهای سهسطحی کانون بود. این کتابها برای من خیلی کاربردی بودند، چون سؤالها در سه سطح مختلف قرار داشتند. من از سطحهای پایینتر برای مرور و تثبیت مطالب استفاده میکردم و هرچه به سطحهای بالاتر میرسیدم، سؤالها چالشیتر میشدند و همزمان برای آمادگی آزمون تیزهوشان هم تمرین میکردم. بنابراین میتوانستم هم برای امتحانات مدرسه آماده شوم و هم سطح تستی خودم را بالا ببرم.
در کنار آن، از نمونهسؤالهایی که در سایت کانون قرار میگرفت هم استفاده میکردم. به نظرم نمونهسؤالهای امتحانی خیلی باکیفیت و کاربردی بودند و حتی بعضی از تیپ سؤالها یا نمونههای مشابهشان را در امتحانات مدرسه هم میدیدم. به همین دلیل استفاده از این منابع برای من خیلی مفید بود.
از چه منابع کانونی برای آمادگی در تیزهوشان استفاده کردید؟
از منابع کانونی مختلفی برای آمادگی تیزهوشان استفاده میکردم. یکی از منابع اصلی من کتابهای سهسطحی کانون بود که بهخاطر داشتن سؤالهای با سطحهای مختلف برایم خیلی مفید بودند. میتوانستم از سؤالهای سادهتر برای تثبیت مطالب شروع کنم و بهتدریج سراغ سؤالهای دشوارتر بروم. در کنار آن، از کتابهای آمادگی تیزهوشان کانون، بهخصوص منابع مربوط به استعداد تحلیلی و هوش کلامی و غیرکلامی هم استفاده میکردم. این منابع کمکم کردند با انواع مختلف سؤالهای هوش آشنا شوم و سرعت و دقت خودم را در حل آنها افزایش بدهم. البته آزمونهای کانون هم بخش مهمی از آمادگی من بودند، چون باعث میشدند آموختههایم را در شرایط شبیه آزمون واقعی محک بزنم.
کدام قسمت از سایت کانون برای شما کاربرد بیشتری دارد؟
برای من، بخش تجربههای دانشآموزان موفق قبلی در سایت کانون کاربرد بیشتری داشت. چون وقتی تجربهی دانشآموزانی را میخواندم که قبلاً این مسیر را طی کرده و به هدفشان رسیده بودند، میتوانستم با روش مطالعه، برنامهریزی و تجربههای واقعی آنها آشنا شوم و از نکاتی که برایشان مفید بوده، برای مسیر خودم استفاده کنم. البته سعی میکردم صرفاً از آنها تقلید نکنم، بلکه ببینم کدام روش با شرایط و سبک مطالعهی خودم هماهنگتر است. این بخش برای من انگیزهبخش هم بود و باعث میشد باور کنم که رسیدن به هدفم واقعاً امکانپذیر است.
یک تجربه که در مسیر قبولی در آزمون تیزهوشان به شما کمک زیادی کرده، برای دوستان خود بگویید.
یکی از مهمترین تجربههایی که در مسیر قبولی تیزهوشان به من کمک کرد، مربوط به بعد از دیماه سال نهم بود. در آن دوره احساس میکردم درسم افت کرده و تلاشهایم نتیجهی دلخواهم را نمیدهند. همین باعث شد مدتی از آزمونها و حتی بعضی فعالیتهای دیگری که داشتم فاصله بگیرم و دچار اهمالکاری شوم. اما بعد از مدتی تصمیم گرفتم دوباره به مسیرم برگردم. آنجا یک درس خیلی مهم یاد گرفتم: شکست یا یک دورهی ضعیف، پایان مسیر نیست؛ مهم این است که بتوانیم دوباره ادامه بدهیم.
من دوباره برنامهریزی کردم، آزمونها را ادامه دادم و سعی کردم بهجای اینکه مدام به نتیجهی قبلی فکر کنم، روی قدم بعدی تمرکز کنم. در این مسیر یاد گرفتم که استرس هم نباید اجازه بدهد اعتمادبهنفسمان را از دست بدهیم. قبل و هنگام آزمون سعی میکردم استرسم را کنترل کنم و با تمرکز بیشتری پاسخ بدهم.
به نظرم مهمترین چیزی که دوست دارم به دوستانم بگویم این است که اگر یک جا احساس کردید افت کردهاید یا نتیجهای که میخواستید نگرفتید، نترسید و خودتان را سرزنش نکنید. لازم نیست دوباره از صفر شروع کنید؛ کافی است مسیرتان را از همان جایی که متوقف شده، دوباره ادامه بدهید.
درس استعداد تحلیلی را با چه روشی میخواندید؟
برای استعداد تحلیلی، در ابتدا تمرکز اصلی من روی سرعت و زمانبندی نبود؛ بیشتر میخواستم روش حل سؤالها را بهطور کامل یاد بگیرم. سؤالها را بر اساس تیپشان دستهبندی میکردم؛ مثلاً سؤالهای الگویی، تصویری، کلامی، مفهومی و منطقی، و از هر تیپ تعداد مشخصی سؤال انتخاب میکردم و روی آنها تمرکز میکردم. وقتی با یک سؤال جدید روبهرو میشدم، سعی میکردم حتی اگر زمان زیادی لازم داشت، خودم راهحلش را پیدا کنم و بفهمم این نوع سؤال از چه روشی حل میشود.
بعد از اینکه با تیپهای مختلف سؤال آشنا شدم، کمکم زمانبندی را وارد مطالعهام کردم و سعی کردم تعداد بیشتری تست را در زمان مشخص حل کنم و سرعت و دقتم را بالا ببرم.
در سال هشتم، مخصوصاً در دوران نوروز، در کلاسهای آمادگی آزمون تیزهوشان که توسط نمایندگی کانون در شهرمان برگزار میشد هم شرکت کردم و این کلاسها برای من خیلی مفید بودند. چیزی که از این مسیر یاد گرفتم این بود که در شروع کار، نباید بیش از حد درگیر سرعت باشیم؛ اول باید روش حل را یاد بگیریم و بعد با تمرین زیاد، سرعت را بالا ببریم. به نظرم وقتی روش حل در ذهنمان جا افتاد، مدیریت زمان هم خیلی راحتتر میشود.
چگونه بین مطالعهی استعداد تحلیلی و استعداد تحصیلی تناسب و تعادل ایجاد کردید؟
برای ایجاد تعادل بین استعداد تحصیلی و استعداد تحلیلی، سعی کردم هیچکدام را برای مدت طولانی کنار نگذارم. در استعداد تحصیلی، تمرکز اصلی من روی درسهای تخصصی بود. این درسها را فقط به چند دور مرور محدود نمیکردم؛ هر زمان فرصتی پیدا میکردم، دوباره آنها را مرور میکردم تا مطالب بهصورت عمیق و مفهومی در ذهنم تثبیت شوند و تسلطم بیشتر شود.
برای درسهای عمومی، بیشتر همان مطالعهای را که برای امتحانات و مدرسه داشتم ادامه میدادم، با این تفاوت که سعی میکردم مطالب را کمی عمیقتر یاد بگیرم تا برای آزمونهای تستی هم آماده باشم. نمیخواستم انرژی زیادی را صرف جدا کردن مطالعهی عمومی از درسهای مدرسه کنم، چون همان مطالعهی منظم مدرسه تا حد زیادی نیازم را پوشش میداد.
در کنار آن، برای استعداد تحلیلی در طول هفته تقریباً هر روز زمانی را به حل تست اختصاص میدادم و آخر هفتهها که زمان آزاد بیشتری داشتم، زمان بیشتری برای آن میگذاشتم. به این شکل، استعداد تحصیلی و تحلیلی را همزمان پیش میبردم و اجازه نمیدادم یکی از آنها برای مدت طولانی از برنامهام حذف شود.
برنامهی شما در دوران جمعبندی، اردیبهشت و خردادماه، به چه صورت بود؟
در ماههای آخر، بهخصوص اردیبهشت و خرداد، تمرکز اصلی من روی جمعبندی و تستزنی بود. در این مرحله تقریباً مطالعهی درسنامههای جدید را کنار گذاشته بودم و بیشتر سعی میکردم مطالبی را که قبلاً یاد گرفته بودم با تست مرور و تثبیت کنم. تقریباً هر روز از بخشهای مختلف، هم استعداد تحصیلی و هم استعداد تحلیلی، تست کار میکردم و از منابع کانون استفاده میکردم.
در کنار تستهای تیزهوشان، تستهای تشریحی را هم برای امتحانات مدرسه ادامه میدادم تا بین آمادگی مدرسه و تیزهوشان تعادل داشته باشم. هرچه به آزمون نزدیکتر میشدم، تعداد تستها و آزمونهای شبیهساز را بیشتر میکردم و بعد از آنها تحلیل انجام میدادم. هدفم این بود که در روزهای آخر بیشتر روی مرور، رفع نقاط ضعف و افزایش سرعت و دقت تمرکز کنم، نه اینکه مطالب جدید زیادی شروع کنم.
آیا در آزمونهای طرح ۳+۳ شرکت کردید؟
بله، تا جایی که شرایط و برنامهام اجازه میداد در آزمونهای طرح ۳+۳ شرکت میکردم. به نظرم این آزمونها برای من مفید بودند، چون فرصت بیشتری برای تمرین و محک زدن خودم در شرایط آزمون فراهم میکردند. از طرفی، بعد از هر آزمون میتوانستم عملکردم را بررسی کنم و متوجه شوم در چه مباحثی هنوز نیاز به تمرین بیشتری دارم. برای من، زیاد آزمون دادن بهتنهایی هدف نبود؛ چیزی که اهمیت بیشتری داشت این بود که از هر آزمون چیزی یاد بگیرم و آزمون بعدی عملکرد بهتری داشته باشم.
با توجه به کارنامهی دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدام است؟ روش مطالعهی این دروس چگونه بود؟
درسهایی که معمولاً نقطه قوت من بودندریاضی،عربی، فارسی و علوم بودند. برای فارسی، ابتدا مطالب را از جزوههای دبیرانم و منابعی که در اختیار داشتم مطالعه میکردم و بعد برای تثبیت مطالب و آشنایی با تیپهای مختلف سؤال، از کتابهای آبی کانون استفاده میکردم. سعی میکردم بعد از مطالعهی هر مبحث، تستهای مربوط به همان مبحث را حل کنم و اشتباهاتم را هم بررسی کنم.
در علوم، ابتدا سعی میکردم درسنامه را بهصورت کامل، عمیق و مفهومی یاد بگیرم و بعد سراغ تست میرفتم. تستها را هم گاهی به چند بخش تقسیم میکردم؛ مثلاً یک بخش را همان روز و بخش دیگری را روز بعد حل میکردم. در کنار کتاب آبی، از کتابهای سهسطحی هم استفاده میکردم تا با سؤالهایی در سطحهای مختلف تمرین کنم. اگر سؤالی را بلد نبودم، فقط جوابش را حفظ نمیکردم؛ سعی میکردم دلیلش را بفهمم و اگر لازم بود دوباره به درسنامه برمیگشتم.
عربی و ریاضی هم یکی دیگر از درسهایی بود که عملکرد خوبی در آن داشتم و سعی میکردم با مطالعهی منظم مطالب و حل تست، تسلطم را حفظ کنم. در مجموع، فکر میکنم چیزی که باعث شد این درسها برای من به نقطه قوت تبدیل شوند، مطالعهی مفهومی، تمرین مستمر و تحلیل اشتباهاتم بود.
با توجه به کارنامهی دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامهای برای آن اجرا کردید؟
یکی از مهمترین نقاط قوت من، استمرار در آزمونها و تحلیل دقیق آنها بود. سعی میکردم آزمونها را فقط برای گرفتن یک تراز یا نتیجهی خوب شرکت نکنم، بلکه بعد از هر آزمون عملکردم را بررسی کنم. مخصوصاً برای سؤالهایی که بلد نبودم یا اشتباه پاسخ داده بودم، پیگیری میکردم و سعی میکردم دلیل اشتباهم را پیدا کنم و آن مبحث را دوباره یاد بگیرم.
برنامهای که برای تقویت این نقطه قوت داشتم، این بود که بهصورت منظم در آزمونها شرکت کنم و هر بار خودم را ارزیابی کنم. بعد از هر آزمون هم تحلیل را جدی میگرفتم تا اشتباهاتم در آزمون بعدی تکرار نشوند. فکر میکنم همین استمرار باعث شد بهمرور هم نقاط ضعفم کمتر شوند و هم اعتماد بیشتری به روش مطالعه و برنامهریزی خودم پیدا کنم.
