مبینا امیرخانی
دوازدهم انسانی
میانگین تراز 6940
شهر: شهر قدس
مصاحبهگر: معصومه اسماعیل بیگی
شرایط جنگی که در کشور به وجود آمد، مطمئناً همهی ما را ناخودآگاه درگیر کرد ..
در چند روز اولِ شروع جنگ، راستش را بخواهید، با خودم میگفتم چون اوضاع بههمریخته است، پس این فرصتی است که میتوانم کمی استراحت کنم و چند روزی را بیدغدغه بگذرانم؛ چون هنوز هیچچیز معلوم نبود. اما برخلاف انتظار خودم، از همان ابتدای کار، مشاورم به من گفت: مبینا! در ۸ سال جنگ تحمیلی، کنکور هر سال برگزار شد؛ در دوران کرونا هم همینطور بود. پس قطعاً کنکور برگزار میشود، شاید با کمی تأخیر، اما برگزار میشود و ما نباید مسیرمان را عوض کنیم...
بعد از صحبتهای مشاور چه روندی را طی کردید؟
با توجه به این صحبتها، من مطالعهام را حفظ کردم، هرچند که شرایطِ حاکم، روی آن تأثیر میگذاشت. من به این باور رسیده بودم که در آن دوران، و حتی همین حالا، «ادامه دادن» خیلی خیلی مهمتر از «ایدهآل بودن» است. وقتی انتظاراتمان را با شرایط وفق دهیم و واقعبینانه با خودمان برخورد کنیم، "مثلاً زمانی که حالِ روحیمان به تبعِ شرایطِ موجود خوب نیست، اصراری بر رکورد زدن در ساعت مطالعه یا رسیدن به بهترینِ تاریخِ خودمان نداشته باشیم"، خیلی راحتتر میتوانیم مسیر را ادامه دهیم.
پیوستگی برای تو مهم است یا زدن رکورد ساعت مطالعه؟
گاهی اینکه باید همیشه ساعت مطالعهام بالا باشد، تعداد تستها کم نشود و هیچچیز نباید سرعتم را کُند، نه تنها باعث تلاش بیشتر نمیشود، بلکه چون ناشی از درک نکردنِ شرایط خودمان است، دقیقاً برعکس عمل میکند و باعثِ انفعال میشود. من روی این مسئله تمرکز کردم که قدمبهقدم و پیوسته رفتن، خیلی عادلانهتر از سرعت گرفتن در سربالایی است؛ چرا که سرعتِ بدونِ فکر در چنین مسیری، نه تنها باعث صعود نمیشود، بلکه باعث میشود به عقب سُر بخوریم. به این ترتیب، من در آن دوران هر روز ۸ تا ۱۰ ساعت مطالعه داشتم. سعی میکردم چشمم را روی اتفاقات نبندم، اما به خودم اجازه میدادم که با انعطافِ بیشتری پیش بروم.
ساعت مطالعه بالای دیگران باعث قیاس برای تو نمیشود؟
در واقع ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، متأثر از اجتماع و اتفاقات هستیم. من خودم به شخصه درگیرِ اینکه “هر چی هم بشه مهم نیست و تو باید بیخیال، همچنان ادامه بدی” نمیشوم. ما انسانیم و نمیتونیم خودمون رو غل و زنجیر کنیم و بگیم که در هر شرایطی محکوم به بهترین بودن هستیم؛ بلکه فقط باید با خودمون همراه باشیم و بدونیم که با همهی اتفاقات، میتونیم بهترینِ خودمون تو “اون شرایط” باشیم. این، من رو از کمالگرایی نجات میدهد و خیلی کمکم میکند. من به خودم میگویم که تو قطعاً لایق چیزی که میخواهی هستی و با ادامه دادنت داری این رو ثابت میکنی. من خودم رو با هیچ کسی مقایسه نمیکنم؛ اینکه فلان دانشآموز سال گذشته با مطالعهی ۱۲ ساعته تو عید به نتیجه رسیده، من رو درگیر نمیکند و باعث نمیشود حس کنم کافی نیستم؛ چون مسیر ما منحصر به ساعت مطالعهمون توی ماه اسفند، دوران عید یا هر کدوم از این موارد جزئی نمیشه. این مسیر، یه مسیر ممتد و طولانیه که مطمئناً هر جا احساس کنیم داریم آنچه رو که لیاقتش رو داریم به مناقصه میذاریم و کم میفروشیمش، میتونیم جبران کنیم. حقیقتِ تلخ و در عین حال شیرین اینه که همهی ما لیاقت داشتنِ بزرگترین چیزها رو داریم، اما وقتی عرصهی اثبات این موضوع میرسه، همهمون جرئت اثبات لیاقتمون رو نداریم.

نظرت در مورد اینکه در کامنتها گفته میشود که شرایط برای همه یکسان است، چیست؟ واقعا شرایط برای همه یکسان است؟
من در هر مسیری که وارد میشوم، بهشدت نیاز دارم احساس کنم تلاشم نتیجهبخش است و با کارهایی که انجام میدهم، دیر یا زود به نتیجه میرسم؛ اما طولانی شدنِ زیادِ پروسه امتحانات نهایی و کنکور، تا حدودی برایم اذیتکننده شد، چون من به حال خوب و هیجان نیاز دارم و برای همین است که همیشه از استراحتها چشمپوشی نمیکنم. گاهی حس میکردم مسیر تحصیلی ام مثل فنر داشت بلند و بلندتر میشد و از حالت عادیِ هر ساله خارج شده بود؛ سردرگمی عجیبی حاکم بود. بعضی وقتها فکرِ اینکه "دارم برای چیزی مطالعه میکنم که هنوز حتی ثبتنامش هم شروع نشده، در حالی که سال گذشته همین موقع آزمونهای جمعبندی شروع شده بود، اذیتم میکرد. اما دیدگاه دیگری که من را از آن حالِ بد نجات میداد، این بود:
اول: این وضعیت، یک وضعیت همگانی است و اگر از یک سری چیزها فاکتور بگیریم، همچنان شرایط رقابت برای همه کموبیش یکسان است. اگر فردی میتواند در این موقعیت کارآمد باشد، پس چرا من نتوانم؟
دوم: میگفتم درسته که امتحانات و کنکور عقب افتاده و این مسیر طاقتفرسا شده، اما راستش ما یک تا دو ماه زمان بیشتری داریم تا اگر مشکلی هست رفع شود؛ یعنی من الان فرصت بیشتری برای قوی شدن دارم و باید قدرش را بدانم. این دو طرز فکر، باعث میشد راحتتر ادامه دهم.
نظرت در مورد تعویق برنامه کنکور و امتحانات چیست؟
من به این “زمان ناشی از تعویق امتحانات نهایی و کنکور” به عنوان یک فرصت نگاه میکنم؛ اما منظورم بههیچوجه نگاهی کلیشهای نیست. از این جهت برایم فرصت است که:
یک: میتوانم به خودم ثابت کنم که توانِ دوام آوردن در شرایط سخت و بیثبات را دارم و میتوانم خودم را با شرایط وفق بدهم؛ این مهارتی است که میتوانم در این دوران کسب کنم.
دو: همیشه در هر مسیری حسی هست که میگوید “نکند عقب افتاده باشم؟”، “نکند اشتباه رفته باشم؟” یا “نکند دیر شده باشد؟”. راستش الان این تایم اضافه، میتواند برایمان مرهمی باشد تا اگر نقص، کوتاهی یا اشکالی وجود دارد، برطرف شود؛ به این شرط که به این افکار پر و بال ندهیم و آنها را در جهت درست هدایت کنیم. باید آگاهی لازم را از این افکار بگیریم و رهایشان کنیم تا مانع راهمان نشوند. دست از ترسیدن برداریم؛ چیزی برای از دست دادن وجود ندارد و هرچه هست، برای به دست آوردن است. پس چرا دست روی دست بگذاریم؟»
به نظرت برای شما کنکوریها استفاده بیش از حد از فضای مجازی چه تاثیری دارد؟
من با شناختی که از خودم و روحیه ام دارم، معمولاً سراغ اخبار نمیروم؛ چون میدانم که روح و روانم را بر هم میزند. بسیاری از اخباری که منتشر میشوند، حتی برای یک عضو بزرگسال جامعه هم سودمند و حیاتی نیستند، چه برسد به من که یک دانشآموز کنکوری هستم. اما اگر به دنبال آگاهیِ سودمند باشم، ترجیح میدهم اخباری را دنبال کنم که خلاصه باشند و از یک "فیلتر" رد شده باشند. منظورم این است که مثلاً از فرد آگاه دیگری بپرسم تا بهجای چک کردنِ صدها پیام در کانالهای مختلف، فقط از "اصل مطلب" باخبر شوم.
الان که اواسط خرداد است، چه برنامهای داری؟
برنامه فعلی من، آمادگی برای کنکور با استفاده از آزمونهای جامع و تستهای سالهای گذشته است. در حال حاضر، تمرکز اصلی من روی "جمعبندی" است تا مطالبی را که فراموش کردهام، دوباره بازیابی کنم. برای امتحانات نهایی هم، حدود یک تا دو هفته پیش از زمانی که بهصورت رسمی اعلام میشود، مطالعهی تشریحی را شروع میکنم. علاوه بر این، ساعت خواب و بیداری من بهصورت روتین و منظم است و سعی میکنم میانگین ساعت مطالعهام را نیز هر هفته افزایش دهم.
