گفتوگو با کیارش یاوری، دانش آموز برتر دوازدهم تجربی از خوی
مطالعه و تمرین بیشتر اعتماد به نفس را در حل مسئله بالا میبرد
لطفا خودتان را معرفی کنید
من کیارش یاوری از شهرستان خوی که در پایه دوازدهم تجربیِ مدرسه تیزهوشان علامه حلی درس میخوانم. پدرم دکترای ادبیات فارسی و استاد دانشگاه و مادرم کارشناس مهندس برق و شغل آزاد دارند. از سال ۹۵ وقتی پنجم دبستان بودم وارد کانون شدم و به جز سال هفتم در طول همهی این سالها تا امروز در کانون بودم.
نیامدنت به کانون در سال هفتم دلیل خاصی داشت؟
میخواستم کمی استراحت کنم ولی در عین حال بعد از سال ششم من به یکی از هدفهایم یعنی قبولی در تیزهوشان رسیده بودم. مدرسه به صورت ماهانه امتحان میگرفت و من برای شرکت در آن جدی بودم ولی در پایان سال هفتم با بیشتر همکلاسیهایم مجددا در کانون ثبت نام کردم.
چه خاطرهای از حضور در کانون از سال پنجم دبستان داری؟
سال پنجم مدرسهام را عوض کردم وارد یک مدرسه غیر دولتی شدم. یک کلاس ۱۳ نفره بودیم. یک معلم دلسوز و دانشمند به نام آقای فضلالهی که ارتباط بسیار خوبی با دانشآموزان ایجاد کردند، علاقهام را به ریاضی کشف کردند. کتابهای متعدد ریاضی و علوم معرفی میکردند که این توجه و اهمیت باعث شد من در رقابت با همکلاسیهای کانونیام در اولین آزمون رتبه ۶ را بهدست بیاورم. این رتبه ۶ یک احساس اطمینان در من ایجاد کرد پس من میتوانم خیلی بهتر از این رتبه هم بشوم.
بیشتر از تاثیر این معلم خوبتان بگویید:
ایشان از ۵ روز مدرسه، دو روز را با درسهای مدرسه پیش میبردند و سه روز دیگر دانشآموزان را با مسائل فراتر از کتاب درگیر حل مسئله میکردند و من سریعتر از بقیه به جواب میرسیدم. یادم هست که در کانون کمکم ترازهایم رشد کرد و به میانگین ۶۵۰۰ رسید.
در طول این سالها آیا افراد موثر دیگری همراهتان بودند؟
به جز آقای فضلالهی که خدا حفظشان کند که خیلی به من اهمیت میدادند، پدر و مادرم، پشتیبانهای کانون و این روزها به ویژه آقای احمدنیا که همیشه من را تشویق کردند. این را بگویم البته ویژگی خودکار بودنم کمک میکرد که خودم برنامه بریزم و خودم به انجام و پیشرفت کارهایم نظارت کنم.
بعد از یک وقفه یک ساله، وقتی به کانون برگشتی آیا ایدههای تازهای داشتی؟
در مهرماه سال هشتم کمی با درسهای عمومی چالش داشتم ولی از آذر مجددا به رتبه اول و دوم شهر رسیدم البته از سال هفتم به همراه درسهای مدرسه، به سمت مطالعه کتابهای درسی سالهای بالاتر تمایل پیدا کردم. از کتابفروشی فیزیک دهم را خریدم و شروع به مطالعه کردم و ارتباط علومِ متوسطه اول با فیزیک پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم را دانستم،. گاهی موضوعات و سوالاتی را که نمیفهمیدم و یا نمیدانستم از منابع متعدد پیدا میکردم. از مباحث هندسه و ریاضی دهم و یازدهم که مطالعه کردم بیشتر لذت میبردم .در سال نهم که آزمونها آنلاین شده بود کمی افت تراز داشتم، کتابهای ریاضی و علوم برایم تکراری شده بودند و جاذبه زیادی نداشت، کمی آن حال و هوای رقابت در من افت کرد و من عملا دورانی که به مدرسه نمیرفتم و کلاسها غیر حضوری بود درگیر انتخاب رشته شده بودم.
عجیب است تا این حد تمایل به ریاضی و فیزیک چرا در پایان نهم در مسیر رشته تجربی قرار گرفتی؟
من به درس زیست به اندازه ریاضی و فیزیک علاقهای نداشتم. خیلی به مکانیک ، هوافضا و رشتههایی با مبانی ریاضیات علاقه داشتم. فکر کردم اگه به ریاضی بروم با جوی که در جامعه حاکم است باید به مهاجرت فکر کنم. دیده بودم اطرافیانم که ریاضی خوانده بودند وارد شغل مناسبی نشدند حتی مادرم که مهندس هستند، استخدام نشدند. دوست نداشتم زندگیام را به خاطر یک علاقه به لحاظ شغلی متزلزل کنم. من آدم اهل مهاجرت هم نبودم بنابراین منطقی دیدم که وارد رشته تجربی بشوم.
با شروع سال دهم در رشته تجربی، برای ایدهها و مطالعه منابعِ فرا مدرسهای مثل فیزیک و ریاضی چه اتفاقی افتاد؟
شروع سال دهم با آزمونهای کانون به ترازهای ۷۵۰۰ رسیدم و با توجه به بنیه علمی که داشتم وارد رقابتهای المپیادهای زیست ، فیزیک و شیمی شدم. در همین دوران برای ارتقای توان علمی درس زیستم، بیولوژی کمپل را میخواندم (کار بیفایدهای که اشتباه انجام دادم) در حالیکه در این رقابتها فقط در فیزیک پذیرفته شدم، تصمیم گرفتم حالا که در رشته زیست قبول نشدم، برنامهریزیام را از سال دهم بر محور کنکور بگذارم و با تمرکز بر مدرسه و کانون برنامهریزی کنم. آقای احمدنیا به عنوان پشتیبان ویژه مدام از من گزارش روزانه میگرفت و من را زیر نظر داشت قرار شد در برنامه مطالعه آزادم فقط فیزیک و ریاضی بخوانم. در پایان سال دهم و تابستان یازدهم تصمیمات تازهای گرفتم و فیزیک هالیدی و حساب دیفرانسیل را به طور ویژه در برنامه مطالعاتی گذاشتم.
آیا شما به عنوان یک دانشآموز وقت داشتی که هم در آزمونها شرکت کنی، هم درسهای یازدهم و هم کتابهای دانشگاهی را بخوانی؟
تا آخر مرداد پارسال روزی ۷-۶ ساعت برای یازدهم گذاشتم و تمامش کردم. در شهریور ماه حسابان۲ و هندسه۱ و ۳ رشته ریاضی را یاد گرفتم. البته ترازهای تابستانم به ۷۸۰۰ رسیده بود و بدون اینکه در کلاسی ثبت نام کنم ریاضی عمومی۱ و فیزیک۱ دانشگاه را تمام کردم.
با شروع پاییزِ یازدهم و با توجه به پیشخوانیهای تابستان، چه چشم اندازی پیش رویت ترسیم کردی؟
با شروع پاییز، ابتدا وقفهای در مطالعه منابع دانشگاهی ایجاد کردم. متاسفانه وجود سه زلزله وحشتناک در مهر و دی و بهمن، اختلال جدی در همه ابعاد زندگی شهروندان خوی و منطقه ایجاد کرده بود و مدرسهها غیرحضوری شد. من به کتابهای یازدهم مسلط بودم ونگران مدرسه نبودم. ترازهای آزمونم به ۸۰۰۰ رسیده بود و رتبههای کشوریام یک و دو رقمی بودند. در همین اوضاع، زلزله دوم خوی را لرزاند و من در یک شرایط ترس و فشار روانی، در ۶رشته المپیاد به جز زیست شرکت کردم. یادم هست در دیماه در عرض یک هفته، ۱۳ تا آزمون دادم تا اینکه با زلزله سوم مجبور شدیم چند هفته شهر را ترک کنیم و در ارومیه زندگی کنیم. در آنجا همچنان ۶-۵ ساعت مطالعه میکردم و اواخر اسفند وقتی نتایج المپیاد آمد در کمال تعجب، من در هر شش رشته المپیاد قبول شده بودم.
یعنی شما در همان شرایط بحرانی و ترسی که زلزله ایجاد کرده بود همچنان در کنار برنامه عادی درسی، المپیاد به عنوان آلترناتیو در برنامهات بود؟
بله. برنامه تابستان گذشتهام چنان به تواناییهای درسی یازدهم افزوده بود که برای فعالیتهای المپیاد میتوانستم وقت کافی بگذارم. فقط اتفاقاتی مثل مرضشدنم در ماه رمضان و تصادف خانوادهام باعث شد در اردیبهشتماه یعنی مرحله دوم المپیاد، فقط در رشته فیزیک حاضر باشم که جالب بود در کمال ناباوری، من تنها پذیرفته شده استان آذربایجان در المپیاد فیزیک شدم که باید برای اواسط تیرماه در مرحله آزمایشگاهی و عملی شرکت میکردم، مرحلهای که نیاز به مربی داشتم و متاسفانه نبودِ امکانات آزمایشگاهی و عدم آمادگیِ حرفهای، متحمل فشار روانی شدیدی شدم. در تیرماه برای این مرحله به تهران آمدم که متاسفانه با اختلاف ناچیزی از رقبایم جا ماندم و حالا دارم دوره سخت این ناکامی رو پشت سر میگذارم. ولی آرزوی تحصیل در رشته فیزیک در کنار رشتهای مثل پزشکی همچنان در من باقی مانده است.
حالا در اواخر تابستان هستیم. آیا توانستی خودت رو به دوستان و همکلاسیهای دوازدهمیات برسانی؟
من خودم را قانع کردم که تو تلاشت را برای المپیاد انجام دادی ولی موفق نشدی! حالا باید تمام توانم را برای کنکورم بگذارم. درسهای شیمی و زیست دوازدهم را تمام کردهام و برای آزمونهای تابستان آمادهام، فقط چالشهای فعلیام زیست است.
از شروع تازه راضی هستی؟
درصدهاي ریاضی و فیزیکم ۹۰ یا ۱۰۰ هستند ولی درصدهاي زیستم پایین ترند. نقشهام این است که در شهریورماه تستهای جامع بزنم و تا آن موقع، کتاب دوازدهم که نقطه قوتم است و زیست دهم و یازدهم رو یک بار دیگه بازیابی کنم
ولی بعد از سختیهایی که پشت سر گذاشتی بهتره با آرامش مسیر کنکور را طی کنی!
توقعام از خودم خیلی بالاست، همیشه وقتی آزمون میدم چند ساعتی تا اعلام نتیجه دلواپس میشوم در حالیکه همیشه نتایجم رضایتبخش هستند.
در آزمونهای کانون به دنبال چه هستی؟
واقعیت این است که بدانم از آنچه یاد گرفتهام، چه چیزهایی را بلد هستم. ویژگی آزمونهای کانون این است که تواناییِ حل مسائل چهار گزینهای را به ما نشان میدهد. من در طول هفتهای که برنامههایم را اجرا میکنم و یا در جلسه آزمون هیچگونه فشار روانی ندارم، مشکل من ساعاتی قبل از اعلام نتیجه است که بیتاب و بیقرار میشوم!
سالهاست داری آزمون میدهی، مگر برای شما نتیجهای خلاف زحمتهایی که کشیدهای رخ میدهد؟
متاسفانه روحیه ایدهآل گراییام باعث شده همیشه بالاترین انتظار را از خودم داشته باشم. واقعیت این است که در هر آزمونی، ممکن است اشتباهی کنم و نکتهای یادم برود و یا از پس یک سوال سخت برنیایم. من باید روی این نقطه ضعف کار کنم!
نحوه برخوردت با اشتباهات آزمون چگونه است؟
تحلیلم این است که اشتباهاتم از سر بیدقتی است؛ گاهی تمرکز خوبی ندارم و با ادبیات سوالهای زیست مشکل دارم، سر آزمون بعضی اوقات شک میکنم و این اتفاق بیشتر برای درس زیست میافتد. در پاسخ دادن به سوالات وسواس دارم و برای اینکه خطاهایم کمتر بشود باز تست بیشتری میزنم.
آیا خودت رو در جلسه آزمون خوب مدیریت میکنی؟
میتوانم بگویم مشکلی در مدیریت آزمون ندارم چون سرعتم در حل سوالات فیزیک و ریاضی بالاست. فعلا از وقت فیزیکم برای شیمی میگذارم.
نظرت راجع به اخبار و حواشی کنکور چیست؟
به آنها اهمیت نمیدهم چون هر موضوعی که باشد برای همه کنکوریها یکسان هست. مثلا موضوع عمومیها و اهمیتشان که برای همه هست من هم با تاثیر جدی آنها در کنکور چه به صورت تشریحی و چه تستی مشکلی ندارم اتفاقا در عربی بسیارقوی هستم و برای سه درس دیگه در طول پاییز برنامه دارم.
در حال حاضر اوقات روزانهات را چگونه میگذرانی؟
حدودا ۱۰ ساعت از وقتم را به کتابهای درسی و تست میگذارم که ۶-۵ ساعت آن را به آمادگی آزمون اختصاص میدهم و بقیه وقت مطالعهام فراتر از منابع مدرسه است. برای آنکه با کمخوابی توان وانرژیِ انجام کارهایم افت نکند، ترجیح میدهم کمتر از ۷ساعت نخوابم. برای دنیای مجازی تقریبا وقتی نمیگذارم و برایم جستجو و گشتن از روی کتاب و منابع کاغذی جذابتر از جستجو در اینترنت است. روزانه یک ساعت از وقتم را به عبادت و مطالعه قرآن میگذارم. پدر و مادرم خیلی کتابخوان هستند و کتابخانه بزرگی در منزل داریم که گاهی، اوقاتِ فراغتم را به مطالعه آثار ادبی و رمان میگذارم و در طول هفته ساعتی را برای پیادهروی با دوستان و همکلاسیهایم به بیرون میروم.
سوال آخر من، اگه به گذشته برگردی باز هم برای لذتبردن از درس، مطالعه منابع فراتر از مدرسه را انتخاب میکنی؟
شاید بیشتر و حساب شدهتراز گذشته! من اعتقاد دارم مطالبی که در مدرسه میخوانیم در کنار یک منبع تکمیلی و قویتر به فهمیدن ما از پیچیدگیِ درسهای مدرسه کمک میکند. البته قرار نیست مثل من کتابهای دانشگاهی بخوانند، منابع آزادِ زیادی وجود دارند که میشود برای فهمیدن کتاب درسی از آنها کمک گرفت. دانستنِ بیشتر اعتماد به نفس آدم را بالا میبرد و این خودش علاقه آدم را بیشتر میکند. چیزی که به من خیلی کمک کرد مطالعهی فیزیک و ریاضی و حل مسائل بیشتر در دوره متوسطه اول که باعث تقویت پایهی درسیام شد.
