سپیده تبار از ایلام
رتبه 5 تجربی منطقه 3
سالهای حضور در کانون: 4 سال
تعداد آزمون: 200 آزمون
تعداد پاسخ صحیح در پایه دوازدهم: 4318
گفتوگو با مادر سپیده تبار:
من سیمین ناصری، مادر سپیده تبار هستم. همسرم، نبیالله تبار، کارشناس ادبیات است. من مدرک کارشناسی مامایی دارم و پدر سپیده نیز کارمند دفاع مقدس است.
دختر بزرگترم، سارا، سه سال دانشآموز کانون بود و در سال ۱۴۰۰ با رتبه ۳۷۰ در رشته پزشکی دانشگاه ایلام پذیرفته شد و اکنون مشغول به تحصیل است. سه نفر دیگر از برادرزادههایم نیز دانشجوی رشته پزشکی هستند یا از این رشته فارغالتحصیل شدهاند. به نظر من، این افراد میتوانند الگوهای تحصیلی مناسبی برای اعضای خانواده باشند. برای مثال، سارا الگوی تحصیلی سپیده بود و سپیده مسیری را که خواهرش طی کرده بود، دنبال کرد. در واقع، سارا مشاور تحصیلی سپیده نیز بود.
من از حدود چهار سالگی برای هر دو دخترم کتاب داستان میخواندم. برنامه هر شبم این بود که بین نیم ساعت تا یک ساعت برای بچهها کتاب بخوانم. هر دو دخترم نیز دو سال دوره پیشدبستانی را گذرانده بودند و پیش از شروع کلاس اول، حروف الفبا و تا حدودی خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودند.

مهمترین نقطه قوت سپیده از نظر شما چه بود؟
سپیده از همان ابتدای ورود به مدرسه، دانشآموزی فعال بود. مجریگری میکرد، کارهای هنری انجام میداد، نقاشی میکشید و به ورزشهایی مانند والیبال و ژیمناستیک میپرداخت. میخواهم بگویم که سپیده به فعالیتهای درسی محدود نبود و در زمینههای مختلف فعالیت میکرد. نکته دیگر اینکه من هیچوقت به سارا و سپیده بابت درس نخواندن چیزی نگفتم؛ زیرا مطالعه و درس خواندن از علایق خودشان بود. حتی هنگام انتخاب رشته نیز آنها را به انتخاب رشته دیگری توصیه نکردم، یعنی به عبارتی خودکار بودند.
چرا کانون را برای هر دو دخترتان انتخاب کردید؟
برنامه راهبردی کانون را میدیدیم و متوجه بودیم که این برنامه به درس خواندن دانشآموزان نظم میدهد. همچنین، قبولیهای کانون را دیده بودیم و میدانستیم این دانشآموزان با پیروی از برنامه راهبردی پیش رفته بودند؛ به همین دلیل، کانون را انتخاب کردیم.

از نظر شما مهمترین ویژگی کانون چیست؟
فکر میکنم یکی از ویژگیهای مهم کانون، برگزاری حضوری آزمونهاست. فضای آزمون حضوری، دانشآموزان را برای قرار گرفتن در شرایطی مشابه کنکور آماده میکند. سپیده نیز به تصمیم و اصرار خودش، در آزمونها بهصورت حضوری شرکت میکرد.
یکی از کارهایی که سپیده در خانه انجام میداد، پاسخ دادن به آزمونهای سالهای گذشته کانون بود. او برای شبیهسازی شرایط آزمون، لباس مدرسه میپوشید و روی صندلی دستهدار به سؤالات پاسخ میداد. حتی به من میگفت: «مامان، لطفاً کمی هم سروصدا کن تا بتوانم توانایی خودم را در شرایط واقعی آزمون بسنجم.»
گاهی اوقات این شبیهسازی را در حیاط خانه انجام میداد. او تلاش میکرد همه شرایط، حتی گرما و سرما، را نیز شبیهسازی کند تا بتواند خودش را در موقعیتهای مختلف محک بزند.
سخن پایانی شما چیست؟
برای تمام بچههای ایران آرزوی موفقیت دارم.

