رقیبم خودِ دیروزم است
محمد معراج صفارشرق، دوازدهم تجربی با میانگین تراز 7730 از تربت حیدریه
مصاحبهگر :محمدحسن زارعی
از دوران کودکی به خاطر دارم که به کتاب خواندن علاقه مند شدم. آن موقع ها بیشتر کتاب داستان می خواندم. علاقه ام هروز به خواندن کتاب ها بیشتر میشد و در تابستانها کتاب کار پایه های جلو تر را پدر و مادرم تهیه می کردند وحل می کردم و از آن زمان باعث شد علاقه من به مطالعه دروس بیشتر شود. من دو خواهر دارم که یکی از آنها متخصص مغز و اعصاب دیگری دندان پزشک هستند که سبب شد من هم وارد رشته تجربی شوم و از سال دهم شروع کنم برای کنکوری خواندن. آن اوایل سال دهم زیاد در فاز کنکوری خواندن نبودم ولی به مرور تعداد تست هایم بیشتر و بیشتر شدند و در کنارش مطالعه تشریحی زیاد نداشتم ولی سعی میکردم در هفته 5 الی 6 تایم رو اختصاص بدهم.
در سال یازدهم هم به همین منوال جلو رفتم و سعی در تثبیت مطالب پایه داشتم. از تابستان یازدهم به دوازدهم برنامه دقیق خودم را شروع کردم چون در این تایم مدرسه نمی رفتیم و امتحان کلاسی نداشتیم باعث شد مرور و جمع بندی پایه را خوب انجام دهم و پس از تابستان با شروع پاییز برنامه خودم را مطابق بودجه بندی کانون پیش میبرم و در کنار خود دوازدهم، دهم یازدهم هم مرور دارم. در اوایل سال تراز هایم زیاد بالا نبود و اولین ترازم 6700 بود و بعد از چند آزمون نحوه آزمون دادن را فهمیدم و الان ترازم 7800 الی 8400 هستش. در این مسیر بعضی وقت ها ناراحت و نا امید می شوم که کمک خانواده بسیارمفید است و با این نکته که موفقیت ثمره تلاش و پشتکار است امیدوار می شوم و موتور درس خواندنم دوباره به کار می افتاد. با تاثیر امتحان تشریحی در قبولی رشته مورد نظر تقریبا نصف تایم را به تشریحی اختصاص می دهم و سعی بر حل نمونه سوال های تشریحی و خواندن متن کتاب می کنم.
در آزمون ها با خلاصه برداری و یاداشت نکته های سوال ها و کاهش بی دقتی در آزمونها و دقت به هدف طراح توانستم تعداد غلط هایم را کنترل و به 5 غلط الی 10 غلط در آزمون برسانم و این متغیر است و آزمونی داشتم که 1 غلط داشتم.
و توجهای به رتبه و تراز نمی کنم و بیشتر درصد ها برایم ملاک است روش من برای افزایش درصد با کمتر غلط زدن حاصل میشود اما وقتی به نتیجه فکر می کردم اشتباهاتم بیشتر می شد و نتیجه گرفتم رقیب من فردا و دیروز من هستند که باید بیشتر تلاش کنم.
در اول سال دهم، هدفم قبولی پزشکی بود ولی با تراز ها و.. دیگر کم کم بعضی وقت ها به رتبه برتر شدن هم فکر می کنم. حالا میخواهم در نیم سال دوم بازهم به پایه و دوازدهم تمرکز کنم و مروری بر نیم سال اول داشته باشم و همچنین برای امتحانات نهایی خودم برنامه دارم.
پدرم همیشه می گویند کنکور دو ماراتنی است که مهم نیست اولش را با قدرت و سریع شروع کنی مهم آن است که استمرار خودت را حفظ کنی مانند دونده(داوطلب) دو ماراتن(کنکور) من هم سعی می کنم با استمرار و کاهش استرس و ذهنی آرام این روند را حفظ کنم.
