محمدرضا جعفری اردکی
شهر: قزوین
پایه: دوازدهم انسانی
شغل مادر: فوق تخصص ریه
شغل پدر: فرهنگی
سالهای حضور در کانون: 1 سال
میانگین تراز: ۷۵۰۰
تعداد کل آزمونها: ۲۳ آزمون اصلی
مصاحبهگر : آرمیتا کاکاوند
آیا در آزمون های هدفگذاری شرکت میکردید؟اگر پاسخ تان مثبت است؛
الف) انگیزه تان چه بود؟
ب) فایده آزمون های هدفگذاری برای شما چه بود؟
بله در آزمون های هدفگذاری شرکت میکردم، انگیزهام از شرکت در آزمونهای هدفگذاری دیدن سوالات مختلف و ارزیابی اطلاعات خودم برای آزمون اصلی بود و بهتر میتوانستم نواقصم را تشخیص دهم.
یک جورهایی نگاه طراحان کانون برایم مهم بود که با دیدگاههای آنها نیز خودم را ارزیابی کنم و اگر ایده جدیدی در سوالات برای آزمون پیش رو بود و در سوالات سوالهای گذشته کانون رویت نکرده بودم، در هدفگذاریها متوجه این قضیه میشدم و به این شکل بود که آزمونهای اصلی هیچ وقت غافلگیرم نکرد.
برنامه راهبردی شما برای مطالعه در طول سال چه بود؟ اگر برنامه راهبردی کانون را برای خودتان شخصی سازی میکردید،توضیح دهید که روش تان چگونه بود؟
من با برنامه کانون پیش میرفتم و اولویت من فقط و فقط برنامههای کانون بود و دقیقاً آن مباحث را مطالعه میکردم که مشخص کرده بود و تا آخر این ماراتن هم این رویه ادامه داشت، البته من مشاور داشتم و با ایشان هماهنگ بودم و برنامه دو هفته آینده را ایشان برایم ارسال میکردند و چون خودشان از نفرات برتر کنکور بودند و دانشجوی حقوق دانشگاه تهران بودند، این نکته مرا قانع میکرد که پیرو برنامههای ایشان باشم.
برنامهای که ایشان برای من طراحی می کردند به این گونه بود که هفته اول تقریبا اکثر مباحث تمام میشد و تا دو الی سه روز از هفته دوم نیز ادامه مییافت و بقیه زمان تا آزمون به مرور مباحث و تورق میپرداختم.
به طور میانگین و در بازه های مختلف چند ساعت تست می زدید یا مساله حل میکردید و چند ساعت صرف مطالعه و روخوانی میکردید، در طول سال و در ماه های مختلف این نسبت چه تغییری کرد؟
به طور کلی خواندن من بیشتر از تست زدنم بود، چرا که دروس رشته انسانی غالباً حفظی هستند و این نکته را میطلبد که بیشتر به خواندن و مرور کردن پرداخته شود تا تست زدن.
البته من برای هر آزمون تمامی تستهایی را که در اختیار داشتم، چند دور میزدم و حتی تستهایی را که اشتباه پاسخ داده بودم را روز قبل از آزمون دوباره بررسی میکردم و چیزی باقی نمیماند.
نا گفته نماند که برخی از دروس رشته انسانی مثل ادبیات اختصاصی و ریاضی به تست بیشتری نیاز داشتند تا خواندن، در ادبیات اختصاصی ضعفهای زیادی داشتم اما از ریاضی خیالم راحت بود چون از اول ریاضی ام خوب بود.
عربی هم مثل ادبیات در اوایل خوب نبودم اما رفته رفته با تستهای زیاد توانستم تسلط خوبی در این درس پیدا کنم و این قضیه در درس عربی طوری شد که میتوانم بگویم بعد از کنکور دی حتی یک بار هم عربی را کامل نخواندم و در همه آزمونها به راحتی همه سوالات را پاسخ میدادم و به خاطر ندارم در این درس بعد از آن همه تستهایی که زدم و نکاتی که مطالعه کردم در آزمونهای کانون و سایر آزمون ها با مشکل مواجه شده باشم، اما ضعفهایم در درس علوم و فنون در کنکور دی خودشان را بیشتر نشان دادند و بعد از کنکور دی به این درس خیلی پرداختم و تستهای فراوانی را حل کردم.
من برای این درس چند منبع داشتم و خیلی کار کردم و روی این منابع و آزمون های آزمایشی سالهای گذشته مانور دادم و توانستم در کنکور تیر حتی چند دقیقه زودتر از وقت قانونیاش آن را به پایان برسانم.
آیا روش بازیابی(Retrieval )را میشناسید، اگر این روش را می شناسید، آن را چگونه یاد گرفتید؟
بله، سه روز بعد از مطالعه مبحثی دوباره آن مبحث را بازیابی میکردم تا فراموش نکنم به این شکل که برگهای جلوی روی خودم میگذاشتم و مباحثی را که از آن درس خوانده بودم، برای آزمون، بدون نگاه کردن به کتاب روی آن برگه مینوشتم و بعد از اتمام این کار کتاب را باز می کردم و مواردی را که ننوشته بودم با مداد رنگی مشخص میکردم( توصیه می کنم به جای استفاده از فسفری از چند مداد رنگی استفاده کنید) و اینچنین برایم مشخص میشد چه مواردی وارد حافظه بلند مدت من نشدهاند و آن ها را هم آن موقع و هم روز قبل از آزمون و حتی هفته آخر کنکور بیشتر میخواندم و مرور میکردم.
در کدام درس ها بیشتر از روش بازیابی استفاده کردید؟ و تاثیر این روش برای شما چه بود؟
در دروس حفظی مثل جامعه شناسی روانشناسی و... علی الخصوص فلسفه که نکات بسیار فراری داشت تاثیر بسیاری داشت، من یادم هست که وقتی اولین بار از این روش استفاده کردم، جامعه شناسی یازدهم را که دائم در آن مبحث از گذشته اشتباه میکردم، ۱۰۰ درصد پاسخ دادم (به راحتی)و دیدم که ترازی حدود ۸۸۰۰ به من داده و فهمیدم که خیلیها خوب پاسخ ندادهاند، در این درس آسان که همچین ترازی به من داده و از آنجا بود که به اهمیت بازیابی پی بردم.
سال گذشته کانون روی کشف دو سؤال ساده در هر ازمون تمرکز داشت، آیا شما میتوانستید سؤالهای ساده آزمون را تشخیص دهید؟
بله، سوال ساده ساده است و من این تصور را در هنگام زدن آن تستها در آن لحظه داشتم که؛ سوال آسان است پس چرا طرح شده؟!!
یک جورهایی مثلاً ناراحت می شدم.
البته این ناراحت شدن من به حس چالش طلبی من برمیگردد، کلاً چالش و به چالش کشیده شدن را دوست دارم.
آیا این مهارت و توانایی در طول سال بهبود پیدا کرد؟
این رویه در کنکور هم ادامه داشت و در دروس حفظی بسیار مشاهده شد.
به طور میانگین در هر آزمون تعداد اشتباه های شما چند تا بود؟
خیلی متغیر بود... اوایل حتی به ۳۲ مورد هم رسید اما رفته رفته خیلی بهتر شد.
هنگام بررسی آزمون ها به کدام یک اولویت بیشتری میدادید؟
الف) بررسی اشتباهات ب)بررسی سوالهای ساده
علاوه بر اشتباهات به باقی سوالات هم می پرداختم، این کار ممکن است به دیده بسیاری خیلی مهم نباشد، اما به نظر من خیلی مهم بود، چون تقریبا در همه آزمونها در سوالاتی که درست پاسخ داده بودم پاسخ هایی را یافتم که راههای دیگری هم برای رد گزینهها ارائه داده بود، در دروس عربی و ریاضی بسیار مشاهده میشد؛ مثلاً در درس عربی سوالی را با یک نکتهای گزینه هایش را رد کرده بودم و به جواب صحیح رسیده بودم و بعدا که پاسخ را میدیدم میفهمیدم که با نکات دیگری هم میشد گزینه های غلط را رد کرد و در کتابم مینوشتم یا در درس ریاضی با راه حل دیگری که من بعضیهایشان را نمیدانستم به جواب رسیده بود، البته ریاضی کمی خلاقیت میخواهد و خلاقیت به نظرم فقط مختص ریاضی نیست، کلاً همه چیز خلاقیت میخواهد، درس خواندن کار کردن و غیرذالک، اگر خلاقیت نباشد کار کم کم کسل کننده خواهد بود ، مخصوصاً در کنکور که یک بازه یک ساله است و بعضاً چند ساله است و نیاز به صبر و استقامت زیادی دارد تا بتوان در این مسیر ایستادگی کرد و به خط پایان رسید و خسته نشد.
شما تا چه حد خود را یک دانش آموز کانونی می دانید؟
معیارها این موارد است:
-من یک دانش آموز بی غیبت یا کم غیبت در آزمونهای اصلی بودم.
-من در آزمون های هدفگذاری و مشابه پارسال شرکت میکردم.
-من با برنامه راهبردی آزمون های کانون هماهنگ بودم یا برنامه راهبردی را برای خودم شخصی سازی میکنم.
د)منابع من کانونی بود.
من خیلی خودم را کانونی میدانم و یک جورهایی خودم را مدیون کانون میدانم کانون خیلی به من کمک کرد و دانش آموزی بودم که حتی در یک آزمون هم غیبت نکردم.
اگر خود را یک دانش آموز کانونی میدانید، توضیح بدهید که از کدام منابع کانونی استفاده موثری داشتید؟
در دروس عربی و ریاضی از کتابهای کانون استفاده کردم.
ریاضی؛به خاطر اینکه سوالات کنکور همیشه کهنه ولی مواقعی مثل همین کنکور ۱۴۰۲ خیلی سخت طراحی میشود، ریاضی آبی کانون به خاطر سختی که دارد میتواند خیلی کمک کند.
عربی؛ کتابهای آبی کانون به خاطر اینکه از آزمونهای سالهای گذشته هستند و از آنجایی که وقتی موسسهای به طراحی هزینه ای برای طرح آزمون پرداخت میکند، دیگر طراح سوال عادیه بدون نکته طراحی نخواهد کرد و این یک مزیت است، چون با این منطق تقریباً ۹۹ درصد سوالات آبی کانون نکتهای برای یاد گرفتن دارند و این قضیه به من خیلی کمک کرد به خصوص در درس عربی که در اوایل خیلی ضعف داشتم.
شما خود را در کانون چه نوع قهرمانی میدانید؟
1)قهرمان پیوستگی
2)قهرمان پیشرفت
هم پیوستگی و هم پیشرفت.
پیوستگی؛ کانون را از مرداد ۱۴۰۱ مرتب آمدم و هیچ غیبتی نداشتم.
پیشرفت ؛هم از لحاظ تراز و هم از لحاظ برخی دروس که قبلاً ضعیف بودم و رفته رفته پیشرفت کردم.
در صورتی که خود را قهرمان پیشرفت میدانید توضیح بدهید که در کدام درس پیشرفت زیادی داشتید؟
برخی دروس را قبلاً ضعیف بودم و بعداً به جایی رسیدم که تقریباً سه ماه مانده به کنکور آنها را مطالعه نمیکردم و به تست اکتفا کرده بودم، البته آن هم هر از گاهی مخصوصاً درس عربی
بهترین درس شما در کنکور کدام است؟ روشهای مطالعه خود را در این درس به صورت آیتموار بنویسید.
در همه دروس خوب بودم، به جز ریاضی آن چیزی را که انتظار داشتم نتوانستم پیاده کنم.
اگر بخواهم روش مطالعه یکی را بگویم باید یکی از حفظیها را بگویم چرا که بیشتر دروس رشته انسانی حفظی هستند و میتواند به درد بقیه بخورد.
مطالعه من در دروس لایه لایه بود و یکباره انجام نمیشد ، مثلاً روانشناسی به این شکل بود که اول روخوانی میکردم و بعد از آنکه در آن مبحث دید کلی پیدا میکردم،شروع میکردم و دوباره دقیق آن را میخواندم به همراه خط کشی، سپس بعد از تمام شدن آن مبحث کتاب را میبستم و روی برگهای مطالبی را که خوانده بودم از حفظ مینوشتم بعد از اتمام این کارکتاب را باز میکردم و مطالبی را که از قلم افتاده بود با مدادرنگی دیگری مشخص میکردم دوباره آن مطالب را میخواندم و سه روز بعد به همان طریق که قبلاً گفتم بازیابی و مرور میکردم ، مرور خیلی مهم و حیاتی است مرور شما باید به گونهای باشد که به نکات جدیدی دست پیدا کنید و مروری که مطالب جدید به شما اضافه نکند به نظرم سودی ندارد و این را به یاد داشته باشید که مرور با تکرار صرف مطالب گذشته بسیار متفاوت است.
اگر در آزمون تیر ماه نسیت به آزمون دی ماه پیشرفت قابل ملاحظهای داشتید، توضیح دهید که در طی ماههای بین این دو آزمون چه برنامهای اجرا کردید؟
قبلا گفتم در درس ادبیات اختصاصی ایراد داشتم، علی الخصوص آرایه که خیلی مشکل داشتم و یادم هست که اولین بار در آزمون کانون تمام آرایهها را اشتباه پاسخ دادم، اما راه حل این است که تست زیاد بزنید تا ذهنتان درگیر بشود و عادت بکند چون اگر ذهن درگیر نشود باچیزی، خیلی سخت با آن کنار میآید، پس تا کنکور فرا نرسیده تست زیادی بزنید تا در کنکور یقهتان را نچسبد و از روی تستهای آرایه با قدرت رد شوید(میدانم که خیلیها در آرایه مشکل دارند) ببینید برخی دروس اینطور هستند که نکات محدودی دارند و اگر همه نکات را فرا بگیرید دیگر سوالی نمیتواند شما را در آن درس اذیت کند مثلاً درس عربی اگر شما تمام نکات را بلد باشید و کلک هایی را که طراحها میزنند را بدانید دیگر روال میشود و طراح کار جدیدی برای کلک زدن به شما نخواهد داشت چون این کلکها و نکات محدود هستند و هر سوالی با هر ترفندی بدهد شما از پس آن بر خواهید آمد.
این نکته فقط حرف من نیست،خیلی از رتبههای برتر کنکور این را میدانند و تجربه کردهاندچه بسا خودم هم تجربه کردم.
امسال سوالهای درس ریاضی در کنکور دشوار بود. آیا شما توانستید در مورد این سوالها و سوالهای دشوار درسهای دیگر خودتان را مدیریت کنید؟ زمان را مدیریت کنید؛سوالهای سادهتر را پیدا کنید و به سوالها به صورت تصادفی پاسخ ندهید؟
در کنکور دی ریاضی برایم دشوار بود در کنکور تیر هم میدانستم که برای هم ترازی با کنکور دی دشوار طراحی خواهد شد.
به همین خاطر استراتژی برای خودم داشتم به این شکل که ۳۰ ثانیه اول که وارد این درس میشوم، ابتدا سوالات ساده را به سرعت مشخص کنم و شروع کنم اول آنها را پاسخ دهم، سپس سراغ سوالات دیگر بروم اما نتوانستم خودم را کنترل کنم و این کار را انجام ندادم و از این شاخه به آن شاخه پریدم، یعنی نصف یک سوال را حل میکردم و رها میکردم چون سخت بود و با اضطراب زیاد میرفتم... مثلاً ۱۰ سوال بعد و شروع به حل کردن آن میکردم و رها بعد عین قبلی آن را هم رها میکردم و فقط و فقط زمان را هدر دادم.
،دو سوال ساده را گفتم که آخر سر حل میکنم و آنقدر فشار رویم بود که آن دو سوال ماندند، اگر خودم را کنترل می کردم و آن استراتژی را به کار میبردم، میتوانستم به سوالات بیشتری پاسخ دهم و الان خیالم خیلی راحتتر بود.
