نام ونام خانوادگی : ریحانه اسفندیار
رشته قبولی : رادیولوژی دانشگاه تهران
تراز کنکور : ۸۹۱۰
تراز نهایی :۹۱۵۰
تراز کل : ۹۰۶۷
میانگین تراز آزمون های قلمچی: 5800
مصاحبه گر:خانم فتح الهی
درصد های کنکور: زیست ۳۵% / فیزیک ۳۰%/ شیمی۲۳% / ریاضی24%/ زمین 45%
۱) از چه زمانی مطالعه جدی برای کنکور را آغاز کردید و برنامهریزی تان چگونه بود؟
مطالعه جدی من از ابتدای تابستان شروع شد؛ اما حقیقت تعهد من نسبت به درس خواندن از روزی آغاز شد که فهمیدم هیچکس جز خودم نمیتواند مسیرم را بسازد. برنامهام کاملا تخصصی و پایدار بود هر روزسعی میکردم کمی بهتر از دیروز باشم.
۲) مهمترین ویژگی برنامهریزی هفتگی شما چه بود و چگونه از اتلاف وقت جلوگیری میکردید؟
برنامهام مثل یک نقشه دقیق بود، زمان مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون. برای جلوگیری از اتلاف وقت، همواره کارهای اصلی را از کارهای اضطراری جدا میکردم. یاد گرفتم بهجای جنگیدن با زمان، با آن همراه شوم.
۳) در درسهای محاسباتی فیزیک و ریاضی چه راهکاری داشتید؟
برای من، محاسبات فقط بازی اعداد نبود، میدان تمرکز وتمرین وتست هرروز بود. هر روز تعدادی تست زماندار میزدم و خطاهای خودم را یادداشت میکردم. کمکم فهمیدم که محاسبات چیزی جز تمرینهای مداوم،تلاش وحل تست و آرامش ذهن نیست.
۴) در درسهای مفهومی مثل زیست و شیمی چه کار ویژهای انجام میدادید؟
زیست را نه بهعنوان یک کتاب، بلکه بهعنوان کتاب حیات میخواندم. خط به خط میفهمیدم و تصویرسازی میکردم. در شیمی، واکنشها را مثل ماجرای رابطه بین عناصر تصور میکردم. این نگاه تصویری و داستانی باعث شد فراموشیها کمتر شود.
۵) دفتر برنامهریزی داشتید؟ چه کمکی به شما کرد؟
بله. دفتر برنامهریزی برایم شبیه آیینهای بود که هر هفته تصویری صادقانه از تلاشم نشان میداد. این آیینه گاهی تشویقم میکرد و گاهی هشدار میداد، اما همیشه باعث پیشرفتم شد.
۶) آزمونهای آزمایشی چه نقشی داشتند و تحلیلشان چگونه بود؟
آزمونها برایم نه رقابت، بلکه تمرین نفسگیرِ رسیدن به آرامش در شرایط سخت بود. تحلیل هر آزمون یک گفتوگو با خودم بود: نقاط قوت، ضعفها و درسهایی که باید یاد میگرفتم. هر اشتباه پلی بود بهسوی یک پاسخ درست.
۷) در روزهای افت چگونه خودت را بازسازی میکردید؟
افتها بخشی از مسیرمن بودند. وقتی خسته میشدم، کمی مکث میکردم، قدم میزدم، موسیقی گوش میدادم يا چند صفحه کتاب غیردرسی میخواندم. یاد گرفته بودم بازگشت مهمتر از سقوط است.
۸) اگر بخواهید یک عادت کلیدی را نام ببرید، آن چیست؟
عادت طلایی من مرورهای منظم بود. مرورها مثل تنفس بودند بدون آنها ذهن خسته میشود و دانش فرار. این عادت ستون اصلی قبولیام بود.
۹) نقش خانواده و محیط چگونه بود و چطور حواسپرتیها را مدیریت میکردید؟
خانوادهام پشتوانه آرامشم بودند. برای مدیریت حواسپرتی، فضای مطالعهام را خلوت نگه میداشتم و تلفن همراه را از خودم دور میکردم وباعث شد که بازده تایمی بالاتری داشته باشم.
۱۰) اگر بخواهید به داوطلبان سال آینده فقط یک توصیه کنی، آن چیست؟
به آنچه میخواهید ایمان بیارید، نه فقط با ذهن، بلکه با دل وجونتون. راه سخت پرچالش هست، اما کسی که رؤیا دارد، خسته نمیشود فقط عمیقتر نفس میکشد و ادامه میدهد.
۱۱) بزرگترین درسی که سال کنکور از زندگی گرفتید چه بود؟
آموختم که هیچ موفقیتی یکشبه بهدست نمیآید و شکستها پایان راه نیستند، بلکه تمرینی برای قویتر شدناند. فهمیدم که پایداری ازهوش مهمتر هست و هر روزِ کوچک اما منظم، میتواند سرنوشت را تغییر دهد.
