خلاصه درس 1 جامعه شناسی(2)
جهان فرهنگی
با این نکات، این درس را جمع بندی نمایید.
پرسش های بنیادی:
1- هستی شناسانه
2- انسان شناسانه
3-معرفت شناسانه
جهان انسانی: 1) فردی: به زندگی شخصی و فردی انسان ها باز می گردد. 2) اجتماعی: زندگی اجتماعی انسان ها را در بر می گیرد.
بخش فردی جهان انسانی را جهان ذهنی و بخش اجتماعی آن را جهان فرهنگی نیز می نامند.
بین دو بخش ذهنی و فرهنگی جهان انسانی تناسب و هماهنگی وجود دارد.
در مقابل جهان انسانی، جهان دیگری به نام جهان تکوینی وجود دارد. این جهان، پیش از انسان هم بوده و وجود آن مستقل از خواست و اراده انسان است.
برخی با محدود کردن جهان تکوینی به طبیعت، طبیعت را در مقابل جهان انسانی قرار می دهند. جهان انسانی را به دو جهان ذهنی و فرهنگی تقسیم می کنند و به این ترتیب از وجود سه جهان سخن می گویند: جهان طبیعت، جهان ذهن و جهان فرهنگ.
از نظر متفکران مسلمان، جهان طبیعت بخشی از جهان تکوینی است و جهان تکوینی را هم به دو جهان طبیعت و فوق طبیعت تقسیم می کنند.
دیدگاه هایی راجع به تعامل جهان های مختلف و رابطه آنها با هم (جهان های ذهنی، فرهنگی و تکوینی):
دیدگاه اول: محدود شدن جهان تکوینی به جهان طبیعت و مهم تر بودن جهان طبیعت از جهان ذهنی و فرهنگی. ذهن افراد و فرهنگ نیز هویتی طبیعی و مادی دارند . علوم مربوط به آنها، نظیر علوم طبیعی است و بین علوم انسانی و علوم طبیعی تفاوتی قائل نیستند.
دیدگاه دوم : مهم تر دانستن جهان فرهنگی از جهان ذهنی و تکوینی. جهان ذهنی و فردی افراد تابع فرهنگ آنهاست و جهان تکوینی ماده خامی است که فرهنگ ها و جوامع مختلف در آن دخل و تصرف می کنند.
دیدگاه سوم : جهان فرهنگی، جهان ذهنی و جهان تکوینی ، مهم و در تعامل با یکدیگرند.
از نگاه قرآن، جهان تکوینی محدود به جهان طبیعت نیست و جهان تکوینی براساس حکمت و خواست خداوند سبحان، با جوامع انسانی رفتاری حکیمانه دارد. همچنین برای جامعه و فرهنگ جایگاه ویژه ای قائل است و در عین حال جهان فردی اشخاص را نادیده نمی گیرد. ( تأکید بر مسئولیت فرد در قبال فرهنگ و جامعه )
خلاصه درس دوم جامعه شناسی
فرهنگ جهانی
با این جمع بندی، این درس را مرور نمایید.
مقدمه
فرهنگ های مختلف، گستره جغرافیایی و تداوم تاریخی یکسانی ندارند. عبور برخی از فرهنگ ها کوتاه و برخی دیگر طولانی است. برخی در مناطقی محدود به وجود می آیند ولی برخی دیگر گسترش بسیاری دارند.
فرهنگی که از مرزهای جغرافیایی و قومی عبور می کند و در جهان گسترش می یابد فرهنگ جهانی است.
فرهنگ هایی که به سوی جهانی شدن گام برداشته اند:
1- فرهنگی که عقاید و ارزشهای آن متعلق به قوم، منطقه یا گروه خاصی است ولی نگاه سلطه جویانه دارد. و جهان را به دو منطقه مرکزی و منطقه پیرامونی تقسیم می کند. مثال از این گونه: فرهنگ صهیونیسم و فرهنگ سرمایه داری( توجه به کانون ثروت و قدرت )
فرهنگ سلطه یا استکبار: فرهنگی که تسلط یک قوم، جامعه یا گروهی خاص را بر دیگران به دنبال می آورد و دیگر اقوام، جوامع و گروه ها را به ضعف و ناتوانی می کشاند.
2- فرهنگی است که سعادت همه انسان ها را دنبال می کند و از عقاید و آرمان های مسترک انسانی سخن می گوید.
فرهنگ هایی که به حقیقتی قائل نباشند، نمی توانند معیار و میزانی برای سنجش عقاید و ارزش های مختلف داشته باشند و در نتیجه، نمی توانند از حقانیت ارزش های خود دفاع کنند.
فرهنگ جهانی باید از معنویت که ارزشی جهان شمول است، برخوردار باشد.
در چه صورت می توان از قطبی شدن جهان جلوگیری کرد؟چاره این امر، ارزش جهان شمول عدالت است.
فرهنگ جهانی باید آزادی انسان از قید و بندهایی که مانع رسیدن به کمال و حقوق انسانی اش می شوند، را تأمین کند.
برخی فرهنگ ها جبرگرا و غیر مسئول اند و آدمیان را به موجوداتی منفعل تبدیل می کنند و زمینه نفوذ سلطه گران را فراهم می آورند.
فرهنگ جهانی باید روحیه تعهد و مسئولیت را در انسان ها ایجاد کند.
فرهنگ جهانی باید دارای دو سطح از عقلانیت باشد:
- توانایی برای پاسخ دادن به پرسش های بنیادین بشر درباره انسان و جهان را داشته باشد تا توانایی دفاع از هویت خود را داشته باشد.
- فرهنگ جهانی باید بتواند براساس عقاید و ارزش های بنیادین خود به این پرسش ها و نیاز های متغیر در شرایط تاریخی مختلف، پاسخ مناسب بدهد.
نویسنده: معصومه کریمی، رتبه 40 منطقه یک، دانشجوی حقوق دانشگاه تهران
