فصل اعلام نتایج کنکور، همیشه آمیخته با هیجان، هیاهو و انبوهی از پرسشهای بی پایان برای داوطلبان و خانوادههاست: با این رتبه کجا قبول میشوم؟ کدام رشته؟ کدام دانشگاه؟
در نگاه نخست، به نظر میرسد فرایند انتخابرشته صرفاً یک چیدمان عادی از کدرشتهها بر مبنای تراز و رتبه است؛ اما در واقعیت، انتخابرشته نخستین تمرین جدی تصمیمگیری استراتژیک در زندگی یک جوان است. پایهریزی یک دوران دانشجویی موفق و باانگیزه، نه در روز ثبتنام دانشگاه، بلکه درست در لحظاتی رقم میخورد که داوطلب با بینش و آگاهی، اولویتهای انتخاب خود را سامان میدهد.
گام اول: گذار از سردرگمی به انتخابی آگاهانه در مراحل ابتدایی، اغلب داوطلبان فهرستی بلندبالا و درهمتنیده از رشتهها و دانشگاههای مورد علاقه خود تهیه می کنند؛ لیستی که بخشی از آن شامل انتخابهای واقعی و بخش زیادی از آن ناشی از هیجانات زودگذر یا انتظارات اطرافیان است. یک اصل بنیادین در مشاوره انتخابرشته وجود دارد: "رشتهای که به آن علاقه نداری، نباید در لیست انتخاب نهایی جایی داشته باشد". پالایش اولیه نیازمند تحقیق میدانی، گفتوگو با افراد مطلع و ارزیابی علاقه واقعی است. داوطلب باید از خود بپرسد: "آیا حاضرم چند سال از جوانیام را با اشتیاق پای این رشته بگذارم و سختیهای آن را بپذیرم؟"عبور از این پرسش، آغاز مسئولیتپذیری تحصیلی است.
گام دوم: هنر اولویتبندی با روش "مقایسه دو دویی"پس از مشخص شدن گزینههای مطلوب، چالش بزرگتر نمایان میشود: "ترتیب چینش انتخابها". تردید میان دو رشته یا دو دانشگاه، رایجترین گره ذهنی داوطلبان است.برای حل این مسئله، تکنیک "تصمیمگیری بر مبنای ترجیح شخصی" یا مقایسه "دو دویی" راهگشاست:
1. تثبیت انتخاب اول: اگر تنها حق انتخاب یک صندلی در کل دانشگاههای کشور وجود داشت، کدام گزینه برگزیده میشد؟
2. قاعده چیدمان زنجیرهای: داوطلبی که بتواند منطق انتخاب اول خود را پیدا کند، کلید چیدمان ردیفهای بعدی را نیز به دست آورده است. در مواجهه با هر دو گزینه متوالی کافی است معیار و ترجیح شخصی، ملاک مقایسه قرار گیرد. با تثبیت جایگاه هر انتخاب، آرامش روانی و اعتمادبهنفس جایگزین تردیدهای فرسایشی خواهد شد.
گام سوم: آزمون پشیمانی و مسئولیتپذیری در انتخابهای پایانییکی از اشتباهات رایج، دقت فراوان در انتخابهای نخست و بیتوجهی به ردیفهای پایانی لیست است. در حالی که از منظر نظام سنجش، قبولی در انتخاب صدم همانقدر محتمل و معتبر است که قبولی در انتخاب اول! یک فرم انتخابرشته استاندارد و بینقص، فرمی است که داوطلب بتواند به این پرسش کلیدی پاسخ قطعی بدهد:
اگر در ردیفهای پایانی پذیرفته شوم، آیا سال آینده در چنین روزی از این انتخاب احساس رضایت خواهم داشت یا دچار پشیمانی میشوم؟وقتی داوطلب برای تکتک کدهای انتخابیاش دلیل و استدلال داشته باشد، حتی در برابر پیشنهاد تغییرات لحظه آخری نیز تزلزلی نشان نمیدهد؛ چرا که او به قطعیت درونی و تسلط کامل بر انتخابهایش رسیده است.
کلام آخر:
دانشجویی که پیش از ورود به دانشگاه، مسیر خود را با ساعتها تفکر، مقایسه دقیق و حذف گزینههای ناخواسته مشخص کرده به انتخابهایش وفادار است او گام نخست ورود به دنیای حرفهای را با اقتدار برداشته است.
