درس 8 تا 10 جامعه شناسی دوازدهم: درسنامه با 5 مثال چالشی

این مطلب شامل درسنامه با 5 سوال چالشی از کتاب سه سطحی جامعه شناسی، درس 8 تا 10 دوازدهم، مطابق با برنامه راهبردی آزمون 17 اردیبهشت می‌باشد.

درس 8 تا 10 جامعه شناسی دوازدهم: درسنامه با 5 مثال چالشی

این مطلب شامل درسنامه با 5 سوال چالشی از کتاب سه سطحی جامعه شناسی، درس 8 تا 10 دوازدهم، مطابق با برنامه راهبردی آزمون 17 اردیبهشت می باشد.

این مطلب توسط معین افسر، تهیه شده است.

* گروه پشتیبانان ویژه کانون *


مقبولیت و مرجعیتِ علمِ فقه در فرهنگ عمومیِ جامعۀ ایران موجب شد دو انقلابِ اجتماعی در یک قرن در جامعۀ ایران شکل بگیرد.

جامعۀ مطلوب از نظرِ فقهِ شیعه

فقهِ شیعه، جامعه‌ای را مطلوب می‌داند که دارای دو ویژگی باشد:

     1. روابط و ساختارهای آن با مشارکت و همراهیِ مردم، عادلانه باشد.

     2. حاکمان و کارگزارانِ جامعه، عالم به عدالت و عمل‌کننده به آن باشند؛ یعنی عالم و عادل باشند.

ابن خلدون از متفکران مسلمانی است که با روش تجربی به مطالعۀ تحولات اجتماعی و آثار و پیامدهای آن پرداخته است. وی با استفاده از تجربۀ تاریخیِ جوامع پیرامون خود، از «عصبیت» به عنوانِ عاملِ شکل‌گیریِ جوامع یاد می‌کند و این دریافتِ خود را به همۀ جوامع تعمیم می‌دهد. هم‌چنین او به روش عقلی توجه چندانی ندارد و بیش‌تر از روش حسی و تجربی استفاده می‌کند؛ بنابراین از جامعۀ آرمانی سخن نمی‌گوید.

جامعه‌شناسیِ پوزیتیویستی (تجربی) از عقلِ ابزاری برای پیش‌بینی و کنترل پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کند و دانشِ تبیینی ذیل این نوع جامعه‌شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

جامعه‌شناسیِ تفهمی برای فهم دیگران و ارتباط با آنان از عقل تفسیری بهره می‌برد. در حقیقت، جامعه‌شناسیِ تفهمی (تفسیری) به توصیفِ هنجارها و ارزش‌های اجتماعی بسنده می­کند. دانشِ مربوط به این نوع جامعه‌شناسی، دانش تفسیری است.

جامعه­ شناسیِ انتقادی از عقل ابزاری و عقل تفسیری فراتر می‌رود و به دنبال عقلانیت دیگری می‌گردد که ظرفیت و توان داوریِ ارزشی و انتقادی داشته باشد؛ یعنی همان عقل انتقادی. دانش مورد استفاده در این نوع جامعه‌شناسی نیز دانش انتقادی (تجویزی) است.

تقسیم‌بندیِ جوامع در نگاهِ فارابی به شکلِ ذیل می‌باشد:

- مدینۀ فاضله: جامعه‌ای که بر محورِ علم سازمان یافته است. علم در مدینۀ فاضله، به علم تجربی محدود نمی‌شود و علوم عقلانی و وحیانی را نیز در بر می‌گیرد. این جامعه، جامعۀ آرمانیِ موردنظرِ فارابی می‌باشد.

- مدینۀ جاهله: جامعه­ای که از علوم عقلی بی­بهره است؛ مانند جوامع اساطیری. در جوامعِ جاهله، علم ابزاری می­تواند وجود داشته­باشد؛ اما علمی که از ارزش­ها، آرمان­ها و حقیقتِ زندگی سخن بگوید، وجود ندارد. از این جامعه، به جامعۀ غیرعقلانی نیز تعبیر می­شود.

- مدینۀ فاسقه: در مدینۀ فاسقه، اگرچه مردم با علوم وحیانی و عقلانی آشنا هستند، اما از آن­ها بهره نمی­گیرند؛ یعنی با آن­که حقیقت و عدالت را می‌شناسند یا امکانِ شناختِ آن را دارند، بر اساسِ آن عمل نمی­کنند. در واقع این جامعه، گرفتارِ انحرافِ عملی از مدینۀ فاضله شده­است.

- مدینۀ ضاله: در مدینۀ ضاله، نظراتِ علمیِ پذیرفته­شده در مدینۀ فاضله تحریف می­گردند و آرمان ­ها، ارزش ­ها و امورِ غیرعقلانی، آرمان­ها و ارزش­های عقلانی معرفی می­شوند. در واقع این جامعه، دچارِ انحرافِ نظری از مدینۀ فاضله شده ­است.

همانندسازی

همانندسازی، مدل رایج سیاست­گذاری هویتی در دورۀ مدرن بود. در حقیقت همانندسازی سیاستی بود که در دورۀ مدرن، دولت­ها برای از بین بردنِ تفاوت­های هویتی گروه­های مختلف و یکسان­سازیِ آن­ها در پیش گرفتند.

اساسِ روش­های خشونت ­آمیزِ همانندسازی، نفی و طردِ دیگریِ متفاوت است؛ با این تفاوت که:

-در نسل­کشی، دیگری شرّی است که باید نابود شود.

-در سایر روش­ها، دیگری اگرچه شر دانسته می­شود، اما امکان اصلاح او وجود دارد و با اعمال فشار می­توان او را به پذیرش الگوهای هویتیِ جدید مجبور ساخت یا از بقیه جدا نمود.


بابک یادگاری
ارسال شده توسط : بابک یادگاری