امکانات فیزیکی به تنهایی گره‌گشا نیستند

بررسی‌های اخیر دربریتانیا حاکی از آن است که آموزش خانگی برای دانش‌آموزان که دارای شرایط خاص نظیر معلولیت جسمی هستند، رشدی قابل‌ملاحظه برابر 57 درصد در سال 2017 داشته است.

امکانات فیزیکی به تنهایی گره‌گشا نیستند

بررسی‌های اخیر در بریتانیا حاکی از آن است که آموزش خانگی برای دانش‌آموزان که دارای شرایط خاص نظیر معلولیت جسمی هستند، رشدی قابل‌ملاحظه برابر 57 درصد در سال 2017 داشته است. این پدیده در حالی اتفاق افتاده است که در اکثر مدارس امکانات ویژه‌ای برای این دانش‌آموزان به‌منظور تسهیل در انجام امور خود در مدرسه در نظر گرفته شده است. برای مثال قرار دادن صندلی و نیمکت‌های خاص در کلاس درس، تعبیه رَمپ در نقاط اصلی مدرسه برای دانش‌آموزانی که نیاز به استفاده از ویلچر دارند یا افزایش مدت زمان لازم برای آزمون این گروه از دانش‌آموزان. اما چرا در حالی که چنین امکاناتی برای آن‌ها درنظر گرفته شده آن‌ها تمایلی برای حضور در مدرسه ندارند و ترجیح می‌دهند در منزل فرآیند آموزش را سپری کنند. محققین بررسی کرده‌اند صِرف تامین چنین امکاناتی متضمن ایجاد علاقه و گرایش این دسته از دانش‌آموزان به مدرسه و محیط آموزشی آن نیست. ریشه اصلی این عدم‌تمایل را باید در فقدان ایجاد روحیه هیجانی، انگیزشی و به‌طور کلی لذت و شادی خالص بردن از محیط درس همچون سایر هم‌سن و سالان آن‌ها است.

در حالی که اکثر معلمان در تلاشند تا محیط کلاس درس را تاجایی که ممکن است به فضایی پر نشاط و شاد تبدیل کنند اما این توانایی در گرو شناخت مسائلی است که ممکن است برخی هرگز در مورد آن اطلاعاتی نداشته باشند و چنین شرایطی را در آموزش تجربه کرده باشند. به‌همین دلیل است که همواره مشاهده می‌شود میزان انگیزه و نشاط دانش‌آموزان از معلمی به معلم دیگر دچار تغییر می‌شود.

در برخی مواقع نیاز است رویه‌ای جامع، یکپارچه و قابل استفاده برای تمامی دانش‌آموزان ایجاد شود تا سیستم آموزشی حاکم بر کلاس درس بواسطه هم‌افزایی که با یکدیگر دارند محیطی مفره و شادی‌آور برای آ‌ها بوجود آورد. به‌دیگر بیان در برنامه آموزشی باید علایق و انگیزه‌های دانش‌آموزانی که مشکل خاص دارند به محدودیت‌های آموزشی اضافه شود و برنامه آموزشی بر اساس آن تدوین و پایه‌ریزی شود. تحت این شرایط محتوای آموزشی قابل ارائه به کلیه دانش‌آموزان چه آن‌هایی که در سلامت کامل هستند و چه دانش‌آموزانی که با مشکل روحی و جسمی خاصی مواجه هستند، است. برای مثال مدرسه‌ای در منطقه کنانیکت  در ایالات متحده  اقدام به پذیرش دانش‌آموزانی که دارای بیماری اوتیسم  هستند می‌کند. این کودکان به‌شدت در برقراری ارتباط با دنیای پیرامون و افراد، مشکل دارند. اما برنامه آموزشی طوری تدوین شده است که محیط مدرسه ضمن ایجاد فضایی برای آموزش به کودکان در حقیقت مکانی برای پرورش و بهبود دانش‌آموزانی این چنینی است. تحقیقات نشان می‌دهد در مقاطع ابتدایی در این مدرسه دانش‌آموزان مبتلا به اوتیسم پس از مدتی نسبت به مدرسه و کلاس درس حس امنیت دارند و مهم‌تر از آن، انگیزه آن‌ها برای حضور در مدرسه تحریک می‌شود. یا مدرسه‌ای در هانوفر آلمان که با بکارگیری رنگ‌آمیزی شاد در کلاس‌های درس و ابزارهای متنوع برای ایجاد محیطی آرام و لذت‌بخش به دانش‌آموزان و معلمان توانسته تاثیر مهمی بر سطح یادگیری دانش‌آموزانی که دارای مشکلاتی روحی و جسمی خاصی هستند بگذارد. این مدرسه در کنار دانش‌آموزان عادی اقدام به پذیرش دانش‌آموزان معلول، داری مشکل شنوایی یا بویایی نیز می‌کند و با بکارگیری ابزارهای مناسب نظیر تشکیل تیم‌های آموزشی کوچک در کلاس درس، تمرینات موسوم به تنفس ذهن ، انجام حرکات یوگا در کلاس درس، دانش‌آموزان را برای بهره‌برداری یکسان از محیط آموزشی مفره و با نشاط آماده می‌کند.

باید توجه داشت صِرف تهیه و  تدارک تجهیزات و سخت‌افزارهای مورد نیاز برای دانش‌آموزانی که مشکلات روحی و جسمی دارند نمی‌تواند موجب حضور پرقدرت آن‌ها در کلاس درس شود بلکه نحوه طراحی محتوای آموزشی و درنظرگرفتن علایق آن‌ها در رویه‌های آموزشی کلید اصلی در گرایش آن‌ها به حضور در مدرسه است.


منبع: 

https://hundred.org/en

Menu