نام و نام خانوادگی: دیانا یوسفی
پایه و رشته: دوازدهم ریاضی
شهر و استان: تهران، تهران
میانگین تراز: ۶۱۰۰
تعداد سالهای عضویت در کانون: ۱ سال
شغل و تحصیلات مادر: لیسانس کامپیوتر، دبیر
شغل و تحصیلات پدر: لیسانس کامپیوتر، کارمند
مصاحبه گر: هلیا زارعی
۱. اگر بخواهی مسیر کنکورت را در چند جمله برای یک دانشآموز یازدهمی یا دوازدهمی تعریف کنی، مهمترین چیزی که از این مسیر یاد گرفتی چیست؟
مهمترین چیزی که در این مسیر یاد گرفتم، استمرار و ادامه دادن در شرایط سخت بود. در مسیر کنکور همیشه همهچیز طبق برنامه پیش نمیرود و ممکن است یک روز خسته باشیم یا نتیجه یک آزمون آن چیزی نباشد که انتظار داشتیم. چیزی که اهمیت دارد این است که متوقف نشویم و دوباره به مسیر برگردیم.به نظرم لازم نیست همیشه عالی باشیم؛ مهمتر این است که ادامه بدهیم و اجازه ندهیم یک روز بد یا یک آزمون ناموفق، روی روزهای بعدی ما تأثیر بگذارد.
۲. برنامه آزمونهای کانون چه کمکی کرد که مطالعهات منظم و هدفمند پیش برود؟ آیا آزمونها باعث میشد برای خودت یک ضربالعجل مطالعاتی داشته باشی؟
بله. من سعی میکردم طبق برنامه آزمونهای کانون پیش بروم و مطالب را تا زمان مشخصشده مطالعه کنم. داشتن یک برنامه مشخص باعث میشد بدانم تا آزمون بعدی دقیقاً چه مباحثی را باید مطالعه کنم و مطالعهام حالت پراکنده نداشته باشد. برای من، آزمونها مثل یک ضربالعجل مطالعاتی بودند؛ یعنی هر دو هفته یک هدف مشخص داشتم و باید خودم را به آن میرساندم. به دانشآموزان پیشنهاد میکنم برنامه آزمون را فقط برای روز آزمون نبینند؛ بلکه آن را به یک برنامه مطالعاتی روزانه و هفتگی تبدیل کنند.
۳. بعد از هر آزمون کانون، کارنامهات را چطور تحلیل میکردی؟ کدام بخشهای کارنامه بیشتر برایت کاربرد داشت؟
بیشتر غلطها و سؤالهای نزدهام را بررسی میکردم. برای من مهم بود بفهمم دلیل از دست دادن هر سؤال چه بوده؛ مثلاً آیا مطلب را بلد نبودم، بیدقتی کردم یا زمان کافی نداشتم. کارنامه کمک میکرد فقط به عدد تراز نگاه نکنم و بفهمم دقیقاً کدام قسمت از عملکردم نیاز به اصلاح دارد. به نظرم تحلیل آزمون زمانی مفید است که بعد از دیدن نتیجه، یک اقدام مشخص برای آزمون بعدی داشته باشیم؛ مثلاً تصمیم بگیریم یک مبحث را دوباره مطالعه کنیم یا روی مدیریت زمان یک درس بیشتر کار کنیم.
۴. آیا پیش آمده بود که در یک آزمون نتیجهای پایینتر از انتظارت بگیری؟ چطور از آن نتیجه برای بهتر شدن در آزمون بعدی استفاده کردی؟
بله، پیش آمده بود. وقتی نتیجهام پایینتر از انتظارم میشد، بیشتر به غلطها و نزدهها توجه میکردم. اگر میدیدم یک مبحث در چند آزمون تکرار شده و همچنان در آن مشکل دارم، آن مبحث را جدیتر بررسی میکردم. این کار باعث میشد نتیجه ضعیف فقط یک عدد روی کارنامه نباشد و تبدیل شود به یک علامت برای پیدا کردن نقطهضعفها. به نظرم نباید بعد از یک آزمون ضعیف فقط به تراز نگاه کرد و ناامید شد؛ باید پرسید: «این آزمون به من چه چیزی یاد داد و برای آزمون بعدی چه چیزی را باید تغییر بدهم؟»
۵. نقش آزمونهای جامع کانون در آمادگی تو برای فضای کنکور چه بود؟ آیا شرکت در آزمونهای شبیهساز باعث شد مدیریت زمان و شرایط جلسه برایت راحتتر شود؟
آزمونهای جامع کمک زیادی کردند، چون فضای آزمون و محدودیت زمانی را بیشتر تجربه میکردم و متوجه میشدم در شرایط شبیه کنکور چطور باید زمانم را مدیریت کنم. البته با وجود این تمرینها، استرس جلسه کنکور همچنان زیاد بود و متوجه شدم که فقط درس خواندن کافی نیست و باید روی تمرکز و مدیریت استرس هم کار کرد. به نظرم آزمونهای جامع را باید جدی گرفت؛ چون فقط برای سنجش میزان مطالعه نیستند، بلکه فرصتی هستند برای تمرین شرایط واقعی آزمون، مدیریت زمان و حفظ تمرکز تا پایان جلسه.
۶. چقدر به برنامه راهبردی کانون پایبند بودی؟ اگر از برنامه عقب میافتادی، چطور خودت را به برنامه برمیگرداندی؟
سعی میکردم حتماً به برنامه برسم و مطلبِ نخوانده نداشته باشم. برایم مهم بود که عقبافتادگیها زیاد نشوند، چون اگر چند مبحث روی هم جمع شوند، جبرانشان سختتر میشود. اگر از برنامه عقب میافتادم، سعی میکردم بهجای اینکه همهچیز را یکباره جبران کنم، دوباره اولویتبندی کنم و خودم را به برنامه اصلی برسانم. فکر میکنم یکی از نکات مهم برای دانشآموزان این است که عقب افتادن از برنامه را تبدیل به رها کردن برنامه نکنند. یک عقبافتادگی کوچک قابل جبران است، اما ادامه دادن آن میتواند فاصله زیادی ایجاد کند.
۷. از بین امکانات و ابزارهای کانون، کدام مورد برایت مفیدتر بود؟
برای من کارنامه آزمونها از همه مفیدتر بود. چون با استفاده از کارنامه میتوانستم عملکردم را بررسی کنم و ببینم در هر درس و مبحث چه وضعیتی دارم. کارنامه برای من فقط نشاندهنده تراز نبود؛ بیشتر به این نگاه میکردم که چه سؤالهایی را غلط یا نزده پاسخ دادهام و این نتیجه چه چیزی درباره روش مطالعهام به من میگوید.
۸. در طول سال کنکور چطور روند پیشرفت خودت را ارزیابی میکردی؟ بیشتر به تراز، درصدها، رتبه در آزمون یا میزان تسلطت بر مباحث توجه داشتی؟
بیشتر به درصدها توجه میکردم و در کنار آن، سطح آزمون را هم با تراز بررسی میکردم. به نظرم مقایسه نتیجه آزمونها زمانی معنیدارتر است که فقط یک عدد را جداگانه نبینیم. ممکن است سطح دو آزمون متفاوت باشد، بنابراین بهتر است علاوه بر تراز، درصد هر درس و میزان تسلط بر مباحث را هم بررسی کنیم. برای خودم بیشتر مهم بود که ببینم آیا در مباحثی که قبلاً مشکل داشتم، پیشرفت کردهام یا نه.
۹. اگر به ماههای اول سال برگردی، آیا روش مطالعه یا نحوه استفادهات از آزمونهای کانون را تغییر میدهی؟ چه توصیهای برای دانشآموزان بعد از خودت داری؟
اگر به ماههای اول سال برگردم، از همان ابتدا کاملاً جدی شروع میکنم. به نظرم شروع زودتر و جدیتر باعث میشود در ماههای پایانی فشار کمتری احساس کنیم و فرصت بیشتری برای مرور و رفع اشکال داشته باشیم. توصیهام به دانشآموزان این است که شروع کار را عقب نیندازند و منتظر یک زمان ایدهآل نباشند. همین که برنامه مشخصی داشته باشند و هر روز قدم کوچکی بردارند، در طول زمان نتیجه بزرگی ایجاد میکند.
۱۰. و در پایان، اگر قرار باشد فقط یک توصیه به دانشآموزی بدهی که امسال میخواهد با آزمونهای کانون مسیر کنکورش را شروع کند، آن توصیه چیست؟
توصیه من این است که سعی کنند حتماً خودشان را به برنامه آزمونها برسانند و از برنامه عقب نمانند. اما اگر یک آزمون خوب پیش نرفت، به هیچوجه ناامید نشوند. یک آزمون، مسیر کنکور را تعیین نمیکند. چیزی که مهم است این است که نتیجه آزمون را بررسی کنیم، از اشتباهاتمان درس بگیریم و برای آزمون بعدی بهتر عمل کنیم. اگر بخواهم کل تجربهام را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: ادامه دادن، حتی وقتی شرایط سخت است، خودش بخش مهمی از موفقیت در مسیر کنکور است
