نام و نام خانوادگی: خدیجه اربابی
پایه: دوازدهم انسانی
نام شهر و استان: ایرانشهر ( شهرسرباز)_ سیستان و بلوچستان
میانگین تراز: 6933
تعداد پاسخ صحیح: 1849 پاسخ
تعداد پیشرفت : 7 بار پیشرفت
سالهای حضور در کانون: 2 سال ( یازدهم و دوازدهم)
تعداد آزمونها: 41 آزمون در دو سال
شغل و تحصیلات مادر: خانهدار_بیسواد
شغل و تحصیلات پدر: آزاد_بیسواد
مصاحبهگر: تازه گل آقچهلی
برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
روش کارم به این شکل بود که پس از خواندن کامل و دقیق هر مبحث، بیدرنگ به سراغ نمونهسوالات نهایی سالهای پیش میرفتم. شرط اصلیام این بود که پیش از حل کردن، از پوششِ صددرصدیِ آن فصل مطمئن شوم و هیچ جزئی را بیبررسی نگذارم.
در آزمونها حضوری شرکت میکردید یا آنلاین؟ چرا؟
آنلاین؛ ساکن روستای نصیرآباد شهرستان سرباز هستم با توجه به مسافت زیاد تا حوزه امتحانی ترجیح می دادم که بصورت آنلاین شرکت کنم.
اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه ریزی میکردید؟
تراز اولم ۶۲۳۰ بود و در آزمون آخر به ۷۰۱۶ رسیدم.
برای این رشد، بین هر دو آزمون، نقاط ضعفم را از روی کارنامه پیدا میکردم و روی همان مباحث متمرکز میشدم. برنامهام ترکیبی از مطالعهی مباحث جدید و مرورِ هدفمندِ نقاط ضعف بود. بعد از هر آزمون هم تکتک اشتباهاتم را واکاوی میکردم تا در دور بعد تکرار نشوند. این چرخه، ترازم را پلهپله بالا برد.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
پیوستگی بین آزمونها باعث شد هر جلسه به من بازخورد بدهد. اشتباهات تکراری را پیدا میکردم، نقاط ضعف را هدفمند میزدم و مرور مداوم مباحث، مطالب را در ذهنم تثبیت میکرد.
برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
تابستان پارسال با برنامۀ راهبردی کانون پیش رفتم. سرِ وقت مباحث را میخواندم و دروس دهم و یازدهم را کامل و با دقت خواندم. روزانه بین ۵ تا ۷ ساعت مطالعه داشتم و با شرکت در آزمونهای تابستانی، نقاط ضعفم را شناسایی و برطرف کردم.
برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
دوران نوروز رو به مرور تمامی مباحث اختصاص دادم. سعی کردم از این فرصت طلایی بهترین استفاده را ببرم. منابع اصلیام کتابهای درسی، کتاب نوروز کانون، کنکور های چند سال اخیر و کتابهای سهسطحی [در بعضی دروس] بود که برای تستزنی و مرور خیلی به کارم آمد. هر روز چند درس را با هم مرور میکردم و روی مباحثی که در آزمونهای قبلی درصد پایینی داشتم، بیشتر تمرکز میکردم.
شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از نوروز تا شروع دوران جمعبندی، برنامهام کاملاً متمرکز بر تثبیت و تداوم بود.
از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟ (روش خود را توضیح دهید.)
جمعبندی نهاییام را از اواخر فروردین شروع کردم. روشم به این صورت بود که مباحث را درسبهدرس و با اولویت نقاط ضعفم مرور میکردم. در ایام امتحانات نهایی، تمرکز کامل روی نهاییها داشتم و بعد از اتمام آنها، فقط چند روز تا کنکور فاصله بود که از این بازه برای جمعبندی تمامیِ دروس طبق برنامه استفاده کردم. همچنین در همین بازه، چندین آزمون شبیهساز برگزار کردم و کنکورهای دو سال اخیر را در فضایی کاملاً مشابه جلسهی اصلی و با رعایت دقیق زمان زدم تا مدیریت زمان را بهتر تمرین کنم و با فضای کنکور آشنا شوم.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
بله، تقریباً مطابق با برنامهی راهبردی حرکت میکردم. برای برنامهریزی دو هفتهای، ابتدا مباحث باقیمانده و نقاط ضعف خود را از روی کارنامههای آزمونهای گذشته استخراج میکردم. سپس بر اساس بودجهبندیِ اعلامیِ کانون، اولویتبندی میکردم که کدام مباحث در هفتهی اول و کدام در هفتهی دوم مطالعه یا مرور شوند. در پایان هر هفته، عملکردم را ارزیابی میکردم و برنامهی هفتهی بعد را بر اساس آن تنظیم مینمودم. این روش به من کمک کرد تا همیشه یک گام جلوتر از برنامه باشم و از عقبافتادگی جلوگیری کنم.
ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چهقدر تست میزدید؟ چهقدر مطالعه میکردید؟
ساعت مطالعهام از دیماه به بعد به ۱۲ ساعت در روز رسید. برای هر درس اختصاصی، زمان را به دو بخش مطالعه و تست تقسیم میکردم؛ بهطوری که حدود ۶۰ درصد زمان به مطالعهی عمیق و مرور، و ۴۰ درصد به تستزنی و تحلیل پاسخنامه اختصاص داشت. تعداد تستِ روزانه برای هر درس بین ۷۰ تا ۱۰۰ تست متغیر بود، البته دروس ضعیفتر را با تعداد تست بیشتر و زمان مطالعهی مضاعف پوشش میدادم.
برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
برای مطالعهی دروس دهم و یازدهم، از ابتدا برنامهریزی منظمی داشتم و تابستان را به مرور این دروس اختصاص دادم. برنامهام به این شکل بود که هرهفته طبق بودجهبندی آزمونها پیش میرفتم و مباحث را به موقع مطالعه میکردم. برای دروسی که در آنها ضعف داشتم، زمان بیشتری میگذاشتم و تستهای بیشتری کار میکردم. در کنار مطالعه، مرور هفتگی را فراموش نمیکردم تا مطالب در ذهنم تثبیت شود.
روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
روزهای تعطیل را به این دروس اختصاص میدادم. روشم این بود که هر درس را عمیق میخواندم و وقتی کاملاً مطمئن میشدم که به تسلط رسیدهام، میرفتم سراغ نمونهسوالات تشریحی و آنها را کامل کار میکردم.

از کدام منابع کمک آموزشی کانون استفاده میکردید؟
کتابهای آبی برای همه دروس بجز اقتصاد تهیه کرده بودم ، کتاب تابستان و کتاب نوروزف کتاب سه سطحی و کتاب های تاک را هم استفاده کردم.
از کدام کارنامههای جعبه ابزارکارنامه استفاده میکردید؟
از کارنامهی اصلی آزمون برای بررسی تراز، درصدها و جایگاهم، کارنامه اشتباهات را برای قسمت تحلیل آزمون استفاده میکردم.
تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
تحلیل آزمونها را معمولاً روز بعد از برگزاری آزمون انجام میدادم تا هم از شلوغیِ ذهنیِ روز آزمون فاصله گرفته باشم ولی همچنان جزئیات در ذهنم تازه باشد.روشِ تحلیلِ من به این صورت بود که ابتدا کارنامهی اشتباهات را بهدقت بررسی میکردم و تکتک سوالاتِ غلط و نزده را واکاوی مینمودم. برای هر سوال، علتِ اشتباه را مشخص میکردم؛ مثلاً خطای محاسباتی، مفهومی، نداشتنِ تسلط کافی، یا مدیریتِ زمان. سپس سوالات را دستهبندی میکردم و برای هر دسته، راهکارِ مشخصی یادداشت مینمودم. در نهایت، مباحثی که درصد پایینی داشتم را به عنوان اولویتِ مطالعه در هفتهی آینده تعیین میکردم. این روش به من کمک میکرد تا نقاط ضعفم را دقیق بشناسم و در آزمون بعدی آنها را تکرار نکنم. برای برخی دروس مثل ریاضی، علوم و فنون ادبی و فلسفه کلیپ تحلیل آزمون هم میدیدم.
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدامست؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
در نیم سال اول تاریخ و فلسفه و در نیم سال دوم تاریخ و جامعه شناسی بود،در تاریخ بهجای خلاصهنویسی کامل، نکات مهم را علامتگذاری میکردم و در حاشیه یادداشت میکردم تا موقع مرور سریع یادم بیاید. این درس را تدریجی میخواندم و قبل از شروع مبحث جدید، مروری بر مطالب قبلی داشتم.در فلسفه، خطبهخط کتاب را میخواندم و روی درک کامل مفاهیم تمرکز میکردم و سعی میکردم بسیار عمیق مطالب را مطالعه کنم.در جامعهشناسی، مفهومی میخواندم و کلمات کلیدی هر پاراگراف را جدا میکردم.در هر سه درس، تسلط بر متن کتاب درسی اولویت اولم بود و بعد با تستزنی هدفمند[خصوصا در دروس فلسفه و جامعهشناسی] مطالب را تثبیت میکردم و نقاط ضعف را شناسایی و برطرف میکردم.
