نام و نام خانوادگی: محمد یوسفی
نام شهر، استان: پاوه، کردستان
گروه آزمایشی : دوازدهم تجربی
میانگین تراز کانون: 6100
رتبه در منطقه: 5666 منطقه 3
رتبه کشوری: 21208
چند سال و چه سالهایی دانشآموز کانون بودهاید: 1 سال (دوازدهم)
مصاحبه کننده : فرنوش تقوی کنی
لطفاً روایت خودرا بیان کنید :
مدرسهی نمونه دولتی اورمان در شهر پاوه درس میخواندم ، مجبور بودم هر روز مسیر طولانی را طی کنم تا به مدرسه برسم.
در دهستان بانه وره زندگی می کنم از شهر پاوه 40 کیلومتر فاصله دارد، پدرم دیپلم تجربی دارند و کارگر ساختمانی هستند و دایی من پیمان کار هستند و کنار ایشان در شهر های اطراف کار می کند بستگی به مسیر دور یا نزدیک بودن شاید گاهی شب ها به منزل نمی آیند و سر ساختمان های که کار می کنند می خوابند. مادرم لیسانس زبان دارند و خانه دار هستند. مستاجر هسیتم و 2 فرزند هستیم که ، خواهرم امسال پایه سوم دبستان میخواند و برای رفتن به مدرسه نمونه دولتی باید هر روز از بانه وره به پاوه میآمدم و برمیگشتم.
روزانه حدوداً 30 دقیقه زمان میبرد تا به مدرسه برسم همیشه باید با ماشین رفت و آمد میکردم است البته اگر آن روز خوش شانس بودیم و ماشین بود زیر اکثر اوقات ماشینی برای رفتن به پاوه نیست و باید مدت زیادی منتظر ماشین میماندم.
اکثر روزها باید مدت زمانی 45 دقیقه منتظر میشدم تا ماشینی پیدا شود و بتواند من را برساند.
در تابستان سال آخر که بسیار زمان حساسی بود، پدربزرگم فوت میکند و باتوجه به فرهنگ عزاداری در منطقه ما رفت و آمد زیاد تا مدتها بعد از مجلس ختم، نظم و آرامش خانه ما مختل شده و مجبور به درس خواندن در فضایی شلوغ بودم در این با برنامهریزی که داشتم و با کمک برنامه راهبردی کانون پیش میرفتم و با قدرت و تلاش بیشتر به مسیرم ادامه دادم.
پدر و مادرم پیگیر وضعیتم بودند و همیشه پشتیبانم بودند. پشتیبانم آقای ماموستا سروش نیز لحظه به لحظه پیگیر وضعیت در مدرسه و آزمونهای کانون من بودند و در پیشرفتم خیلی نقش موثری داشتند و همیشه پشتیبان و راهنمای بسیار خوبی برای من بودند تا انگیزه کافی را برای درس خواندن داشته باشم.
