دانشجویان دانشگاه جورجیا برنامهای را شروع کردهاند که در آن، به کودکان مهدکودکی در منطقهای فقیرنشین، مهارتهای خواندن را میآموزند. زمان آغاز آموزشهای اینچنینی به کودکان، تقریباً در تمام مدارس یکسان است. چنین تغییری به دلیل فشار درسی و فراگیر شدن آزمونهای سراسری به وجود آمده است تا آمادگی کودکان برای شرکت در چنین آزمونهایی افزایش پیدا کند. این ایده نشأت گرفته از این گمان است که هرچه آموزش خواندن را زودتر آغاز کنیم، کودکان عملکرد بهتری در آزمونها خواهند داشت. تحلیل این گمان، از حوصله این نوشتار خارج است.
زمانی که با چنین کودکان کم سن و سالی سر و کار داریم، به مواردی برمیخوریم که فاقد مهارتهای ضروری برای فراگرفتن خواندن هستند. چنین مشاهداتی سبب میشود به مسائلی پی ببریم که پیشتر از آن بیاطلاع بودیم. اخیراً تمرکز خود را بر تأثیر ضعف دامنه لغات کودک بر درک او از متونی گذاشتهایم که میخواند یا میشنود. اگر خودتان تابهحال به کتابی تخصصی و پر از واژههای غریب برخورده باشید، تجربهاش را دارید که ناآشنایی کلمات چه تأثیر شدیدی بر درک مطلب میگذارند.
پر واضح است که مهدکودکیها دامنه لغات گستردهای ندارند-آنها پنج، شش ساله هستند. چنین محدودیتی موجب تضعیف درک مطلب برای اغلب آنها میشود. حتی کلمات سادهای مثل جوجه یا کوچه، اگر به صورت مکتوب باشند، ممکن است به درستی فهمیده نشوند. متأسفانه، تفاوت دامنه لغات بین کودکان یک کلاس هم میتواند بسیار زیاد باشد.
نخستین پژوهشهایی که در زمینه دامنه واژگان کودکان انجام شد، نشان داد دامنه لغات کودکان سه سالهای که خانوادهشان وضعیت مالی مناسبی داشتند، دوبرابر آن کودکان کمبضاعت بود. پژوهش جدیدتری نیز نشان داد که کودکان دو و نیم سالهای که در چارک پایین گستره دامنه لغات قرار داشتند، تنها حدود 900 واژه میدانستند و کودکان چارک بالای دامنه لغات، دوبرابر این مقدار، واژه بلد بودند. بنابراین اختلاف بین دامنه لغات کودکان مهدکودکی اصلاً دور از انتظار نیست.
البته خوشبختانه مدارس باعث گسترش دامنه لغات کودکان میشوند و آنها روزانه هشت یا نه لغت جدید میآموزند. البته اگر مشتقات و لغات پسونددار و پیشونددار را در نظر نگیریم، این عدد به دو یا سه کلمه در روز کاهش مییابد. شکاف ناشی از وضعیت اقتصادی و مالی کودکان، با اتمام دوره ابتدایی کمتر میشود. پس از سالهای تحصیل هم اگر ما کماکان به مطالعه ادامه دهیم، دامنه لغاتمان بزرگ و بزرگتر میشود. در واقع، عادت مطالعه، فرایند پیر شدن مغز را کند میکند.
دامنه واژگان اهمیت زیادی در درک مطلب دارد. در دوره ابتدایی، تأثیر دامنه لغات با درک مطلب، چیزی بین 35 تا 75 درصد است. اگر کلمات دشوار متن را پیش از مطالعهاش شرح دهیم، به فهمش کمک شایان توجهی خواهیم کرد.
کودکان مهدکودکی چطور؟ نخست، زمانی که برایشان کتاب میخوانیم، باید بعد از خواندن لغات ناآشنا مکث کنیم و آنها را برایشان شرح دهیم. اگر تصویری از آن کلمه در کتاب وجود دارد، به آنها نشان دهیم و سپس بخواهیم آن لغت را تکرار کنند. بدین ترتیب، اگر کودک دوباره به آن کلمه بربخورد، آشنایی مختصری خواهد داشت و فراگرفتن آن برایش سادهتر خواهد بود.
ولی باید حواسمان به کودکانی که دامنه لغات کمتری دارند باشد. باید با آنها مکالمههایی ترتیب دهیم که سواد لغاتشان را به چالش بکشد. میتوانیم به جای کلمات معمول و پراستفاده، لغتهای کمکاربردتر را استفاده کنیم. این روش در بلندمدت، باعث افزایش چشمگیر دامنه واژگان کودکان خواهد شد. بهتر است میلی در کودکان به وجود آوریم که به دنبال لغات ایدئال باشند. بدین ترتیب، با تجمع اثرات مطالعه، مدرسه و خانه، میتوان دامنه لغات را به نحوی گسترش داد که مانع از درک صحیح متن نشود.
منبع:
https://www.psychologytoday.com/us/blog/reading-minds/201801/vocabulary-and-comprehension
