نام و نام خانوادگی: فاطمه شیرزاده
پایه: دوازدهم انسانی
نام شهر و استان: رشت ، گیلان
میانگین تراز: ۵۲۸۴
سالهای حضور در کانون: 1سال
تعداد آزمونها: 19 آزمون
تعداد پیشرفت: 8 بار
شغل و تحصیلات مادر: کاردانی ، ماسور و اپراتور دستگاه لیزر
شغل و تحصیلات پدر: دیپلم ، دکه مطبوعاتی
مصاحبهگر: شیده شیرازی
نمرههای امتحان نهایی و تراز سوابق تحصیلیتان چند شد؟
۱۴.۸۴
برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
برنامهام این بود که در فرجهی هر امتحان همراه با مرور کتابی که امتحان داشتم دروس پایه دهم و یازدهم را هم مرور کنم،به این صورت که اگر مثلا کتاب جامعهشناسی (۳) را امتحان داشتم، در فرجهی یک روز و نیم همراه با مرور جامعهی ۳ ، کتاب های جامعهی ۱ و ۲ را هم رفع اشکال میکردم و تست میزدم.(نکتهی مهم این بود که تمرکزم را صرفاً روی جامعه شناسی در آن یک روز و نیم میگذاشتم و نه چیز دیگری)دروسی هم که برام سبک تر بود یا عمومی بودند هم فرجهشان تقسیم میشد با دروس تک کتابی، مثل: اقتصاد و روانشناسی.
اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه ریزی میکردید؟
در آزمون اول: ۳۹۹۲در آزمون آخر(۱۲ تیر) : ۵۴۴۷. بعد از هر آزمون درصدها و رتبه و ترازم را در دفترم دستی یادداشت میکردم و خودم را با آزمون قبلی مقایسه میکردم. و هدفگذاری هم میکردم.من مشاور خصوصی نداشتم اوایل بخاطر همین زیاد تو سایتهای کانون مطالب مشاورهای را میخوندم و استفاده میکردم. ولی از موقعی که مهر ماه شروع شد فقط نقاط ضعفم در بحث روانی و درسی را ارزیابی و رصد میکردم و راجب آنها تحقیق میکردم. همچنین نکات مشاورهای رتبه برترها را با توجه به تیپ شخصیتی خودم استخراج میکردم و کلی از آن ها استفاده میکردم.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
بهم نشون داد استمرار چقدر مفید و مهمه. راستش مدرسهی ما برای حضور در کلاس خیلی سختگیر بود و واقعا ۶ ماه اول سال خیلی از نظر روانی بهم سخت گذشت. ولی در نهایت دیدم همون سختی ها باعث شد همین نتیجه ای که کسب کردم تو نهاییها کنکور را کسب کنم.
برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
راستش زیاد جدی نبودم . سرکار میرفتم و راجب آزمونها و اینکه چجوری شروع کنم سر در گم بودم ولی در نهایت از مهر ماه شروع کردم و از آبان ماه برنامهریزی ساعت به ساعتی که یه کنکوری باید داشته باشم را آغاز کردم.
برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
برای هر کتاب به صورت جداگانه صفحاتی از کتاب که برایم دشوار بود را جدا کردم و روی کاغذ نوشتم و مرور کردم.ضعف های پایهایم را در درس ریاضی کم کردم و سعی کردم کمی خوش بگذرانم و مغزم را از خبرها جدا کنم. ولی واقعا سخت بود، پس تصمیم گرفتم اطلاعات جدیدی که از اخبار میشنوم یا تحلیل میکنم را با دروس درسی خودم مثل جغرافیا و تاریخ و جامعه شناسی پیوند بدهم. کتاب نوروزی که کانون بهم داده بود و نمونه سوالات نهایی و یکسری نمونه تست دیگر استفاده کردم.
شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
رفع اشکال، تست و بالا بردن تاب آوری ذهنی و روانی. چون میدیدم اگر بخشی از انرژیم را صرف بهبود حال خودم نکنم عملاً ممکن است تمرکز نداشته باشم.
از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟ (روش خود را توضیح دهید.)
من تقریبا از اواخر فروردین شروع به جمع بندی کردم و برای دروسی که ضعف پایه داشتم مثل ریاضی و عربی و منطق به شکل ویژهای زمان خالی میکردم که رفع اشکال عمیق تری داشته باشم(و بیشتر تمرکزم در ریاضی بود)
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
بله. اوایل با هوش مصنوعی برنامه ریزی میکردم و بعد مدتی عوامل انسانی را هم در نظر گرفتم و زمان خالی برای جبران را بیشتر کردم.
ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چهقدر تست میزدید؟ چهقدر مطالعه میکردید؟
معمولاً روزی ۸_۱۲ساعت (قبل از اسفند) و بعدش هم کمتر ۶_۸ ساعت یا کمتر -مطابق با بودجه بندی آزمون و کتاب آبی-منبع اصلیم را کتاب میدانستم و از آبان تا تیر حداقل ۴_۵ بار هر کتاب را دوره کردم.
برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
در شروع به صورت مبحث به مبحث پیش رفتم و اواخر به صورت بقچهای مطالعه میکردم.
روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
به آن ها به چشم یک چیزی که وقتم را می گیرد نگاه نمیکردم و متوجه بودم چقدر در نهایی مهم هستند و عمیق مطالعه میکردم. برای درک مفهوم و معنی لغت به لغت متون فارسی و حفظ شعر، و همچنین مرور سلامت بهداشت، یادگیری معنی و کلیدواژهها و پیامهای آیات و دینی و شعرهایی که در هر درس داشت در طول سال وقت میگذاشتم.
از کدام منابع کمک آموزشی کانون استفاده میکردید؟
کتاب آبی، کتاب نوروز، ویدئوهای آموزشی پیشرفت، کتاب های جمع بندی دوازدهم و دهم و یازدهم و همچنین کلاسهای هفتگی برای درسهایی که ضعف داشتم.
از کدام کارنامههای جعبه ابزارکارنامه استفاده میکردید؟ از هریک چه استفادهای میکردید؟
تقریبا همهی آن ها.هر کدام از آنها به من ایدهای میدادند برای اینکه چجوری برنامه ریزی ام را بهتر کنم و به چه فاکتورهای دیگری توجه کنم تا بتوانم پیشرفتم را واقع بینانه تر بسنجم.
تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
معمولا غروب همان روز شروع میکردم و تا فردای آن روز طول میکشید. ولی این اواخر متاسفانه همهی درس ها را تحلیل با پاسخنامه نکردم. ولی سوالات یادم میماندند و هنگام مرور دروس پاسخ تو ذهنم ثبت میشد.نکات جدیدی که در هر تحلیل یاد میگرفتم را در یک دفترچه جدا یادداشت میکردم.
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدامست؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
علوم و فنون ادبی.من پایهی قوی برای قسمت آرایههای این درس داشتم و با علاقه میخواندم و همچنین برای تثبیت بهتر تاریخ ادبیات طوری زمان بندی میکردم که مثلا وقتی دارم تاریخ ادبیات سبک هندی را میخواندم آن فصل از تاریخ یازدهم که مربوط به آن دوره بود را هم مرور کنم و خودم را در فضای آن دوره تصور کنم (به نوعی از بخشهای مختلف حافظهام استفاده کنم) برای قرابت معنایی که تبدیل به نقطهی قوتم شده بود.برای بخش اوزان هم با اینکه توی ماه مهر و آبان کم کاری های یازدهمم را همراه با پیشروی دوازدهم جبران کردم.
با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامه ای برای آن اجرا کردید؟
قسمت قرابت معنایی علوم و فنون.تست میزدم و سعی میکردم هر بیت را از نظر زمانی و سبکی و آرایهای تحلیل کنم.
