گفتوگو با رتبهبرتر کنکور ۱۴۰۴: مسیر موفقیت امیرمهدی میرعلی
**قبولی دکترای عمومی پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
یزد – استان یزد
مصاحبه گر : آناهیتا احمدی
1- لطفاً درباره نتایج کنکور خود توضیح دهید و نقش سوابق تحصیلی را شرح دهید.
کسب تراز ۱۰۱۶۶ برای سوابق تحصیلی، نقطه قوت بزرگی در نتیجه نهایی من بود. نمرات امتحانات نهاییام نیز نشاندهنده تلاش مستمر و تسلط بر دروس بود:
ادبیات: ۱۸٫۲۵
دینی: ۱۸٫۷۵
عربی: ۲۰
زبان: ۲۰
ریاضی: ۲۰
شیمی: ۲۰
زیستشناسی: ۱۹٫۵
فیزیک: ۱۹٫۷۵
هویت اجتماعی: ۱۸٫۵
سلامت و بهداشت: ۱۶٫۲۵
همانطور که مشخص است، در دروس عمومی و پایه امتیازات بالایی کسب کردم که مجموعاً باعث شد تراز خوبی در سوابق تحصیلی به دست آورم. این تراز بالا، در کنار درصد دروس اختصاصی، نقش تعیینکنندهای در رتبه نهایی من داشت.
2-از چه سالی عضو کانون بودید و این عضویت چه تأثیری بر روند مطالعاتی شما گذاشت؟
من از سال یازدهم تحصیلی، یعنی از سال ۱۴۰۱، عضو کانون فرهنگی آموزشی قلم چی شدم. در این دوران، تقریباً در تمامی آزمونها شرکت کردم. حضور مستمر و پیوسته در آزمونها نه تنها به من نظم بخشید، بلکه باعث شد روند مطالعاتیام بسیار ساختارمندتر و هدفمندتر شود. میدانستم برای هر آزمون باید چه مطالبی را بخوانم و این چهارچوب، از اتلاف وقت و سردرگمی جلوگیری میکرد.
3-مهمترین تأثیر آزمونهای کانون برای شما چه بود؟
مهمترین تأثیر آزمونهای کانون، شبیهسازی دقیق فضای کنکور بود. این آزمونها به من فرصت دادند تا توانایی مدیریت زمان خود را به طور واقعی بسنجم و تقویت کنم. یاد گرفتم که چگونه در شرایط استرسزا و با محدودیت زمانی، بهترین عملکرد را داشته باشم. علاوه بر این، تحلیل آزمونها به من کمک میکرد تا نقاط ضعف و قوت خود را به دقت شناسایی کرده و برای رفع آنها برنامهریزی کنم.
4- روش مطالعه شما چگونه بود؟ آیا روش خاصی داشتید؟
روش مطالعه من بیشتر تدریجی و پیوسته بود. ترجیح میدادم در طول سال تحصیلی، مطالب را به صورت کامل یاد بگیرم و در حافظه بلندمدتم تثبیت کنم. در ایام نزدیک به امتحانات یا کنکور، ساعت مطالعهام را لزوماً افزایش نمیدادم، بلکه تمرکزم را بر مرور عمیقتر و حل مسائل چالشیتر میگذاشتم. این روش کمک میکرد تا در زمان جمعبندی، بار مطالعهام کمتر باشد و با اضطراب کمتری روبرو شوم.
5- برای امتحانات نهایی از چه منابعی استفاده میکردید؟
برای امتحانات نهایی، درسنامه و توضیحات دبیران در کلاس درس، اصلیترین و مهمترین منبع من بود. علاوه بر این، از کتابهای شب امتحانی که خلاصهای جامع و نکتهوار از مباحث ارائه میدادند، استفاده میکردم. این منابع، با پوشش کامل مباحث درسی و ارائه نکات کلیدی، برای کسب نمره بالا در امتحانات نهایی کافی بودند.
6-در درسهای ریاضی و فیزیک، تعادل بین تستزنی و تمرین تشریحی چگونه بود؟
در دروس ریاضی و فیزیک، تعادل را رعایت میکردم. حدود ۵۰ درصد از زمان مطالعهام را به تستزنی برای سنجش سرعت و دقت و شناسایی انواع تیپ سوالات اختصاص میدادم و ۵۰ درصد باقیمانده را صرف حل تشریحی مسائل میکردم تا با روند اثبات، تحلیل و رسیدن به پاسخ نهایی آشنا شوم. برای تستزنی، از کتابهای سهسطحی کانون که سطحبندی مناسبی داشتند، استفاده میکردم و برای تمرین تشریحی، سراغ سوالات پرتکرار و نمونه سوالات استاندارد میرفتم. این رویکرد ترکیبی، باعث تسلط همهجانبه من بر مطالب شد.
7- بهترین درس شما کدام بود و راز موفقیت در آن درس چه بود؟
درس زیستشناسی و زمینشناسی بهترین درسهای من بودند. رمز موفقیت من در این دروس، مطالعه عمیق و کتابمحور بود. ابتدا کتاب درسی را به طور کامل و با دقت مطالعه میکردم و سپس تستها را نیز با رویکردی کتابمحور و تحلیلی بررسی میکردم. مرور مداوم و عمیق مطالب در فواصل زمانی مشخص، و همچنین حل تستهای متنوع از منابع مختلف، به تثبیت و درونیسازی مفاهیم کمک شایانی میکرد.
8-برنامه شما برای جمعبندی نیمسال اول چگونه بود؟
برنامه جمعبندی من در نیمسال اول، همگام با برنامه مدرسه بود. سعی میکردم روزانه مطالب را یاد بگیرم و در پایان هر هفته، یک مرور کوتاه و فشرده بر مباحث مطالعهشده انجام دهم. این مرور هفتگی به من کمک میکرد تا مطالب فراموش نشوند و در ذهن من ساختار منظمی پیدا کنند.
9-در دوره طلایی نوروز، تمرکز اصلی شما بر چه بخشهایی بود؟
دوره طلایی نوروز فرصتی عالی برای جمعبندی و مرور بود. در این دوره، بیشتر از کتابهای جمعبندی کانون استفاده کردم و تمرکز اصلیام بر تحلیل دقیق آزمونها و رفع اشکال مباحث مهم و پرتکرار بود. هدفم این بود که نقاط ضعف باقیمانده را برطرف کنم و با آمادگی کامل وارد دورههای پایانی سال تحصیلی شوم.
10- اگر به گذشته برگردید، آیا مسیر مطالعاتی خود را تغییر میدهید؟
با نگاهی به عقب، شاید کمی نظمدهی بیشتر به زمان مطالعه در تابستان سال یازدهم و استفاده زودتر از منابع خلاصهتر و جمعبندیکننده را در نظر میگرفتم. اما در مجموع، روند کلی و جدیتی که در مطالعه داشتم، همان چیزی بود که مرا به هدفم رساند و اگر دوباره فرصت باشد، همین مسیر را با همین پشتکار ادامه خواهم داد.
11- به نظر شما، تفاوت دوران دانشآموزی با دوران دانشجویی در چیست؟
بزرگترین تفاوت، در میزان خوداتکایی و مسئولیتپذیری است. در دوران دانشجویی، نقش اساتید بیشتر هدایتکننده است و کمتر به صورت مستقیم به آموزش جزئیات پرداخته میشود.
12- آیا رشتهای که قبول شدید، از ابتدا مورد علاقه شما بود؟
بله، کاملاً. رشته پزشکی از ابتدای دوران تحصیل، همواره علاقه اصلی من بوده است. هدفگذاری برای قبولی در این رشته، انگیزه اصلی من برای تلاش و پشتکار در طول سالهای دبیرستان بود و خدا را شکر که توانستم به این هدف برسم.
