امیرعلی راوندی، برتر دوازدهم تجربی با 2189 پاسخ صحیح و تراز7971

امیرعلی راوندی، برتر دوازدهم تجربی با 2189 پاسخ صحیح و تراز7971 از تهران

امیرعلی راوندی، برتر دوازدهم تجربی با 2189 پاسخ صحیح و تراز7971


نام و نام خانوادگی: امیرعلی راوندی

پایه: دوازدهم تجربی

نام شهر و استان: تهران

میانگین تراز: 7971

تعداد پاسخ صحیح: 2189

سال‌های حضور در کانون: 3 سال حضور در کانون - 112آزمون

تعداد آزمون‌ها: 14 آزمون اصلی امسال

تعداد پیشرفت: 7 بار پیشرفت


مصاحبه‌گر: صفا شیدایی


امیرعلی راوندی، برتر دوازدهم تجربی با 2189 پاسخ صحیح و تراز7971



نمرات امتحان‌های نهـایی‌تان چند شد؟ آیا درس چالشـی داشتید که توانسته باشید بهترین نمره را بگیرید؟ 

نمراتم در دروس اختصاصـی فیزیـک و شـیمی و ریاضـی ۲۰شـد. در عمـومی‌ها زبـان و عربی و دینی ۲۰شـد. در چهـار درس دیگر، زیست و فارسـی و هویت اجتمـاعی و سـلامت و بهداشت ۱۹.۷۵شـد.

چالشـی تریـن درس‌ها هـم برای من به شخصه همان هویت و سـلامت بودند، چون درسی نبود که بخواهم از اول سال به آن زمان صرف کنم، در عمومی هـا این دوتـا بودند، در اختصاصـی‌ها زیست بود. چون این درس کلا روش مطالعه تشـریحی و تسـتی‌اش خیلی فرق دارد.



برنامه و روش مطالعه‌تان را برای دروس هویت اجتمـاعی و سـلامت و بهداشت وضـیح دهید.

به نظر من چون این دو، درس‌های فراری بودند، به این نتیجه رسیدم اگر از اول سال برایشان وقت بگذارم، ممکن است تا ۲ماه دیگر فراموش کنم، به همین دلیل تقریبا از آخرهای دی شـروع کردم و خیلی جـدی خوانـدم و روشم اینگونه بود که اول کتـاب درسی را می‌خوانـدم و از درسنامه کتـاب‌های کمـک آموزشـی هم اسـتفاده می‌کردم و نمونه سـوال‌هایی هم حـل می‌کردم و خوب هر چقدر به امتحان نزدیک تر می‌شـدیم، سهم حل نمونه سوالات پررنگ‌تر می‌شد‌. اواخر دی مـاه، من تقریبا نمونه سوال خیلی کم و درحد سوالات جاخالی حل می‌کردم ولی وقتی به امتحان نزدیک می‌شـدیم، نمونه سوالات جامع که هم تشـریحی دارد، هم درست‌وغلط دارد، هم تستی حل کردم.

هویت چون حجمش کمتر بود، چنـد دور توانسـتم بخوانم و مرور کنم، ولی سـلامت را ۲دور کامل توانسـتم دقیق بخوانم.



 روش مطالعه‌تان برای زیست به عنوان اصلی‌ترین درس گروه تجربی، چگونه بود؟ و برای امتحان این درس چه کارویژه‌ای انجام دادید؟

در زیست من چون تست زیاد می‌زدم، تعداد زیادی نکته در کتابم نوشـته بودم. ولی خوب این نکته‌ها در امتحان نهایی خیلی کاربردی ندارد. خیلی‌هایش شاید در کنکور هم حتی کاربرد نداشته باشد ولی من وقتی می‌خواستم تست کار کنم آن نکته‌ها را می‌خوانـدم و در کتاب درسـی هم روی قیـدها تمرکز می‌کردم، ولی وقتی شما برای امتحان نهایی می‌خوانید یکسری سوالات تشریحی هستند، مثل "دلیل بیاورید" و... که در این سبک هستند و خوب شما بایـد تقریبا متن را حفظ باشید. حالا در تستی هم همین است ولی یک مقدار حالتش با تشـریحی خوانـدن فرق دارد.

برای روش تستی من ابتدا چند دور کتاب درسـی را می‌خواندم، مثلا یک مبحث جدیدی بود و من چنددور می‌خواندم تا مفهومش را یاد بگیرم. بعد یک دور سـریع درسنامه کتاب کمک آموزشی یا جزوه یک اسـتاد را می‌خواندم، ( به دانش آموزان دیگر پیشنهاد می‌کنم اگر می‌خواهند درسنامه هم بخوانند یک دور خیلی سریع و بیشتر زمان نگذارند.) و در نهایت سراغ تست می‌رفتم. بعد تست هم دوباره کتاب را خیلی دقیق‌تر مرور می‌کردم. البته در این مرحله در زیست من مباحث همه سوالات را مرور می‌کردم ولی در بقیه درس‌ها مثل ریاضـی، فیزیک و شیمی فقط سوالاتی که مشـکل داشتم را مرور می‌کردم.

در مورد زیست سـعی می‌کردم هر روز در برنـامه‌ام بـاشد ولی خوب بعضی وقت‌هـا نمی‌شد. مخصوصا که امتحا‌ن‌ها نزدیک می‌شد. البته قبل از عید تقریبا هرروز در برنامه‌ام‌ بود. تعـداد تست هم خیلی دقیق نبود و بستگی به میزان مطالعه‌ام و مبحثی که می‌خواندم، داشت. ولی همیشه سعی می‌کردم حداقل ۵۰تست را داشته باشم و ممکن بود روزی به ۲۰۰تست هم برسد.



در یک برنامه مطالعاتی ایده‌آل چند نوع تعادل داریم. تعادل تستی-تشریحی، تعادل عمومی-اختصاصی و تعادل بین کنکور و امتحان نهایی. شما توضیح دهید سهم هرکدام از این تعادل‌ها در برنامه‌تان چقدر بود؟

من سعی می‌کردم همه این تعادل‌ها را داشته باشم، چون همه‌شان لازم است ولی‌ خوب شاید بعضـی جاها هم نمی‌شد. مثلا بعضـی وقت‌ها ممکن بود خیلی خسته باشم و زمان استراحتم بیشتر می‌شد. ولی به نظرم همش بایـد رعایت بشود.



به نکته جالبی اشاره کردید! که گفتید: "زمان استراحت بیشتر می‌شد." در این موقعیت دچار چالش فکری یا ناامیدی نمی‌شدید؟

چرا! خیلی وقت‌ها! 

ببینیـد یک مثالی هسـت که وقتی شـما با یک سیستمی مثل لپ تاب یا گوشی کار می‌کنید، بعضی وقت‌ها داغ می‌کند و عملکردش افت دارد و ممکن است حتی باگ داشته باشد. من در مورد ذهن خودم هم یک همچین چیزی تصور می‌کردم و سعی می‌کردم که یک استراحتی به خودم بـدهم و به اصطلاح یک ری‌اسـتارتی بکنم و بعد برگردم.  تا اواخر سال یازدهم به خودم می‌گفتم نه من دارم وقتم را با استراحت کردن هدر می‌دهم، ولی به مرور و با تجربه کردن فهمیدم که من با استراحت کردن عمـلکردم خیلی بهـتر می‌شود. مثلاً آن 30-20دقیقه که می‌خواهم تست بزنم را اگر استراحت کنم بـازه بعدی خیلی عملکرد بهتری دارم. وقتی این موضوع با تجربه کردن به خودم ثابت شد در سال دوازدهم دیگر با آن کنار آمدم و دیدم که حتی لازم هسـت.



از چه زمانی سراغ درس‌های عمومی رفتید و در برنامه‌تان پررنگ شد؟

خوب مـا سـال دهم و یازدهم هم نهـایی داشتیم و من درس‌های عمومی را طبق برنامه مدرسه از اول سـال پیش می‌بردم. ولی در سال دوازدهم که یک مقدار حجم کار بیشتر است خیلی با کیفیت دلخواه خودم نتوانستم از اول سال بخوانم و به همین دلیل امتحانات دی‌ماه را خراب کردم و نمره‌های پایینی گرفتم و این یک ضربه جـدی به من زد که به خودم بیایم و عمومی‌ها را جدی‌تر بخوام و تقریبـا از همان دی‌ماه خیلی جـدی شـروع کردم.

قبل از آن روزانه شاید در حد نیم ساعت وقت می‌گذاشتم که خوب با توجه به حجم درس هایی مثل ادبیات و دینی این مدت زمان کافی نبود، بعداً که زمان مطالعه را بیشتر کردم متوجه شدم روش‌های مطالعه‌ام ایراد یا مشکلی ندارند و فقط باید بیشتر بخوانم تا نتجیه خوبی بگیرم.



از کدام منابع مطالعاتی اسـتفاده می‌کردید؟ 

برای درس‌های پایه کتاب سه سـطحی فیزیک، شیمی و ریاضی را داشتم و در سال دوازدهم کتاب بنفش ریاضی را داشـتم و به نظرم خیلی کتاب فوق‌العاده‌ای برای ریاضـی بود. چون من خودم بیشتر تست‌های سخت را دوست داشتم و این کتاب را دبیرمان آقای شریفی، به من پیشنهاد کردند و این کتاب تست‌هایش خیلی طبقه بندی شده بود، یعنی هم ریز مبحثی داشت و هم اینکه از آسان به سخت بود و وقتی ایده‌های جدید را یاد می‌گرفتم خیلی احساس خوبی پیدا می‌کردم. به نظرم با همه کتاب‌هـا یک فرق ویژه‌ای داشت.



شما سه سال در 112 آزمون برنامه‌ای کانون شرکت کرده‌اید. در این سه سال یعنی از سال دهم تا دوازدهم چگونه با برنامه راهبردی پیش می‌رفتید؟

سال یازدهم و دوازدهم سـعی می‌کردم تا حدودی از برنامه جلوتر باشم. سال دوازدهم هم در برنامه زوج درس داشتیم، که من سعی می‌کردم هر دوتا را جواب بدهم. 

سال دهم یک مقدار برنامه راهبردی و برنامه مدرسه‌مان باهم فرق داشت و من سعی می‌کردم حتی به سختی ولی هر دو را باهم هنـدل کنم. ولی در سال‌های یادزهم و دوازدهم کاملاً با برنامه راهبردی بودم و حتی یک مقـدار هم جلوتر بودم ولی سال دهم برای بعضی آزمون‌ها همه مباحث را  نمی‌شد که مطالعه کنم. البته با اینحال آن آزمون‌ها را هم شرکت می‌کردم، چون می‌خواستم پیوستگی‌ام به آزمون‌ها حفظ شود و اگر هم نتیجه بد می‌شد، می‌دانستم که تلاشی برای آن نکرده‌ام و نتیجه آزمون را مدنظرم قرار نمی‌دادم.



شما گفتید که به هر دو زوج درس پاسخ می‌دادید. چگونه زمان را برای مطالعه در منزل و پاسخ در جلسه آزمون مدیریت می‌کردید؟ اگر به قبل برگردید بازهم این‌کار را انجام می‌دهید؟

خوب من چون در پـایه درس‌ها را خیلی خوب خوانـده بودم، مخصوصـا پایه یـازدهم را، مشـکل خاصی با این برنامه نداشتم و با یـک مرور خیلی کوتـاه می‌توانسـتم برای آزمون آمـاده شوم و آنقـدری برایم سـخت نبود. حالا به جز درس زیست؛ البته در ریاضی، فیزیک و شـیمی خیلی راحت بودم. مثلا چنـد ساعت مرور می‌کردم آماده می‌شدم و در آزمون درصد نسبتا خوبی کسب می‌کردم. من اگر برگردم عقب باز دقیقا همین کار را انجام می‌دهم، چون با توجه به شـرایطی که پیش آمد و جنگ شد و برنامه‌ها بهم ریخت، این برنامه باعث شد من درس‌های پایه را بتوانم دو دور بخوانم. یکبار در نیم‌سال اول و دفعه دوم در نیم‌سال دوم. از این لحـاظ آمـاده تر بودم. مثلا در آزمون‌های جامع که بعـد از عیـد می‌زدیم، من در درس‌های پایه خیلی دستم باز بود و نتایج خوبی می‌گرفتم.



آزمون‌ها را منظم شـرکت می‌کردید؟ اولویت شما شرکت حضوری بود یا آنلاین؟

تاحد امکان سعی می‌کردم در آزمون‌ها حضوری شرکت کنم. چـون بالاخره کنکور حضوری هست و شـما باید به شـرایط سرجلسه عادت کنید و شرایط خانه مطابق نیست. حالا شرایط خانه برای من بشخصه نامناسب بود. مثلا صندلی من راحت بود ولی صندلی جلسه کنکور مثل آن نیست و خوب در منزل لپ تاپ جلوی من باز بود که در کنکور نخواهد بود و در کل راحت نبودم و وقتی که حضوری آزمون می‌دادم نتیجه‌ام بهتر می شد.



شما گفتید که هم در آزمون‌ها پیوستگی داشتید و هم اینکه همگام با برنامه راهبردی حرکت می‌کردید. به نظرتان اثرانگشت این پیوستگی را می‌توان در پیشرفت شما دید؟

به نظرم پیوسـتگی قبـل اینکه برای پیشـرفت لازم باشـد، لازمه این است که شـما پسـرفت نکنید. من سـال دهم 2-1 آزمون آخر را شرکت نکردم، خودم کاملا متوجه شدم که چقدر تسلطم پایین آمده و در آن مباحث به تسلط خوبی نرسیدم. من این پیوستگی را در وهله اول لازمه حفظ روند پیشروی می‌دانم که شـما بتوانید برنامه و آمادگی خود را حفـظ کنید و بعـد می‌گویم که این باعث پیشـرفت می‌شود. چون بالاخره در طوول آزمون‌ها، یک مقدار مرور هم روی مباحث قبلی می‌شود و مباحث جدید هم اضافه می‌شود، همه‌شان باید در کنار هم باشند.



برنامه شما در تابستان سال قبل چگونه بود؟

تابستان که خوب اولش با جنگ دوازده روزه شروع شد، من تقریبا تا اواخر تیر دروس پایه را، از مباحثی که در برنامه راهبردی به زمان امتحان نهایی نزدیکتر بودند و کمتر روی آنها تمرکز کرده بودم، مرور کردم. از اول مرداد تا آخر شـهریور هم به طور کامل پایه دوازدهم را خونـدم و سـراغه پایه نرفتم. از مهرماه با شروع آزمونها به هر دو زوج درس پاسخ می‌دادم و دوزادهم را هم با برنامه راهبردی مرور می‌کردم.



امسال عید شرایط کمی متفاوت بود. برنامه شما بعد از عید چگونه بود؟ آیا شرایط بر برنامه شما تاثیر گذاشت؟

برنـامه‌ام کمی به هم ریخت. چون من می‌خواستم روی نهایی‌ها تمرکز کنم ولی خوب بعداً فهمیدم زمان امتحانات تعویق می‌خورد و باز روی جمع‌بندی تستی زمان گذاشتم.

کار کردن آزمون جامع‌ها را از عید در برنامه‌ام گذاشتم. ولی قبلش آزمون‌های مبحثی کوچک از آزمون‌های سال‌های پیش و آزمون‌های خوب به عالی استفاده می‌کردم. روشم اینگونه بود که یک مرور قبل از آزمون برای زیست و قسمت‌های حفظی شیمی داشتم، البته برای درس‌های حل کردنی مثل ریاضی و فیزیک و مسائل شیمی به نظرم مرور خاصی نمی‌خواهد و بعد آزمون را که حل می‌کردم متوجه می‌شدم بعضی قسمت‌ها را باید دوباره مرور کنم.

از عید به بعد هر روز یک آزمون جامع کار می‌کردم. بعد از آزمون زدن، آن را تحلیل می‌کردم و بعد سراغ برنامه خودم می‌رفتم که همان مرور می‌شد و البته در کنار آن برای امتحان‌های نهایی هم می‌خواندم.
خوب من از قبل عید که درس‌ها را تمام کرده بودم و آزمون‌های مبحثی هم کار کرده بودم، آمادگی خوبی داشتم. در زمان پاسخ به آزمون‌های جامع بعضی سوالات را مشخص می‌کردم که این باید دوباره مرور بشود تا بدانم نظر پاسـخنامه و طراح سوال چیست.

تقریبـا تـا اوایل تیرماه این برنامه را ادامه دادم و تقریبا 10روز یا دو هفته مانـده بود به امتحان‌های نهایی‌ کلا تمرکزم را روی مطالعه تشریحی و آمادگی برای امتحان‌ها گذاشتم. البته بعضی وقت‌ها که خسته می‌شدم سراغ تست زنی از درس‌های موردعلاقه‌ام می‌رفتم، البته سعی می‌کردم از تمام درس ها باشد ولی در دوره امتحان‌ها کلا نشد که تست بزنم.

 


هفته آخر منتهی به کنکور چکارهایی انجام دادید؟ 

یک دور زیست را مرور کردم. یک دور زمین را خواندم و بعـد سراغ آزمـون جـامع رفتم. به غیر از آزمون جامع کار کردن زیست و زمین و حفظیات شیمی را خیلی دقیق خواندم.



برنامه و ساعت مطالعه روزانه‌تان چگونه بود؟

تابسـتان نهم به دهم سـاعت مطـالعه‌ام تقریبـا 5سـاعت بود. و تازه از همانجا می‌خواسـتم برای کنکوری خواندن شروع کنم. بعد که مهر شروع شد روزهای مدرسه 7-6 ساعت بود و  بیشتر از 7 ساعت نمی‌رسیدم چون هم مدرسه بود و هم می‌خواسـتم برای کنکور بخوانم زیاد به خودم فشار نمی‌آوردم که همان اول راهی خسته نشوم. بعد روزهای تعطیل هم تقریبا 10-9 ساعت بود. سال یازدهم هم تقریبا همین بود ولی یک مقـدار بیشتر شد مثلا روزهای مدرسه 8ساعت شد و روزهای تعطیل هم 12-11 ساعت.

 بعد تابستان یازدهم به دوازدهم که دروس دوازدهم بود که می‌خواندم و یک مقدار مباحث دوازدهم سنگین بود، تقریبا 12-11 ساعت مطالعه داشتم و سعی می‌کردم بیشتر هم باشد ولی از این کمتر نمی‌گذاشتم باشد. بعد در دوران جنگ هم 2-1هفته اول به خاطر سروصدایی که بود و من تمرکز نداشتم، ساعت مطالعه‌ام افت کرده بود و به 9-8 ساعت در روز رسیده بودم، ولی بعدش گفتم که من باید این را جبران کنم و دیدم که خوب بقیه دارند تلاش‌شان را می‌کنند و من هم این را به 14ساعت رساندم. یک مدت 15-14 ساعت بود و بعـد کـه دیـدم به برنـامه رسیده ام و زیـاد عقب نیستم، روی همـان 10-9ساعت فیکسـش کردم.



تحلیـل آزمون را انجـام می‌دادید؟ 

بله حتما؛ به نظر من ضـروری‌ترین کار تحلیل آزمون است. این کار نباید زیاد از زمان خود آزمون فاصـله بگیرد. حالا یکسـری آزمون‌هایی بود مثلا آزمون مدرسه که بلافاصـله پاسـخنامه را می‌گذاشـتند، آنها را همـان لحظه تحلیـل می‌کردم. حالا آزمون‌های قلمچی هم وقـتی پاسـخنامه‌اش می‌آمد، سـریع تحلیـل می‌کردم. مثلا بعضـی وقت‌ها قبل آمدن پاسخنامه با دوستانم در مورد سوالات صـحبت می‌کردیم. 

در تحلیل آزمون اول از همه سراغ غلط‌ها می‌رفتم که ببینم چرا من این سوال را غلط زدم که معمولا هم بی دقتی بود. یعنی مثلا یک تقسیم را در جواب نهایی انجام نداده بودم. معمولاً سوال نزده نداشـتم یا خیلی کم بود. ولی خوب مثلا سوالی بود که سرجلسه شـک داشـتم یـا خیلی وقت‌گیر بود، می رفتم ببینم که آیا روش سـریع‌تری دارد؟ از معلم‌مان می‌پرسـیدم یا پاسـخنامه را می دیـدم و در نهایت هـم سراغ سـوالات درست در زیست می‌رفتم. یعنی در زیست شناسی همه سوالات را بررسی می‌کردم. در کل کارم به این ترتیب بود: اول غلط‌ها، بعد نزده‌ها و بعد سوالات درسـت درس زیست شناسی.



گفتید معمولاً بی دقتی‌های کوچک باعث غلط پاسخ دادن می‌شد. آیا در کنکور هم این اتفاق افتاد؟

در کنکور فکر کنم سـر زیست اتفـاق افتاد ولی در ریاضـی و فیزیک و شیـمی اتفاق نیافتاد. چون خیلی آزمون جامع کار کرده بودم، به جایی رسیده بودم که تقریبا اینطوری بود: مثلا من این سوال را می‌شناسم و قبلا در پاسخ دادن به آن این بی‌دقتی‌ها را داشته‌ام و الان حواسم جمع‌تر است تا دیگر آن اشتباه را تکرار نکنم. مثلا در شیمی سوال را سریع تشخیص می‌دادم که این درصد خلوص را می‌خواهد یا درصد ناخالصی! در فیزیک به واحدها خیلی دقت می‌کردم.



اینکه سوالات را می‌شناختید یعنی چندین بار آنها را حل کرده بودید. خسته کننده نبود؟ به نظر شما حل چندین باره یک سوال بهتر است یا حل تست‌های زیاد هرچند فقط یکبار بتوانید حل کنید.

من به نظرم شـما اگر یک سوال را یکبار حل کنید یا چنـد سوال متنوع را فقط یکبـار حل کنید، خوب طراح سوال می‌تواند اینها را به نحوی تغییر بـدهد که شـما متوجه نشوید. یا مثلاً برخی دانش آموزان بعضی مباحث را حذف می‌کنند و یکسری مباحث دیگر را می‌خوانند که به نظرم این کار اشتباهی است و باید نکات همه مباحث را دید و خواند. در کل به نظرم اگر روی یک سوال چندین بار کار شـود، بهتر خواهد بود. 

البته هر دو لازم است، یعنی هم باید تنوع تستی به اندازه کافی باشد ولی نه خیلی زیاد که فرصت مرور آن را نداشته باشیم و نه خیلی کم که سلیقه‌ها و انواع سوالات یک مبحث را نشناسیم.



خدمات آموزشی ارائه شده در سایت کانون متنوع و کاربردی برای تمام دانش آموزان است. مثل کلاس‌های آنلاین و آفلاین، انواع کارنامه‌ها، آزمون‌های مشابه پارسال و هدفگذاری، نمونه سوالات امتحانی از سراسر کشور، مصاحبه با دانش آموزان و... . شما به عنوان یک دانش آموز برتر و قهرمان پیوستگی از چند خدمت استفاده می‌کردید؟

سال دهم و یازدهم کارنـامه اشـتباهات بود که سوالات غلط‌ تمام آزمون‌ها را داشـت، از آن اسـتفاده می‌کردم و به نظرم خیلی ابزار خوبی بود. از بخش نمونه سوالات امتحانی هم استفاده داشتم. در سال‌های قبل از کنکور هم مصاحبه رتبه‌های برتر را خیلی دیده بودم و می‌خواندم.

یک قسمتی هم داشت که کارنامه آزمون‌های نفرات برتر کنکورهای اخیر را نمایش می‌داد و چند از ده هر درس‌شان در آزمون‌ها مشخص بود. من وقتی آزمون‌های مشابه پارسال را حل می‌کردم، برای اینکه مقایسه کنم رتبه‌ام چند می‌شود از آن خیلی استفاده می‌کردم.



سخن آخر...

اگر از من بپرسید که به قبل برگردم چه کارهایی را انجام نمی‌دهم، فکر می‌کنم به این مورد اشاره می‌کنم که من آدمی بـودم که خیلی خودم را مقایسـه می‌کردم. همین الان در سوال قبلی یک نمونه را گفتم، مثلاً می‌رفتم ببینم بقیه چکار کرده‌اند و بـا تک تک افراد خودم را مقایسـه می‌کردم. یا سـرجلسه آزمون با خودم می‌گفتم اینها دارند چکار می‌کنند؟ الان فلان فرد چند سؤال پاسخ داده؟ چند سوال من کم تر از او حـل کرده‌ام و این قبیل افکار که حتی موقع درس خواندن هم سراغم می‌آمد، مثلاً وقتی یک سوال را در بازه مطالعاتی و آموزشی غلـط می‌زدم با خودم می‌گفتم اگر فرد دیگری بود این را خیلی راحت درست پاسخ می‌داد. به نظرم این مقایسه خیلی بـد است. من یک مقـدار بیش از حد و افراطی خودم را مقایسـه می‌کردم و در جوّ رقـابت بودم که به نظرم بـاید خیلی کمـتر باشد، مثلاً در این حد که یک محرکی برای درس خواندن و در مسیر سازنده بودن باشد و تعادلش حتما بایـد حفظ شود.

در یک جمله: این که خودتان را هیچ وقت مقایسه نکنید و روی خودتان تمرکز کنید.