نام و نام خانوادگی : حمید تقی زاده
پایه : دوازدهم ریاضی
نام شهر و استان : جهرم ، فارس
میانگین تراز : 7511
تعداد پاسخ صحیح : 1780
سالهای حضور در کانون : 1 سال
تعداد آزمونها : 18 آزمون
تعداد پیشرفت : 9 بار
شغل و تحصیلات مادر : کارمند علوم پزشکی جهرم، کارشناسی ارشد
شغل و تحصیلات پدر : فوت شده
مصاحبهگر : علی حیدری

نمرههای امتحان نهایی و تراز سوابق تحصیلیتان چند شد؟
نمرات امتحانات نهایی من به این صورت بود: فارسی: 19.75 ، عربی: 19.25 ، دینی: 19.75 ، سلامت: 19.75 ،شیمی: 19.5، حسابان: 20 ، فیزیک: 20 ، هندسه: 20 ، گسسته: 20 ، هویت: 20 ، زبان: 20، معدل نهایی من 19.80 شد.
برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
از حدود دو هفته قبل از شروع امتحانات نهایی، مطالعهام را کاملاً به شکل تشریحی انجام دادم. درسها را بر اساس میزان فراموشی، اهمیت و نیاز به مطالعه اولویتبندی کردم. ابتدا سراغ درسهایی مثل حسابان، هندسه و گسسته رفتم که حفظیات کمتری دارند و مطالبی که یاد میگرفتم ، دیرتر فراموش میشدند. سپس به تدریج زمان بیشتری را به درسهایی که نیاز به مرور و تثبیت بیشتری داشتند اختصاص دادم. برای شیمی نیز چون فاصله بین امتحان آن و امتحان قبلی کم بود، از قبل زمان بیشتری برای آن در نظر گرفتم تا در روزهای نزدیک به امتحان با کمبود وقت مواجه نشوم.
در آزمونها حضوری شرکت میکردید یا آنلاین؟ چرا؟
به صورت حضوری شرکت میکردم. حضور در جلسه آزمون در کنار سایر داوطلبان باعث میشد شرایط آزمون به فضای کنکور سراسری نزدیکتر باشد. این موضوع کمک زیادی کرد تا با مدیریت زمان، فضای جلسه و فشار روانی آزمون آشنا شوم و در نهایت آمادگی بیشتری برای حضور در جلسه کنکور داشته باشم.
اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه ریزی میکردید؟
تراز من صعودی بود. در برنامهریزی برای هر آزمون، ابتدا آزمون قبلی را تحلیل و نقاط ضعف خودم را شناسایی میکردم. بعد مشخص میکردم که در هر درس و مبحث دقیقاً با چه مشکلی مواجه شدهام. در کنار ادامه دادن مباحثی که در آنها تسلط داشتم، برای مباحثی که ضعف بیشتری داشتم زمان بیشتری اختصاص میدادم تا به تدریج میزان تسلطم افزایش پیدا کند. برای من مهم بود که هر آزمون فقط یک آزمون نباشد، بلکه نتیجه آن تبدیل به برنامهای برای آزمون بعدی شود.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
پیوستگی در آزمونها باعث شد حضور در فضای آزمون برای من به یک عادت تبدیل شود. وقتی به صورت منظم در آزمون شرکت میکردم، شرایط جلسه آزمون، مدیریت زمان و کنترل استرس برایم آشناتر میشد. به نظرم یکی از مهمترین فواید پیوستگی این بود که حضور در جلسه کنکور دیگر یک اتفاق کاملاً جدید و ناشناخته نبود. به دلیل تجربه مداوم آزمونهای کانون، با فضای آزمون آشنایی بیشتری داشتم و همین موضوع باعث شد هنگام حضور در جلسه کنکور تنش و استرس بسیار کمتری داشته باشم.
برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
در تابستان تمرکز اصلی من روی پوشش دادن دروس پایه بود. هدفم این بود که مباحث پایه را به خوبی یاد بگیرم تا در سال دوازدهم هنگام مطالعه مباحث جدید با ضعف پایهای مواجه نشوم. سعی کردم پایه را تا حد مناسبی تقویت کنم تا در طول سال تحصیلی بتوانم تمرکز بیشتری روی مباحث دوازدهم داشته باشم.

برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
در دوران نوروز بخش زیادی از دروس پایه را مطالعه و جمعبندی کردم و از کتاب نوروز کانون نیز استفاده کردم. این کتاب برای مرور و جمعبندی مطالب پایه در دوران نوروز برایم بسیار مفید بود. با توجه به اینکه در دوران نوروز بخش قابل توجهی از مباحث پایه را به پایان رسانده بودم، بعد از نوروز میتوانستم زمان بیشتری را برای دروس دوازدهم و آمادگی برای امتحانات نهایی اختصاص دهم.
شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از نوروز تقریباً نیمی از زمان مطالعهام را به دروس نهایی اختصاص دادم، زیرا هنوز امتحانات نهایی شروع نشده بود و میخواستم از قبل برای آنها آماده باشم. بخش دیگر زمانم را بیشتر به دروس دوازدهم و مقداری نیز به مرور دروس پایه اختصاص میدادم. این برنامه باعث شد قبل از شروع امتحانات نهایی، بخش زیادی از مطالب را یک بار مطالعه کرده باشم و در روزهای امتحان بیشتر زمانم صرف مرور و تثبیت مطالب شود.
از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟ (روش خود را توضیح دهید.)
جمعبندی اصلی من با توجه به شرایط آن سال، از بعد از امتحانات نهایی تا کنکور انجام شد. روش جمعبندی را متناسب با ماهیت هر درس انتخاب میکردم.
در ریاضیات، به جز آمار و احتمال، بیشتر تستهایی را که قبلاً علامتگذاری کرده بودم مرور میکردم. این تستها یا نکات مهمی داشتند یا برای یادآوری مطالب مناسب بودند.
در آمار و احتمال ابتدا بخشهای حفظی را خودم مرور میکردم و سپس به کتاب مراجعه میکردم تا اگر نکتهای را فراموش کرده بودم، آن را اصلاح کنم.
در فیزیک و شیمی، برای فرمولها و بخشهای محاسباتی تقریباً همان روش ریاضی را داشتم؛ یعنی بیشتر روی تستهای علامتدار و نکات مهم تمرکز میکردم. برای قسمتهای حفظی نیز ابتدا یک مرور سریع و کلی انجام میدادم و سپس با حل سؤال، میزان تسلطم را بررسی میکردم.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
بله، مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردم. ابتدا بر اساس میزان تسلط و ضعفی که در هر درس داشتم، زمان مورد نیاز برای مطالعه هر درس را مشخص میکردم و سپس این زمان را در طول هفته تقسیم میکردم. زمان باقیمانده را نیز به مباحثی اختصاص میدادم که در آزمونهای قبلی در آنها ضعف داشتم. به این ترتیب برنامه آزمون فقط برای مطالعه مطالب جدید نبود، بلکه فرصتی برای برطرف کردن نقاط ضعف قبلی نیز محسوب میشد.
ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چهقدر تست میزدید؟ چهقدر مطالعه میکردید؟
به طور میانگین روزانه حدود 10 تا 12 ساعت مطالعه داشتم. در هر درس اختصاصی به طور میانگین روزانه حدود 60 تا 80 تست کار میکردم. در مقایسه با تستزنی، زمان مطالعه مستقیم من کمتر بود و بخش بیشتری از زمانم را به تستزنی، تحلیل تستها و رفع اشکال اختصاص میدادم؛ زیرا معتقد بودم تست زدن زمانی بیشترین فایده را دارد که همراه با تحلیل و پیدا کردن دلیل اشتباهات باشد.
برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
بخشی از دروس پایه را در تابستان مطالعه کردم. در طول سال نیز برای ادامه مباحث پایه، بخشی از ساعات مطالعه روزانه را به این دروس اختصاص میدادم و همزمان با دروس دوازدهم آنها را پیش میبردم. هدفم این بود که مطالعه پایه را به روزهای پایانی موکول نکنم و به صورت تدریجی در طول سال آن را کامل کنم.
روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
دروس عمومی و بهخصوص درسهایی که برای امتحانات نهایی اهمیت داشتند را در طول سال رها نکردم. با اختصاص دادن زمانهای نسبتاً کم اما پیوسته در طول سال، تلاش کردم مطالب را به تدریج کامل کنم. این روش باعث شد تا قبل از شروع امتحانات نهایی بخش زیادی از مطالب را مطالعه کرده باشم و در دوران امتحانات به جای شروع مطالعه از ابتدا، بیشتر زمانم را صرف مرور و تثبیت مطالب کنم.

از کدام منابع کمک آموزشی کانون استفاده میکردید؟
از چند منبع کانون استفاده میکردم. کتاب عربی کانون برای من بسیار مفید بود، بهخصوص به دلیل ترجمههای خوب آن؛ زیرا عربی یکی از نقاط ضعف من محسوب میشد. در دوران نوروز از کتاب نوروز کانون برای مطالعه و جمعبندی دروس پایه استفاده کردم. برای جمعبندی کنکور نیز کتابهای زرد را بسیار مفید میدانستم و مجموعه آزمونها را در اختیار داشتم. همچنین کتابهای آبی جامع فیزیک و هندسه را به دلیل داشتن درسنامههای جامع برای مرور مطالب استفاده میکردم.
از کدام کارنامههای جعبه ابزارکارنامه استفاده میکردید؟ از هریک چه استفادهای میکردید؟
از کارنامه عادی و کارنامه مبحثی استفاده میکردم. از کارنامه عادی برای تحلیل هر آزمون استفاده میکردم و با بررسی عملکردم متوجه میشدم در کدام قسمتها نیاز به تلاش بیشتری دارم. از کارنامه مبحثی نیز برای بررسی نقاط قوت و ضعف در طولانیمدت استفاده میکردم. این کارنامه کمک میکرد فقط به نتیجه یک آزمون نگاه نکنم و روند پیشرفتم را در مباحث مختلف بررسی کنم.

تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
تحلیل آزمون را معمولاً روز بعد از آزمون انجام میدادم. ابتدا سؤالات غلط و نزده را دوباره بررسی میکردم و تلاش میکردم بدون نگاه کردن به پاسخنامه آنها را حل کنم. اگر سؤال را حل میکردم، بررسی میکردم که چرا در جلسه آزمون نتوانسته بودم به آن پاسخ بدهم. اگر نمیتوانستم سؤال را حل کنم، دلیل ناتوانی خودم را پیدا میکردم. بعد از این مرحله، از اطلاعات به دست آمده یک تحلیل کلی از آزمون انجام میدادم و بر اساس آن برای مطالعه و رفع نقاط ضعف برنامهریزی میکردم. به نظرم مهمترین بخش آزمون، همین تحلیل بعد از آزمون بود؛ چون باعث میشد نتیجه آزمون مستقیماً وارد برنامه مطالعاتی آزمون بعدی شود.
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدامست؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
بهترین درس من در نیمسال اول فیزیک و در نیمسال دوم گسسته بود. برای فیزیک ابتدا یک مطالعه کلی از مطالب کتاب انجام میدادم و سپس سراغ تستهای همان مبحث میرفتم. بعد از تستزنی و تحلیل تستها، نقاط ضعفم را شناسایی میکردم و برای رفع آنها دوباره مطالعه و تمرین میکردم. در گسسته، چون درس بسیار مفهومی است، ابتدا یک آموزش اولیه از مطالب داشتم و سپس با حل سؤال و تست، آموزش را تکمیل میکردم. بعد از تسلط نسبی، سراغ سؤالات دشوارتر میرفتم تا تسلطم روی مطالب بیشتر شود.
با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامه ای برای آن اجرا کردید؟
در مجموع فیزیک یکی از مهمترین نقاط قوت من بود. برای تقویت این درس، مطالعه مفهومی را در کنار تستزنی قرار دادم و سعی کردم فقط به حفظ کردن فرمولها اکتفا نکنم. ابتدا مفهوم مبحث را یاد میگرفتم، سپس تستهای مختلف را حل میکردم و در مرحله بعد با تحلیل تستها، نقاط ضعفم را پیدا میکردم. این روند باعث شد نقاط قوت خودم را حفظ کنم و در عین حال، هر بار با سؤالات جدید و چالشیتر، سطح تسلطم را افزایش دهم. به طور کلی تجربه من از آزمونهای کانون این بود که شرکت مستمر در آزمون، تحلیل دقیق کارنامه و تبدیل نقاط ضعف به برنامه مطالعاتی، سه عامل مهم برای پیشرفت هستند. آزمون برای من فقط سنجش نبود؛ بلکه ابزاری بود که مسیر مطالعهام را مشخص میکرد و کمک میکرد با آمادگی و آرامش بیشتری به سمت کنکور حرکت کنم.
