سیستم آموزش سنتی که در اکثر مدارس در سراسر دنیا اجرا میشود، کمکم در حال گذار به سمت سیستمهای جدید با درنظر گرفتن انگیزه و علایق دانشآموزان است. در رویکرد جدید، دیکته کردن دروس مختلف به دانشآموزان هدف اصلی آموزش نیست بلکه آنها در تلاشند تا بتوانند به پرورش استعدادها و تواناییهای متنوع دانشآموزان بپردازند و از هر یک در زمینهای خاص که در آن توانمند هستند استفاده کنند.
در گذشته، دانشآموزان باید سر کلاس درس مینشستند و ساعات طولانی را به حرفهای معلم گوش میدادند و در اکثر مواقع باید سکوت را نیز رعایت کنند. این امر به مثابه تبدیل مدرسه به یک محیط خشک و غیرقابل انعطاف، برای روحیه پرانرژی و با انگیزه دانشآموزان در دوران نوجوانی است. در اکثر مواقع، چنین رویهای موجب تبدیل شدن برخی دانشآموزان به افرادی منزوی و بیعلاقگی در کلاس درس میشود. باید توجه داشت اگر دانشآموزی در چنین سیستم سر ناسازگاری در مدرسه میگذارد و حتی حاضر به ترک آن است بدین معنا نیست که او دانشآموز تنبل و بیاستعدادی است؛ ممکن است فضای خشک مدرسه مانع از شکوفایی استعداد و تواناییهای متنوع او شده باشد. آنها تصور میکنند مدرسه دائما در حال کنترل آنها است. بررسیها نشان میدهد که دانشآموزانی که احساس میکنند هیچ قدرت کنترلی از خود در فرآیندهای آموزشی مدرسه ندارند، عملکرد ضعیفی در فعالیتها و آزمونهای مدرسه داشته و نهایتا تمایل دارند خیلی زود ترک تحصیل کنند. خروج هر دانشآموز از مدرسه اثر مخربی بر فرصتهای آتی آنها در زندگی خواهد داشت و موجب از بین رفتن یک سرمایه انسانی شده که سیستم آموزشی نتوانسته از تمامی پتانسیل آن بهدرستی بهرهبرداری کند.
برنامه آموزش با کاردستی که اخیرا طراحی شده و در آموزش برخی مدارس در کشورهای پیشرفته نظیر فنلاند مورد استفاده قرار میگیرد در حقیقت سیستمی برای ورود دانشآموزان رها شده در فرآیند آموزشی برای حضور پر انگیزه در مدارس است. خیلی ساده دانشآموزان فعالیتهای که در دنیای واقعی به آن علاقهمند هستند و نمیتوانند بهتنهایی انجام دهند، در مدرسه به کمک معلم و همردههای خود آنها را عملی میکنند. در این رویه ابتدا گروههای کوچک از کسانی که علایق مشترک دارند تشکیل میشود. این گروه در مورد پروژه مورد نظر خود بحث و تصمیمگیری میکنند. سپس ضمن هماهنگی با معلم، خود را برای اجرای آن آماده میکنند. در برنامه آموزشی یک روز کامل در طول هر هفته به انجام پروژههای دانشآموزان اختصاص داده شده است. دانشآموزان هر پروژهای که بهنظرشان جالب است و در حد امکانات مدرسه است، را میتوانند اجرا کنند؛ ساختن کلبه، زمین بازی، انواع ابزار، پل و.. و هر آنچه آنها علاقهمند هستند. تحت این شرایط دانشآموزان همواره پیوندی مستحکم بر پایه علاقه و انگیزه خود با مدرسه دارند.
این فرآیند موجب درگیر شدن دانشآموزان در فعالیتهای خلاقانه و پر محتوا از نظر آنها میشود. این امر باعث میشود آنها به نحو دیگری در مورد نقش خود در مدرسه فکر کنند. آموزش با کار دستی موجب تقویت حس اعتماد به نفس دانشآموزان میشود. اعتماد به نفسی که میتواند بر تمامی جنبههای آموزشی و اجتماعی زندگی آنها موثر باشد. این برنامه آموزشی در حقیقت پیوندی عمیق بر مبنای علاقه و انگیزه بین دانشآموز و مدرسه بوجود میآورد خروجی نهایی این طرح توانایی این دو بخش در شناسایی مهارتها و استعدادهای دانشاموزان است. بهدیگر بیان هم دانشآموزان میتوانند مهارتها و تواناییهای خود را بهتر بشناسند هم مدرسه میتواند به استعدادیابی در میان دانشآموزان بپردازد.
منبع:
https://hundred.org/en/innovations/hands-on-learning-18a27ce9-e484-4def-b76a-57d851f023f7
