از مدیریت آزمون تا ساختن مسیر پایدار برای کنکور؛ با میترا زمانی

اگر بخواهم یک توصیه کلی به دانش‌آموزانی که برای کنکور درس می‌خوانند داشته باشم، می‌گویم خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و دنبال تغییرات یک‌شبه نباشید.

از مدیریت آزمون تا ساختن مسیر پایدار برای کنکور؛ با میترا زمانی

نام و نام خانوادگی: میترا زمانی

پایه و رشته: دوازدهم ریاضی

شهر و استان: تهران

میانگین تراز: ۶100

مدت حضور در کانون: دو سال



مصاحبه گر: هلیا زارعی



۱. اولین کاری که بعد از تمام شدن آزمون انجام می‌دهی چیست؟

اولین کاری که بعد از تمام شدن آزمون انجام می‌دهم، بررسی پاسخنامه و حساب کردن تعداد پاسخ‌های درست و غلط است تا یک دید کلی نسبت به عملکردم در آزمون داشته باشم. بعد از آن، سؤال‌ها و درس‌هایی را که در آن‌ها مشکل داشتم مشخص می‌کنم و سراغ تحلیل دقیق‌تر می‌روم.

برای من تحلیل آزمون فقط این نیست که ببینم چند درصد زده‌ام؛ مهم‌تر این است که بفهمم چرا یک سؤال را غلط زده‌ام یا چرا نتوانسته‌ام به آن پاسخ بدهم. مثلاً ممکن است یک سؤال را به دلیل ندانستن مطلب، یکی را به دلیل بی‌دقتی و سؤال دیگری را به دلیل کمبود زمان از دست داده باشم. هرکدام از این اشتباه‌ها راه‌حل متفاوتی دارند.

به نظرم دانش‌آموز نباید از تحلیل آزمون فرار کند، حتی اگر نتیجه آزمون آن‌طور که انتظار داشته نباشد. اتفاقاً آزمونی که اشتباهات بیشتری را به ما نشان می‌دهد، می‌تواند اطلاعات بیشتری برای بهتر شدن در اختیارمان بگذارد.


۲. اگر یک هفته فرصت جبران عقب‌ماندگی داشته باشی، از کجا شروع می‌کنی؟

از مباحثی شروع می‌کنم که در آن‌ها ضعف بیشتری دارم و بیشتر از همه در آزمون‌ها برایم مشکل ایجاد کرده‌اند. سعی می‌کنم اولویت را به نقاط ضعفم بدهم و در کنار آن، مباحث مهم‌تر و پرتکرار را هم مرور کنم.

البته فکر می‌کنم در جبران عقب‌ماندگی نباید بخواهیم همه چیز را یک‌باره تمام کنیم. این کار ممکن است باعث شود برنامه خیلی سنگین شود و در نهایت نتوانیم به آن پایبند بمانیم.

اگر فقط یک هفته زمان داشته باشم، ابتدا مباحث را اولویت‌بندی می‌کنم؛ یعنی مشخص می‌کنم کدام مطالب ضعف جدی، اهمیت بالا و قابلیت جبران بیشتری دارند و از همان‌ها شروع می‌کنم.


۳. کدام درصد برایت از همه ارزشمندتر بود؟ چرا؟

درصد حسابان برایم از همه ارزشمندتر بود، چون در این درس احساس می‌کردم ضعف بیشتری دارم و برای بهتر شدن در آن تلاش زیادی کرده بودم. به همین دلیل وقتی توانستم درصد بهتری در حسابان کسب کنم، برایم ارزش بیشتری داشت.

این تجربه به من نشان داد که همیشه ارزشمندترین پیشرفت، بالاترین درصد نیست؛ گاهی پیشرفتی که در یک درس ضعیف اتفاق می‌افتد، از چند درصد بیشتر در یک درس قوی برای آدم خوشحال‌کننده‌تر است.

به نظرم دانش‌آموزان باید پیشرفت خودشان را با گذشته خودشان مقایسه کنند، نه اینکه دائم خودشان را با درصدهای دیگران بسنجند. اگر دانش‌آموزی در یک درس از وضعیت قبلی خودش بهتر شده باشد، حتی اگر هنوز به درصد ایده‌آلش نرسیده باشد، این خودش یک موفقیت مهم است.


۴. در ماه‌های اخیر چه چیزی را از برنامه مطالعاتی‌ات حذف کردی که باعث پیشرفتت شد؟

استفاده زیاد از گوشی و وسواس مطالعاتی را کمتر کردم. متوجه شدم که فقط زیاد درس خواندن مهم نیست؛ باید بتوانم زمانم را مدیریت کنم و با تمرکز بیشتری مطالعه کنم.

کمتر شدن استفاده از گوشی باعث شد زمان و تمرکز بیشتری برای درس خواندن داشته باشم. همچنین سعی کردم خودم را از مسائل و حاشیه‌های اضافی دور نگه دارم.

قبلاً ممکن بود بخشی از زمان مطالعه‌ام صرف چیزهایی شود که ارتباطی با هدفم نداشت. وقتی متوجه شدم هر بار حواس‌پرتی چقدر از تمرکزم کم می‌کند، تصمیم گرفتم هنگام مطالعه گوشی را از خودم دور کنم و زمان مشخصی را فقط به درس اختصاص بدهم.

به نظرم گاهی برای پیشرفت لازم نیست کار بیشتری به برنامه اضافه کنیم؛ گاهی باید یک عامل مزاحم را از برنامه حذف کنیم.


۵. وقتی احساس می‌کنی به سقف توانایی‌ات رسیده‌ای، چطور دوباره خودت را رشد می‌دهی؟

با مرور کردن هدفم و یادآوری اینکه برای چه چیزی شروع کرده‌ام، دوباره انگیزه می‌گیرم. سعی می‌کنم به جای اینکه فقط روی خستگی و نتیجه فعلی تمرکز کنم، به پیشرفتی که می‌توانم در ادامه داشته باشم فکر کنم و قدم بعدی را بردارم.

در این شرایط سعی می‌کنم هدف خیلی بزرگی برای همان لحظه تعیین نکنم. گاهی فقط تصمیم می‌گیرم امروز یک مبحث را بهتر از قبل بخوانم یا یک آزمون را دقیق‌تر تحلیل کنم.

به نظرم در مسیر کنکور همیشه قرار نیست انگیزه خیلی زیادی داشته باشیم. چیزی که بیشتر از انگیزه به ما کمک می‌کند، استمرار و انجام دادن کار حتی در روزهایی است که انگیزه‌مان کمتر است.


۶. اگر امروز مشاور خودت بودی، مهم‌ترین توصیه‌ای که به خودت می‌کردی چه بود؟

به خودم توصیه می‌کردم استمرار بیشتری در مطالعه داشته باشم و تا حد امکان به برنامه‌ام پایبند بمانم. همچنین تمرکزم را روی هدفم حفظ کنم و چیزهای اضافی و حواس‌پرت‌کننده را از مسیرم حذف کنم.

به خودم می‌گفتم لازم نیست هر روز کامل و بدون نقص باشم؛ مهم این است که در مجموع، روند مطالعه‌ام ادامه داشته باشد. اگر یک روز نتوانستم طبق برنامه پیش بروم، نباید اجازه بدهم همان یک روز تبدیل به چند روز شود. بهتر است از همان روز یا روز بعد دوباره به مسیر برگردم.


۷. کدام تصمیم کوچک، بزرگ‌ترین اثر را روی رتبه یا ترازت گذاشت؟

کمتر استفاده کردن از گوشی یکی از تصمیم‌های کوچکی بود که تأثیر زیادی روی مطالعه‌ام گذاشت. باعث شد زمان بیشتری برای درس خواندن داشته باشم و هنگام مطالعه تمرکز بیشتری پیدا کنم.

این تصمیم شاید در ظاهر خیلی ساده باشد، اما وقتی هر روز تکرار شود، نتیجه آن در طول زمان قابل توجه می‌شود.

به نظرم بعضی تغییرات کوچک اگر به‌صورت مداوم انجام شوند، تأثیرشان از تصمیم‌های بزرگ و کوتاه‌مدت بیشتر است. مثلاً اگر هر روز بخشی از زمان تلف‌شده را به مطالعه مفید تبدیل کنیم، در طول چند ماه مقدار قابل توجهی زمان به دست می‌آوریم.


۸. اگر بخواهی یک باور اشتباه درباره موفقیت در کنکور را اصلاح کنی، آن باور چیست؟

این باور که برای موفق شدن در کنکور باید از همان ابتدا با ساعت مطالعه خیلی بالا و یک برنامه بسیار فشرده شروع کرد.

به نظر من این کار ممکن است باعث خستگی و ناامیدی شود. بهتر است با یک برنامه منطقی و قابل اجرا شروع کرد و به‌تدریج ساعت مطالعه و کیفیت مطالعه را افزایش داد.

مهم این است که برنامه‌ای داشته باشیم که بتوانیم واقعاً اجرا کنیم. برنامه‌ای که روی کاغذ عالی باشد ولی در عمل نتوانیم به آن پایبند بمانیم، کمک زیادی به ما نمی‌کند.

به نظرم کیفیت و استمرار مطالعه در کنار ساعت مطالعه اهمیت زیادی دارد. قرار نیست در چند روز تبدیل به یک دانش‌آموز کاملاً متفاوت شویم؛ قرار است هر هفته کمی بهتر از هفته قبل عمل کنیم.


۹. فکر می‌کنی تفاوت دانش‌آموزانی که به هدفشان می‌رسند با کسانی که در میانه راه خسته می‌شوند، در چیست؟

به نظر من دانش‌آموزانی که به هدفشان می‌رسند، برنامه درست و بلندمدت دارند و می‌دانند قرار نیست در مدت کوتاهی همه چیز را تغییر دهند.

آن‌ها تصمیم‌های خیلی بلندپروازانه و غیرقابل اجرا نمی‌گیرند و سعی می‌کنند قدم‌به‌قدم پیش بروند. استمرار و پایبندی به برنامه، به نظرم یکی از مهم‌ترین تفاوت‌هاست.

همچنین فکر می‌کنم دانش‌آموز موفق کسی نیست که هیچ‌وقت خسته یا ناامید نمی‌شود؛ بلکه کسی است که وقتی خسته می‌شود، اجازه نمی‌دهد این خستگی مسیرش را کاملاً متوقف کند.

اگر یک هفته خوب پیش نرفت، نباید فکر کنیم کل مسیر را از دست داده‌ایم. باید همان اتفاق را تحلیل کنیم، دلیلش را پیدا کنیم و دوباره ادامه بدهیم.


۱۰. به نظرت تحلیل آزمون مهم‌تر است یا ساعت مطالعه؟ از تجربه خودت یک مثال بزن.

به نظر من هر دو به نوبه خودشان مهم هستند و نمی‌توان یکی را کاملاً جایگزین دیگری کرد.

تحلیل آزمون کمک می‌کند اشتباهات و نقاط ضعف خودمان را پیدا کنیم و بفهمیم مشکل اصلی‌مان کجاست. از طرف دیگر، ساعت مطالعه کافی باعث می‌شود فرصت بیشتری برای برطرف کردن این اشکالات و تسلط روی مباحث داشته باشیم.

برای خود من هم وقتی آزمون را دقیق‌تر تحلیل کردم، متوجه شدم در چه مباحثی ضعف دارم و با اختصاص دادن زمان بیشتر به همان مباحث، توانستم عملکردم را بهتر کنم.

اگر فقط ساعت مطالعه را بالا ببریم ولی ندانیم این زمان را باید صرف چه چیزی کنیم، ممکن است بخشی از انرژی‌مان را صرف مطالبی کنیم که اولویت کمتری دارند. از طرف دیگر، تحلیل بدون مطالعه و تمرین هم کافی نیست.

به نظرم مسیر درست این است: آزمون بدهیم، تحلیل کنیم، ضعف‌ها را پیدا کنیم، برای رفع آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم و در آزمون بعدی دوباره نتیجه را بررسی کنیم.

در واقع هر آزمون می‌تواند برای ما یک چرخه یادگیری باشد؛ نه فقط یک عدد به نام تراز.


اگر بخواهم یک توصیه کلی به دانش‌آموزانی که برای کنکور درس می‌خوانند داشته باشم، می‌گویم خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و دنبال تغییرات یک‌شبه نباشید.

ممکن است بعضی روزها خیلی خوب درس بخوانید و بعضی روزها عملکردتان پایین‌تر باشد. مهم این است که روند کلی شما رو به جلو باشد.

از آزمون‌هایتان استفاده کنید تا خودتان را بهتر بشناسید؛ ببینید کجاها ضعف دارید، چه چیزهایی باعث حواس‌پرتی شما می‌شود و چه روش مطالعه‌ای برایتان بهتر جواب می‌دهد.

به نظرم موفقیت بیشتر از اینکه به یک تصمیم بزرگ وابسته باشد، نتیجه مجموعه‌ای از تصمیم‌های کوچک و درست است؛ کمتر حواس‌پرت شدن، منظم‌تر درس خواندن، تحلیل آزمون، جبران اشتباهات و مهم‌تر از همه ادامه دادن.