داستان زیر نتیجه گفتوگوی کوتاهی است که همکارانم با دانشآموزان خود داشتند. داستان ترکیبی از ادبیاتِ مصاحبهگر و مصاحبهشونده است که در یک گفتوگو خلق شده است. پاسخها و توضیحات پیرامون موضوع و واژگان، علیرغم داشتن تجربیاتی متفاوت، از ریشهی مشترکِ تلاش و آموزش حکایت دارد. مصاحبهگر از نقشِ آزمون، کارنامه، روشهای مطالعاتی، منابع، ساعات مطالعه، تعادل مطالعاتی، نقش مدرسه و امتحان، چالشهای دوگانگی در برنامه و .... میپرسد تا دانشآموز همانگونه که خودش را شناخته داستان تلاشِ نیمسال اولش را بنویسد و با شروع نیمسال دوم فکر کند برای پیشرفت و برای بهترشدن کدام استراتژی را انتخاب خواهد کرد؟
داوود اکبری
محمدرضا حیدری، دوازدهم تجربی با میانگین تراز 6118 از هشتگرد
مصاحبهگر: مهدیه نوریزاده
از همان تابستان 3 سال گذشته وارد آزمونها شدم و امروز، به لطف تلاش پیوسته، توانستهام تا این مقطع ۴۰۴ پاسخ صحیح در آزمونها کسب کنم و در آستانهی ورود به باشگاه ۵۰۰تاییها قرار بگیرم. میانگین تراز من در آزمونهای کانون ۶۱۱۸ بوده و در بازهی تابستان و پاییز موفق شدم عنوان قهرمان را نیز به دست بیاورم؛ تجربهای که انگیزهام را برای ادامهی مسیر چند برابر کرد. هدف من در نیمسال اول، جمعبندی و تثبیت مطالب بود تا پایهی محکمی برای ادامهی مسیر داشته باشم. در این بازه، تمرکز اصلیام روی مرور مباحث، کاهش فراموشی و رسیدن به تسلط نسبی در همهی دروس بود. در نیمسال دوم اما هدفم شفافتر و جدیتر شده است؛ تمرکز اصلی من قبولی در رشتهی دلخواه در کنکور است و تمام تصمیمها و برنامهریزیهایم را در همین راستا تنظیم کردهام. در مسیر رشد تراز، نوسانهایی هم داشتهام. در ابتدای مسیر، به دلیل حجم بالای مطالب و محدودیت زمان، ترازها رشد یکنواختی نداشتند و حتی در برخی آزمونها افت جزئی را تجربه کردم. اما با تحلیل دقیق آزمونها، شناسایی اشتباهات پرتکرار و اصلاح روش مطالعه، بهتدریج مسیر تراز من صعودیتر و باثباتتر شد. به نظرم این افتها اگر بهدرستی تحلیل شوند، میتوانند سکوی پرتاب باشند، نه مانع پیشرفت. برای رسیدن به این ثبات، برنامهی راهبردی کانون را مبنای اصلی مطالعهام قرار دادهام و در کنار آن، از دفتر برنامهریزی شخصیسازیشده استفاده میکنم تا بتوانم متناسب با شرایط خودم پیش بروم. این کار باعث شده مسیر مطالعهام منظم، هدفمند و قابل پیگیری باشد.
روزانه بهطور میانگین ۸ تا ۹ ساعت مطالعه دارم و سعی کردهام در همهی درسها پیشرفت متوازنی داشته باشم. با این حال، تمرکز ویژهای روی تقویت نقطه قوتم، درس زیستشناسی داشتهام. یکی از مهمترین چالشهایم در نیمسال اول، کمبود وقت بود که با اولویتبندی مباحث، حذف وسواسهای غیرضروری و تمرکز روی مباحث پربازده، توانستم تا حد زیادی آن را مدیریت کنم.
برای نیمسال دوم، چند تصمیم و اقدام مشخص در نظر گرفتهام:
• افزایش تمرکز روی دورههای منظم و جمعبندی هدفمند
• توجه بیشتر به مدیریت زمان در آزمون
• کاهش اشتباهات ناشی از بیدقتی با تمرین تستهای زماندار
• حفظ تعادل بین آمادگی برای کنکور و امتحانات نهایی برای م
آزمونها فقط ابزار سنجش نیستند؛ بلکه معیاری برای رشد شخصی به حساب میآیند. تحلیل آزمونها و بررسی نقاط قوت و ضعف، به من کمک میکند تصمیم بگیرم روی کدام درسها و مباحث سرمایهگذاری بیشتری داشته باشم. اگرچه مشاور مستقل نداشتم، اما ارتباط مستمر با پشتیبان کانون نقش مهمی در حفظ نظم و انگیزهی من داشته است. رقابت برای من بیشتر رقابت با خودم است تا دیگران. هر آزمون را فرصتی میدانم تا نسبت به آزمون قبلی بهتر عمل کنم. این نگاه باعث شده استمرار و پشتکارم نهتنها در درس، بلکه در زمینههای غیر درسی هم افزایش پیدا کند. آزمونها نظم، تمرکز و مسئولیتپذیری مرا تقویت کردهاند. در نهایت، کتابهای سهسطحی و آبی کانون ابزارهای اصلی من در مسیر مطالعه بودهاند و نقش مهمی در تثبیت مطالب و مرور دروس داشتهاند. با این حال، چیزی که بیش از همه برایم اهمیت دارد، درک عمیق مفاهیم و بهبود مستمر عملکرد در هر آزمون است؛ چون باور دارم پیشرفت واقعی، نتیجهی مسیر درست و پایدار است، نه فقط یک نتیجهی مقطعی.
