· نام و نام خانوادگی: فاطمه فتاحی نوشآبادی
· نام شهر و استان: نوشآباد، اصفهان
· وضعیت کنکور: رشته تجربی، منطقه ۲
· رتبه یا تراز برتر: تراز ۹۳۹۰ _رتبه ۳۴۷۵
· رشته قبولی :پزشکی- علوم پزشکی کاشان
· سابقه عضویت در کانون: از سال دهم
· تحصیلات و شغل مادر: خانهدار (ابتدایی)
· تحصیلات و شغل پدر: آزاد (سیکل)
درصد های کنکور :
زیستشناسی: ۶۴
· فیزیک: ۵۰
· شیمی: ۴۵
مصاحبه گر: فاطمه ضیا
چطور برای کنکور هدفگذاری کردی و برنامهریزی کلیات چه شکلی بود؟
با توجه به اهمیت هر دو نوع آزمون تشریحی (نهایی) و تستی (کنکور)، هدفگذاری من بر پایه پیشبرد همزمان این دو و برقراری تعادل بین آنها استوار بود. برای نیل به این هدف، برنامههای روزانه و هفتگی خود را به طور کامل مینوشتم و با جدیت تمام سعی در پایبندی به آنها داشتم. این پایبندی به برنامه، نقش اساسی در پیشرفت تحصیلی من ایفا کرد
برای غلبه بر درسهای سخت و مباحث چالشی چه روشهایی استفاده کردی؟
درس شیمی برای من چالشی بود چرا که جنبههای حفظی و محاسباتی را توأمان دارد. برای بخش عبارتنامه (حفظیات)، تمرکزم را بر روی متن کتاب درسی گذاشته و تستهای مربوط به این بخش را حل میکردم. در بخش مسائل و تمرینها نیز نمونه سوالات متنوع را کار میکردم. از عید به بعد، برای تمرین بیشتر به سراغ سوالات کنکورهای اخیر رفتم. تلاش من همواره بر این بود که از منابع تکمیلی استفاده کنم
چه نکاتی درباره مدیریت زمان در طول سال کنکور به داوطلبان میتونی بگی؟
به نظر من، دانشآموز ابتدا باید مسیر و هدف خود را به روشنی مشخص کند. با توجه به رشته خود، تلاشی هدفمند داشته باشد و تمام تلاش خود را به کار گیرد. شناسایی نقاط قوت و ضعف، گام بعدی است. پس از آن باید زمان خود را بر اساس اولویتبندی این نقاط تقسیمبندی کند و در نهایت، از عملکرد خود نتیجهگیری نماید. برای مثال، زیستشناسی نقطه قوت من بود و بر همین اساس برای آن برنامهریزی کردم.
چطور هنگام مطالعه انگیزهات را حفظ کردی؟ آیا تکنیکی داشتی؟
راستش را بخواهید، ناامیدی در سال کنکور بسیار سراغ انسان میآید. من سعی میکردم با یادآوری هدف نهایی که برای خود تعیین کرده بودم، انگیزهام را در سطحی بالا نگه دارم. همچنین با تعیین اهداف کوتاهمدت، سعی میکردم در بازههای زمانی کوتاه، انگیزه خود را به صورت صعودی پیش ببرم
چه استراتژیای برای مرور و یادگیری عمیق استفاده کردی؟
در تمام دروس، مرور فعال اولویت اصلی من بود. این مرور، پیشزمینه شروع مطالعات جدیدم را تشکیل میداد. همواره تلاش میکردم نقاط ضعفم را شناسایی و برطرف کنم.
آزمونهای آزمایشی را چطور و به چه صورت استفاده میکردی؟
آزمونهای آزمایشی را بیشتر به عنوان ابزاری برای شناسایی نقاط ضعف و قوت خود به کار میگرفتم. همچنین این آزمونها به من نشان میدادند که در بازههای زمانی مختلف چقدر پیشرفت داشتهام. تمرکز اصلی من بر روی درصدهای کسب شده و سنجش عملکرد فردی در تک تک دروس بود.
اشتباهات رایجی که در مسیر مطالعه داشتی چه بودند و چگونه اصلاحشان کردی؟
یکی از بزرگترین پشیمانیهای من این است که چرا زمان بیشتری را صرف درس ریاضی که در آن ضعف داشتم، نکردم. من تنها زمان متوسطی را به ریاضی اختصاص میدادم و بیشتر وقت خود را صرف درسهای قوی مانند زیست و شیمی میکردم. این در حالی بود که باید با اختصاص زمان بیشتر به رفع اشکال میپرداختم. در مقابل، مطالعه منظم و هدفمند یکی از نقاط قوتم بود که به تثبیت مطالب در ذهنم کمک میکرد
در روزهای پرتلاش و سخت، چطور آرامش و تعادل روانیات را حفظ کردی؟
برای حفظ آرامش، از استراحتهای کوتاه و تنفس عمیق استفاده میکردم. راستش من فعالیت ورزشی منظمی نداشتم، اما به دیگران قویاً توصیه میکنم که حتماً ورزش را در برنامه خود بگنجانند، چرا که مطمئنم میتوانست به من هم کمک زیادی کند.
با استرس و اضطراب کنکور چه برخوردی داشتی؟ چه راهکارهایی برای کنترل اضطراب داری؟
من هم مثل بقیه داوطلبان با استرس و اضطراب مواجه بودم، به خصوص وقتی بر اثر سهلانگاری تستی را اشتباه میزدم. اما بعد از آن با خودم صحبت میکردم و به خودم میگفتم که در درس دیگری چقدر خوب پیش رفتهای، پس میتوانی با تلاش بیشتر این درس را هم مثل آن به پیشرفت برسانی. برای آزمونهای آینده هدفگذاری میکردم که این سهلانگاریها تکرار نشود و این ضعف را به نقطه قوت تبدیل کنم
چطور درسها را درجهبندی میکردی یعنی روی کدام درس بیشتر سرمایهگذاری میکردی؟
من درسها را بر اساس دو عامل دستهبندی میکردم: یکی ضریب آنها در کنکور و دیگری میزان توانایی خودم در آن درس. زیستشناسی بالاترین ضریب را داشت و جزو درسهای درجه یک من بود. پس از آن به ترتیب فیزیک و شیمی و در نهایت ریاضی قرار داشتند. این ترتیب شبیه به ترتیب دفترچه کنکور بود و سعی میکردم تعادل را بین این درسها برقرار کنم
آیا در طول سال کنکور تفریحات و استراحتت را مدیریت میکردی؟ چه مقدار اهمیت میدادی؟
به نظر من برقراری تعادل بین مطالعه و استراحت بسیار حیاتی است. یک بار تصمیم گرفتم زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهم و زمان استراحت را به حداقل برسانم، اما نتیجه معکوس گرفتم. وقتی ذهن خسته میشود، بازدهی آن به شدت پایین میآید. بنابراین تلاش من برقراری تعادل میان این دو بود.
چگونه از نقاط ضعف و اشتباهات خود درس گرفتی؟
من نقاط ضعفم را در آزمونها پیدا میکردم و در هفته منتهی به آزمون بعدی سعی در جبران آنها داشتم. اشتباهاتم را دوباره در خانه حل کرده و از مبحث مربوطه، تستهای متنوع دیگری کار میکردم. این روند به ویژه بعد از عید تداوم زیادی داشت.
نقش خانواده و دوستان در حمایت تو چه بوده است؟ چگونه ارتباطت را با آنها مدیریت کردی؟
خانواده ام در تمام طول مسیر همراه و پشتیبان من بودند و از هیچ کمکی دریغ نکردند. آنها محیطی آرام و دور از حاشیه برای مطالعه من فراهم کرده بودند و همواره به دنبال ایجاد آرامش برای من بودند. صحبت کردن با آنها امیدواری من را افزایش میداد.
از چه روشهایی برای حفظ نکات مهم و فرار استفاده میکردی؟
از تکنیک تکرار در فواصل زمانی استفاده میکردم. به این صورت که نکات مهم و یادداشتهایم را هر هفته و در بازههای زمانی مختلف مرور میکردم. به این باور رسیده بودم که یادداشتبرداری بدون مرور و مطالعه مجدد، تأثیر چندانی ندارد.
