جزوه درس1 علوم و فنون ادبی دهم_درسنامه و تست_حسام موذن

سلام به همه‌ی دوستان امیدوارم حال خوبی داشته باشید🌱 در این مطلب قصد داریم مباحث مهمی از درس1 علوم و فنون ادبی دهم به همراه سوالات امتحان نهایی و چند تست از کنکور را با هم بررسی کنیم.😉

جزوه درس1 علوم و فنون ادبی دهم_درسنامه و تست_حسام موذن

سلام به همه‌ی دوستان امیدوارم حال خوبی داشته باشید🌱

در این مطلب قصد داریم مباحث مهمی از درس1 علوم و فنون ادبی دهم به همراه سوالات امتحان نهایی و چند تست از کنکور و پاسخ سوالات خود ارزیابی را با هم بررسی کنیم.😉

🟢ویژگی های مطلب🟢

✅ درسنامه کامل به همراه مثال

✅ بررسی سوالات امتحان نهایی 

✅ پاسخ سوالات خود ارزیابی

✅ 5 تست کنکور و شناسنامه دار از این مبحث+پاسخ


مولف:

حسام موذن

رتبه117 کنکور انسانی1404

دانشجوی حقوق دانشگاه تهران

((به نام خدا))

در ابتدا برای آشنایی و درک بیشتر این مبحث به برسی سوالات امتحان نهایی می‌پردازیم👇

جزوه درس1 علوم و فنون ادبی دهم_درسنامه و تست_حسام موذن

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰

📢متن چیست؟
هر چیزی که باعث بشه ذهن ما به فکر کردن وادار بشه، می‌تونه «متن» باشه. پس متن فقط نوشته نیست. مثلاً چیزی که می‌بینیم، صدایی که می‌شنویم، بویی که حس می‌کنیم، مزه‌ای که می‌چشیم یا چیزی که لمس می‌کنیم، می‌تونه ذهن ما رو فعال کنه و به نوعی متن به حساب بیاد.
البته در کتاب علوم و فنون ادبی، وقتی از «متن» صحبت می‌کنیم، منظورمون آثار شعر و نثر فارسیه.
برای اینکه یک متن ادبی رو درست بررسی کنیم، باید با دقت بخونیمش و نکات مختلفش رو در سه قلمرو بررسی کنیم:
قلمرو زبانی: واژه‌ها، ترکیب‌ها، ساختمان واژه و نکات دستوری.
قلمرو ادبی: قالب شعر و زیبایی‌های ادبی مثل کنایه، تشبیه، تناسب، تضاد و تمثیل.
قلمرو فکری: محتوا، پیام، اندیشه و نگرش نویسنده یا شاعر.
در آخر هم با توجه به محتوای متن می‌تونیم مشخص کنیم که اثر در چه نوع ادبی قرار می‌گیره.
🧷خوانش دقیق متن
قبل از اینکه شروع به خوندن متن کنیم، بهتره یک بار از اول تا آخر نگاهی کلی بهش بندازیم. این کار کمک می‌کنه لحن و آهنگ مناسب با فضای اثر رو پیدا کنیم. همچنین می‌تونیم واژه‌ها و جمله‌های مهم و خاص متن رو مشخص کنیم.
هنگام خوندن هم بهتره متن رو یک‌باره و بدون قطع کردن بخونیم تا ارتباط بین قسمت‌های مختلفش از بین نره و معنی کلی متن رو بهتر متوجه بشیم.

 شعر روباه و شکارچی

به دام افتاد روباهی سحرگاه                         به روبه‌بازی اندیشید در راه

که گر صیاد بیند هم‌چنینم                              دهد حالی به گازر پوستینم

پس آن‌گه، مرده کرد او خویشتن را           ز بیم جان، فرو افکند تن را

چو صیاد آمد، او را مرده پنداشت              نمی‌یارست روبه را کم انگاشت

ز بُن ببرید حالی گوش او لیک                    که گوش او به کار آید مرا نیک

به دل، روباه گفتا: ترک غم گیر                   چو زنده مانده‌ای، یک گوش، کم‌گیر

یکی دیگر بیامد، گفت: این دم            زبان او به کار آید مرا هم

زبانش را برید آن مرد، ناگاه               نکرد از بیم جان، یک ناله روباه

دگر کس گفت: ما را از همه چیز         به کار آید همی دندان او نیز

نزد دم، تا که آهن درفکندند              به سختی چند دندانش بکندند

به دل، روباه گفتا: گر بمانم                 نه دندان باش و نه گوش و زبانم

دگر کس آمد و گفت: اختیار است       دل روبه، که رنجی را به کارست

چو نام دل شنید از دور، روباه           جهان بر چشم او شد تیره، آن‌گاه

به دل می‌گفت: با دل نیست بازی       کنون باید به کارم حیله‌سازی

بگفت این و به صد دستان و تزویر       بجست از دام، همچون از کمان، تیر

حدیث دل، حدیثی بس شگفت است     همه عالم حدیث دل گرفته است

قلمرو زبانی شعر
در این شعر چند واژه قدیمی دیده می‌شه؛ مثل «گازر» و «نمی‌یارست».
ترکیب‌هایی مثل «روبه‌بازی» و «حیله‌سازی» هم در شعر دیده می‌شن.
بیشتر واژه‌های شعر ساختمان ساده‌ای دارن؛ مثل دام، روباه، صیاد، گوش، دل و زبان. زبان شعر هم در مجموع ساده است، جمله‌ها کوتاه هستن و واژه‌های غیرفارسی زیادی در اون دیده نمی‌شه.
بعضی کاربردهای قدیمی دستور زبان هم در شعر وجود داره؛ مثل:
«مرده کرد»
«نمی‌یارست ... کم انگاشت»
«به کار آید همی»
در شعر دو شبکه معنایی مهم هم داریم:
حیله و رهایی: حیله، دستان، تزویر، دام.
اعضای بدن: دل، زبان، گوش، دندان.
قلمرو ادبی شعر
قالب این شعر مثنویه. در مثنوی، دو مصراع هر بیت با هم هم‌قافیه هستن و قافیه در بیت بعد تغییر می‌کنه.
چند کنایه هم در شعر دیده می‌شه:
ترک غم گرفتن: کنایه از کنار گذاشتن غم.
دم نزدن: کنایه از سکوت کردن.
جهان بر چشم او شد تیره: کنایه از قرار گرفتن در یک وضعیت سخت و ناگوار.
در عبارت:
«بجست از دام، همچون از کمان، تیر»
هم تشبیه داریم و هم مراعات نظیر. فرار کردن روباه از دام، به بیرون آمدن تیر از کمان تشبیه شده.
قلمرو فکری شعر
یکی از مهم‌ترین نکات فکری این شعر، ارزش و اهمیت دله.
روباه از دست دادن گوش، زبان و دندانش رو تحمل می‌کنه، اما وقتی صحبت از دل می‌شه، می‌گه:
«با دل نیست بازی»
در پایان شعر، نگرش عرفانی عطار هم خودش رو نشون می‌ده. در نگاه عرفانی، دل جایگاه خیلی ارزشمندی داره و به عنوان جایگاه و خانه خداوند شناخته می‌شه.
پس پیام اصلی این بخش، ارزش و جایگاه معنوی دله.

تیجه‌گیری
در ظاهر، داستان درباره روباهیه که برای نجات خودش از دام حیله می‌کنه؛ اما عطار از این داستان برای بیان یک مفهوم حکمی و معنوی استفاده کرده.
به همین دلیل، این شعر رو می‌تونیم در گروه ادبیات تعلیمی قرار بدیم.


🖼️ حکایتی از باب برزویه طبیب در کلیله و دمنه

«چون بشناختم که آدمی شریف تر خلایق است و قدر ایام عمر خویش نمی داند در شگفت افتادم و چون نیک بنگریستم؛ دریافتم که مانع آن راحت اندک و نیاز حقیراست که مردمان بدان مبتلا گشته اند.

 هر که به امور دنیایی رو آورد و از سعادت آخرت خود غفلت کند، همچون آن مرد است که از پیش اشتر مست بگریخت و به ضرورت خویشتن در چاهی آویخت و دست در دو شاخ زد که بر بالای آن روئیده بود و پاهایش بر جایی قرار گرفت. در این میان بهتر بنگریست، هر دو پای بر سر چهار مار بود که سر از سوراخ بیرون گذاشته بودند. نظر بر قعر چاه افکند، اژدهایی سهمناک دید؛ دهان گشاده و افتادن او را انتظار می کرد. به سر چاه التفات نمود. موشان سیاه و سپید بیخ آن شاخها دایم می بریدند و او در اثنای این تدبیری می اندیشید و خلاص خود را طریقی می جست. پیش خویش، زنبورخانه ای و قدری شهد یافت. چیزی از آن به لب برد، از نوعی در حلاوت آن مشغول گشت که از کار خود غافل ماند و نه اندیشید که پای او بر سر چهار مار است و نتوان دانست که کدام وقت در حرکت آیند و موشان در بریدن شاخها، جد بلیغ می نمایند و .... چندان که شاخ بگسست و آن بیچاره حریص در دهان اژدها افتاد.

پس من دنیا را بدان چاه پر آفت مانند کردم و موشان سپید و سیاه و مداومت ایشان بر بریدن شاخها بر شب و روز و آن چهار مار را به طبایع که عماد خلقت آدمی است و هرگاه که یکی از آن در حرکت آید، زهر قاتل باشد و چشیدن شهد و شیرینی آن را مانند کردم به لذات این جهانی که فایده آن، اندک و رنج آن بسیار است، و راه نجات بر آدمی بسته میگرداند، و اژدها را مانند کردم به مرجعی که از آن چاره نتواند بود؛ هر آینه بدو باید پیوست و آنگاه ندامت سود ندارد و راه بازگشتن مهیا نیست.»

قلمرو زبانی حکایت
در این حکایت هم مثل خیلی از متن‌های قدیمی، واژه‌ها و کاربردهای زبانی قدیمی دیده می‌شه.
اُشتر: یعنی شتر.
بگسست: یعنی بریده شد یا شکست.
شهد: یعنی عسل.
واژه‌هایی مثل شاخ، بنگریست و نتوان دانست هم از نمونه‌های زبان قدیمی این متن هستن.
جمع «موش» هم به شکل «موشان» اومده.
واژه «قاتل» هم در این متن به معنی کشنده برای غیرانسان به کار رفته.
در ساخت منفی فعل هم به جای شکل امروزی «نیندیشید»، شکل «نه اندیشید» دیده می‌شه.
«را» در عبارت «خلاص خود را طریقی می‌جست» هم به معنی «برای» به کار رفته.
همچنین «زنبورخانه» به معنی لانه زنبوره.
با اینکه متن قدیمیه، بیشتر جمله‌ها نسبتاً کوتاه و قابل فهم هستن.
قلمرو ادبی حکایت
در این حکایت یک شبکه معنایی مربوط به شیرینی داریم:
شهد، شیرینی، چشیدن، زنبور، حلاوت
چند تضاد هم در متن دیده می‌شه:
سیاه و سفید
پا و سر
سر و قعر
زهر و شهد
رنج و لذت
اندک و بسیار
مهم‌ترین ویژگی ادبی این حکایت، تمثیله. نویسنده با تعریف کردن یک داستان ساده و قابل تصور، مفاهیمی مثل گذر عمر، غفلت انسان و دل‌بستگی به لذت‌های زودگذر دنیا رو بیان می‌کنه.
قلمرو فکری حکایت
نویسنده انسان رو موجودی شریف و ارزشمند می‌دونه، اما معتقده که انسان گاهی به خاطر سرگرم شدن به لذت‌های کوچیک، از ارزش عمر خودش غافل می‌شه.
سه نکته مهم فکری این حکایت عبارت‌اند از:
۱. انسان در میان مخلوقات موجودی شریف و ارزشمنده.
۲. لحظه‌های عمر ارزش زیادی دارن.
۳. باید هوشیار باشیم و در خوشی‌های زودگذر دنیا غرق نشیم.

نتیجه‌گیری حکایت
پیام اصلی حکایت اینه که باید قدر لحظه‌لحظه عمرمون رو بدونیم و اون‌قدر سرگرم لذت‌های دنیایی نشیم که مسائل مهم‌تر رو فراموش کنیم.
در این نگاه، سعادت و نیک‌بختی واقعی هم در به دست آوردن خشنودی خداوند دانسته می‌شه.
پس این حکایت رو می‌تونیم در گروه ادبیات تعلیمی یا اندرزی قرار بدیم.

حالا که خوب مطالب رو مرور کردیم بهتره به چند تست کنکوری و شناسنامه دار از این درس بپردازیم🦾

1️⃣در کدام بیت دو نکته برجسته قلمرو زبانی موجود در «کلیله و دمنه» و شعر عطار (مذکور در کتاب) به چشم می‌خورد؟

۱) چو روباهان و خرگوشان منه گوش/به روبه‌بازی این خواب خرگوش

۲) دو سوراخ چون روبه حیله‌ساز/یکی سوی شهوت، یکی سوی آز

۳) این سگ‌صفتان کنند، ای آهوچشم/ ناگاه تو را صید از روبه‌بازی

۴) چو منی را فلک بیازارد/آخردش بی‌خرد نینگارد؟

اردیبهشت1403

2️⃣در کدام بیت «کاربرد تاریخی دستور» یا کاربرد واژگان کهن را که امروزه به گونه دیگری به کار می‌رود، نمی‌توان یافت؟

۱) راضی به رزق بی‌شر و شور قناعتم/زنبورخانه در نظرم نان اغنیاست

۲) هر که باشد عاشق جانان نپردازد از جان/هر که باشد طالب گوهر نه اندیشد ز آب

۳) پس آن گه ناخن چنگی شکستند/از روی چنگش ابریشم گسستند

۴) به خونم گر بیالاید دو دست نازنین، شاید/که قتلم خوش همی‌آید ز دست و پنجه قاتل

اردیبهشت1403

3️⃣در کدام بیت واژگان کهن را که امروزه به گونه دیگری به کار می‌رود، نمی‌توان یافت؟

۱) راضی به رزق بیشتر و شوری قناعتم/ زنبورخانه در نظرم نان اغنیاست

۲) هر که باشد عاشق جانان نپردازد از جان/ هر که باشد طالب گوهر نه اندیشد ز آب

۳) پس آنگه ناخن چنگی شکستند/از روی چنگش ابریشم گسستند

۴) به خونم گر بیالاید دو دست نازنین، شاید/که قتلم خوش همی‌آید ز دست و پنجه قاتل

تیر1403

4️⃣مفهوم بیت زیر از کدام بیت دریافت می‌شود؟

«قطره آبی که دارد در نظر گوهر شدن/ از کنار ابر تا دریا تنزل بایدش»

۱) اعتبار سربلندی در فروتن بودن است/چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

۲) چون شکست آینه حیرت صد برابر می‌شود/بی‌سبب خود را شکستم تا ببینم چیستم

۳) همیشه قسمت فواره سرنگون شدن است/تو نیز مثل من ای دوست بر مخیز، بس است

۴) عشق می‌بازم که غیر از باختن در عشق نیست/در نبردی این‌چنین هر کس به خاک افتاد برد

تیر1403

5️⃣وجود بعضی از واژگان در همه ابیات، یادآور نقد شعر عطار در کتاب درسی است؛ به جز:

۱) نوپاک باش و مدار، ای برادر، از کس باک/ زنند جامه ناپاک گازران بر سنگ

۲) چه خوش گفت آن تهی‌دست سلحشور/جوی زر بهتر از پنجاه من زور

۳) بیاموزم این کودکان را همی/برون زین نیارم زدن خود دمی

۴) دو سوراخ چون روبه حیله‌ساز/یکی سوی شهوت، یکی سوی آز

دی 1401

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰

سپاس از توجه شما✌️


🟢پاسخ کلیدی و تشریحی تست ها را می توانید از طریق فایل درسنامه مشاهده کنید🟢

⭐برای کسب اطلاعات بیشتر و دسترسی به درسنامه ها و منابع درسی متنوع و گوناگون، به کانال کانون برتر ها در بله عضو شوید⭐