رضا نوری، از ششم دبستان تا رتبهی 8 تجربی کشور
پیوستگی و استمرار خود را نسبت به آزمونها حفظ کردم
رضا نوری در یک نگاه:
شهر: ارومیه (استان آذربایجان غربی)
رتبهی تجربی: 4 منطقه 2 و 8 کشوری
مدرسهی دبستان: امام رضا (ع)
مدرسهی متوسطهی اول: شهید بهشتی 1
مدرسهی متوسطهی دوم: شهید بهشتی 1
میانگین تراز دوازدهم: 7496
سابقهی حضور در آزمونهای کانون: سوم، چهارم و ششم دبستان تا دوازدهم تجربی به مدت 9 سال (179 آزمون)
تحصیلات و شغل پدر: لیسانس حسابداری، بازنشستهی بانک ملی
تحصیلات و شغل مادر: لیسانس ریاضی، فرهنگی بازنشسته
درصدهای کسب شده در کنکور تجربی 1401:
ادبیات: 84 عربی: 80 دینی: 94 زبان: 84
زمینشناسی: 70 ریاضیات: 95 زیستشناسی: 79 فیزیک: 95 شیمی: 93
9 سال آزمون دادن چه نتیجهای برای تو داشت؟
من بهمرور مهارتم در آزمون دادن پیشرفت کرده بود. روشهای مدیریت جلسهی آزمون را یاد گرفته بودم و تکنیکهای حل تست را بلد بودم. در سه سال آخر دیگر آزمونوخطا نداشتم و شیوههای صحیح را در طول سالها، تجربه کرده بودم و فراگرفته بودم. ضمناً آزمون دادن به من کمک کرد که در ششم دبستان در آزمون تیزهوشان پذیرفته شوم.
روند مطالعهی جدی برای کنکور را از چه سالی شروع کردی؟
من از تابستان قبل از ورود به پایهی دهم، کارم را با پیشخوانی درسهای این پایه شروع کردم. از مهرماه هم جدیت و نظم من در درسخواندن بیشتر و بیشتر شد. سعی می2کردم برای درسهای محاسباتی اولویتم را بر حل تستهای بیشتر و متنوعتر بگذارم. برای درسهایی مثل زیستشناسی هم تمرکزم بیشتر روی مطالعه و مرور مفاهیم کتاب بود، البته تست هم کار میکردم. درسی مثل زیست را اگر فقط حفظ کنیم، بهمرور فراموش میشود. اما وقتی مفاهیم را بهخوبی یاد میگیریم و مرور کافی داریم، مطالب در ذهن تثبیت میشوند.
دفتر برنامهریزی را تکمیل میکردی؟
تکمیل دفتر برنامهریزی برای من خیلی مهم بود، چون باعث میشد درسخواندنم نظم خاصی پیدا کند. در پایان هر هفته، میزان تلاشی که برای هر درس کرده بودم و تعداد تستی که برای هر درس زده بودم مشخص میشد و میتوانستم عملکردم را با نتیجهای که گرفته بودم بسنجم و برای هفتهی بعدی هدفگذاری بهتری داشته باشم. اگر به درسی کمتوجهی کرده بودم و نتیجهی دلخواهم را نگرفته بودم، هفتهی بعدی جبران میکردم.
در طول این سه سالی که برای کنکور درس میخواندی ساعت مطالعهات چقدر بود؟
پایهی دهم که بودم، مدارس حضوری بود و روزهایی که مدرسه میرفتم، 4 تا 5 ساعت درس میخواندم. این میزان در روزهای تعطیلم به 8 تا 9 ساعت میرسید. پایهی یازدهم بهصورت آنلاین درس میخواندیم و من هر روز، در حدود 10 ساعت برای درسهایم وقت میگذاشتم. پایهی دوازدهم ساعت مطالعهام بین 10 تا 12 ساعت بود و باز هم آنلاین بودیم.
در کنکور بهترین درصد اختصاصی تو مربوط به چه درسی بود؟
ریاضی و فیزیک را 95 درصد زدم.
این دو درس را با چه شیوهای خواندی؟
برای این دو درس تقریباً روش مشابهی را پیش گرفته بودم که نتیجه هم داد. جزوه یا درسنامهای را که در اختیار داشتم، مطالعه میکردم و تستهایی را که داشت، بادقت کار میکردم و نکات مهمش را یاد میگرفتم. برای درس ریاضی از جزوهی دبیرم استفاده میکردم و برای فیزیک، درسنامه میخواندم. بعد برای هر زیرمبحث، تعدادی تست آموزشی حل میکردم تا ببینم که برای بخشی که خواندم به چه صورتی سؤال طراحی میکنند و جزئیات و نکات بیشتری هم یاد بگیرم. برای تستهای آموزشی محدودیت زمانی قائل نبودم و هدفم آشنایی با طراحی تستها بود. به نظرم برای هر زیرمبحثی که میخوانیم، حل 10 تا 20 تست آموزشی کفایت میکند. در مرحلهی بعدی به سراغ حل زماندار تستهای دشوارتر میرفتم. بستههای 10 یا 20 تایی انتخاب میکردم و برای خودم زمان در نظر میگرفتم تا سرعتعملم افزایش پیدا کند. در نهایت هم از خودم آزمون میگرفتم و از آزمونهای سالهای گذشتهی کانون استفاده میکردم. برای این دو درس از کتابهای سه سطحی هم در کنار سایر منابعم استفاده کردم.
تحلیل آزمون را با چه روشی انجام میدادی؟
تحلیل برای من شاید از خود آزمون هم مهمتر بود. جمعه بعدازظهر تحلیل آزمونم را انجام میدادم و گاهی هم شنبه صبح این کار را تکمیل میکردم. اول اشتباهات و نزدههایم را بررسی میکردم و یادگیریام را کامل میکردم. بعد به سراغ سؤالاتی میرفتم که به پاسخ آنها شک داشتم یا نکتهای داشتند که بلد نبودم. نکتههای جدید را برای خودم یادداشت میکردم. نکات زیست را در کتاب درسی مینوشتم و برای باقی درسها، دفتر نکات داشتم.
در تمام طول سال با برنامهی راهبردی پیش رفتی؟
من تا کنکور منطبق بر برنامهی راهبردی درس خواندم و پیوستگیام را حفظ کردم. به برنامهی راهبردی اعتماد کامل داشتم. رتبههای برتر سالهای قبل هم نسبت به برنامه پیوستگی داشتند و من این اعتماد را از آنها یاد گرفتم.
در طول این سه سال چالش خاصی داشتی؟
دهم که بودم روش مطالعهی صحیح درس زیست را بلد نبودم. اوایل فکر میکردم اگر فقط کتاب و درسنامه را بخوانم و زمان بیشتری برای حل تستها صرف کنم به نتیجه میرسم. بعداً متوجه شدم که دانشآموزان موفق زمان زیادی را به مطالعهی دقیق متن و شکلهای کتاب درسی اختصاص میدهند و همین موضوع باعث میشود مطالب را بهتر بفهمند و نتیجهی بهتری هم بگیرند. من هم روشم را تغییر دادم. کتاب را با دقت بیشتری میخواندم. نکات مهمی را که از تستها یاد میگرفتم در حاشیهی کتابم مینوشتم. مجدداً کتاب و نکاتم را مرور میکردم و از روی منبع دیگری تست کار میکردم. دوباره همین روش را ادامه میدادم. حتی اگر از تستهای هر آزمونم، نکتهی جدیدی یاد میگرفتم هم آنها را در حاشیهی کتاب درسی یادداشت میکردم و بارها مرور میکردم. کتابدرسیام برای من به منبع جامعی تبدیل شده بود.

چطور بین درسهای مدرسه با آزمونها تعادل برقرار میکردی؟
اغلب درسهای مدرسه با آزمونهای کانون هماهنگ بود یا گاهی از برنامهی کانون عقبتر بود. برای هر آزمونم، بهخوبی درس میخواندم و خودم را برای آزمونها به طور کامل آماده میکردم. همین موضوع به من کمک میکرد که همیشه برای مدرسه هم آمادگی خوبی داشته باشم. البته باید بگویم که اولویت من آزمونهایم بود. آمادگی برای آزمونها معادل آمادگی برای امتحانات مدرسه بود.
نقش پدر و مادرت را در موفقیتت چگونه ارزیابی میکنی؟
پدر و مادرم محیط خانه را آرام نگه داشتند تا من بتوانم در طول این سه سال، با آرامش در فضای خوبی درس بخوانم. هر زمان هم نیاز به کتاب یا جزوهای داشتم برای من تهیه میکردند تا منابع کافی در اختیار داشته باشم. گاهی هم اگر سؤال ریاضی داشتم که خودم نمیتوانستم به پاسخ برسم، از مادرم کمک میگرفتم.
عادتی داشتی که با استمرار در انجام آن، نتیجهی خوبی گرفته باشی؟
من همیشه برای درس ادبیات، 10 تست قرابت و 10 تست آرایه کار میکردم و در انجام این روتین، استمرار خوبی داشتم. این کار کمک زیادی به من کرد. عادت خوب دیگرم این بود که جمعههای آزمون، برای دوهفته برنامهریزی میکردم و کاملاً مشخص میکردم که میخواهم از روی کدام منابع، چه تعداد تست کار کنم. معمولاً برنامهی هفتهی اول را با جزئیات بیشتری مینوشتم و باتوجهبه میزانی که به برنامهام پایبندی داشتم، بهمرور برنامهی هفتهی دوم را هم تکمیل میکردم. برنامهی راهبردی را هر هفته برای خودم شخصیسازی میکردم.
روشت برای برنامهریزی چگونه بود؟
من برای خودم مشخص میکردم که هر روز در چه ساعتهایی میخواهم چه درسهایی را بخوانم و کدام تستها را میخواهم حل کنم. درواقع برنامهی روزانهی من با جزئیات کامل، مشخص بود. هر روز میدانستم که در چه ساعتهایی، چه کاری باید انجام بدهم و در چه ساعتهایی میخواهم استراحت بکنم. تا حد توانم تلاش میکردم که هر روز طبق برنامه پیش بروم و تستهایی که مشخص کردهام، کار کنم و بخشهایی را که مشخص کردهام، بخوانم.
از سایت کانون و مجلهی آزمون استفاده میکردی؟
من گفت و گو با رتبههای برتر را دوست داشتم و همیشه مطالعه میکردم. گاهی هم به کلکسیون روشهای مطالعه سر میزدم. در روز شاید نیم ساعت از گوشی و اینترنت استفاده میکردم. به گروههای درسیام سر میزدم و استفادهام از اینترنت هم بیشتر درسی بود.
چه رشته و دانشگاهی را انتخاب کردی؟
پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران را انتخاب کردم.
و اما نکتهی آخر ...
دوست دارم به بچهها بگویم که پیوستگی و استمرار خود را نسبت به آزمونها حفظ کنند. اگر در یک آزمون نتیجهی دلخواه خود را نگرفتند، ایراداتشان را برطرف کنند و با تلاش بیشتری خود را برای آزمون بعدی آماده کنند.
