دوستان عزیز سلام.
درسنامهی زیر از کتابهای سبز و آبی خلاقیت نمایشی کانون، توسط خانم گلشن اسکندری، رتبهی 5 منطقهی 3، دانشجوی رشتهی سینمای دانشگاه هنر تهران و پشتیبان ویژهی گروه هنر تهیه شده.
برای گرفتن مشاوره از ایشون میتونید با تلفن 0216463 و داخلی 1191 در تماس باشید.
آغاز مکتب سینمای شوروی ریشه در تجربه گری های فوتوریست روسی دارد که در سال 1912 در برخورد با زبان ، روی کردی تجربی و نوآورانه پیشه می کرند. این تجربه گرایی بعدها از مسیر جنبش کانستراکتیویسم که با انقلاب و پس از آن آمد ، پالایش یافت.
فیلم مردی با دوربین فیلم برداری 1929 معروف ترین فیلم ورتوف است ، فیلم درباره پروسه فیلم سازی از زمان فیلم برداری تا هنگام پخش در سالن سینما است.
فیلم مردی با دوربین فیلم برداری به ژانری مستند تعلق دارد که برای اولین بار در دهه 1920 اهمیت پیدا کرد ؛ ژانر سمفونی شهری.
فیلم مردی با دوربین فیلم برداری نمونه ای کلاسیک از بکار گیری فرم تداعی گر در سینمای مستند شناخته می شود.
آیزنشتاین کارش را با تئاتر آغاز کرد از مایر هولد تاثیر گرفت و با هنر بیومکانیک او آشنا شد. آیزنشتین بعدها از مایر هولد به عنوان پدر هنری خود یاد کرد.
فیلم رزمناو پوتمکین 1925 فیلم از پنج پرده تشکیل شده و هر پرده با جمله های از لنین شروع می شود.
پلان سقوط کالسکه بچه از روی پله از پلانهای مشهور سکانس پلکان اودسا (مشهورترین پرده فیلم) است. سقوط کالسکه بچه بعدها در فیلم تسخیر ناپذیران تکرار شد.
مهمترین ویژگی های فیلم زرمناو پوتمکین:
بهره گیری از مونتاژ دیالکتیک
تبدیل زمان نیونی به زمان برگسونی (زمان روانی) یا خرد کردن آنها و چشباندن آن ها ، زمان را در ذهن مخاطب طولانی تر می کند.
عدم حضور یک قهرمان (توده مردم قهرمانند)
بهره گیری ریتمیک از میان نوشته هایی که با ترکیب و تاکید برخی کلمه ها ضرباهنگی تندتر می یابد.
فیلم الکساندر نوسکی 1938 : نخستین فیلم سخن گو (ناطق) آیزنشتین است.
ایوان مخوف 1946 این فیلم هالیوودی ترین فیلم آیزنشتین می دانند. در سکانسی فیلم به صورت رنگی فیلمبرداری شده است.
فیلم های پودوفکین در مقایسه با فیلم های آیزنشتین ، لطیف و شاعرانه تر هستند. شیوه پیوند نماها در آثار پودوفکین نسبت به آثار آیزنشتین تفاوت دارد. پیوند در آثار پودوفکین نمایش گر یک تداوم است.
قهرمان فیلم های پودوفکین تجسم توده های مردم بودند چیزی برخلاف قهرمان فیلم های آیزنشتین که به شکلی معمول خود توده های مردم قهرمان فیلم بودند.
سرگئی آیزنشتین را درام پرداز و وسوالدو پودوفکین را حماسه پرداز و الکساندر داوژنکو را غزل سرا لقب داده اند.
آیزنشتاین و پودوفکین
از نظر آیزنشتاین فیلم روی میز تدوین ساخته می شود. اولین فیلم مهم آیزنشتاین پس تجربه چند فیلم ، فیلم اعتصاب در سال 1924 است و یک سال بعد فیلم رزمناپوتمکین را ساخت. در فیلم رزمناپوتمکین ، آیزنشتاین از انواع تدوین شتابی ، تدوین همپوش و تدوین استعاری استفاده کرد. اما تدوین اصلی همان تدوین دیالکتیک (تضاد) است که در سکانس معروف پلکان ادسا نقش کلیدی دارد.
در فیلم رزمنا پوتمکین (صحنه پلکان ادسا) از مونتاژ دیالکتیکی استفاده کرد.
در فیلم اکتبر بیشتر از مونتاژ مفهومی (مضمونی) استفاده کرد. در این مونتاژ ، نماها با هدف خلق مفاهیمی که فقط از طریق کنار هم چیدن نماهای متنوع به ذهن می رسد تدوین می شوند.
پودوفکین همانند آیزنشتاین ، مونتاژ را اصلی ترین عامل سازنده ی ساختمان فیلم از نظر شکل و سبک و محتوا می دانست. مشهورترین فیلم پودوفکین فیلم مادر است که بر اساس رمان ماکسیم گورکی ساخته شد. هر چند پودوفکین مانند آیزنشتاین مونتاژ را رکن اصلی یک فیلم می دانست ، اما نظریات او در این باره تا حدی با آیزنشتاین متفاوت است و این تفاوت در فیلم هایش دیده می شود. آیزنشتاین نما را فاقد معنی و آن را یک ماده خام می دانست که در مجاورت با نماهای دیگر مفهوم خود را به دست می آورد. پودوفکین بر خلاف آیزنشتاین به استقلال و اصالت هر نما در عین وابستگی به نماهای دیگر در خلق معنای نماهایی که کنار یک دیگر قرار می گیرند ، اعتقاد داشت.
آیزنشتاین در فیلم رزمناپوتمکین انقلاب ناکام روسیه در سال 1905 را به تصویر بکشد. فیلم قهرمان منفردی ندارد و قهرمان مردم هستند ، (توده ملوانان و قزاق ها و کارگران).
پودوفکین شیفته سینمای داستان گو بود.
پودوفکین گریفیث و فیلم تعصب او را ستایش می کرد.
پودوفکین در فیلم هایش از مونتاژ استعاری (مفهومی) بسیار استفاده کرد. فیلم هایش قهرمان پرور هستند.
فیلم های پودوفکین در مقایسه با فیلم های آیزنشتاین ، خصلت شاعرانه و لطیف تری دارد. فیلم های پودوفکین برخوردار از قهرمانانی هستند که بر فردیت آنها تاکید شده است. قهرمان فیلم های آیزنشتاین جمعی هستند مانند توده مردم.
(آیزنشتاین را درام پرداز و پودوفکین را حماسه پرداز سینمای صامت کلاسیک روسیه نامیدند)
سینمای انقلابی روسیه از لحاظ محتوایی ، رئالیستی است. فیلم سازان روسیه در دهه 20 میلادی مسائل سیاسی کشورشان را به صراحت بیان می کردند اما دلمشغولی بیش از حد به مونتاژ باعث شد که واقعیات سیاسی را با نماهایی بیان کنند که از طریق مونتاژ استعاری ، تشبیهی و ... به هم مربوط شده بودند. پس فیلمسازان روسیه در دهه 20 میلادی به فرم بیش از محتوا اهمیت می دادند. از این رو به فیلمسازان فرمالیست مشهورند. فیلمسازان روسی از بازیگرانشان نوعی بازی را طلب می کردند که در آن بازیگر دارای نوعی رفتار و خصوصیات ظاهری است که نمایانگر یک طبقه یا گروه اجتماعی باشد.
به شیوه بازیگری رایج در سبک مونتاژ روسیه تیپاژ می گفتند.
5 نوع تدوین از منظر آیزنشتاین:
1) مونتاژ متریک (طولی) : به هم چسباندن پلان ها بدون در نظر گرفتن محتوا و تنها با توجه به مدت زمان هر پلان و ریتمی که در اثر زمان هر پلان شکل خواهد گرفت.
2) مونتاژ ریتمیک (آهنگین) : شکل پیشرفته تر مونتاژ طولی است. به جز مدت زمان به حرکت و سکون داخل هر پلان توجه می شود.
3) مونتاژ تونال (لحنی) : در این تدوین به درجات روشنی و تاریکی پلان توجه ویژه می شود.
4) مونتاژ اورتونال (فرا لحنی) : این نوع مونتاژ ، برآیند سه نوع مونتاژ قبلی است.
5) مونتاژ مفهومی (روشنفکرانه) : مونتاژ استعاری گونه ای از مونتاژ مفهومی است. در تدوین پلان ها هدف ، مفهومی است که در خود پلان ها وجود ندارد ، بلکه مفهوم از طریق تدوین در ذهن مخاطب شکل می گیرد.
تست
کدام فیلمساز نظریه ی تیپاژ را برای بازیگری و شخصیت پردازی فیلم وضع کرد؟
1) کولشوف 2) پودوفکین 3) آیزنشتاین 4) داوژنکو
گزینه 3 صحیح است.
تحلیل سوال: فیلمسازان روسیه در دهه 20 میلادی به فرم بیش از محتوا اهمیت می دادند. از این رو به فیلمسازان فرمالیست مشهورند. فیلمسازان روسی از بازیگرانشان نوعی بازی را طلب می کردند که در آن بازیگر دارای نوعی رفتار و خصوصیات ظاهری است که نمایانگر یک طبقه یا گروه اجتماعی باشد. به شیوه بازیگری رایج در سبک مونتاژ روسیه تیپاژ می گفتند.
در فصل پلکان اودسا از فیلم رزمناپوتمکین ساخته آیزنشتاین حمله سربازان به مردم در پایین پلکان به کمک چه شیوه ای نشان داده شده است؟
1) تدوین تداومی 2) تدوین ریتمیک 3) تدوین پلاستیک 4) تدوین گرافیکی
گزینه 4 صحیح است.
تحلیل سوال: آیزنشتاین حمله سربازان به مردم از فصل پلکان ادسا را به شیوه ای نشان می دهد که زمان بندی آن با کیفیات گرافیکی پلکان هماهنگی دارد. تدون گرافیکی، نماها را بر مبنای الگوهای دو بعدی پیوند می دهد.این ترکیبات دو بعدی از تناسب و توازن و تقارن برخوردار هستند.
کدام یک از انواع مونتاژ آیزنشتاینی را می توان با استعاره در ادبیات مقایسه کرد؟
1) ریتمیک 2) متریک 3) اندیشه دار 4) تونال
گزینه 3 صحیح است.
تحلیل سوال : روش های مونتاژ آیزنشتاین در 5 گروه قرار دارد.
1) مونتاژ متریک (طولی) : عدم توجه به محتوای نماها
2 )مونتاژ ریتمیک ( آهنگین) : ریتم حرکات درون قاب اهمیت دارد.
3) مونتاژ تونال( مایه ای) : بر کنتراست نوری و رنگی ( تیرگی و روشنایی) نماها تاکید دارد.
4) مونتاژ آتراکسیون ( اندیشه دار) : با استعاره و تشبیه مقایسه می شود ، این نوع مونتاژ تاثیر ذهنی و عقلی بر مخاطب دارد.
5) مونتاژ اورتونال (فوق مایه ای)
