نام و نام خانوادگی: مبینا محمدی
رشته و پایه: دوازدهم علوم انسانی
نام شهر و استان: تهران
شغل و تحصیلات پدر: کارشناسی ارشد حقوق، وکیل
شغل و تحصیلات مادر: کارشناسی ارشد، مشاور حقوقی
عیار کانونی: دو سال
مصاحبهگر: سارا قهرمانی
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
مبینا محمدی هستم، پایه دوازدهم رشته علوم انسانی.
در ابتدای سال کنکور چه هدفی برای خودتان تعیین کرده بودید؟
هدفم این بود که در رشته دلخواهم، یعنی حقوق، و در یک دانشگاه خوب در شهر تهران قبول شوم و برای رسیدن به این هدف درس میخواندم.
چه چیزی باعث شد در طول سال به برنامهتان پایبند بمانید و استمرار داشته باشید؟
حفظ و یادآوری هدف و آیندهام باعث شد در طول سال به برنامهام پایبند بمانم و استمرار داشته باشم.
بهطور میانگین روزانه چند ساعت مطالعه میکردید و چند تست میزدید؟ این میزان در ماههای پایانی چه تغییری کرد؟
در روزهای مدرسه ۴ تا ۶ ساعت و در روزهای غیرمدرسه ۷ تا ۹ ساعت مطالعه میکردم. میزان تستها هم بستگی به زمانبندی آزمونهای هفتگی و ترمهای مدرسه داشت، اما در روزهای پایانی بیشتر شده بود.
برنامه مطالعاتیتان را چگونه تنظیم میکردید و چطور بین مطالعه، تست و مرور تعادل برقرار میکردید؟
درسهای دشوار را زودتر شروع میکردم و تستهای آموزشی بیشتری میزدم و سعی میکردم این کار را صبحها انجام بدهم. به همین ترتیب، درسهایی را که برایم راحتتر بودند، در ساعات عصر مرور میکردم.
آزمونهای کانون چه نقشی در مسیر مطالعه و پیشرفت شما داشتند؟
آزمونهای کانون باعث شدند هدفمندانهتر پیش بروم، زمانبندی را بیشتر رعایت کنم و خودم را به بودجهبندی برسانم.
آزمونها را چگونه تحلیل میکردید و نتیجه تحلیل را چطور در مطالعهتان به کار میگرفتید؟
آزمونها را بعد از آمدن کارنامه بررسی میکردم. غلطها را یاد میگرفتم و تستهایی را که نزده بودم، بررسی میکردم و جاهای تستخیزتر را در کتاب علامت میزدم.
از کدام منابع یا کتابها برای تستزنی استفاده میکردید و معیار انتخاب منابعتان چه بود؟
از کتابهای آبی کانون و سهسطحی استفاده میکردم و معیارم پاسخهای تشریحی بود که این منابع بهخوبی داشتند.
کدام درس نقطه قوت شما بود؟ روش مطالعه و تستزنیتان در این درس چگونه بود؟
عربی و جامعهشناسی نقطه قوت من بودند. هم تستهای آموزشی میزدم و بعد تستهای زماندار و بهتدریج تعداد غلطهایم کمتر میشد.
کدام درس برایتان چالشبرانگیزتر بود؟ برای بهبود آن چه روشی را در پیش گرفتید؟
منطق و فلسفه برایم چالشبرانگیزتر بودند و تلاش میکردم در آزمونها تستهایی را که در آنها شک داشتم، نزنم و بعد آنها را تحلیل کنم.
سختترین مقطع مسیر کنکور برایتان چه زمانی بود و چگونه از آن عبور کردید؟
سختترین موقع، امتحانات نهایی و فاصله آن با کنکور بود که عمیقاً استرس و اضطراب زیادی داشتم. با کاهش کمی از ساعت مطالعه و خواندن با کیفیت بالاتر و کمیت متناسب، توانستم آن را کنترل کنم.
در ماههای پایانی و نزدیک کنکور، چه تغییراتی در برنامه یا روش مطالعهتان ایجاد کردید؟
کمیت مطالعهام کمتر شد، اما کیفیت آن بهبود داشت و بیشتر کنکورهای اخیر را میزدم و تحلیل و بررسی میکردم.
از چه روشهایی برای مدیریت زمان، بهخصوص هنگام تستزنی و آزمون، استفاده میکردید؟
از روش ضربدر و منها و استفاده از کرنومتر برای مدیریت زمان استفاده میکردم.
نقش خانواده در مسیر آمادگی شما برای کنکور چگونه بود؟
خانوادهام همهجوره از من حمایت عاطفی و مالی کردند، پشتیبانم بودند و من را تشویق میکردند.
اگر بخواهید سه توصیه مهم به دانشآموزان کنکوری سال آینده داشته باشید، چه میگویید؟
اول از همه، اگر در مسیر خسته شدند، باز هم ادامه بدهند؛ چون ارزشش را دارد. من خودم به شخصه باز هم میگویم کاش بیشتر تلاش میکردم.
دوم اینکه به حرفهای اطرافیان توجه نکنند و دنبال مقایسه کردن نباشند؛ چون واقعاً بیشتر از همه خودشان اذیت میشوند.
سوم اینکه به تواناییهای خودشان باور داشته باشند و کم نیاورند.
