گفتگو با پریسا رازینی؛ از فرزانگان1 تهران تا دندانپزشکی البرز

گفتگو با پریسا رازینی؛ از فرزانگان1 تهران تا دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز

گفتگو با پریسا رازینی؛ از فرزانگان1 تهران تا دندانپزشکی البرز


نام و نام خانوادگی :  پریسا رازینی رحمانی

نام شهر ، استان : تهران
سال‌های حضور در کانون : ۲سال (در سال‌های یازدهم و دوازدهم)

نام مدرسه : فرزانگان ۱ 

رتبه کنکور سال۱۴۰۴ : رتبه ۳۱۵ منطقه ۱ و ۹۴۹ کشوری رشته تجربی 

رشته قبولی : دندانپزشکی روزانه دانشگاه علوم پزشکی البرز

تراز کنکور اردی‌بهشت : 10349

تراز کنکور تیر : 10482

تراز سوابق : 10412



مصاحبه‌گر : صفا شیدایی


با آزمون‌های کانون چگونه آشنا شدید؟
من از سال یازدهم از طریق مدرسه با کانون آشنا شدم و تمام آزمون‌ها و کلاس‌ها را ثبت نام کردم و سعی می‌کردم همه آزمون‌ها را شرکت کنم و تعداد محدودی غیبت داشتم.
برایم مهم بود همه آزمون‌ها را شرکت کنم چون که برای برنامه‌ریزی بهتر و مدیریت زمان خیلی کمکم می‌کرد.



آیا در منزل هم مدیریت زمان را تمرین می‌کردید؟
بله، یکسری نمونه سوالات و آزمون‌های جامع را به صورت زمان‌دار کار می‌کردم و این کار باعث شد در کنکور، استرس جلسه حضوری آزمون را نداشته باشم و با آزمون‌های زیاد مدیریت زمان را یاد گرفته بودم که باعث شد در جلسه کنکور هم سوالات ساده را تشخیص بدهم و آنها را حل کنم، و زمان کم نیاورم.


گفتید مدیریت زمان به شما خیلی کمک کرد. این مدیریت زمان را برای همه درس‌ها داشتید یا فقط درس‌های چالشی و مهم؟
من سعی می‌کردم در همه درس‌ها این مدیریت زمان را رعایت کنم و انجام بدهم و بتوانم در همه درس‌ها اول سوالات راحت و ساده را پیدا کنم و پاسخ دهم و وقتی آنها تمام شدند به سراغ سوالات دشوارتر بروم.


شناسایی سوالات ساده در آزمون یک نوع مهارت است. شما چگونه این مهارت را کسب و تقویت کردید؟
خوب من با حل تست‌های زیاد و با توجه به اینکه همه آزمون‌ها را شرکت می‌کردم، به این مهارت رسیدم. در هنگام حل سوالات سعی می‌کردم کلمات کلیدی سوالات را بتوانم در نگاه اول تشخیص بدهم و مبحث سوال را پیدا کنم و ببینم مبحث سوال آسان است یا خیر!


گفتگو با پریسا رازینی؛ از فرزانگان1 تهران تا دندانپزشکی البرز



درصدهای کنکور اردی‌بهشت و تیرتان چند بود؟

کنکور اردی‌بهشت‌ماه

زیست‌شناسی 73.34%     فیزیک  51.12%    شیمی  55.24%    ریاضی  58.89%     زمین‌شناسی  55.56%


کنکور تیرماه

زیست‌شناسی 75.56%     فیزیک  66.67%    شیمی  54.29%    ریاضی  40%     زمین‌شناسی  52.39%



در آزمون‌ها کمترین غیبت را داشتید. شما آزمون حضوری را ترجیح می‌دادید شرکت کنید یا آنلاین؟
سال یازدهم همه آزمون‌ها را آنلاین ثبت نام کردم چون می‌خواستم زمان زیادی را برای رفت و آمد صرف نکنم. اما سال دوازدهم همه آزمون‌ها را به صورت حضوری شرکت کردم که برای فضاسازی بهتر و بیشتر برای کنکور کمکم کند.
من آزمون حضوری را ترجیح می‌دهم اما خوب شاید لازم نباشد یازدهم همه را حضوری شرکت کرد چون فکر می‌کنم در سال یازدهم بیشتر جنبه آموزشی مهم است تا جنبه کنکوری؛ اما آزمون حضوری از این‌ جهت خیلی خوب است که در فضای کنکور و جلسه قرار می‌گیریم، پاسخبرگ و دفترچه کاغذی داریم، البته من در آزمون آنلاین هم سوالات را پرینت می‌گرفتم ولی خوب دفترچه سوال سرآزمون متفاوت و بهتر است‌.


تحلیل آزمون را انجام می‌دادید؟
بله، تحلیل آزمون حتما باید انجام شود. به نظر من تحلیل آزمون به اندازه خود آزمون مهم است.
من چه آزمون کانون قلم‌چی که شرکت می‌کردم و چه سایر آزمون‌هایی که خودم کار می‌کردم را سعی می‌کردم زمان‌دار کار کنم و زیاد این‌کار را انجام می‌دادم. تصحیح آنها را پدرم زحمت می‌کشیدند و انجام می‌دادند تا زمان زیادی از من نگیرد و بعد که سوالات غلط و نزده را مشخص می‌کردیم، دوباره زمان می‌گرفتم و آنها را مجددا حل می‌کردم تا ببینم دلیل اینکه آن سوال را غلط زده‌ام یا سفید گذاشته‌ام، این بوده که بلد نبودم یا بی‌دقتی کرده‌ام و در نهایت هم یک دفترچه نکات داشتم و نکاتی که بلد نبودم را در آن می‌نوشتم و شب قبل کنکور هم آن را مرور کردم.
البته سعی می‌کردم هر از گاهی مثلا وقتی یک فصل تمام شد، سراغ نکات آن بروم و نکات مربوط به آن فصل را مرور کنم.



نقش اولیای‌تان در مسیر موفقیت شما چه بود؟
مادرم فوق لیسانس اقتصاد و عضو هیئت علمی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و پدرم دکتری اقتصاد دارند و ایشان هم عضو هیئت علمی دانشگاه البرز هستند. در نتیجه خیلی با فضای درسی عجین بودند، به خصوص با فضای تدریس و خوب یکسری درس‌ها مثل تاریخ در سال یازدهم که با حفظ کردن آن مشکل داشتم، پدرم واقعا خیلی در یادگیری بهتر این درس کمکم کردند. از پایه‌های پایین تر هم پدرم درس‌هایی مثل ریاضی خیلی با من تمرین می‌کردند.



پدر و مادر شما هردو فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد هستند. چطور شد شما رشته تجربی را انتخاب کردید؟ چقدر علاقه بود و چقدر اجبار یا انتخاب خانواده؟
در سال دهم من خودم‌هم به رشته تجربی علاقه داشتم و هم رشته ریاضی؛ ولی خوب صحبت‌هایی که با خانواده داشتیم بر این پایه بود که من برای شغل آینده در رشته تجربی موفق‌تر خواهم بود. خودم به کارهای پزشکی و دندانپزشکی علاقه‌مند بودم و از طرفی هم درس‌های ریاضی و فیزیک را دوست داشتم و هم زیست و شیمی را، که خوب از این نظر نمی‌توانستم تفکیکی قائل بشوم.

در زمان انتخاب رشته دانشگاه، خیلی در این زمینه تحقیق کردیم، چون با رتبه‌ام هم پزشکی و هم دندانپزشکی را می‌توانستم انتخاب کنم و قبول شوم و خیلی بین این دو رشته مردد بودم‌، پس خیلی تحقیق کردیم، که اگر دندانپزشکی تهران قبول نشدم بهتر است اول دندانپزشکی شهرهای دیگر را انتخاب کنم یا پزشکی تهران؟
پدر و مادرم با دوستان پزشک و دندانپزشک خود در مورد این دو رشته گفتگو کردند. حتی من یک روز به مطب دندانپزشکی رفتم و در کنار یک خانم دکتر عزیزی که محبت کردند و اجازه دادند آنجا باشم، ماندم تا ببینم می‌توانم یک روز کاری دندانپزشکی را تحمل کنم و انجام بدهم. و این باعث شد علاقه واقعی خودم را بشناسم که در این رشته می‌توانم موفق باشم یا نه!




از روش مطالعه و برنامه مطالعاتی درس زیست‌شناسی بگویید.
این روشی که می‌خواهم توضیح دهم، استاد درس زیست به ما توصیه کردند که انجام دهیم‌.
"در ابتدا همان شب بعد از تدریس، جزوه و کتاب را مطالعه کنیم، چون مطالب جدید است و در ذهن‌مان مانده باعث تثبیت مطالب می‌شود.
سپس تست‌های مضرب ۳ کتاب کمک آموزشی را بدون زمان و به صورت آموزشی حل کنیم و بعد قسمت‌هایی که بلد نبودیم یا فراموش کرده بودیم را دوباره بخوانیم تا متوجه شویم کدام قسمت را خوب نخوانده‌ایم.
چند روز بعد بدون مطالعه و مرور سراغ تست‌های مضرب 1+3 برویم و اینبار زمان‌دار کار کنیم و نکات جدید و مهم را در دفتر نکات یادداشت کنیم و برای مرور هم تست‌های 2+3 را زمان‌دار و به صورت آزمونی حل کنیم.
فایده مضربی حل کردن تست‌ها این است که هر بار مطالعه و تست زدن سوالات تمام مبحث‌ها را می‌بینیم.
برای مرور بیشتر هم تست‌های یک‌ منبع دیگر را مضربی و زمان‌دار کار می‌کنیم."



از برنامه مطالعه‌تان برای دروس عمومی‌ بگویید.
من به عمومی‌ها هم توجه می‌کردم و تمام کلاس‌های مدرسه را شرکت می‌کردم و سعی می‌کردم حتی مطالعه داشته باشم تا همه درس‌ها برای شب امتحان انباشته نشود و در برنامه روزانه‌ام سعی می‌کردم تنوع باشد و اینجور نبود که یک روز فقط زیست بخوانم، البته زیست هر روز در برنامه‌ام بود و درس‌های دیگر را به نسبت برنامه روز بعد در  مدرسه تنظیم‌ می‌کردم.


کار ویژه‌تان برای امتحان نهایی چه بود؟
برای امتحانات نهایی کتاب‌ها را خوب حل کردم.
در واقع در مدرسه به ما گفته بودند: "نیاز نیست از اول سال روی مطالعه تشریحی تمرکز کنید، بلکه برای دروس تخصصی تمرکزتان را روی تست زنی و کنکور بگذارید، ما برای امتحانات نهایی کلاس‌های ویژه برگزار می‌کنیم، چون شما باید مطالب را عمیق و مفهومی یاد بگیرید و فقط شکل نوشتاری را باید باهم تمرین کنیم که آن را در بازه بعد کنکور انجام می‌دهیم" و همین اتفاق افتاد. در طول سال با ما تستی کار کردند و برای امتحانات یکسری کلاس گذاشتند به ویژه برای شیمی، که نمونه سوالات به ما دادند تا آزمون محور کار کنیم و برای امتحان آماده شویم.
یکسری هم ویدیوهای آموزشی و کلاس‌های آنلاین از موسسات دیگر را شرکت می‌کردم که برای جمع بندی امتحان‌ نهایی به من خیلی کمک کرد.


نمرات امتحان نهایی شما چند بود؟
ریاضی و فیزیک ۲۰

دینی، علوم اجتماعی، زبان و شیمی ۱۹.۷۵

ادبیات، عربی و زیست ۱۹.۵

سلامت و بهداشت 16.25


برنامه شما در دوران طلایی نوروز چه بود؟
ما از اسفند شروع به جمع بندی کردیم و من سعی می‌کردم یک روز در میان آزمون کار کنم. در واقع یک روز آزمون می‌زدم و قسمت‌هایی که بلد نبودم را مشخص می‌کردم و روز بعد آنها را مطالعه می‌کردم و دوباره آزمون می‌دادم.
این‌ کار باعث می‌شد آن قسمت‌هایی که خیلی خوب مسلط نشده بودم را پیدا کنم و قسمت‌هایی که ایرادات ریز داشتم را هم پیدا کردم تا در کنکور اصلی دیگر آنها را نداشته باشم. 



برنامه‌تان برای دوران جمع‌بندی چگونه بود؟

برنامه از اسفند تا اواسط فروردین با اواسط فروردین تا زمان کنکور اردیبهشت متفاوت بود.

از اسفند تا اواسط فروردین من جزوات اساتید و کتاب‌های درسی را از ابتدا مرور کردم و برای هر بخش تست‌های مرتبط را به صورت آزمونی حل می‌کردم اما نه به صورت آزمون جامعی که همه دروس را باهم آزمون بدهم و فقط آخر هفته آزمون جامع حل می‌کردم.

اما از اواسط فروردین تا زمان کنکور اردی‌بهشت، کنکورهای سال‌های قبل و آزمون‌های جامع موسسات مختلف را حل می‌کردم و به صورت یک روز در میان تقریبا آزمون جامع می‌دادم، فردای آن روز بخش‌هایی را که احساس می‌کردم نیاز به مرور بیشتری دارد، مجدد می‌خواندم و نکات جدید را در دفتر نکاتم می‌نوشتم.



تمرکز اصلی‌تان روی کنکور اردی‌بهشت بود یا کنکور تیر؟
اول سعی کردم تمرکزم را روی کنکور اردی‌بهشت بگذارم ولی بعد که احساس کردم آنطور که انتظار داشتم نشد، با خودم گفتم هر اتفاقی افتاده فراموش می‌کنم و حالا همه تمرکز خودم را برای امتحان نهایی و کنکور تیر می‌گذارم. در نتیجه در کنکور تیر افزایش تراز داشتم، و حدود ۱۵۰نمره ترازم بیشتر شد که با همان تراز هم انتخاب رشته انجام دادم.


چه راهکارهای موفقی منجر به این افزایش ترازتان در کنکور تیر شد؟
با جدیت بیشتری آزمون کار کردم و تحلیل انجام دادم.
آزمون‌های متنوع‌تری کار کردم تا جمع‌بندی بهتری داشته باشم.
یکسری کلاس‌ها هم‌ برای جمع‌بندی استفاده کردم‌.
از شرایط جنگ هم سعی کردم استفاده کنم و تمام تلاشم را کردم و در آن دوره هم درس خواندم و یک روز نشد درس را کنار بگذارم، حتی اگر با داشتن ساعت کم می‌توانستم فقط یک آزمون حل کنم، آن را انجام می‌دادم، تا حتما پیوسته درس بخوانم.


دفتر برنامه‌ریزی داشتید؟
بله، من سعی می‌کردم روزانه میزان مطالعه و تعداد تست‌هایم را ثبت کنم و هدفم‌ این بود که هر روز نسبت به روز قبل کاهش نداشته باشم و هر هفته نسبت به هفته گذشته حتی در حد چند عدد تست، پیشرفت داشته باشم.
این روش تاثیر مثبتی داشت. اینکه یک روز می‌دیدم ساعتم کمتر شده، تلاشم برای روز بعد و جبران آن بیشتر می‌شد تا بتوانم‌ تناسب برقرار کنم و در نهایت نسبت به هفته قبل افت نداشته باشم.


اگر ساعت مطالعه یا ترازتان افت می‌کرد ناامید نمی‌شدید؟ واکنش‌تان چگونه بود؟
من بارها خسته و ناامید می‌شدم ولی پدر و مادر عزیزم‌ کنارم بودند و به من انگیزه می‌دادند تا ادامه بدهم و آنها همیشه مشوقم بودند.
مثلا اگر در آزمونی نتیجه دلخواهم نبود، خوب من طبیعتا ناامید می‌شدم و شاید یک روز کمتر درس می‌خواندم، اما آنها به من می‌گفتند: "یک آزمون ملاک سنجش دانش آموز نیست و باید از آن استفاده کنم و ایراداتم را پیدا کنم تا در کنکور اصلی دیگر آن اشتباهات را تکرار نکنم."


روزانه به طور میانگین چند تست کار می‌کردید؟
در دوران جمع‌بندی در هر هفته حدود ۹۰۰-۸۰۰تست می‌زدم که این تعداد ممکن بود افزایش یا کاهش داشته باشد.



شما گفتید در مدرسه فرزانگان درس خواندید. مدرسه چه نقشی در موفقیت شما داشت؟
من ابتدا فرزانگان۷ درس می‌خواندم و از پایه هفتم تیزهوشان بودم. خوب از سال‌های پایه با ما خوب کار کردند و به ویژه درس‌های ریاضی و فیزیک تا در دوره دوم با پایه قوی وارد شویم. در دوره دوم من فرزانگان۱ قبول شدم.
به نظرم مدرسه بخش خیلی مهمی در زندگی من بود‌. خوب من به تنهایی و مستقل نمی‌توانم مطلب جدیدی را یاد بگیرم. اما اساتید خیلی به من کمک می‌کردند. با علاقه، دقیق و خیلی کامل آموزش می‌دادند تا ما درس را مفهومی یاد بگیریم.
جوّ مدرسه طوری بود که همه دانش‌آموزان درس‌شان خوب بود، تلاش می‌کردند و این خیلی موثر بود و باعث احساس رقابت سالم می‌شد، با خودم می‌گفتم چون همه دوستانم تلاش می‌کنند و درس می‌خوانند پس من هم باید تلاش کنم تا همه باهم پیشرفت کنیم.



در دوره دوم‌ متوسطه وارد مدرسه فرزانگان۱ شدید. چه راه‌کارهای موفقی داشتید؟
خوب فرزانگان۱ بهترین مدرسه تهران است و همه هدف من این بود سطحم را ارتقا بدهم و به آن مدرسه برسم. کاری که کردم این بود سعی کردم، درس‌هایی که به ما می‌دهند را به بهترین نحو یاد بگیرم و بخوانم و تلاش می‌کردم درس‌ها را خوب یاد بگیرم.


سخن آخر...
اول اینکه من همه موفقیت‌هایم را از خدا دارم و این لطف خدا است که این استعداد را به من داده تا تیزهوشان قبول شوم و معلم‌های خوبی که کنارم بودند و خانواده‌ام که همراهی‌ام کردند.
دوم من همیشه می‌گویم‌ باید نهایت تلاشم را بکنم، تا هر اتفاقی افتاد بعدا خودم را سرزنش نکنم که اگر بیشتر تلاش می‌کردم شاید نتیجه بهتری می‌گرفتم.
و یک جمله معروف: "ما باید همیشه سنگ‌شکن را به خاطر داشته باشیم، چندین بار محکم‌ به سنگ ضربه می‌زند و تغییری ایجاد نمی‌شود. اما یکباره سنگ می‌شکند ولی این شکستن نتیجه ضربه آخر نبوده و تاثیر ضریات قبلی هم بوده است."
این جمله به ما امید می‌دهد که اگر تلاش کردیم و نتیجه نگرفتیم مایوس نشویم و دست از تلاش برنداریم، چون پیشرفت یک شبه اتفاق نمی‌افتد!




Menu