گفت و گو و مصاحبه با نیکی مشهدی، دوازدهم ریاضی

کتاب درسی بهترین مرجع بود، اما در کنارش "بانک سوالات نهایی" قلم‌چی واقعاً برگ برنده بود. فهمیدم که مطالعه بدونِ دیدنِ سبک سوالاتِ طراحان، نتیجه نخواهد داد.

گفت و گو و مصاحبه با نیکی مشهدی، دوازدهم ریاضی

نام و نام خانوادگی: نیکی مشهدی 

پایه تحصیلی: دوازدهم ریاضی 

شهر و استان: تهران- تهران

چند سال کانونی: ۲ سال 


مصاحبه‌گر: آندیا حداد 


الان که در بازه امتحانات هستیم، وقتی به اولین روز فکر می‌کنی، چه تغییری در ذهنیت یا استراتژی‌ات ایجاد شده که اگر برمی‌گشتیم به اون روز، حتماً انجامش می‌دادی؟

در شروع امتحانات، بیش از حد روی "کمال‌گرایی در جزئیات" تمرکز کرده بودم؛ یعنی وقت زیادی را صرف خواندن نکات فرعی کتاب درسی می‌کردم. اگر برمی‌گشتم ۸۰ درصد زمانم را روی مفاهیم کلیدی و سوالات پرتکرار سال‌های قبل می‌گذاشتم. 


کدام امتحان بیشترین غافلگیری را داشت و چطور هیجانت را کنترل کردی؟

امتحان دینی غافلگیرکننده بود. دو سوال بودند که به پاسخشان شک داشتم اما با توجه به اینکه هیچ سوالی نباید در امتحانات بی پاسخ باقی بمانند، هر آن چیزی که میدانستم را نوشتم.


برای دروسی که تشریحی بودند، آیا متوجه شدی که "فهمِ سطحی" چقدر با "تسلط برای نوشتن" فرق دارد؟

کاملاً! فهمیدم که در نهایی باید بتوانیم "مسیرِ رسیدن به جواب" را طوری بنویسیم که طراح متوجه شود ما منطقِ مسئله را درک کرده‌ایم. این تجربه باعث شد در دوران جمع‌بندی کنکور، سراغ "خلاصه‌نویسی‌های الگوریتمی" بروم تا بتوانم زنجیره‌ی استدلالِ پشتِ هر تست را بهتر درک کنم.


در روزهایی که انرژی‌ات افت کرده بود، چه تکیه‌گاه ذهنی‌ای به دادت رسید؟

تکنیکِ "هدف‌گذاریِ خرد" نجاتم داد. به جای اینکه به حجمِ زیاد کتاب‌ها نگاه کنم، فقط به "بستنِ دو فصل" فکر می‌کردم. هر زمان که خسته می‌شدم، از تکنیکِ پومودور (۵۰ دقیقه مطالعه، ۱۰ دقیقه استراحتِ کامل بدون موبایل) استفاده می‌کردم. 

سوال ۵: آیا منابعی که برای امتحانات خواندی کافی بودند؟

کتاب درسی بهترین مرجع بود، اما در کنارش "بانک سوالات نهایی" قلم‌چی واقعاً برگ برنده بود. فهمیدم که مطالعه بدونِ دیدنِ سبک سوالاتِ طراحان، نتیجه نخواهد داد. بهترین بازدهی را وقتی داشتم که بلافاصله بعد از هر فصل، سوالاتِ سه سال اخیر را حل کردم.


بین نمره‌ای که فکر می‌کنی گرفتی و نمره‌ای که فکر می‌کردی می‌توانی بگیری، چقدر فاصله است؟

حدود ۱ تا ۱.۵ نمره فاصله دارم. این فاصله نه به خاطر ندانستن مطلبی باشه، بلکه به خاطر "بی‌دقتی‌های کوچک" در محاسبه یا کلماتِ کلیدی صورت سوال بود. متوجه شدم که در لحظات خستگیِ امتحان، مغز من مستعدِ فیلتر کردنِ کلماتِ کلیدی است.


بزرگترین "نقطه ضعف ساختاری" که کشف کردی چیست و چه الگوریتم جدیدی داری؟

نقطه‌ضعف من "پرشِ ذهنی" بین مباحث بود. برای اصلاحش، در هر وعده‌ی مطالعاتی، یک بازه‌ی ۱۵ دقیقه‌ایِ آخر را به "شبیه‌سازیِ پاسخ‌دهی" اختصاص می‌دهم؛ یعنی فرض می‌کنم دارم جواب را برای یک نفر دیگر توضیح می‌دهم.


اگر بخواهی یک "فرمول مهندسی" برای موفقیت به سال‌بعدی‌ها بگویی، آن چیست؟

فرمول من این است: (تداومِ ذهنی) ÷ (ساعت مطالعه‌ی مفید) = ضریبِ پیشرفت. یعنی مهم نیست چقدر می‌خوانی، مهم این است که چقدر از آن چیزی که خواندی را می‌توانی در شرایطِ استرس‌زایِ امتحان بازخوانی کنی. تداوم در تست‌زنی، همان چیزی است که نمراتِ عالیِ نهایی را به درصدهایِ بالایِ کنکور تبدیل می‌کند.