نام و نام خانوادگی: سارا یوسفی
پایه: دوازدهم تجربی
نام شهر و استان: فردیس ، البرز
رتبه : 1134 منطقه2
رشته و دانشگاه قبولی: دکترای عمومی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی البرز
شغل و تحصیلات مادر: کارمند ، دپیلم
شغل و تحصیلات پدر: آزاد، دیپلم
میانگین تراز: 7173
معدل : ۱۸.۱
سالهای حضور در کانون: از سال ۹۶ تا سال 1403 به مدت 8سال (ششم دبستان تا دوازدهم و یک سال فارغ التحصیلی)
چند آزمون شرکت کرده است: 174 آزمون
تراز کنکوراردیبهشت: ۱۰۵۰۰
تراز کنکور تیر: ۱۱۰۰۰
تراز سوابق: ۸۱۰۰
درصدهای کنکور اردیبهشت:
زیست: ۸۰ فیزیک: ۶۰ شیمی: ۵۵ ریاضی: ۶۶ زمین: ۴۲
درصدهای کنکور تیر: زیست: ۶۵ فیزیک: ۷۷ شیمی: ۷۲ ریاضی: ۶۳ زمین: ۶۶
مصاحبهگر : تازه گل آقچه لی
- در چه رشته ای قبول شدید و از کی تصمیم گرفتید بطور جدی برای کنکور بخوانید؟
دکترای عمومی داروسازی، از آذر ماه پارسال درس خواندنم جدی شد و هدفمندتر شدم.
آیا از قبل رشته دانشگاهی خود را انتخاب کرده بودید؟
بله من پزشکی و داروسازی اولویت انتخابم بودند و خداروشکر در رشته مورد علاقه ام قبول شدم.
- هدف شما از شرکت در این تعداد آزمون چه بود؟
آمادگی بیشتر برای کنکور و آزمایش خودم برای اینکه ببینم در چه سطحی قرار دارم.
دلیل شرکت شما در آزمونهای مشابه پارسال چه بود؟
آزمون مشابه پارسال را خیلی دوست داشتم زیرا به بنده یک نمای کلی از سوالات آزمون اصلی را میداد و باعث میشد ذهنم اطلاعات و سوالات مختلف را دستهبندی کند ، مخصوصاً سوالات مفهومی شیمی و زیست.
- از شرکت در این تعداد آزمون خسته نشدید؟ چه نتیجه ای برای شما داشت؟
چون از ششم در آزمون ها شرکت میکردم یک عادتی در من شکل گرفته بود تا هردوهفته یکبار خودم را بسنجم. گاهی ممکن بود حتی یک صفحه هم درس نخوانده باشم امّا چون روند سوال و پاسخ چالشی آزمون برام جالب بود سعی میکردم حتماً در آزمون شرکت کنم، سوالاتی که نمیزدم را مینوشتم و سعی میکردم به کمک پاسخنامه که بعد از آزمون منتشر میشد آن سوالاتی که نزدم را بنویسم و هم درسهایی که نخوانده بودم به طور موثری با آزمون و خطا در ذهنم ثبت میشد و به راحتی سراغ کتاب درسی میرفتم.
- پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت تراز شما شود؟
هر آزمون یک ردپایی از آزمون قبل را شامل بود و اگر این آزمون ها را در یک مسیر پیوسته پیش بروم باعث میشد، جدای از تراز و درصد در هر آزمون، درس ها را مدام مرور کنم و سوالات مشابه را چندین بار ببینم، به طورکه شکل و شمایل و حتی مقدمهی سوالات در حافظهی تصویری ام حک شود.
- شرکت در این آزمونها چه تاثیری بر وضعیت درسی شما در مدرسه داشته است؟
تست زدن از برداشت عمیق ما از مفهوم کتاب درسی می آید و وقتی کسی در تست زنی تبحر پیدا کند، انگار به سطوح مختلف کتاب درسی آشنایی پیدا کرده و برای خواندن کتاب درسی میداند از کجا شروع کند و چه نکاتی در کتاب حائزء اهمیت است، مثل یک اسکنی میماند که تمام کلید واژهها را پیدا میکند و از درون جملات بیرون میکشد. در امتحانات نهایی کار تقریباً راحت بود چون نیازی به مرور یا یادگیری کتاب درسی نبود، فقط سوالات نهایی پارسال را حل میکردم و گاهی حتی از پاسخ نامه های آزمون هم می آمدم سوال نهایی طراحی میکردم.
- مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
واقعیت آدم انعطاف پذیری هستم و زیاد مقید برنامه راهبردی نبودم یا سعی میکردم خیلی حساس نباشم، چون گاهی یک سری درس ها نیاز داشت اول پیشنیازش را بخوانم و همین پیش رفتن در برنامهی راهبردی را برای من پراکنده میکرد، پس سعی میکردم همگام با برنامه راهبردی طوری برنامه بریزم که به آزمون هم برسم و هم پیشنیازها را دوره کنم.
- نقاط قوت شما کدام درس ها هستند؟ روش مطالعه آن ها را توضیح می دهید؟
زیست و شیمی جز نقاط قوت من بود ، مخصوصاً مسائل شیمی را، همیشه وقتی در آزمون به قسمت مسائل میرسیدم چون سرعتم بالا بود در بقیه درس ها زمان را ذخیره میکردم و سعی میکردم این زمان را برای درس هایی مثل ریاضی و فیزیک استفاده کنم. برای درسی مثل زیست همیشه یک تصویر کلی از درس را برای خودم رسم میکردم و عین نقشهی راه قسمت های مرتبط باهم را خیلی ساده میخواندم و بعد بلافاصله آزمایشی تست یا سوالات تشریحی حل میکردم، همین باعث میشد اطلاعات کتاب درسی درذهنم طبقهبندی شود و دفعهی دوم فقط کلمات مهم و عبارت های تست خیز را پیدا کنم و هایلایت کنم. برای شبمی هم مفاهیم را، مثل یک نمودار درختی برای خودم دسته بندی میکردم و یک دفتر از سوالات تشریحی و تستی برای خودم کپی کرده بودم تا حل شان کنم. معمولاً در یک کاغذ کوچک جمعبندی ذهنم یا آن قسمت هایی که احساس میکردم زود فراموش می کردم را مینوشتم و روی میزم یا جلوی چشمم میگذاشتم تا تصویرش را در ذهنم داشته باشم و کد گذاری کنم.
- تحلیل آزمون را چگونه انجام میدهید؟
سوالات اشتباه و نزده را جدا میکردم و اول سراغ همین دو دسته سوال میرفتم، برای اینکه منفعل نباشم کتاب درسی را کنارم باز میکردم و سعی میکردم ببینم سوالات مربوط به کدام قسمت از کتاب میشودو تاجای ممکن سعی میکردم پاسخ را هم از کتاب پیدا کنم اما اگر نمیشد یا به جواب نمیرسیدم یا بلد نبودم، به سراغ دفترچه پاسخنامه میرفتم. آخر هم یا یک کدگذاری یا یک کلید واژه ان قسمت از کتاب درسی راهایلایت میکردم و شمارهی سوال مربوط به آزمون را کنار آن قسمت از کتابم علامت میزدم تا مرور آزمون و سوالش یادم نرود.

- نقش آموزشی خانواده، بالاخص پدر و مادر در این سالها چگونه بود؟
بعد از متوسطه اول آموزش درس هایم از پدر و مادرم جدا شد، چون هم رشتهشون متفاوت بود و هم زمان نداشتند که کنارم باشند و بهم کمک کنند، هرچند تا آنجایی که توان داشتندبا تحقیق، مشاوره و پرس و جو منابع خوب هردرس را برایم معرفی میکردند تا مطالعه کنم. در کنارش انگیزهی زیادی برای ادامهی راه بهم میدادند و مواقع خستگی سعی میکردند با شوخی و صحبت کردن کمی آن فشار درسی را کم کنند.
- آیا از سایت کانون استفاده می کنید ؟ هر چند وقت یکبار به سایت کانون مراجعه می کنید و چه قسمت هایی را مشاهده می کنید ؟
بله، زیاد گاهی برای انگیزه گرفتن کارنامهی نفرات برتر یا مصاحبه دانش آموزان برتر و کسانی کنکور قبول شدند را مطالعه می کردم.
- از کدام کارنامه های سایت کانون بیشتر استفاده می کنید ؟
یک کارنامه اصلی بعد از هر آزمون و یکی هم کارنامهی میانگین تراز که به صورت نمودار نقطهای وضعیت کلی ا م را نشان میداد.
- کدام قسمت از سایت کانون برای شما کاربرد بیشتری دارد؟
قسمت مصاحبه به دانش آموزان برتر، هرچند روش دقیقی از درس خوندانشان را نمیدادند اما خواندن موفقیت شان یک انگیزه برام محسوب میشد.
