در بخش پیشین، به تشریح تحقیقاتی پرداختیم که تأثیر بازیهای رایانهای بر تمرکز و توجه افراد کهنسال را مثبت ارزیابی کرده بود و تحقیقی که نشان از افزایش استثنایی قدرت تمرکز دانشجویی بود که بهصورت مرتب بازی اکشن تیراندازی بازی میکرد. در این بخش به تحقیقات بیشتری در این خصوص اشاره خواهیم کرد.
در یک دنباله از تحقیقات، باولییر و محققان دیگری دریافتند که فواید بازیهای اکشن بر طیف وسیعی از مهارتها تأثیرگذار است، از ادراکِ سطح پایین گرفته تا انعطافپذیری شناختیِ سطح بالا. برای مثال، او دریافت که 5 تا 15 ساعت بازی کردن در هفته توانایی بینایی و دیدن جزئیات در محیطی شلوغ را بهبود میبخشد.
به نظر میرسد بازی بازها در توجه همزمان به چندوظیفه یا شیء نیز بهتر عمل میکنند: افرادی که بازی نمیکردند میتوانستند به تعقیب 3 شیء بپردازند درحالیکه بازی بازها 2 برابر این تعداد را تحت کنترل داشتند. بازی بازها بهصورت میانگین در فعالیتهای چندوظیفهای بهتر از بقیه بودند و میتوانستند با حفظ دقت، این وظایف را با سرعت بیشتری انجام دهند که نشان از غلط بودن این باور عمومی که بازی کردن باعث مشکلات تمرکزی میشود دارد.
در تحقیقی دیگر، باوالییر توانایی تجسم احجام سهبعدی رایانهای گروهی از شرکتکنندگان را ارزیابی کرد که مهارتی دشوار است و نیاز به شناخت فضایی دارد و مهارتی ضروری برای بسیاری از رشتههای ریاضی و مهندسی است.
سپس از شرکتکنندگان خواستند که به 10 ساعت بازی رایانهای در دو هفته و در جلسات 40 دقیقهای بپردازند. با سنجش دوباره توانایی تجسم فضایی، پیشرفت قابلملاحظهای را در شرکتکنندگان مشاهده کردند؛ پیشرفتی که تا 5 ماه بعد از جلسات بازی هنوز محسوس بود.
چه چیزی باعث این تغییرات مثبت شده بود؟ باوالییر معتقد است که بازیها میتوانند آموختن را به بازیکنان بیاموزند. بازی بازها لزوماً در مواجهه با چالشی جدید، عملکرد بهتری نداشتند ولی دستکم در مهارتهای حرکتی و ادراکی، نمودار پیشرفت و یادگیریشان شیب بسیار تندتری داشت. بهبیاندیگر، بازیها قالبی را فراهم میآورند که بازکنان به کمک آن میتوانند وظایف مشابه را سریعتر فرابگیرند.
خیلی تند نروید!
البته در علم اعصاب بازیها همهچیز گلوبلبل نیست.
تحقیقی که در سال 2013 انجام شد نشان داد که بهبود امتیاز بازی در کودکانی که حافظه کوتاه مدت خوبی نداشتند بر مهارتهای دیگرشان مانند ریاضیات، خواندن و نوشتن و پیروی از دستورالعملها در کلاس درس تأثیری نداشت. این تحقیق نتیجه گرفت که بازی کردن تنها بر فعالیتهای مشابهی تأثیرگذار است، آنهم به خاطر تکرار و تمرین.
(هنوز کسی مشخص نکرده است که بازیهایی همچون پرندههای خشمگین یا ماینکرفت فایده بیشتری از بازیهای مختص تقویت حافظه کوتاهمدت دارند. البته باید صبر داشته باشیم.)
البته هنوز مشخص نیست که بازی کردن بهصرفهترین روش برای بهبود مهارتهای شناختی باشد. آخر وقتی بازی میکنید نه میخوانید، نه مینویسید و نه ورزش میکنید و نه با دوستانتان وقت میگذرانید؛ فعالیتهایی که تأثیر مثبتی بر مغز میگذارند.
و البته عوارض جانبی بازیها را هم باید در نظر گرفت. اگر زیاده از حد بازی کنید، علائمی شبیه به اعتیاد پیدا خواهید کرد. ولی به نظر باوالییر، تعادل رمز موفقیت است: تحقیقات نشان میدهد که 30 دقیقه بازی روزانه 4 یا 5 روز در هفته و به مدت 12 هفته قویترین و ماندگارترین اثر را دارد. در خصوص بازیهای خشن هم نگرانیهایی وجود دارد که ممکن است باعث رفتار خشونتآمیز در دنیای واقعی شود.
در کل میتوان گفت که تحقیقات کافی برای نتیجهگیری در مورد تأثیر مثبت بازیها بر عملکرد درسی و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان وجود ندارد ولی تحقیقات زیادی در این زمینه در حال انجام است.
خب پس آخرش چه؟ بازیهای رایانهای ابزار مؤثر آموزشی هستند یا خیر؟
باوالییر معتقد است ما نباید مشکلات را نادیده بگیریم ولی باید رسانهها و بازیها را به خاطر آنچه به ارمغان میآورند پذیرا باشیم: آرامش، تفریح و آمادهسازی بازیکنان برای یادگیری.
منبع:
https://npjscilearncommunity.nature.com/users/34795-shelly-xuelai-fan/posts/29483-video-games-as-learning-tools-fact-or-fiction
