نام و نام خانوادگی: مهلا ملکی
پایه: دوازدهم انسانی
نام شهر و استان: قهستان ، خرایان جنوبی
میانگین تراز: ۶۶۳۵
سالهای حضور در کانون: 1سال
تعداد آزمونها: 16 آزمون
تعداد پیشرفت: 5
شغل و تحصیلات مادر: خانهدار ، دیپلم
شغل و تحصیلات پدر: آزاد ، سیکل
مصاحبهگر: شیده شیرازی
نمرههای امتحان نهایی و تراز سوابق تحصیلیتان چند شد؟
نمرههای امتحانات نهاییام بین ۱۸ تا ۲۰ بود. تراز سوابق تحصیلیام هم هنوز اعلام نشده.
برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
برای امتحانات نهایی، برنامهام را بر پایهی مطالعهی دقیق و مفهومی کتاب درسی تنظیم کرده بودم. ابتدا هر درس را با دقت مطالعه میکردم و نکات مهم و قسمتهایی را که نیاز به مرور بیشتری داشت، مشخص میکردم. سپس با حل نمونه سؤالات امتحانات نهایی سالهای گذشته، با شیوهی طرح سؤال آشنا میشدم و نقاط ضعفم را برطرف میکردم. در روزهای پایانی نیز زمان بیشتری را به مرور و جمعبندی اختصاص میدادم تا با آمادگی و آرامش بیشتری در جلسهی امتحان حاضر شوم.
اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه ریزی میکردید؟برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه ریزی میکردید؟
اولین تراز ۴۷۰۳ و در آزمون آخر به ۸۲۴۴ رسید. برای هر آزمون، ابتدا برنامهی راهبردی و مباحثی را که قرار بود مطالعه کنم، بررسی میکردم و سپس زمانم را متناسب با اهمیت و میزان تسلطم بر هر درس تقسیم میکردم. سعی داشتم مطالعه، مرور و تستزنی را در کنار هم پیش ببرم و در روزهای پایانی نیز بیشتر به جمعبندی و رفع نقاط ضعفم بپردازم. بعد از هر آزمون، با بررسی دقیق کارنامه و اشتباهاتم، برنامهی آزمون بعدی را اصلاح میکردم تا هر آزمون برایم فرصتی باشد برای شناخت بهتر نقاط ضعف و یک قدم نزدیکتر شدن به هدفم.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
پیوستگی در آزمونها به من کمک کرد تا مسیر مطالعهام را منظمتر و هدفمندتر دنبال کنم. هر آزمون برای من فرصتی بود تا آموختههایم را محک بزنم، نقاط ضعفم را بشناسم و برای برطرف کردن آنها تلاش کنم. بررسی نتیجهی هر آزمون و مقایسهی آن با آزمونهای قبل، باعث شد مسیر پیشرفتم را بهتر ببینم و با انگیزهی بیشتری ادامه بدهم. به نظرم، همین استمرار و تلاش مداوم بود که در نهایت زمینهساز پیشرفت من شد.
برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
در تابستان، تمرکز اصلی من بر مطالعه برای کنکور و تقویت پایههای درسیام بود. سعی میکردم با یک برنامهی منظم، هر روز زمان مشخصی را به مطالعه، مرور و تستزنی اختصاص بدهم و مباحث را بهصورت پیوسته پیش ببرم. هدفم این بود که از فرصت تابستان به بهترین شکل استفاده کنم، بخشی از مطالب را از قبل مطالعه کنم و با آمادگی بیشتری وارد سال تحصیلی شوم. در کنار مطالعهی مباحث جدید، مرور مطالب قبلی و بررسی اشتباهاتم را هم جدی میگرفتم تا روند پیشرفتم متوقف نشود.
برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
در دوران طلایی نوروز، تمرکز اصلی من بر جمعبندی مطالب و تثبیت آموختهها بود. سعی میکردم با برنامهریزی منظم، مباحثی را که قبلاً مطالعه کرده بودم مرور کنم و در قسمتهایی که احساس میکردم نیاز به تقویت بیشتری دارم، از فیلمهای آموزشی کنکور استفاده کنم. منابع اصلی من در این دوران، فیلمهای آموزشی و مطالبی بود که برای مطالعه و جمعبندی در اختیار داشتم. هدفم این بود که از فرصت نوروز به بهترین شکل استفاده کنم و با مرور و رفع اشکالات، آمادگی خودم را برای ادامهی مسیر کنکور افزایش بدهم.
شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از نوروز، تمرکزم را بیشتر بر تستزنی و سنجش میزان آمادگیام گذاشتم. سعی میکردم با حل تستهای بیشتر، سرعت و دقت خودم را افزایش بدهم و با حل کنکورهای سالهای گذشته، با فضای واقعی آزمون و شیوهی طرح سؤالات آشناتر شوم. در کنار آن، اشتباهاتم را بهدقت بررسی میکردم و زمان بیشتری را به مباحثی که در آنها ضعف داشتم اختصاص میدادم. هدفم این بود که با برطرف کردن نقاط ضعف و افزایش مهارت تستزنی، قدمبهقدم آمادگی خودم را برای دوران جمعبندی بیشتر کنم.
از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟ (روش خود را توضیح دهید.)
من از دوران نوروز بهتدریج جمعبندی را شروع کردم. روش کارم این بود که ابتدا با استفاده از فیلمهای آموزشی، مباحثی را که نیاز به مرور یا آموزش دوباره داشتند، بررسی میکردم و بعد نکات مهم و خلاصهها را مرور میکردم. در ادامه، با حل کنکورهای سالهای گذشته، خودم را در شرایط نزدیک به آزمون واقعی قرار میدادم و بعد از هر آزمون، پاسخها و اشتباهاتم را بررسی میکردم. همچنین مباحثی را که در آنها ضعف بیشتری داشتم، دوباره مطالعه و تمرین میکردم.به این ترتیب، جمعبندی برای من فقط مرور مطالب نبود؛ بلکه فرصتی بود برای تثبیت آموختهها، شناسایی نقاط ضعف و افزایش سرعت و دقت در تستزنی.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
بله. اوایل کار نمیتوانستم برنامهی راهبردی را بهطور کامل اجرا کنم، اما بهتدریج با برنامهریزی بهتر و مدیریت زمان، توانستم مطالعهام را با برنامهی راهبردی هماهنگ کنم و برنامهی هر آزمون را بهطور کامل پیش ببرم.
ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چهقدر تست میزدید؟ چهقدر مطالعه میکردید؟
معمولاً بهطور میانگین روزی حدود ۷ تا ۸ ساعت مطالعه داشتم، البته بسته به شرایط و نزدیک شدن به آزمون ممکن بود این میزان بیشتر یا کمتر شود. سعی میکردم مطالعه و تستزنی را در کنار هم پیش ببرم. برای درسهای اختصاصی، اول مطالب را دقیق مطالعه میکردم و بعد تستهای آموزشی میزدم و در روزهای نزدیک آزمون بیشتر روی تست زماندار و تستهای کنکورهای سالهای قبل تمرکز میکردم. تعداد تستهایم هم ثابت نبود، ولی معمولاً روزانه حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ تست اختصاصی میزدم و حتماً تستهای غلط و نزده رو بررسی میکردم.
برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
برای درسهای دهم و یازدهم سعی میکردم مطالعهام پیوسته و همگام با برنامه آزمونها باشد. مطالب هر پایه را به صورت مبحثی مطالعه میکردم و بعد از مطالعه، تستهای مربوط به همان مبحث را میزدم تا مطالب برایم تثبیت شود. در برنامه هفتگی هم بین دهم و یازدهم تعادل برقرار میکردم و در کنار مطالعه مباحث جدید، زمانی را برای مرور و تست مباحث قبلی اختصاص میدادم. هرچه به آزمون نزدیکتر میشدم، بیشتر روی جمعبندی مباحث و رفع اشکال تمرکز میکردم.
روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
در مقایسه با دروس اختصاصی، زمان کمتری را به دروس عمومی اختصاص میدادم و تمرکز اصلیام بیشتر روی اختصاصیها بود. برای عمومیها بیشتر سعی میکردم از زمانهای آزاد استفاده کنم؛ مثلاً لغات و نکات مهم را مرور میکردم و برای بعضی درسها تست میزدم. نزدیک آزمون هم با مرور مطالب و حل تستهای سالهای قبل، سعی میکردم مطالبی را که قبلاً خوانده بودم دوباره تثبیت کنم. به نظرم مهمترین نکته این بود که حتی با وجود زمان کمتر، مطالعه عمومیها رو کاملاً کنار نذارم.
از کدام منابع کمک آموزشی کانون استفاده میکردید؟
از منابع کمکآموزشی کانون مثل کتابهای تست و کتابهای جمعبندی استفاده میکردم. همچنین از کارت پیشرفت که شامل فیلمهای آموزشی بود، برای یادگیری و مرور مباحثی که نیاز به توضیح بیشتری داشتم استفاده میکردم. این منابع کمک میکردند مطالب را بهتر تثبیت کنم و نقاط ضعفم را برطرف کنم.
از کدام کارنامههای جعبه ابزارکارنامه استفاده میکردید؟ از هریک چه استفادهای میکردید؟
بیشتر از کارنامهی آزمون و کارنامهی مبحثی استفاده میکردم. بعد از هر آزمون، کارنامهام را بررسی میکردم تا ببینم در کدام درسها و مباحث عملکرد بهتری داشتم و کجاها نیاز به تمرین بیشتری دارم. با بررسی کارنامهی مبحثی هم نقاط ضعفم را پیدا میکردم و در برنامهی مطالعهی آزمون بعدی، زمان بیشتری برای آن مباحث در نظر میگرفتم.
تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
معمولاً روز جمعه، بعد از اینکه نتایج آزمون اعلام میشد و فیلمهای تحلیل آزمون در سایت قرار میگرفت، آزمونم را تحلیل میکردم. ابتدا سؤالات غلط و نزده را بررسی میکردم و دلیل اشتباهم را پیدا میکردم. بعد با استفاده از فیلمهای تحلیل، نکات مهم و روش حل سؤالات را مرور میکردم و مباحثی رو که در آن ها ضعف داشتم مشخص میکردم تا در برنامهی آزمون بعدی بیشتر روی آن ها کار کنم.
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدامست؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
در هر دو نیمسال، جامعهشناسی، روانشناسی و عربی جزو بهترین درسهای من بودند. برای این درسها سعی میکردم اول مطالب کتاب درسی را با دقت مطالعه کنم و بعد با تست زدن، مطالب را تثبیت کنم. در جامعهشناسی و روانشناسی بیشتر روی درک دقیق مفاهیم و مرور نکات تمرکز داشتم و در عربی هم علاوه بر مطالعه، با حل تست و بررسی اشتباهاتم سعی میکردم نقاط ضعفم را برطرف کنم. مرور منظم و تحلیل تستها هم باعث شد عملکردم در این درسها بهتر شود.
با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامه ای برای آن اجرا کردید؟
با توجه به کارنامه دستاوردها، نقطه قوت اصلی من در درسهایی مثل جامعهشناسی، روانشناسی و عربی بود. سعی میکردم این نقاط قوت را حفظ کنم و در عین حال از آن برای بالا بردن تراز و عملکرد کلی ام استفاده کنم.برای این درسها مطالعه منظم، مرور مطالب و تستزنی داشتم و بعد از هر آزمون هم اشتباهاتم را بررسی میکردم تا نقاط قوتم حفظشوند و در مباحثی که ضعف بیشتری داشتم هم پیشرفت کنم.
